لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه از ناصر اسماعیلی، علیرضا ابراهیمی، علیاکبر دوستدار sin«سـينـا»cities
بلندی تو رو
فقط بعنوان
نشانی از رفتارت میشناسن
چون تو فقط به اندازهی،
رویاهات کوچیکی.
شاید کوچیک باشی، بزرگ و قد بلند نباشی،
ولی باید اسمت رو غول بذارن
چون فقط به اندازهی رویاهات کوچیکی...
میدونم که من...
ببخشید!
آره، ببخشید
این داستانی نیست که میگیم
نه. ما برای پیتر خرگوشه اینجاییم
قهرمان داستانمون
خرگوش جوونی که کت آبی میپوشه و شلوار نمیپوشه
هی! با همقد خودت در بیفت
با کمال میل
منظورم خودم نبود
میبینم بازم داری میری به باغ اون
راههای امنتری هم برا غذا پیدا کردن هست ها!
آره، ولی حال نمیدن که
دربارهی دزدی از مزرعهی مکگرگور بهت چی گفتم؟
حتماً برات یکم گلکلم بیارم؟
چه گل پسری. حالا برو ببینم
خیلیخب. گزارش بده بنجامین
نصف چمنها رو زده،
که شاید وقت کافی بهمون بده
نگاش کن
شیطانصفت
با چمن هم دعوا داره
هی، یه فکر خفن دارم
چطوره نریم داخل،
چون دفعهی پیش نزدیک بود دستگیر بشی
فدات بشم من
میخوام بخورمت
این دقیقاً همون کاریه که اون میخواد با تو بکنه
بلندتر. بلندتر
چرا تو همیشه بالایی؟
چون از همه بزرگترم
ما سه قلوییم!
بازم از همه بزرگترم
شونزده ثانیه
آخرین بار کی دُمت رو شستی؟
خیلیخب، استراحت تمومه. بجنبین
- آره - مسابقه
عمراً اگه بذارم اول بشی
نکن دیگه
قشنگ نگاه کنید،
چون میخوایم همشون رو بگیریم
ببخشید. نمیدونم چرا انقدر تپل شدم
فقط سالاد میخورم
بخاطر سسه، سس رو بذار کنار
یا روش آبلیمو بچکون
باور کن زندگیت رو تغییر میده
خیلیخب. همتون میدونید چیکار کنید
نمیخوام وانمود کنیم کاری که میخوایم کنیم
جسورانه، بیپروا، یا حتی خطرناک نیست
ولی ما موفق میشیم،
چون هممون نقشی حیاتی داریم،
که مناسب با استعدادهامون بهمون داده شده
مراقب مراقب مراقب مراقب
قهرمان
حالا بریم تو کارش
منم باهات میام
- عمراً - چرا؟
میترسی پام تو یه تله گیر کنه
و من مجبور بشم بکنمش، و بعد تو تا آخر عمرم
منو خپله صدا کنی و من این زخم وحشتناک رو داشته باشم،
ولی همهی زخمهای واقعی درونمون نیستن؟
شرمنده، جوگیر شدم
چیزی نیست. ما یه خانوادهایم اینجا امنه
خیلیخب، بیاید ببینم
- همه آمادهایم؟ - آره
- قطعاً - همیشه
- فکر کنم - دوستتون دارم بچهها
حالا بریم تو کارش
این یکی خیلی حال میده
کاهو، تربچه، کاسنی
بهت میگم کاسنی چیه
دزدیدن سبزیهای این مرد چقدر آسونه
چون "کاسنی" شبیه "مسخره" تلفظ میشه
نمیخواد جُک رو توضیح بدی
- فلاپسی! - آره!
ماپسی!
- دم پنبهای!
من خوبم!
گوجه، گورجه
سیبزمینی، دیبدمینی
راستش هیچکس نمیگه دیبدمینی، اینو متوجه شدی؟
بازی رو ول کن دیگه
میتونم هر چقدر میخوام بازی کنم نمیتونه وقتی داره چمن میزنه صدامون...
رو بشنوه
خرگوش
نه نه، وایسا
- برو - جیم شو
از اونجا برو
نه پیتر
- میخوام اینو بذارم اونجا - اینکارو نکن
- فکر میکنی فکر بدی هست؟ - آره فکر بدی هست
درست نمیگیرم، آره یا نه؟
قطعاً نه
نمیتونیم از اونور در دهنت رو ببینم
نه نه نه نه
- فکر کنم گفتی آره - نه
- من آره در نظر میگیرمش - نه، نه پیتر
- چی؟ - وای خدا
وای نه
نه
پیتر نه!
از اونجا بیا بیرون
خرگوش، تو کیکم میذارمت
کتت رو ول کن
همونکاری که با بابات کردم
صبح بخیر آقای مک گرگور
تویی که
روزی زیباییه، مگه نه؟
اون خرگوش رو بده بهم
یه چیزی رو...
چیزی نیست
خوبی؟
الان چشمک زد؟
حتی نمیدونستم میتونیم اینکارو بکنیم
خیلی خوشگل شدین
رگتون که معمولاً زیر پوست سرتون معلومه رفته داخل
مدیتیشن میکردین؟
این باغ منه
بذارید بهشون بگم
این باغ اونه
تموم شد
فکر کنم هممون حرف همو فهمیدیم
پس این خرگوشها الان دیگه بیخیال غریزهی طبیعیشون برای تغذیهی خودشون میشن
دفعهی بعدی آخرین بارشون میشه
مطمئن میشم اونم بهشون بگم
بجنبید خوشگلای من
ایشون خانم «بی» هستن
همسایهی آقای مکگرگور و خرگوشهاست
به نظرتون کدوم خرگوش رو بیشتر دوست داره؟
بجنبید بیاید تو. یه چیزی میدم بخورید
دیگه نباید برید اونجا
اینبار نزدیک بود دستگیر بشید
بیا اینجا کوچولو
خشکت کنم
اون یه هنرمنده
کوچ کرده روستا تا روی نقاشیهاش کار کنه
اگه درکشون نکردید یا ازشون خوشتون نیومد، حس بدی پیدا نکنید،
حتی اگه بدونید باید کدوم طرفی بهشون نگاه کنید
اونا وحشتناکن و خودشم میدونه
پس برای سرگرمی، اون نقاشی محلیها رو میکشید
زیباین
ولی یه یادآوری همیشگی از اینکه پیتر و خانوادهش چی گذروندن
قول میدم همیشه کنارت باشم
و بوده،
از همون موقعی که مادرشون مرد
بارون تموم شد
بخاطر کت بابا متاسفم
متاسفم که کت بابا رو از دست دادی
من که گفتمش
آره، ولی بزرگتره که بگه،
تاثیرش بیشتره
فقط یه کت ِ
مامان و بابا هنوز تو قلبم هستن
و اینجا. و اینجا. و اینجا. و اینجا. و اینجا
ولی توی تو کمتر، چون تو فقط پسر خالهی مایی
میدونی، تو خواهرزادهای. و از طریق ازدواج
نمیخوام تو رو از خودمون ندونم، من فقط...
میدونی، میخوام دقیق باشم
خیلیخب، فقط بهم قول بدید تو باغش نمیرید
پسش گرفتم بابا
گرفتمت خرگوش
میدونستم میای
الان دیگه اون خانم اینجا نیست تا ازت مواظبت کنه
امشب هوس کردم کیک بخورم
کیک خرگوش
چی؟
چی؟
اون...
کاملاً قطعی میاد
خیلی قطعی
یعنی... که من...
که من...
که من موفق شدم. من موفق شدم
- چی؟ - موفق شدم
از شرش خلاص شدم. کی گرسنهست؟ گاز بزنید بچهها
رفتی تو باغش؟
نه. رفتم تو باغ خودمون
بدون مراقب؟
اینطوری یکی رو به کشتن میدی ها
و دادم
مکگرگور مرده؟
الان جای بهتری رفته
- جدی؟ - آره
اون ماشین بستنی که چراغ چشمک زن داره
در واقع، پیتر حتی نمیتونست ادعا کنه
که باعث شد قلب پیرمرد یهو بترسه
افتخار این کار میرسه به 78 سال انتخابهای وحشتناک در سبک زندگی
- واو - چی میگی!
خیلیخب، این الان زمین ماست،
پس بیاین یهو غارتش نکنیم
وظیفهی ماست تا تغذیهش کنیم، نگهداری کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.