Extraordinary

Extraordinary

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Extraordinary S01E03 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E03 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E03 1080p WEBRip x264-GalaxyTV
Extraordinary S01E03 720p WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
په خپور شو: 2023-05-12
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫شاید بهتر باشه کمکش کنیم

‫صبر کن، صبر کن. یاد می‌گیره. ‫کار با انگشت شست یه ذره سخته

‫کار با در بازکن رو هم بلد نیست؟

‫اگه نتونی ساده‌ترین کارها رو انجام بدی ‫هرگز نمی‌تونی به جامعه برگردی

‫ساده‌ست، باشه؟ با گیره نگهش می‌داری...

‫بعدش...

‫گندش بزنن

‫خرابه

‫ترجمه: ‫Thetrueali

‫- ببخشید؟ ‫- یا خود خدا

‫شما اینجا کار می‌کنید؟ یه شکایت دارم

‫مشکل چیه؟

‫این لباس رو برای تولد شوهرم اجاره کردم...

‫حالا ماسک کوفتی در نمیاد

‫ببخشید. گفتید تولد شوهرتون؟

‫بله

‫خیلی‌خب

‫پس یعنی شوهرتون از زنان قوی ‫خوشش میاد؟

‫فکر کنم یه جور حالت خلأ ایجاد شده

‫سعی کردید چربش کنید؟

‫می‌تونید از کَره یا لوبریکانت استفاده کنید ‫(ژل مخصوص سکس)

‫ببخشید، ولی من چرا باید توی خونه‌ام ‫لوبریکانت داشته باشم؟

‫بیخیال بابا

‫لوبریکانت داری

‫می‌خوام همین الان این ماسک بیاد بیرون

‫لازم به گفتن هم نیست که انتظار دارم ‫تمام پولم پس داده بشه

‫متأسفانه ما فقط در صورتی می‌تونیم ‫پول شما رو پس بدیم...

‫که همونطوری از لباس استفاده شده باشه ‫که قرار بوده

‫با این حرف چه منظوری دارید؟

‫نمی‌تونی به مشتری القا کنی که شوهرشو ‫با لباس مارگارت تاچر کرده

‫خب کرده

‫البته که کرده، ولی نمی‌تونی اینو بگی

‫بعضی وقتا برام سوال میشه که تو ‫واقعاً در خور خدمات مشتریان هستی یا نه

‫کاملاً حق با توئه

‫نه، فکر می‌کنم بهترین کار اینه که ‫اخراجم کنی...

‫و یه حق سنوات سخاوتمندانه هم بهم بدی

‫تو یه مدیری. یه دروغگوی درجه‌یک

‫به همون اندازه‌ی مناسب از آدما متنفری. ‫تا حالا ندیدم یه فرصت سیگار کشیدنو از دست بدی

‫اینجا می‌تونی رشد کنی

‫وقتی مُردم جای منو بگیری

‫خیلی لطف داری که اینو میگی، آنجی ‫ولی این کار موقته

‫تیم هم وقتی اینجا مشغول به کار شد همینو گفت

‫هفت ساله که اینجاست. هنوز عاشق این کاره

‫اصلا و ابدا

‫دیوونه شدی؟ امضاش نمی‌کنم

‫گوش کن، این برات قرارداد خیلی خوبیه

‫موسیقی تو توی تک‌تک آسانسورهای ‫کشتی‌های تفریحی

‫شاید حتی کارای قدیمیت رو ‫واسه آهنگ انتظار تلفن بخوان

‫من پنج شب پشت سر ‫سالن بردفورد رو کامل پر کردم

‫با 75 درصد اعضای رولینگ‌استونز سکس کردم

‫کشتی تفریحی؟ فکر نکنم

‫وقت یه بازگشت دوباره‌ست

‫ولری، می‌دونی که ما اعضای لیبل ‫عاشق توییم

‫ولی فقط یه نفر با وضعیت تو تونسته ‫بازگشت دوباره داشته باشه و اونم مسیحه

‫هنوز می‌تونم آهنگ بخونم. هنوز مهمم

‫گور باباش. حتی حاضرم با یکی دیگه ‫همخوانی کنم

‫ویتنی هیوستون این روزا در چه حاله؟

‫برو بیرون. الانه که مصاحبه‌ام با ملت شروع بشه

‫- میشه منم نگاه کنم؟ ‫- واسه چی؟

‫می‌خوام یاد بگیرم چطور دوباره انسان باشم

‫باشه. ولی کار عجیبی انجام نمیدی ‫و حرفی هم نمی‌زنی و به کسی دست نمی‌زنی

‫خیلی برام مهمه

‫فقط برای من هم نه، باشه؟

‫این کار رو برای شهر انجام میدم. ‫برای مستضعفین

‫جن میگه به این خاطر انجامش میدی ‫که یه بازنده‌ی بی‌خاصیتی...

‫که دوست‌دخترت رو تیغ می‌زنی

‫و این تقلید نوستالژی از نیرومندی...

‫بهت توهم کنترل روی حیات بی‌جهت ‫و غیرمردانه‌ات میده

‫ولی من معنی اکثر این کلمات رو نمی‌دونم

‫راست میگه؟

‫خوبی؟

‫خیلی خوب با خبر کنار اومد

‫آره، کارت تحسین‌برانگیز بود. ‫صداش خیلی واضح بود

‫نظرت راجع به یه کار دوم چیه؟

‫یه هنرمند مرحوم دیگه داریم...

‫که فکر می‌کنم بتونی خوب باهاش کنار بیای

‫پرونده‌ی ارث و میراثه؟ چون من تازه‌کارم

‫مطمئنم تو از پس هر کاری بر میای. ‫خیلی تحسین‌برانگیزی، کری

‫آره. آره

‫از پسش بر میام. انجامش میدم

‫عالیه. شنبه، ساعت دو. آدرسو برات می‌فرستم

‫آره، عالیه

‫اسم؟

‫سباستین. سب... سب

‫و قدرتت؟

‫می‌تونم موجودات آبزی رو احضار کنم

‫می‌تونی بهشون دستور هم بدی؟

‫نه

‫بابام خرپوله

‫- اسمتون؟ ‫- ادی

‫مگان

‫چه قدرتی داری؟

‫می‌تونم از توی جامدات رد بشم

‫می‌تونم هر چیزی رو به پی‌دی‌اف تبدیل کنم

‫- یعنی مثلاً یه یخچالو؟ ‫- هر چیزی رو

‫- یه آدمو؟ ‫- هر چیزی رو

‫من عملاً یه آهن‌ربائم

‫همیشه فعال نیست، ولی وقتی فعال بشه ‫خودتون می‌فهمید

‫فعال شد

‫ایول

‫باهات تماس می‌گیریم

‫وای. گیر کردم

‫ولی بهم توجه نکنید. میارمش بیرون

‫هنوز گیر کردم

‫- افراد بیشتری قراره بیان؟ ‫- آره

‫ببخشید. چیکار داری می‌کنی؟

‫کونم یه پرینتر سه‌بعدیه

‫هر چیزی که بخواید رو می‌تونم بسازم، ‫مادامی که آیرودینامیک باشه

‫می‌تونی یه قاشق درست کنی؟

‫خیلی شرمنده. ببخشید مزاحم شدم

‫- شرمنده ‫- یالا، تو می‌تونی

‫- یالا. خدای من، ایول ‫- تو می‌تونی

‫- با تمام وجود ‫- خدای من

‫- یالا، با تمام وجود ‫- وای

‫ادامه بده

‫- فشار بده ‫- آره

‫یالا

‫- ایول ‫- وای

‫نه

‫میشه بهتون ملحق بشم؟

‫چطوری وارد آپارتمان شدی؟

‫سرعت فوق‌العاده. انگار لازمه که بپرسی

‫خیلی‌خب. یعنی چقدر سریع؟

‫رفتم موزه‌ی تیت مدرن و برگشتم

‫آثارشون از سبک دادائیسم ناامیدکننده‌ست

‫بدرود

‫خیلی ممنون که اومدی

‫مشکلی نیست

‫بعضی وقتا حس می‌کنم از من ‫به عنوان یه دستگاه فتوکپی استفاده می‌کنن

‫واسه همین خیلی خوبه که انجام ‫کارهای حقوقی ازم درخواست بشه

‫چون بلدم این کارا رو، ولی هیچوقت ‫ازم درخواست نکردن

‫- عه، اینجا یه استودیوی موسیقیه؟ ‫- باهوشی ها

‫یه هنرمندی بود که قبل از اینکه بتونه ‫آخرین آلبومشو تموم کنه، افتاد مُرد

‫حقیقتاً غم‌انگیزه. طرفدارانش هنوز ‫خیلی پرشورن

‫ما هم از قبل بهش پول داده بودیم، ای وای

‫واسه همین اگه بتونه از طریق تو ‫آهنگ بخونه...

‫می‌تونیم آهنگ‌ها رو تکمیل کنیم...

‫و بوم، توی سی چهل کشور در سرتاسر جهان ‫فروش میلیونی خواهیم داشت

‫ردیفه؟

‫عه

‫- می‌خوان کیو داخل خودت احضار کنی؟ ‫- کلت کالاهان

‫ظاهراً توی دهه‌ی هشتاد ‫یه خواننده‌ی کله‌گنده‌ی سبک کانتری بوده

‫فکر می‌کردم واسه کارای حقوقی به اونجا رفتی

‫خودمم همینطور، ولی فقط به خاطر قدرتم ‫منو می‌خوان

‫چرا هیچکی براش مهم نیست که چه کارایی ‫از دست کری بر میاد؟

‫احتمالاً به خاطر اینکه کری ‫کمی بیش از اندازه...

‫خودشو سوم شخص خطاب می‌کنه

‫می‌تونی بیای اینجا و ازم حمایت معنوی کنی؟

‫سر کارم. نمی‌تونم همینطوری بپیچم بیام

‫دارم واسه اون کلینیک پس‌انداز می‌کنم. پول‌لازمم

‫یه سهم بهت میدم. بهم پول میدن

‫چقدر بهت میدن؟

‫نمی‌دونم. پرسیدنش یه ذره بی‌ادبیه، نه؟

‫خواهش می‌کنم بیا. واقعاً الان ‫به یه دوست احتیاج دارم

‫نه، به دوست احتیاج نداری

‫به یکی احتیاج داری که بتونه ‫یه معامله‌ی خوب برات جور کنه. یه آدم بدقلق

‫کسی که بهش احتیاج داری...

‫جن ریگن، از شرکت مدیریت استعداد جن ریگن

‫اینکه دست‌نویسه

‫ما یه آژانس اختصاصی و منحصر به فرد هستیم

‫حالا این گنجینه‌ی ملی تا وقتی که سر قیمت ‫به توافق نرسیده باشیم، لام تا کام حرف نمی‌زنه

‫این ماده‌ی الحاقیشه

‫بشقاب سوشی. دمای اتاق، آب یخ

‫بعداً می‌تونیم با این قضیه سر و کله بزنیم

‫کاری که الان باید انجام بدم ‫اینه که با کلت صحبت کنم

‫حسابی گیج میشه

‫اول پول

‫- 250تا می‌تونیم بهتون بدیم ‫- بیخیال بابا

‫خانم جکسون روز شنبه واسه 250تا ‫سوتین نمی‌پوشه

‫- پونصدتا، پیشنهاد آخر ‫- سیصدتا

‫فکر می‌کنم موکلم با سیصد پوند موافق باشه

‫- آره ‫- آره

‫سیصد هزار پوند

‫میشه یه لحظه با موکلم تنها باشم؟

‫گفت سیصد هزار پوند؟

‫می‌تونم یه آپارتمان بخرم. می‌تونم برم سفر

‫می‌تونم کلم بروکلی ساقه‌ظریف بخرم

‫ساقه‌ظریف، جن. خیلی ظریف‌تره

‫می‌تونی پول کلینیک رو بدی

‫این عدد قابل قبوله، بله

‫دوستامون کِی میان؟

‫اونا دوستامون نیستن. ‫گروه آتش‌به‌اختیاران منن

‫چی پشتت قایم کردی؟

‫گفتی خوراکی لازم داری، واسه همین...

‫خب کجا بشینم؟

‫راستش باید یه کار خیلی مهم ‫برام انجام بدی

‫باشه

‫خیلی‌خب. ازت می‌خوام که...

‫اینا رو برام بگیری

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. آره، این کارو ‫می‌تونم انجام بدم

‫می‌تونم انجامش بدم. برات...

‫نوار بهداشتی می‌گیرم

‫عالیه

‫- از کجا باید نوار بهداشتی بگیرم؟ ‫- داروخونه

‫داروخونه. آره

‫جن میگه برام زوده که برم بیرون

‫خب جن الان اینجا نیست. باشه؟

‫- باشه. ناامیدت نمی‌کنم ‫- آره

More Farsi Persian subtitles for Extraordinary

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left