د خپرونې معلومات

Master In The House E211[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

تګونه

other
په خپور شو: 2022-04-16
ډاونلوډونه: 9
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 163 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

حتما داستان های پشت صحنه زیادی دارین

از اونایی که هیچوقت قبلا درموردش نگفتین

زیاد هستن. منظورت اینه تاحالا موقع پوشش خبری تو خطر بودم؟

تاحالا بهتون گفتن که شب ها مراقب باشین؟

...من اون نامه ها و تهدید هارو

بارها گرفتم- واقعا؟-

واقعا؟

اینها شما رو نمیترسونه یا تحت فشار نمیذاره؟

ولی من هیچ کار اشتباهی نکردم

اونها بودن که کار اشتباه انجام دادن

هیچ دلیلی نداره که ما بترسیم

پس، اونها وحشتناک یا ترسناک نیستن

...چیزی که واقعا من رو میترسونه

خوندن شهادت قربانی هاست

واقعا سخته

،همونجوری که گفت

،اگه از مجرم ها میترسیدم

خیلی وقت پیش استعفا میدادم

،نمیدونم چطوری توی سریال به تصویر میکشنش

ولی این چیزی‌ـه که من تو صفحه آخر نوشتم

چیزی که باعث شد پل های پشت سرم رو خراب کنم درد قربانی ها بود

این چیزی‌ـه که نوشتم

...یعنی

،اگه فرار کنم

قربانی ها چی میشن پس؟

من به قربانی ها قول دادم با پوشیدن یونیفرم پلیس ازشون محافظت کنم

،ولی اگه فرار کنم

قربانی ها باید به کی تکیه کنن؟

...اینجوریه که من صحنه های جرم

و دیدگاهم نسبت به مجرم هارو تحمل میکنم

واسه همین تاحالا هیچوقت نترسیدم

تهیه کننده ها

هیچوقت تاحالا موقع پوشش توی موقعیت خطرناک گیر افتادین؟

زیاد نبودن؟

زیاد بودن

حتما زیاد اتفاق افتاده

زیاد اتفاق افتاده

...موردی که بیشتر از همه ازش ترسیدم وقتی بود که

مخفیانه وارد یه انجمن مذهبی شده بودم

...یه انجمن مذهبی بود

مربوط به پرونده ای که کشور رو کاملاً متحیر کرد

،اون موقع

...از یکی از اون انجمن کمک گرفتم

و به سختی تونستم وارد بشم

اون روز، اون انجمن مذهبی یه رویداد بزرگ داشت

نجاتمون بده- نجاتمون بده-

ده ها هزار نفر تو اون رویداد بودن

افراد زیادی اونجا بودن

تظاهر کردین که یکی از اعضاشون هستین؟

آره

تظاهر کرد که یه معتقده‌ـه- آره تظاهر کردم معتقدم-

،توی هر سالن

اعلان هایی علیه خبرنگاران داشتن

خیلی سخت گیرانه بود

...به هرحال، بازم رفتم داخل و مخفیانه

با ضبط و دوربین همه چیز رو پوشش میدادم

چطور این کار رو کردین؟ دوربین رو اینجا گذاشتین؟

،نمیتونم بگم

ولی روی بدنم بود

رو بدنتون؟

یه جایی رو بدنم بود

اگه اشتباهی میکردین، همه چیز تموم بود

درسته

نباید گیر میفتادین

به مصاحبه ها اهمیت نمیدادم

فقط روی اینکه گیر نیفتم تمرکز کرده بودم

فقط باید فیلم میگرفتم که اونجا چه جوریه

لازم نبود با کسی مصاحبه کنم

همون به تنهایی به اندازه کافی خطرناک بود

واسه همین اولش، خیلی استرس داشتم

ولی بعد یه مدت، هیچکس بهم مشکوک نشد

واسه همین منم راحت گرفتم

،چون هیچکس بهم مشکوک نشد

گوشیم جلوم بود

...ولی

یکی من رو دید و گفت بیا بیرون

"ازش پرسیدم "چی شده؟

"گفت که "خبرنگاری؟

از گوشیت متوجه شد؟

شاید علامت اس بی اس پشتش بوده

اینجوری نبود

میخواست گوشیم رو ببینه

اگه نشونش میدادم، میفهمید که داشتم ضبط میکردم

واسه همین قبول نکردم گوشیم رو بدم بهش

"میدونم خبرنگاری"

"اسمت دو جون ووـه"

واااای

همه افراد رو از روی لیست بررسی کردن

وقتی بررسی کردن، درمورد من فهمیدن

مو به تنم سیخ شد

هیچ جایی نداشتم برم

اعتراف کردم که کارهاشون رو پوشش خبری میدادم

،بعدش گفت

"،اگه به گروه بگم که اینجایی تا ما رو پوشش خبری بدی"

"نمیتونم تضمین کنم که چه اتفاقی ممکنه برات بیفته"

"اصلا نمیدونم که این هزارتا معتقد ممکنه چی به سرت بیارن"

"پس همه فیلم هات رو بده و برو"

"و سوگندنامه رو امضا کن"

وااای

"که چیزایی که امروز ضبط کردی رو پخش نمیکنی"

واسه همین سوگندنامه رو امضا کردم و اومدم بیرون

همه اطلاعات رو پس دادین؟

اون موقع، اگه امضا نمیکردم جونم به خطر میفتاد

جونم تو خطر بود

باید جسور میبودین

"اگه با من دربیفتی، ۱۰۰تا مامورم که بیرونن بیکار نمیشینن"

هزاران نفر آدم اونجا بود

هزاران نفر داخل بودن؟ شرمنده

باید مثل تو فیلم ها میگفت که تنها نیست

اگه تو به جاش بودی اسم همه کارمندهای اس بی اس رو بهش میدادی

احتمالا اینجوری بودی "چیز دیگه ای نمیخواین؟"

"ببخشید"

...داستان ماندگار دیگه ای

...خب

عنوانش "شکارچی و دو زن" بود

"شکارچی و دو زن") (از تهیه کننده کیم جه وون

"سوالات بی پاسخ") (رفت برای مصاحبه با شکارچی

چه خبره؟- اوه، اون پرونده-

چه خبره؟

فیلم نگیر

واای- خدایاا-

!داره نزدیک میشه. اوه، دوربین رو زد

واای

شکست

برو یه لباسی بپوش

تو شروعش کردی

چیکار میکنی؟ تمومش کن

برو بیرون، عوضی

چیه؟ چه خبره؟

شکارچی، اون مرد

یه مادر و دخترش رو مورد خشونت و ضرب وشتم قرار داد

نزدیک بود یه خانواده از هم بپاشه

پیش‌بینی میکردم در این روز چنین وضعیتی پیش بیاد

فکر میکردم اگه اون روز به دیدن شکارچی بریم

ممکنه باهامون با خشونت رفتار کنه

تهیه کننده کیم جه وون به تهیه کننده جانگ کیونگ جو گفت

"مهم نیست چه اتفاقی میفته، از فیلمبرداری دست نکش"

برای همین اگه اون فیلمو نگاه کنین

به محض اینکه تهیه کننده جانگ ضربه میخوره، برمیگرده

درسته- دوباره به فیلمرداری ادامه میده-

حس وظیفه شناسیش باعث میشه که برگرده

اما این میتونست اتفاق بیفته

من یه سری لوازم کشاورزی دیدم که اطراف اون خونه افتاده

چی میشد اگه با داس یا چیزی میفتاد دنبالتون؟

داس؟- ...واقعا-

...داس- داس؟-

صبرکن، اون ساکت شد

داس چی؟

فکر کنم توی زندگی واقعی با داس تهدید شده

آره با داس- واقعا یه داس بود؟-

نمیدونستم- شما باید بقیشو ببینین-

میتونست باشه؟- من فکر کردم که مزخرف بود-

منم

اون چیه؟ اون الان سعی کرد یه چیزی رو برداره

داسه. یه واقعیش

حتی شروع به تهدید کردنش کرد

اون دوباره داره بهش نزدیک میشه- اما دوباره داره بهش نزدیک میشه-

باید فرار میکردی

اون یه تهدید برای زندگیت نبود؟

اونموقع ما در حال بررسی یه جنایت خشونت آمیز نبودیم

قرار بود به تحقیق سبکتر باشه

اما اون مرده مست بود

Master in the House (All the Butlers / Jibsabuilche / 집사부일체) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Master in the House (All the Butlers / Jibsabuilche / 집사부일체)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left