The Path

The Path

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

the path S02E03 farsi sub
The Path S02E03 720p HULU WEBRip AAC2 0 H264-NTb
The Path S02E03 1080p HULU WEBRip AAC2 0 H264-NTb
The Path S02E03 WEBRip x264-RARBG
The Path S02E03 480p HDTV x264-RMTeam
د لخوا تبصره Mohadeseh
زیرنویس فارسی قسمت3 فصل2 سریال مسیر

تګونه

other
په خپور شو: 2017-03-10
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

من می خوام بدونی تو زندگیت چه خبره بچه

واقعا؟ چون همه فکر می کنن تو از ما متنفری

‐ من ازتون متنفر نیستم ‐تو یه منکری

‐من هرگز اون فرم رو امضا نکردم ‐ مهم نیست

تو رفتی

همه چیز نباید به جدایی من از ادی مربوط باشه

سفرش به پرو چی؟

اگه ادی به پرو رفته بود من می دونستم

‐ باهاش حرف می زنی؟ ‐ البته که نه

اونا تو مزایده ی یه شرکت مرکزی

یه ساختمون تو کنرزی گرفتن که ...ما تونستیم ارتباطش بدیم

5میلیون دلار

به کل رابرتز

فروخته شد

اون نیفتاد هلش دادن

مردی که استیو رو کشت

میگه یه مرد سفیدپوست بوده

گوش کن. من نمی تونم دنیایی که توش بودم رو توضیح بدم خب؟

ولی فقط وقتی نتیجه میده که ایمان داشته باشی

چون وقتی اون نخ رو بکشی

توی دستای خودت به

هیچی تبدیل میشه

اونا باید تو این قلعه ها زندگی کنن

درحالیکه کارخونه هاشون دارن اب همه مردم رو مسموم می کنن

خیلی قروقاطی شده

هاوک چکار می کنی؟ ما گیر میفتیم

لعنت به تو دیکان

می تونستم بخاطر قضیه سایلاس تو رو لو بدم

اینکارو نمی کنی چون اونطوری جنبش تموم میشه

همه چیز تموم میشه

:ترجمه و زیرنویس از Mohade$eh

همانطور که همه موجودات زنده باید تغییر و تکامل پیدا کنن

خودِ میریسم نمی تونه ایستا باقی بمونه

بالاخره اینجا، در پله سیزدهم

من می تونم چیزی رو فاش کنم که از اول می دونستم

اینکه کلوین رابرتز و سارا لین

همراه باهم بعنوان رهبران جنبش

و محافظان روشنایی به موفقیت میرسن

اخرین باری که تو محل سینت مارک

بود چکار کردی؟

اون دارو چه حسی داره؟

‐ اوه پسر ‐ !برقص

این اولین باره که دارو رو خوردی عزیزم

باید به رفتن ادامه بدی

رقص زیر نور مهتاب درسته

بفرمایید

با من می رقصی؟

‐ !ریچارد

اره. دوس دارم باهات برقصم ریچارد

چطوری؟

‐ !دکتر من خیلی ترسیدم ‐ کجایی؟

به یتیم خونه برگشتم

تو دیگه اونجا نیستی تو با مایی خب؟

ولی من همش خودم رو اونجا می بینم

...چون می دونم یه روز تو می

اره. من باید برم

ولی جنبش به حرکت ادامه میده

ولی کی میشه راهنمای ما؟

این مساله تصمیمش با من نیست

این تصمیم روشناییه

این تصمیمش با من نیست

شاید احساس کنید قدرتی ندارید

شاید شوکه بشید

شاید حس کنید از کنترل خارجی ولی یادتون باشه

ما از اسیب هامون قوی تر هستیم

نه. لطفا ادامه بده

درواقع من برای گروه اینجام

نه واقعا

من به همون دلایلی اینجام که همه تون هستید

من استرس می گیرم و وقتی تحت فشار باشم

من تمایلات مخرب آسیب هامو حس می کنم

لطفا ادامه بده

مرسی کل

مهم نیست ما کی هستیم یا در چه پله ای از نردبانیم

ما ارواحی اسیب پذیریم ولی در این مساله ارامش هم هست

هیچ کدوم از ما بالاتر از اسیب دنیا نیستیم

پس درباره این می اندیشیم که برای تغییر به چی نیاز داریم

ما به اسیب نگاه می کنیم بدون خشم یا انزجار از خودمون

و محلشو تشخیص میدیم

محلش رو پیدا کنید

پیداش کردید؟

کی می خواد درباره چیزی که پیدا کرده حرف بزنه؟

فکر کنم من

من فکر می کردم بارداری یه چیز جادوییه

ولی بیشتراوقات من اضطراب دارم که یه کار اشتباهی بکنم

و یه جوری به بچه اسیب بزنم

چون قبلا وقتی احساس درماندگی می کردم

هر موادی که به دستم می رسید

رو می خوردم و حال بدم ناپدید می شد

چیزی نیست مری

هر حسی که داری کاملا نرماله

و ما اینجاییم که کمکت کنیم حلشون کنی

این بچه در جامعه ای از روشنایی متولد میشه

میشه همگی برای مری و بچه اش قدرت بفرستیم؟

ممنونم

نه نه چیزی نیست

خدایا فکر کردم... تموم شده

چی می خواستن؟

خانم دیکان چندتا از نوزآموزها رو ازطریق

دوربین نظارتی دیده

اونا یواشکی وارد حیاط شدن

به یه پنجره سنگ زدن

کدوم یک از نواموزها چنین کاری می کنن؟

هاوک و نوآ

هاوک بود که سنگ انداخت

بنظر نمیاد

خانم دیکان بخواد شکایت کنه

بلکه یه عذرخواهی رو در رو می خواد

من می برمش تا از طرف هردوشون عذرخواهی کنه

من می تونم بیام

با تو، یعنی اگه به حمایت نیاز داری

نه.مرسی

اون بچه منه درستش می کنم

هی

اینجا چکار می کنی؟

بیا اینجا خیلی از دیدنت خوشحالم

همه چیز مرتبه؟

...اره من

میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

اره چی شده؟

خب من چند شب پیش به مراسم انزوا رفتم

اره

چطور بود؟

می دونی من پر از سردرگمی و خشم

...و کلافگی بودم

همه اینا در انزوا حل شد

اتفاق افتاد بابا

این اتفاق افتاد

چی؟ چی شد؟

‐ من شناور شدم ‐ چی؟

یعنی دوتا پام از زمین بلند شد من... شناور شدم

...اره... هی نه. اون

مراسم انزوا همینطوره می دونی؟

36ساعت بدون غذا همه قدرت تحملت پایین اومده

و افتاب می زنه

می دونی

من یادمه منم حس کنم شناور شدم

نه! من الکی حس نکردم که شناورم

من واقعا شناور شدم

درسته

ببین، درست مثل همونی بودکه همه میگن

و ...همین بود اون... نشانه من بود

نشانه چی؟

من باید کاملا به جنبش متعهد بشم

و الان ملاقات با تو واقعا داره سردرگمم می کنه

چی؟

یعنی این برخلاف قوانینه

یعنی اساسا تو یه منکری

وایسا وایسا

تو واقعا الان داری اینو میگی؟

من دیگه نمی تونم ببینمت بابا

دیگه نمی تونی منو ببینی؟

تا کِی؟

هی هی

-...من -هاوک

به من گوش کن

می فهمم که الان این حسو داری

ولی من هنوز پدرتم هاوک

من دیگه نمی خوام درباره اش حرف بزنم

...تو باید درباره اش حرف

نه تو نمی فهمی !نمی تونم

اره می تونی مجبوریم هاوک

!تو گوش نمیدی

من الان دارم از نردبان صعود می کنم

نه. تو از هیچی صعود نمی کنی هاوک

چون هیچ نردبانی نیست که ازش صعود کنی

می بینی؟ مشکل همینه

‐ هی بیا درباره اش حرف بزنیم ‐ نه

‐ من باید برم ‐هاوک نرو

!هاوک

به یکی از این پنجره ها سنگ زدی؟

اون یکی

ببین من قاطی کرده بودم ولی فکر می کنم

الان خیلی از سردرگمیم کم شده

چرا چنین فکری می کنی؟

شما باید سارا و هاوک باشید

لیبی دیکان

میتونم براتون چای بریزم؟

مرسی

این چای داهانگ پاو هست تاحالا خوردینش؟

فکر نمی کنم

این زندگیمو نجات داد

من قبلا خیلی مشکلات هیجانی داشتم شب ها نمی تونستم بخوابم

و شروع به خوردن این کردم و این بهم ارامش داد

کاملا قابل ستایشه

خیلی ممنون که اومدید

می دونم سرتون شلوغه

من چندتا از برنامه های رسانه ای درباره گروهتون رو دیدم

شما خیلی کارای خوبی می کنید

مرسی

...من

می خواستم بابت کاری که کردم عذرخواهی کنم

کار بچگونه ای بود و پامو از گلیمم دراز کردم

مرسی هاوک

خیلی مهمه که درک کنید

ما چنین رفتارهایی انجام نمیدیم

و البته که پولش رو هم میدیم

پس اگه هزینه رو برامون بفرستید

ما هزینه شیشه رو پرداخت می کنیم

نیازی نیست

More Farsi Persian subtitles for The Path

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left