The Queen's Gambit - First Season

The Queen's Gambit - First Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Queens Gambit S01E01 720p WEBfarsi
د لخوا تبصره MMDREXA

تګونه

web
720p
720
په خپور شو: 2023-08-12
ډاونلوډونه: 41
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫دوشیزه؟

‫دوشیزه هارمن، شما داخل هستید؟

‫دوشیزه؟

‫دوشیزه؟

‫دارم میام

‫خدایا

‫گوه توش!

‫همین الان میام پایین

‫اره.

‫لعنتی!

‫خواهش میکنم

‫نگاه نکن

‫ممنونم

‫لعنتی!

‫معذرت میخوام

‫قراره باهاش چیکار کنیم؟

‫دارن یکیو میفرستن

‫حتی ی زخم هم روش نیست

‫معجزه‌اس

‫بعید میدونم که اون اینطوری به قضیه نگاه میکنه

‫عزیزم تو درک میکنی که مادرت فوت کرده؟

‫میدونی که این یعنی چی، مگه نه؟

‫«فوت شده»؟

‫خب...

‫مطمئنم که رفت به یک جای بهتر

‫و ی روزی، دوباره میبینیش

‫«الیزابت هارمن» که دیروز در حین تصادف خیابان « نیو سرکل» یتیم شد...

‫الیزابث هارمن یک آیندۀ مشکل‌داری رو می‌پیماید

‫الیزابت نه ساله، از آن تصادف خانواده‌اش رو از دست داد

‫مادرش «آلیس هارمن» در صحنۀ تصادف مرده بود

‫و پدرش؟

‫چیزی دربارش نگفته

‫حدسم اینه که ، مثل همۀ مردمی که اونجا زندگی میکنن

‫اون قربانی یک زندگی بیخیالی بوده

‫بچۀ بیچاره

‫بیایید ازش استقبال کنیم

‫خوش اومدی الیزابت

‫موفق باشی عزیزم

‫اینم از این

‫این کلیسای ماست، حوزۀ خانم «لانس‌دیل»

‫حالت چطوره الیزابت؟

‫من به خانم‌های جوان آداب معاشرت رو هم یاد میدم

‫آقای «فرگوسن» ایشون الیزابت هارمن هستند.

‫شماها همتون ی مشت کیرخور آشغال هستید!

‫«جولین»

‫بهش رسیدگی میکنم

‫جولین، این دهنت باعث مرگت میشه!

‫- کیر توت بابا ، کیرخور ‫- نمیتونی اینطوری داد بزنی

‫و اونجا کلاس ماست. دوشنبه با معلم‌هات ملاقات میکنی

‫شش ضرب‌در دو.

‫و این اتاق تغذیه‌اس که غذاهاتو از اینجا میگیری

‫و از معاشرت روزانه لذت میبری

‫صبح بخیر خانم «دیردروف»

‫صبح بخیر دخترها

‫هیچی خونۀ آدم نمیشه

‫بیا دیگه، بزار مرتبت کنیم

‫ما اینجا 21 دختر داریم و همشون به اندازۀ خودت شیرینن

‫و اینجا ، جای مخصوص توئه

‫- برید برید برید ‫- باشه

‫میتونی لباساتو این پایین بزاری

‫و مسواکت میتونه اینجا باشه

‫و همۀ چیزهای شخصی رو میتونی اینجا بزاری

‫بم نشونش بده

‫بیا، بشین

‫میدونم که فعلا تنها احساسی که داری، احساس فقدانه

‫ولی بعد از اینکه غم و غصه تو رو پایین میاره، دعا و ایمان تو رو بالا میکشونه

‫اونقدر بالا که یک راه جدیدی برای خودت بیابی

‫الیزابت من فکر میکنم...

‫که قراره یک زندگی خیلی متفاوتی رو اینجا پیدا کنی

‫شاید بهتر از اونی که قبلا داشتی

‫و من مطمئنم که منو تو قراره دوست‌های خوبی بشیم

‫این میتونه خوب باشه

‫فکر کنم این یکیو بسوزونیم

‫لباساتو بپوش

‫یک قدم دیگه مونده

‫آقای فرگوسن به خوبی ازت مراقبت میکنه. ‫سر شام میبینمت

‫سبزها بهترینن

‫چی هستن؟

‫ویتامین

‫ویتامین‌های جادویی

‫اگه جات بودم، سبزها رو برای وقت شب نگه‌میداشتم

‫وگرنه ، موقعی که میخوای استفاده‌شون کنی ، کلا اثری نخواهند داشت

‫اگه منظورمو میفهمی

‫هی دختر تو اسمت چیه؟

‫- بث ‫- جولین هستم

‫مامان و بابات جفتشون مردن؟

‫آخرین چیزی که قبل از مرگشون بهت گفتن بود؟

‫از همه اینو میپرسم. واقعا جواب‌های باحالی میگیریم

‫چشماتو ببند

‫یادم نمیاد

‫ی روزی شاید یادت اومد. ‫اگه یادت اومد بم بگو

‫سبزها برای تعدیل مزاج توئه

‫نارنجی و قهوه‌ای برای اینه که بدنت قوی باشه. جفتشونو بخور

‫فکر کنم بهت گفتم که صبر کنی و اون ویتامین‌ها رو توی وقت خواب بخوری

‫این چیه؟

‫ماهی

‫تا جایی که میدونیم

‫هر جمعه میخوریمش

‫همشو باید بخوری

‫وگرنه به خانم دیردورف دربارت میگن، و برا فرزندخوندگی قبولت نمیکنن

‫آلیس، یالا دیگه درو باز کن

‫- ی ماه طول کشید تا پیدات کنم ‫- دلیل خوبی دارم براش

‫هرچیزی که هست، هرکاری که میکنی

‫دیوانگیه، حتی برای تو.

‫- ازت انتظار ندارم که بفهمی... ‫- چیزی که میفهمم...

‫اینه که از خودت مراقبت نمیکنی

‫خب اینارو هم برمیداریم

‫زیبا نیست؟

‫بزار بیام داخل و با «لیزی» صحبت کنم. ‫که مطمئن شم حالش خوبه

‫فکر میکنی بهش آسیب میزنم؟

‫اون اینجا خوشحاله. ‫اینجا جاییه که بهش تعلق داره

‫واقعا فکر میکنی که دخترمون جاش توی اتومبیل مسافرتیه؟

‫اونم وسط ناکجاآباد؟

‫کی گفته که دختر ماست؟

‫- اینکارو نکن آلیس ‫- اون خوشش نمیاد که لیزی صداش بزنن

‫خیلی‌خب آلیس، تو بردی

‫دیگه نمیتونم باهات جروبحث کنم

‫و دیگه نمیتونم هی دنبالت بگردم

‫وقتی که همش میخوای فرار کنی

‫ببخشید «پال»

‫وقتی که برم، دیگه برنمیگردم

‫خانم هارمن، تموم کردید؟

‫نظرت چیه که پاک‌کن‌هارو ببری به زیرزمین و تمیزشون کنی؟

‫همتون کیرخور‌های آشغالید، و تو کیرخورترینی!

‫هیچوقت کسیو ندیدم که به اندازۀ تو از مزۀ صابون خوشش میاد

‫تو کجا میری هارمن؟

‫صبح بخیر دخترها

‫صبح بخیر خانم دیردورف

‫«ماری‌سو» تو یک دختر خوش‌شانسی

‫تو واقعا «اسپل‌من» ها رو تحت‌تاثیر قرار دادی

‫شنیدم خونشون خیلی بزرگه

‫بیا چمدانتو درست‌حسابی آماده کنیم. همونطور که یادت دادم

‫اره یادت باشه اول جوراب‌ها رو بزاری

‫این انصاف نیست. اون بعد از تو اینجا اومد

‫اکثرمون تا ابد اینجا میمونیم

‫- خیلی‌وقته اینجا بودم. ‫- سربندت رو یادت نره

‫الان دیکه کسی نمیاد که مارو قبول کنه. ‫ما زیادی بزرگیم

‫و وقتتو هدر نده

‫- ای کاش من بودم ‫- یا خیلی سیاه

‫- شاید یکی بیاد ‫- ی روزی

‫چی میخوای بچه؟ تو باید توی کلیسا باشی

‫اون بازی اسمش چیه؟

‫تو باید طبقه بالا پیش بقیه باشی

‫من نمیخوام با بقیه باشم

‫من میخوام بدونم اینی که داری بازی میکنی چیه

‫اسمش شطرنجه

‫بم یاد میدی؟

‫من با غریبه‌ها بازی نمیکنم

‫- شب‌بخیر خانما. ‫- شب‌بخیر فرگوسن

‫شب‌بخیر، شب‌بخیر

‫جدا شدن چه غم شیرینی هست

‫بنابراین شب‌بخیر خواهم گفت تا فردا فرا برسد

‫حق با توئه

‫ویتامین‌ها موقع شب بهتر عمل میکنن

‫چنتا خوردی؟

‫نمیدونم

‫بعضی‌وقتا ی روز نمیخوردم، یا چند روز نمیخوردم

‫بعد دو سه تا میخوردم

‫از احساسش خوشم میاد

‫مطمئنم که خوشت میاد

‫فقط حواست باشه که به اون احساس زیادی عادت نکنی

‫من یک غریبه نیستم

‫من اینجا زندگی میکنم

‫من یکمشو بلدم حتی!

‫از طریق دیدنش

‫دخترها شطرنج بازی نمیکنن

‫این یکی بالا و پایین، یا جلو و عقب حرکت میکنه

‫کل راهو میره اگه فضا برای حرکت وجود داشته باشه

‫ولی این یکی فقط میتونه بره بالا

‫این یکی که درازه میتونه هرجا بخواد بره

‫و این یکی؟

‫به‌صورت قطری

‫ی خونه قطری و ی خونه مستقیم

‫بیا ی بازی بکنیم

‫من سفید بازی میکنم

‫یا الان یا هیچوقت

‫این اسمش هست « کیش‌و‌مات ناپلئونی»

‫- چطور انجامش دادی؟ ‫- امروز نه

‫- نشونم بده ‫- امروز نه

‫این اسمش هست « کیش‌ومات ناپلئونی»

‫چطور انجامش دادی؟

‫این اسمش هست « کیش‌ومات ناپلئونی»

‫الان باید تسلیم شی

‫تسلیم؟

‫اره بچه. وقتی وزیر رو اینطوری از دست میدی

‫تو تسلیم میشی

‫- نه. ‫- اره، تو بازی رو تسلیم شدی

‫- تو اینو توی قوانین بم نگفتی ‫- این قانون نیست، اخلاق ورزشکاریه

‫- میخوام تموم کنم. ‫- نه

‫- تو باید تموم کنی. ‫- نه

‫تو باختی

‫- لطفا. ‫- بازی تموم شد

‫کیرخور

‫برو بیرون

‫کیش

‫مات

‫صبح‌بخیر کلوچه

‫جولین؟

‫چی میخوای؟

‫میخوام بدونم که کیرخور چیه

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left