لومړۍ 200 کرښې.
روز قشنگیه
شنیده بودم منظرهش فوقالعادهست، ولی... واو
بیزحمت نادیدهام بگیر
یه دقیقه دیگه میرم پیِ کارم
اون عقب اون یادبود رو دیدم
قضیه اینه که نمیخوام دربارش حرف بزنم
باشه
من ریچاردم
تو چی؟
ببین، داری واقعاً نگرانم میکنی
اگه نمیخوای عقب بری، لااقل اسمت رو بهم بگو
میدونم میخوای تنها باشی
منم میخواستم تنها باشم
فکر کردی واسه چی قبل از بیدار شدنِ خرسها اومدم اینجا؟
ببین، من
نیازی نیست کلِ زندگیت رو برام تعریف کنی
نیازی هم نیست دردت کمتر از چیزی که هست بشه
فقط میخوام یه ذره از لبهی پرتگاه فاصله بگیری
نمیتونی جلوم رو بگیری
قدیما عشقِ ماشین بودم
حتی وقتی پولم بهش نمیرسید
دوران فوقلیسانس یه اینتگرای کوچولوی خوشگل داشتم
و پسر، عینهو بچهم ازش مراقبت میکردم
پیش خودش فکر میکنه: "آخرِ این حرفا به کجا میرسه؟"
صاف میرسه به یه دیوار آجری
یه هفته قبلِ فارغالتحصیلی، اینتگرا رو داغون کردم
بدترین قسمتش این بود که من و کلویی دقیقاً قبل تصادف داشتیم دعوا میکردیم
نمیخوام بهت بگم آخرین حرفهایی که بهش زدم چی بود
متاسفم
این چیزیه که همه میگن
بدنم رو توی تختِ کشش گذاشته بودن
دو ماه و دو هفته و چهار روز نمیتونستم تکون بخورم
روی تخت بیمارستان اسیر شده بودم، در حالی که تمامِ چیزی که میخواستم این بود که
تا جایی که میشد از خودم فرار کنم
و تمام اون مدت، هر کسی که میاومد عیادتم، تنها چیزی که میتونست بهم بگه این بود که
متاسفم
متاسفم
متاسفم. متاسفم. متاسفم. آخه کلمهی دیگهای بلد نیستید؟
اه، من که دیگه زحمتِ حرف زدن به خودم نمیدم
درسته. فقط اون غذا رو بذارید و از خونهم بزنید چاک
شوهرم داشت حروفِ اول اسمهامون رو روی درخت حک میکرد
پسرم دنبال چوب میگشت تا مارشمالو کباب کنه
گفت میتونه هر سه تاش رو زیرِ یه دقیقه پیدا کنه، منم باهاش شرط بستم که نمیتونه
و منم فقط به چیدنِ گلهای وحشی ادامه دادم
اصلاً صداش رو نشنیدیم وقتی که
دنیا هر چیزی رو که بخواد، ازت میگیره
کاش به جاش من رو برده بود
وای خدای من. قسمتی که از همه بیشتر ازش متنفرم اینه که
نتونستم گریه کنم
دلم میخواد، ولی
من داغونم
داغون بودن لزوماً به معنیِ
ناامیدی نیست
خب
نمیشه گفت خیلی باعثِ افتخار بود
ولی از دیدنت خوشحال شدم
آیریس
نمیخوام سعی کنم تصمیمِ بعدیت رو عوض کنم، آیریس
ولی همونطور که گفتم
واقعاً روز قشنگیه
دیگه اونقدرها عشقِ ماشین نیستم
خب، ریچارد، اوم
فکر کنم وقتِ خداحافظیه
منتظر نمیمونی من برم تا بتونی برگردی اونجا؟
نه امروز
همین "امروز" رو قبول میکنم
انگار راهت رو بستم
انگار
ببخشید
منتظرِ بارونی؟
آدم هر چی آمادهتر باشه، بهتره، نه؟
اوه، اشکالی نداره. میتونم، اوم، از بغل رد بشم
البته
ریچارد. چرا هی منو اینطوری صدا میزنی؟
خواهشن، مراحل رو طی کن. همه همین کار رو میکنن
ولی هیچ نقطهی قرمزی نیست
و این یعنی آنتن نیست. و یعنی از تماس اضطراری خبری نیست
حیف که گوشیت کنارت نیست
کاش یه اتصال وایفایِ مطمئن پیدا میشد
شوهرم دنبالم میگرده
حتماً همینطوره
خواهش میکنم این کار رو نکن
"خواهش میکنم این کار رو نکن. بهم آسیب نزن. من بچه دارم."
چی بگم، آیریس؟ جایِ اشتباه، زمانِ درست
اوه، یادم انداخت. برات یه چیزی آوردم
از کلویی برام بگو
از پسرت بگو
اسمش چی بود؟
متیو
چرا نه متیو؟
چرا چارلی نه؟ اونم یه اسمه دیگه
منطقیه
و کلویی، خوشگل بود؟
خیلی
منو یادِ اون میندازی
چطوری با هم آشنا شدید؟
میدونم داری چیکار میکنی
سعی داری دلِ منو به رحم بیاری
اولین نفری نیستی که این کار رو میکنه
فقط میخوام با هم روراست باشیم. باشه؟
همونطوری که تو قبلاً با من روراست بودی؟
ممکنه فریبِت داده باشم، ولی من حقیقتِ خودم رو میگم
باشه، ریچارد
حقیقتِ خودت رو بگو
یه جایِ کوچیک توی جنگل دارم
وقتی برسیم اونجا، میخوای با من چیکار کنی؟
میخوام موهات رو ببافم
غلط میکنی
وایستا! وایستا
کمک! بهتر از این نمیشد
فضا، تنهایی، زمانبندی
از من گمشو عقب
و منم با چک نکردنِ جیبهات همه چیز رو خراب کردم
گفتم برو عقب
کمک! لابد یه چیزی توی وجودِ تو هست
از طرفی، لابد یه چیزی هم توی وجودِ من هست
نیم ساعت پیش آماده بودی به همهچیز پایان بدی
حالا خودت رو نگاه کن. لعنت بهت
هنوز شروع نکردی به حس کردنش؟
چی رو حس کنم؟
با توجه به چیزایی که پشت سر گذاشتیم، شاید الان تشخیصش سخت باشه
داری در مورد چی زر میزنی؟ سیستمِ پشتیبان
مثل هواپیما که همه چیز یه بکآپ داره، حتی فلاشِ دستشویی
ولی وقتی تو ارتفاع ۴۰ هزار پایی پرواز میکنی، هیچوقت نمیتونی زیادی آماده باشی
اون چیه؟
ما داریم تو ارتفاع ۴۰ هزار پایی پرواز میکنیم، آیریس
با من چیکار کردی؟
بدنت به زودی از کار میافته
مسمومم کردی؟
مسموم نه
فقط یه شلکنندهی مخصوص که کار رو برای هردومون راحتتر کنه
تو دیوونهای
اگه این کار رو نمیکردم دیوونه بودم
کمک! هی داری همینو میگی
وقتی اثر کنه، حدود ۲۰ دقیقه وقت داری
قبل از اینکه کاملاً فلج بشی
دقیقهی اول، مهارتهای حرکتیِ ظریفت از بین میرن
شماره گرفتن، چاقو دست گرفتن، اینجور کارا
دقیقهی دهم، پاهات شروع میکنن به گزگز کردن
یعنی مهارتهای حرکتیِ اصلیت هدفِ بعدیان
دقیقهی ۱۵، پاهات کلاً خالی میکنن
دقیقهی ۱۸، تنفست سخت میشه
و درست قبل از اینکه همهچیز از کار بیفته
صدات
بریم؟
دویدن فقط باعث میشه دارو سریعتر اثر کنه
لعنتی
انگشتات شروع کردن به از کار افتادن؟
فاک
یک، دو، سه، چهار
یک، دو
یک، دو
سه، چهار
خیلی خوبه
یک
دو
حدود یک ساعت طول میکشه
اون وقت کلِ آخرِ هفته رو با هم خواهیم بود
یک، دو، سه
لعنتی
باشه، ۲۰ دقیقه
باشه
اوه، نه. بیخیال
یالا
سه دقیقه. سه دقیقه
امیدوارم یه مخفیگاهِ خوب پیدا کرده باشی
نمیتونی شنا کنی
حالت خوبه؟
خانم؟
صدای منو میشنوی؟
چطوری...؟
چطوری تا اینجای جنگل اومدی؟ تو
از کایاکی چیزی افتادی تو آب؟
میتونی حرف بزنی؟
ای بابا
میخوام بچرخونمت
باشه؟
صبر کن
همم
پس میتونی منو ببینی
وایستا، دوباره اون کار رو بکن
پس میتونی صدام رو بشنوی
باشه
میتونی... اصلاً میتونی تکون بخوری؟
نه
میتونی ببینی. میتونی بشنوی
نمیتونی تکون بخوری. نمیتونی حرف بزنی. درسته؟
صدمه دیدی؟
خب خوبه
میبرمت داخل، به اورژانس زنگ میزنم، باشه؟
همونجا بمون. زانوهام دیگه مثل قدیما نیستن
مطمئنم اصلاً انتظارِ همچین چیزی رو برای امروز نداشتم
اوه، خداروشکر. خداروشکر. من
تصادف کردم. زنم رو پیدا نمیکنم. من
هی، هی، هی. آروم باش
یه نفس بکش
خیلی سریع اتفاق افتاد. حالش عادی بود و بعد یهو
ندیدینش؟ قدش حدود ۱۷۰ سانتیمتره. خوشگله
اوه، دارم خونریزی میکنم
تکون نخور
No comments yet. Be the first to leave one.