لومړۍ 200 کرښې.
" زنی به نام مین هی ون به ایستگاه پلیس مراجعه کرد"
"بعدش همون شب مردی با مرکزپلیس تماس گرفت"
"و من پسر بچه ای رو در نزدیکی ویلای رئیس هونگ پیدا کردم"
"...چند روز بعد مین هی وون با گاز منو کسید کربن "
".اقدام به کشتن خودش و پسرش کرد"
"بعد از این ماجرا با پریدن به رودخانه خودکشی کرد"
".و پسرش مفقود شد"
ممکنه این یک مکانیسم دفاعی باشه
...از چیزی که خیلی ترسیدی که مبادا اونو به خاطر بیاری
سعی کردی اونو توی ذهنت مسدود کنی
...وقتی همچین اتفاقی میفته بهترین راه
سعی کنی بیاد بیاری
سرکوب راه حل این ماجرا نیست
.سوهیون
بیا دوباره سوار هواپیما شو
سرت گیج رفت؟
پسرم سرت گیج نرفت؟
پسر خوب
میخوای کل روز باهاش بازی کنی؟
نمیخوای غذا بخوری
وقتی با اینم گرسه نمی شم
سرت گیج داره میره
سوهیون این چیه؟
گل برف
گل برف؟ شنیدی گفت گل برف؟
پسر خودمه
خیلی خب میخوای دوباره هوا پیما سوار شی؟
بزن بریم - راه بیفت -
نکن... سرش گیج میره
از حالا
اسمت دول موک
سوهیون نیستی ...دول موکی
.دول موک
خوب به حرف من گوش بده
من بهت گفتم مادرت خوابیده ...درسته؟
...مامانت
برای یک مدت طولانی قراره بخوابه
...بخاطر همین تو
از حالا باید اینجا زندگی کنی
....من
من سوهیونم
اومدی
ای خدا
= قسمت 28 =-
چی شده؟ اتفاقی افتاده؟
چرا اینکارو کردی؟
چرا مخفی کردی من سوهیونم؟
پدر واقعیم کیم چان گی
و مادرم مین هی وون بوده
در مورد چی داری حرف میزنی؟
یادم افتاد چه اتفاقی افتاده
شما منو از بیمارستان بردی
بهم بگو
برای چی منو با خودت بردی؟
کی پدر و مادر واقعی منو کشت؟
چه اتفاقی برای مادرم افتاد؟
!بابا
تا کجاش یادت افتاده؟
...یادم اومده
یه جایی توی اتاقی بودم
دیدم یکی داره توی اون اتاق خفه میشه
دیگه بعدش یادم نمیاد
خونه مون توی آتش بود
وقتی بیدار شدم توی بیمارستان بودم
.بابا ، بابا
یادم میاد مادرم کنار من بود
ولی بعدش یادم نمیاد چی شد
به هرحال شما منو با خودت بردی
فقط همین؟
بخاطر همین دارم از شما می پرسم
...کسی که به مرگ محکوم شد
پدرم کیم چان گی بوده؟
...کی
اونو کشته و چرا؟
من اینو نمی دونم
با اینحال
...احتمالا کار هونگ ایل گون بوده
به خاطر نقشه ها
نقشه ؟
پدرم چه ربطی به نقشه ها داشت؟
...چان گی
نه
...پدرت
پسر ژنرال بک سان بود
برای گرفتن نقشه از اون
...هونگ ایل گون تو رو دزدید
و چان گی رو کشت
مشکل داره قربان
چی شده؟ مشکل چیه؟
زندانی 604 توی سلولش بیهوش شد
تکون نمی خوره - چی؟ -
برو سرپرست بگو بیاد - ببخشید ؟ -
من تجهیزات مناسب برای درمان اون نداریم
برو سرپرست بگو بیاد- بله قربان -
بله جناب دادستان
چطور شد؟
هنوز زنده است
چی داری میگی؟
گفتی مشکلی برای خلاص شدن از دستش نیست
نگهبان خیلی زود رسوندش اینجا
به حال اون به زودی میمیره
دوباره باهاتون تماس میگیرم
...یون
یون جونگ ته بهت دستور داده؟
...منو
نجات بده
...منو نجات بده
نجاتم بده
چیه ...چی شده؟
فکر میکنم حمله قلبی کرده
پس چرا وایسادی تماشا میکنی؟ یه کاری بکن
نکنه میخوای من اخراج بشم؟
...من - زود باش -
باشه - عجله کن -
شما با پدر واقعی من دوست بودین؟
درسته
از وقتی بچه بودیم همو می شناختیم
...ولی یه مدت طولانی
همو ندیدیم
...اما
توی روزنامه وقتی خوندم چان گی با موضوع مواد مخدر درگیر بوده
رفتم خونه اش
وقتی دیدم خونه آتش گرفته
...تو رو بغل کردم و
مادرت بردم بیمارستان
بعدش چه اتفاقی برای مادرم افتاده؟
اون توی بیمارستان نمرد
بعدش تور رودخونه غرق شد
تو فقط همینو یادت میاد
تو بودی که به پدر جانگ دول موک خیانت کردی و باعث مرگش شدی
بخاطر تو
مادر واقعیش مرد
بگو بهم بابا
...منم
تا همین حد در مورد مادرت شنیدم
بعدش رفتم بیمارستان که تو رو ببینم
...دیدم نمی تونم
تنها ولت کنم
برا همین با خودم بردمت بیمارستان - بعدش -
...از کجا فهمیدی هونگ ایل گون
پدر منو کشته؟
به نظر میاد تو و پسرت خیلی به هم نزدیکین
...پسرت چه احساسی پیدا میکنه
...وقتی متوجه بشه تو بودی که
پدرش لو دادی؟
خودت چی فکر میکنی؟
...احتمالا شما بودی
که به پدر سو جو گزارش دادی؟
خبر داشتی پدر واقعیم پیش اونها گیره؟
نه من نبودم
من خبر نداشتم
...پس
از کجا فهمیدی هونگ ایل دونگ بخاطر نقشه پدر واقعیمو کشته
بعد ها
وقتی مادر بزرگ دیدم
فرض بر این گذاشتم که اینطوری بوده
تا اون زمان
من چیزی نمی دونستم
متاسفم دول موک
من واقعا متاسفم
برای چی؟
واسه چی تا حالا بهم چیزی نگفته بودی؟
...دلم نمی خواست بهت بگم
تو پسر واقعی من نیستی
می ترسیدم اگه متوجه بشی
از من دور بشی
نمی خواستم تو رو از دست بدم
هر که هر چی بگه بازم تو پسر منی
می ترسیدم تو منو ترک کنی بری
کجا میخوام برم؟
شما کسی هستی که منو بزرگ کردی
گریه نکن بابا
متاسفم
میری خونه؟ - بله -
بهم گفتم میتونم به کارم ادامه بدم
خیلی خوشحالم
این چیه؟
جرثقیل های کاغذی
وقتی بچه بودم شنیده بودم اگه هزارتا از اینها بسازم به آرزوم میرسم
بخاطر همین کلی از اینها درست کردم
واقعا همه اینهارو خودتون درست کردین؟
نه
فکر میکنم کسی که قبلا از این اتاق استفاده میکرده اینهارو درست کرده
فکر نمی کنم اینها واقعا هزار تا شده باشه
دلم میخواد بدونم به آرزوش رسیده
وقتی اینهارو درست میکرد به چی فکر میکرده
این پسرتونه؟
ایوای چقدر خوشگله
سون جین
تو باید هر طور که شده از یوول محافظت کنی
تو نباید زود کوتاه بیای مثل کاری که من کردم
...مادرها نباید
اول دست بردارن
...ولی این من بودم
که پسرم ول کردم
من سزاوار مادر بودن نیستم
...به عنوان یک مادر برای محافظت از دخترت
باید قوی باشی
...من بخاطر همین کمکت میکنم
از دخترت محافظت کن
No comments yet. Be the first to leave one.