لومړۍ 200 کرښې.
یه ستارهی دنبالهدار
در آسمان شب وسیع و بیتفاوت گذر میکنه
،شاید پاسخی برای یک سوال دیرین با خودش حمل میکنه
آیا ما در عالم هستی تنها هستیم؟
طبق چیزی که روی یک دستگاه محقر و ساده
که لکههای خون و مرگ روشه، ضبط شده
جواب بیشک به طور ترسناکی "نه" هست
داستان امروز ما کالبدشکافیه
و کارگردانش دیوید پرایر هست
«قفسه عجایب، گیرمو دل تورو»
«فصل اول، قسمت سوم»
«کالبد شکافی»
چیکار داری میکنی؟
جو، اون بالا چه غلطی میکنی؟
!ما رو به کشتن میدی زده به سرت؟
چه مرگته، پسر؟
میخوای به کشتنمون بدی؟
اون دیگه چه کوفتیه؟
خیلی لاغر شدی
جای شلاق میتونن ازت استفاده کنن
رازت چیه؟
میدونی، زیستشناسیه دیگه - کارل. از دیدنت خوشحالم -
همچنین، نیت. زمان زیادی گذشته - بدش به من -
اوه
باید خستهکننده باشه
غذا خوردی؟ میتونم یکی رو بفرستم غذا بگیره
نه، نه، نه. قهوه برام کافیه
اِما چطوره؟
خوبه
بچهها چطورن؟
کم کم دارن میرن سر خونه و رندگی خودشون
!خدا رو شکر
...آره، سیندی عاشق شده و
نیت جونیور الان میخواد وکیل بشه
اوه
مطمئنی خوراکی نمیخوای؟
چرا بهم نمیگی چه خبره؟
توی مونتاگیو چی گفتن؟
چیز زیادی نگفتن. گفتن ده نفر مرده
نُه نفر
و یه حرومزادهی غیرانسان
...به چه اسمی صدا میکنی یکی رو که
به این بدیه؟
وادلتون قراره چیکار کنه؟
،در حوزهی اختیارات پزشکی قانونیه
قانون خسارات کارگران میگه غرامت مرگ فقط زمانی
به افراد تحتتکفل اشخاصی تعلق میگیره که مرگشون حاصل از شغلشون باشه
نه اینکه مرگشون موقع انجام کار اتفاق بیفته
مرگ توسط یه روانی حساب نمیشه
فقط بهم دستور داد یه دلیل برای کالبدشکافی دوم توی شهر پیدا کنم
اینا حرفهای"فوردهام میوچوال" هستش
شک نکن. توی هر انتخاباتی شرکت کرد رایها رو خریدن
اگه به خواست اونا پیش میرفتیم، خانوادهها یه قرون هم
واسه خاک کردن مردهاشون نمیدیدن
بیرحمانهاس
چی قراره پیدا کنم، نیت؟
یه بمب وجود داشت؟
کارآگاهها به این نتیجه رسیدن که
نشانهی زیادی از یه بمب احتمالی وجود داره
نهایت کارشون همین بود؟
اهم
نظر تو چیه؟ - فکر میکنم نفرین شدم -
نفرین شدی؟
خب، به خاطر سهلانگاری
و بیفایده بودن
بیگناهها تنبیه میشن و همه چی تبدیل به گرد و خاک میشه
.فکر کنم خدا نفرینم کرده جدی میگم
نیت، 40 ساله که میشناسمت
،از صمیم قلبم میگم
تو اونقدرها هم منحصر به فر نیستی
خودشیفته شدی
تو کی باشی که ویژگیهای خاص گناهکاری نصیبت بشه و بقیه نه؟
،اگه تو نفرین شده باشی
همهامون نفرین شدیم
و این رو به مهربانانهترین حالت ممکن میگم
راست میگی. دارم احساساتی میشم
همم
،کارل
این یکی از اون کابوسهای خاصه
از همونایی که هیچوقت نمیتونی از ته و توش سر در بیاری
بگو چه اتفاقی افتاده
...دو ماه پیش
یه مرد گم شد...
رونالد هنلی
،کارگر کارخونه بود، مرد خانوادهدوستی بود
یهو بدون هیچ ردی ناپدید شد
،حدود یه هفته بعد
خانمی که مدیر خشکشویی بود هم ناپدید شد
،شش نفر فقط در عرض یه ماه
ناپدید شدن
!از این طرف
،من و افسرهام
روی تختخوابمون میموندیم مفیدتر بودیم
،کلانتر هیچی از بخش غربی پیدا نمیکنیم ...حتی اگه چند تا از داوطلبها رو
این طرف! یه چیزی پیدا کردیم
در ،نهایت
یه جسد پیدا کردیم
خب، بازش کنین! منتظر چی هستین؟
کار حیوانات نبود
کار چاقو بود
همهی لبهها تمیز قصابی شده بود
ولی گوشت قصابی حتی بعد از خالی کردن خون بازم خونریزی میکنه
حتی یه قطره خون لعنتی هم وجود نداشت
مثل گوشت ماهی سفید بود
پس یه محل ذخیره درست کرده بود؟
آره. آره
مثل وقتی که خوراک گوشت رو داخل یخدان میذاری تا بعدا ساندویچ درست کنی
یکی دیگه بگیر
از این دستش که اینجاست
خودشه
خیلی خب، جمعش کنین
دوباره ببندینش به اون درخت
چشم، قربان - شماها شکارچی هستین؟ -
بله، قربان - بله، قربان -
خیلی خب، خودتون رو افسر داوطلب در نظر بگیرین
هر کی این رو گذاشته برمیگرده سراغش
...میخوام یکیتون - جیم داج، قربان -
داج؟ - بله -
روی اون لبهی کوه نگهبانی بده. باشه؟
...آره و - اوونز -
اوونز - اوونز -
میخوایم اون منطقهی جنوبی رو پوش بدی، باشه؟
به نظرم اون طرف محل بهتریه، قربان
دید بهتری از مسیر داره
.آره، خیلی خب معلومه که افراد درستی رو واسه این کار دارم
اولین شیفت نگهبانی با شما
لورنس، دیویس، کاپشنهاتون رو بدین به اینا
.امشب هوا سرد میشه دو تا بیسیم هم بهشون بدین
عکسها رو بردم تا ظاهر کنن
تصاویر چاپی رو به سوفی دادم تا با تلکس به تمام بخشهای ایالت بفرسته
خیلی خب، ما میریم داخل شهر
،هر اتفاقی افتاد، هر اتفاقی که باشه هیچ کاری نکنین، فقط زیر نظر بگیرین. باشه؟
پنج ساعت دیگه برمیگردیم
یه گشتی زدیم و برگشتیم
اوونز
داج؟
داج
داج، صدام رو میشنوی؟
جواب بده، داج
حرومزاده
هیچ اثری ازشون نبود؟
میخواستم ناخنهام رو بجوم و گردن بشکنم
،صبح فرداش، کلانترِ ریکهل باهام تماس گرفت
گفت جسدمون شبیه یه مرد ،به اسم ایبل دوهرتی هست
یه کارگر کارخونه توی کانوود
اونم گم شده بود
آخرین بار توی یه بار به اسم "تراکرز تاورن" دیده شده
اونم زمانی که برف بهاری رو تجربه کردیم
نوشیدنی مگیز فارم بریز، دختر جون. با یخ - حله -
بعدش هم یه آبجوی "هَم" بریز
حله. تراکرز
!هی، تراویس! تلفن
سایکس؟
ببخشید؟ - ادی سایکس -
اینجا چیکار میکنی؟
.من رو با کس دیگه اشتباه گرفتی اسم من جو الن هستش
چرت نگو. اسمت ادی سایکس هستش
باهمدیگه یه عمر توی کانوود کار میکردیم
کدوم گوری بودی؟
یا مشروب زیاد خوردی یا به قدر کافی نخوردی، دوست من
.دو ماه پیش قرار بود بریم قزلآلا صید کنیم ولی نیومدی
واسه قزلآلا حتما میاومدم
ولی نیومدی
دوباره بگو فکر میکنی کی هستم؟
فکر کردم دوست هستیم
آره، معلومه که هستیم
...کجا رفتی، ادی؟ یهویی - همونطور که گفتم، اسم من جو الن هستش -
اشتباه گرفتی
چرا داری این کار رو میکنی؟
،بهت میگم
ولی اینجا نه
.یه جای ساکت نمیخوایم این دهاتیها حرفمون رو بشنون، درسته؟
یه رازه
و ما دوست هستیم، مگه نه؟
خوبه
دوستیم
آخه خودت گفتی دیگه، درسته؟
شاید بتونیم بهترین دوست هم باشیم
...من - آبجوت رو بنداز رو زمین -
شلخته باش
من رو دوست خودت صدا کن
ازم بخواه برسونمت خونه
خونه؟
الان انجامش بده
تو روحت، پسر
.ببین چیکار کردی شاید لازمه یکی برسونتت
نه - سوئیچهات رو بده من، بچهی گنده -
یالا
میرسونمت خونه
سایکس یه کارگر موقت بود
نُه ماه پیش گزارش ناپدید شدنش ثبت شد
به یکی از رفیقهاش گفت میره توی جنگل بگرده
میخواست بارش شهابسنگ رو ببینه
هیچوقت برنگشت به سر کار
یه هفته بعد توی بیلی پیداش شد
اونم با اسم جو الن
متوجه شدم یکی به اسم جو الن اینجا میمونه؟
،خب، بله، الان سر کاره ...ولی میتونین بیاین داخل و
!آقای الن
!از کلانتری اومدیم
No comments yet. Be the first to leave one.