Mr. Bachmann and His Class

Mr. Bachmann and His Class (Herr Bachmann und seine Klasse)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Mr Bachmann and His Class 2021 1080p WEB-DL YIFY 30NAMA fa
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-22
ډاونلوډونه: 13
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫* صدای غرش موتور *‬

‫* صدای ماشین و گفتگوها *‬

‫* صدای خش‌خش *‬

‫* موسیقی شرقی *‬

‫* صدای ماشین *‬

‫* صدای بی‌سیم *‬

‫* صدای زنگ *‬

‫(اعلام بلندگو) ایستگاه بعدی: ‫اشتادت‌آلندورف، خیابان مولداو.‬

‫* صدای موتور *‬

‫* سیگنال توقف *‬

‫* صدای فیس *‬

‫* صدای بچه‌ها *‬

‫* بچه‌ها با هم سلام و احوالپرسی می‌کنند. *‬

‫* بوق زدن *‬

‫چیز دیگه‌ای هم می‌خوای؟ ‫(ایمن) نه، ممنون.‬

‫* صدای خش‌خش *‬

‫بفرمایید. یک یورو، لطفاً.‬

‫* صدای غرش موتور و همهمه *‬

‫* صدای فیس *‬

‫* صدای همهمه *‬

‫* صداهای آروم *‬

‫(باخمن) ‫خب، ایلکنور داشت صحبت می‌کرد.‬

‫همه دوباره می‌ریم بیرون. ‫می‌تونیم یه بار دیگه تمرینش کنیم.‬

‫همه دوباره بیرون.‬

‫بعدش صداتون می‌کنم.‬

‫همه چیز ردیفه، فرهان؟‬

‫همه چیز ردیفه؟‬

‫* زنگ مدرسه *‬

‫تلاش دوم!‬

‫* صداهایی از بیرون *‬

‫* صدای تق‌تق *‬

‫بله، کی غایبه؟‬

‫(آناستازیا) رونیا و...‬

‫و کس دیگه‌ای غایب نیست؟ ‫استفی.‬

‫استفی. ‫استفی طبقه پایینه.‬

‫پایینه؟ می‌تونی بری صداش کنی؟‬

‫* جیرجیر کردن در. *‬

‫بله، پس همه رو داریم، مگه نه؟‬

‫یا کسی کس دیگه‌ای رو می‌بینه که غایب باشه؟‬

‫نه، نه. همه‌چیز ردیفه. خوبه. پس یک لحظه منتظر می‌مونیم.‬

‫هنوز خسته‌اید؟‬

‫کی خسته‌اس؟‬

‫بسیار خب، پس همگی ۲-۳ دقیقه دیگه چرت می‌زنیم.‬

‫* صدای تق‌تق *‬

‫صبح بخیر، استفی.‬

‫آه راستی، حسن هم غایبه.‬

‫(استفی) آره، حسن غایبه. ‫حسن کجاست؟‬

‫من کجا می‌شینم؟‬

‫بیرون دیدیش؟ ‫نه.‬

‫باشه.‬

‫هی، من کجا بشینم؟ ‫آره، هر جا دوست داری بشین.‬

‫آقای باخمن و کلاس او

‫اون موقع صدایی داشت که هیچ‌کس سر جاش بند نمی‌شد.‬

‫می‌تونی تصورش کنی، ماتیا؟ ‫صبح بخیر، ماتیا.‬

‫گیتاره چه شکلی بود؟‬

‫اِم... ‫استفی؟‬

‫گیتاره چه شکلی بود؟ رنگش؟ ‫طلایی.‬

‫آره.‬

‫حسن، می‌تونی براش ترجمه کنی؟ ‫مشکی؟‬

‫من متوجه شدم. ‫تو متوجه شدی.‬

‫به هر حال، میز عاشق این گیتار الکتریک شده بود و‬

‫اصلاً نگاهی به اون گیتار قدیمی، قرمز و شکسته نمی‌انداخت.‬

‫بهتون بگم، ‫وقتی گیتار می‌نواخت،‬

‫اون وقت میز ناگهان روی یک پایه می‌ایستاد و دور خودش می‌چرخید.‬

‫و خلاصه حسابی راک می‌زد و اینا. ‫حسن می‌خنده. اما بهت بگم،‬

‫هر کاری می‌کرد تا گیتار یه جورایی متوجهش بشه،‬

‫بفهمه که اون هم اونجاست. ‫و اونجا بود که میز،‬

‫یه جورایی کاملاً ناامید و سرخورده شده بود. ‫سرخورده یعنی چی، رجینا؟‬

‫کی می‌دونه سرخورده یعنی چی، بله؟‬

‫(ایمن) فکر کنم، اِم، مثلاً وقتی آدم چیزی رو...‬

‫...اِم، بیرون تو سرما می‌ذاره، یخ می‌زنه،‬

‫خیلی سرد می‌شه. ‫منظورت منجمد شدنه.‬

‫بله. ‫نه، «سرخورده» از سرخوردگی یا ناامیدی میاد.‬

‫ساده بگم، وقتی کسی کاملاً بی‌حوصله و عصبیه.‬

‫اصلاً حالش گرفته‌اس. ‫کی حالش گرفته بود؟‬

‫* سرفه کردن *‬

‫بله؟ ‫(لوچیا) میز.‬

‫میز؟‬

‫چرا میز حالش گرفته بود؟‬

‫چون گیتار اونو، اِم، ندید، یعنی...‬

‫دقیقاً. ‫...متوجه حضورش نشد.‬

‫دقیقاً.‬

‫و بعد یه جورایی به سرش زد که لاتاری بازی کنه.‬

‫میز تو لاتاری برنده می‌شه، ‫جایزه بزرگ رو می‌بره،‬

‫۱۲ میلیون یورو برنده می‌شه.‬

‫بعدش چی شد؟‬

‫بله؟ ‫اِم، فکر کنم،‬

‫میز برنده شد و بعد، اِم، چون میز پولدار شده بود،‬

‫گیتار، یعنی همون گیتار مشکیه، خب، اِم،‬

‫به میز علاقه‌مند شد و با هم قرار گذاشتن یا یه چیزی تو این مایه‌ها.‬

‫مثلاً شب‌ها، ‫وقتی هیچ‌کس تو مدرسه نبود.‬

‫شب‌ها، آره. شب‌ها، وقتی اینجا همه‌جا تاریکه، آره.‬

‫و شاید گیتار مشکیه فقط داشت از میز سوءاستفاده می‌کرد،‬

‫چون خیلی پول داشت.‬

‫و بله. بقیه‌اش رو نمی‌دونم.‬

‫به عنوان یک میز، آدم چه کار می‌تونه بکنه...‬

‫...تا به چنین گیتار الکتریکی، ‫برای اینکه بیشتر تحت تأثیر قرارش بده،‬

‫هدیه بده؟‬

‫گل. ‫تئا لوچیا، هوم؟‬

‫گل. ‫گل؟‬

‫آخه گیتار الکتریک گل می‌خواد چیکار، تئا لوچیا،‬

‫باید برام توضیح بدی. ‫منظورت اینه که روش نقاشی شده باشه؟‬

‫من یکی از این گیتارها رو بهت می‌دم، می‌تونی روش گل نقاشی کنی.‬

‫یه گیتار دیگه به چی نیاز داره؟‬

‫جیمی؟‬

‫یه آمپلی‌فایر. ‫هوم؟‬

‫آمپلی‌فایر. ‫آمپلی‌فایر، بله!‬

‫یه آمپلی‌فایر لامپیِ واقعاً عالی و بزرگ.‬

‫یه وسیله‌ی واقعاً بزرگ، ‫که حسابی سر و صدا راه می‌اندازه.‬

‫فکر خیلی خوبیه، جیمی.‬

‫بله؟ ‫سیم‌های نو برای گیتار.‬

‫این دقیقاً همون چیزی بود که‬

‫میز به گیتار هدیه داد.‬

‫از اون...‬

‫...سیم‌های خفن و وحشیِ...‬

‫...سبکِ ای‌سی/دی‌سی.‬

‫که صدای خیلی خشنی تولید می‌کنن و ‫می‌درخشن و جیغ می‌کشن،‬

‫وقتی باهاشون می‌نوازی، واقعاً جیغ می‌کشن.‬

‫وجود داره. ‫اوهوم.‬

‫البته که گیتار ‫خیلی خوشحال شد،‬

‫اما طبیعتاً هنوز ‫راضی نشده بود.‬

‫میز هم روز به روز ‫ناامیدتر می‌شد، مگه نه.‬

‫روز بعدش چی بهش هدیه داد؟‬

‫تیم، تو گیتار داری دیگه؟‬

‫من می‌...‬

‫چطور ازش نگهداری می‌کنی؟‬

‫نمی‌دونم.‬

‫چطور؟ گیتارت تو انباری یا یه جای این‌طوریه؟‬

‫نه. ‫وقتی با گیتارت نوازندگی نمی‌کنی،‬

‫چیکارش می‌کنی؟ ‫می‌ذارمش روی پایه‌.‬

‫یه پایه می‌تونه هدیه خوبی باشه؟‬

‫بله.‬

‫تو چه جور پایه‌ای داری؟‬

‫یعنی برای ایستاده نگه داشتنش.‬

‫یه چیز شببه به این، فقط تکی، نه؟‬

‫بله.‬

‫باشه، و نکته‌ی اصلی هم همین بود. ‫پس...‬

‫...گیتار، تیم، یه پایه می‌گیره و‬

‫البته نه هر پایه‌ای، ‫بلکه پایه‌ای که‬

‫برده بودش پیش جواهرساز تا روش الماس و یاقوت و این‌ چیزا بگذاره.‬

‫بله حسن، کار رو باید درست انجام داد! ‫و حسن هم از الان این شکلی شده.‬

‫بچه‌ها، می‌دونید ‫«گیگ‌بگ» چیه؟‬

‫(حسن) چی؟‬

‫میز به گیتار یه گیگ‌بگ هم هدیه داد.‬

‫از این کاورهای گیتار. ‫از همین چیزهای معمولی؟‬

‫نه. ‫اون چه شکلی بود؟‬

‫ایده‌ای ندارم. ‫تصورش کن.‬

‫ماتیا؟ روش نوشته بود: "دوستت دارم" ‫ماتیا.‬

‫نه، نه. ‫یعنی چی؟ ترجمه کن!‬

‫اِم، دوستت دارم.‬

‫و حالا به ترکی، ایلکنور! ‫"Seni seviyorum".‬

‫هان؟ ‫"Seni seviyorum".

‫"Seni seviyorum".

‫این هم روش نوشته شده بود. ‫و به روسی چطور؟‬

‫"Ya tebya lyublyu". ‫باید این رو آروم‌تر بشنویم.‬

‫"Ya tebya lyublyu".

‫اوه، من نمی‌تونم این رو تکرار کنم. ‫حسن، به بلغاری!‬

‫اون می‌تونه توضیح بده. ‫"Obicham te".‬

‫«دوستت دارم» به بلغاری. ‫بله، خودش گفت.‬

‫یه بار دیگه! ‫"Obicham te".

‫میز بالاخره یه جا صبرش سر اومد، ایلکنور.‬

‫اون مدام به این گیتار احمق...‬

‫...همه‌چیز هدیه می‌ده. یه جورایی درامز شب‌ها بهش، مگه نه،‬

‫اونا بعضی شب‌ها با هم بداهه‌نوازی (Jam) می‌کنن. ‫بداهه‌نوازی یعنی چی؟ ایمن؟‬

‫یعنی مثلاً وقتی باد میاد یا همچین چیزی،‬

‫اون وقت درامز خودش اینطوری... ‫به تنهایی صدا درمیاره.‬

‫بله. خب تو همیشه خیلی خیال‌پردازی. ‫بداهه‌نوازی یعنی چی؟‬

‫نواختن؟‬

‫نواختن؟ بداهه‌نوازی کردن. کاری که ما هم بعضی وقت‌ها انجام می‌دیم. بسیار خب.‬

‫درامز شب‌ها به میز می‌گفت: "ببین، تو یه احمقی.‬

‫داری خودت رو مسخره می‌کنی." ‫درامز اینو می‌گفت.‬

‫راستی حسن، یه درامز چطوری حرف می‌زنه؟‬

‫(تقلید ضرب) اوه، اوه، احمق،‬

‫اوه، اوه، اوه، احمق،‬

‫اوه، اوه، اوه، اوه، داره خرت می‌کنه، اوه، اوه.‬

‫و بعد یه جورایی با سنجِ «های‌هت» هم همراهی می‌کرد.‬

‫اینطوری که نمی‌شه، اینطوری که نمی‌شه، اینطوری که نمی‌شه.‬

‫انجامش بده، اینطوری که نمی‌شه. ‫من اون یکی کار رو می‌کنم.‬

‫بله، تو باید این رو بگی. ‫اینطوری نمی‌شه. اِم.‬

‫یه بار دیگه. اینطوری که نمی‌شه. ‫نت‌های چنگ! یالا!‬

‫هان؟ چی؟ ‫اینطوری که نمی‌شه.‬

‫اینطوری که نمی‌شه. ‫اینطوری که نمی‌شه.‬

‫آره، ادامه بده! بعدش من این کار رو می‌کنم. ‫آره، بیا!‬

‫نه. ‫ایمن،‬

‫اینطوری که نمی‌شه. ‫اینطوری که نمی‌شه.‬

‫اینطوری که نمی‌شه. اینطوری که ‫نمی‌شه. این خیلی تنده.‬

‫آره، ادامه بده! اینطوری که نمی‌شه. ‫اینطوری که نمی‌شه.‬

‫اینطوری که نمی‌شه. ‫* زبان ایمن می‌گیرد. *‬

‫داره خرت می‌کنه. ‫داره خرت می‌کنه.‬

‫اینطوری که نمی‌شه. ‫اونا این‌طوری با هم حرف می‌زدن.‬

‫ایلکنور، می‌تونی از این داستان چیزی رو برداشت کنی که‬

‫بگی: خب، داستان میز و گیتار چرت و پرته، واقعی نیست،‬

‫اما شاید یه چیزی توی این داستان باشه‬

‫که برات معنایی داشته باشه.‬

‫تئا لوچیا! ‫مثلاً اگه این‌ها آدم بودن و‬

‫یه نفر می‌گفت که آره، این گیتار داره ازت سوءاستفاده می‌کنه و بعد...‬

‫این یه جورایی قابل درکه.‬

‫این اتفاق توی خیلی از رابطه‌ها هم پیش میاد.‬

‫بله.‬

‫کارولین.‬

Mr. Bachmann and His Class subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left