لومړۍ 200 کرښې.
هشت ساعت که یک روز نیست
"یک سریال خانوادگی"
قسمت اول "یوخن و ماریون"
لباس قشنگم
شامپاینه دیگه، این کارا چیه میکنی، خاله کلارا؟
مایه تاسفه، تنها چیزی که میتونم بگم همینه
...زمان ما
اون باید مربوط به خیلی وقت پیش باشه، کلارا
ببخشید؟
زمان تا اونجا که میتونه مثل برق و باد میگذره
ای دریغ از عمر رفته
بیخیال، اینجا مجلس زد و خورده یا تولد من؟
متاسفم
از دستم در رفت - خفه شو، هرالد -
یه سیلی کوچیک تا حالا کسی رو نکشته
تو هم خفه شو، کلارا
بذار بره یه دل سیر گریه کنه براش خوبه
خب "یوخن"، یه جرعه شامپاین برام میریزی؟
یا منم باید یکی بخوابونم زیر گوشت؟
اون فقط داشت میخندید یه بچه باید بتونه بخنده
ولی نه به آدم بزرگا - دیگه باید به چی بخنده؟ -
به سلامتی مادربزرگ به سلامتی آینده
ممنون
اون بچه ی منم هست - این بحث رو تمومش کن -
هر جور راحتی
گریه نکن بیخیال
خیلی دوستت دارم، عمو مانفرد خیلی بیشتر از پدرم
هیچوقت نباید همچین حرفی بزنی، فهمیدی؟
چون پدرت ناراحت میشه، باشه؟
یه موسیقی پِلِی کن، مادربزرگ کلارا" میخواد برقصه"
آره، حداقل یکی از ما هنوز سرزنده ست
یوخن، صفحه ای که برای تولدم بهم دادی کجاست؟ اونو بذار
چونکه امروز یک روز پُر # # از لبخند و شادی ست
اگر چه تو بویی از شادی نبردی، کلارا
من این لباس رو همین دیروز از خشکشویی گرفتم
هشت مارک و چهل فنیگ
میتونی تصورش رو بکنی؟
حالا دوباره کثیف شده
چی شده؟
دختر کوچولوی من قشنگترین لباسش رو کثیف کرده؟
اوه، بو هو
ولی مامان، "یوخن" این کارو کرد
تو همیشه خیلی کثیف و شلخته بودی
یه پا چندش
...پس، به عنوان تنبیه
تو باید با این هیولا که زنش ترکش کرده برقصی
و "یوخن"، تو امشب با زیباترین دختر مجلس میرقصی
بیا اینجا، بیا اینجا عزیزم تو با مادربزرگ میرقصی
دو هفته دیگه ماشینم آماده میشه - واقعا؟ -
آره، و تو اولین سواری رو میگیری
خیلی دوستت دارم، عمو مانفرد
خیلی خب، من میخوام سخنرانی کنم
میدونی، سخنرانی فقط به درد سر قبر میخوره
من میرم کلاه گیسم رو بپوشم
اون میخواد حرفای خوبی بزنه، مادر
همه دوست دارن حرفای خوب بشنون
خب، چیزی که میخواستم به مناسبت ...تولد 60 سالگی مادربزرگ عزیزمون بگم
...میخواستم بگم
...که اون
...که اون
فراموش کردم
چه سخنرانی زیبایی
فکر میکردم خیلی حرفها برای گفتن داری
واقعا ممنونم
خیلی خیلی ممنونم
بیاید به سلامتیش بنوشیم
آره، متوجه منظورت شدم یه بطری از آشپزخونه میارم
نه نه، خودم جاشون رو بهتر بلدم
خب؟ کوچولو چطوره؟
خب؟ کوچولو چطوره؟
هر دوتاشون خوبن
هر دوتا حالشون خوبه
مادر دقیقا متوجه نیتت شد، وولف
...فکر میکنی اوه، خدایا
چطور تونستم اینطوری وا بمونم؟
همونطور که گفتم اون متوجه نیتت شد
آره، آره
جسارت نباشه، اون کلاه گیس رو از کجا خریده؟
من و "وولف" برای تولدش بهش هدیه دادیم
اصلا درکش نمیکنم
خب، من فکر میکنم کلاه گیس مادربزرگ خیلی هم قشنگه
بفرما
واضحه که همه-تون بی سلیقه اید
مادربزرگ، مشروب رو بیخیال
خاله "کلارا" میگه اون کلاه گیس اصلا بهت نمیاد
یوخن
اسمت "یوخنه"؟
نه، چطور؟ - "چون مادربزرگ صدا زد: "یوخن -
صدا زدی "یوخن"، نه؟ - آره، همین کارو کردم -
:دیدی؟ اون صدا زد "یوخن" نه "مانفرد"
...پس لطفا
خیلی عذر میخوام
چی شده، مادربزرگ؟ - ما شامپاین تموم کردیم -
میشه بری به شهر و دوتا بطری بگیری؟
آره، اگه "هرالد" ماشینش رو بهم قرض بده
هی، یه لحظه سوئیچ ماشینت رو میدی؟
شامپاین تموم کردیم و ماشین پدر هم مکانیکیه
نه
خیلی روش حساسم - چی؟ -
تو ماشینت رو بهش قرض نمیدی تا بره برای تولد شامپاین بگیره؟
مونیکا، خواهش میکنم - چقدر رقت انگیز -
هرالد" میدونه داره" چیکار میکنه، مونیکا
هرالد" آدم معقولیه"
شما دخالت نکنید، خاله کلارا
یوخنِ" ما راننده واقعا خوبیه"
همه میتونن خوب برونن، پدر ولی هر ماشین قلق خودش رو داره
"ببینید، شما، "کاته" و "یوخن ...یه ماشین میرونید
و من
آره، و مادربزرگ
آره
خب، چی میخواستم بگم؟
هر کسی که به ماشین احتیاج داره میتونه بشینه پشت فرمون
درسته
اوه، داری گیجم میکنی
هرالد" کاملا حق داره، حق داره" که ماشین رو دست کسی نده
اگه خراب بشه کی هزینه تعمیراتش رو میده؟
هیچکس، هیچکس هزینه تعمیراتش رو نمیده
یوخن" کجاست؟" - رفت شامپاین بگیره -
...تو
آره، کار من بود
خب، کار خودتو کردی
به نظر میرسه که زنها بر جهان حکومت میکنن
هی - ببخشید؟ -
"گفتم "هی داری از جا درش میاری
"بله، شنیدم که گفتی "هی
"ولی تو گفتی "ببخشید - چرا باید بگم "ببخشید"؟ -
"چونکه من گفتم "هی هی، متوجه شدی؟
بله، تو گفتی "هی"، چرا؟ - چون داشتی از جا درش میاوردی -
نه، من نمیخواستم از جا درش بیارم، من فقط خیار شوری رو میخواستم که 2 مارک براش دادم
حتی یه زن باردار هم حق نداره اینطوری به دستگاه ضربه بزنه
باردار؟
درست شنیدم؟ - بله، من گفتم باردار -
پس فکر میکنی من باردارم؟ - ...خب -
کدوم زنی ساعت 9:30 شب برای یه شیشه خیار ...شور با عصبانیت به دستگاه ضربه میزنه
اگه باردار نباشه؟
من نه باردارم، نه عصبانی ام و نه حتی متاهلم
نه؟
نه
و قصدش رو هم ندارم و به تو هیچ ربطی نداره
باردار، همینطور دهنش ...رو باز میکنه
اگه مایل باشی میتونی به جشن تولد مادربزرگم بیای
مادربزرگت؟ - آره، تولدشه -
لعنتی، واقعا جدی هستی
واقعا جدی میگی؟
باشه
میام - خوبه -
پس بذار ببینیم چرا خیار شورا بیرون نمیان
فقط به مردها تحویل میده مردهای معقول و باهوش
# کی قراره پولشون رو بده؟ #
# کی این همه سفارش داده؟ #
کی این همه پول برای # # خرج کردن داره؟
# ...کی پول نقد داره #
...اوه، این
این "گابیه"، نه؟
بله، البته
اوه، خیلی خوب شد که اومدی، گابی
و خیار شور رو هم فراموش نکردی، خیلی ممنون
حرفشم نزنید تولدتون مبارک
ممنون، گابی
لطفا بشین
اون مادرمه
پدرم
خاله کلارا
و مادربزرگم هم که معرف حضورت هست
"و خواهرم "مونیکا
"و دخترش "سیلویا
"و شوهر خواهرم "هرالد
"و این هم "مانفرده
بهترین دوستم
سلام
شامپاین کجاست، یوخن؟ - ...شامپاین -
اوه، شامپاین
ببخشید، از دستم افتاد - افتاد؟ -
آره - افتاد -
از دستم افتاد و خورد شد
ببخشید
خیار شور به عنوان هدیه تولد مُد جدیده؟
مُد جدید؟
...نمیدونم، من
کلارا - مامان؟ -
خودم از "گابی" خواستم برای تولدم خیار شور بیاره
هوس کرده بودم
یه لحظه منو ببخش
میشه ماشین "هرالد" دستم باشه؟
به "گابی" گفتم مال خودمه
ازش میپرسم
میشه امشب ماشین رو به "یوخن" قرض بدی؟ اون به "گابی" گفته ماشین خودشه
تا اون میگه بسم الله تو میگی الحمدالله
اوه، اینطوری نباش
میتونم ازت بخوام برقصیم، گابی؟
حتما
خب "یوخن"، مثل اینکه از ماشین خوشت اومده؟
نه
"من فقط میخوام "گابی رو برسونم خونه
خیلی خب، بعد بیار جلوی در خونه پارکش کن و سوئیچ رو هم بذار توی صندوق پستی
ممنون - نیازی به تشکر نیست -
چیه؟ چی زیر لب میگید؟
هیچی مادربزرگ، فقط از "هرالد" خواستم ماشین دستم باشه تا "گابی" رو برسونم خونه
فهمیدم
بهش گفتی که ماشین خودته؟
No comments yet. Be the first to leave one.