لومړۍ 200 کرښې.
تـقدیـم بـه
تـقدیـم بـه تـمام
تـقدیـم بـه تـمام پـارسـی زبـانان
تـقدیـم بـه تـمام پـارسـی زبـانان دنیـا
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از: « مــحــمـّـد امــیــن » Tel: Mohammadamin1999
ملبـورن
تینا، عزیزم
تو خیلی خوشگلی
میدونم کی هستی تو با شیاطین هستی
و من از جاسوسها متنفرم
ببریدش مهمانسرا
بیارش بیرون
از اقامتـت لذت ببر
آشغال
دفنش کنید، بچهها
الان وقتشـه که ببینیم امشب برامون چی میپزن!
و در اینجا میزبان شما سرآشپزهای مورد علاقهی ملبورن
باجیو و جکی
مرسی، ممنون
امشب، ما هنرهای آشپزی...
- شرق و غرب رو باهم ترکیب میکنیم - اوووه!
اووه! آرومتر جکی
ابتدا خمیر رو وَرز میدیم
" جکی چان " در
شبیـه اینـه که عشق واقعی خودتون رو...
یـه ماساژ درست وحسابی بدین
سپس خمیر رو کشیده
و بهش پیچ و تاب میدیم " آقـای نازنیـن "
" آقـای نازنیـن "
اوووه!
خانمها، اگه خواستید بعد از برنامـه...
جکی میتونه همین کار رو با موهاتون انجام بده
اوه!
حالا خمیر رو کشیده
به شکل زیبایی از رشتههای اسپاگتی
کیمیاگر داره روی جادوی خودش کار میکنـه
و در مقابل چشمان شما
یک تکه خمیر تبدیل میشـه به...
ماکارونی خوشـمزه
برای این جنده به من خیانت میکنی؟
من... من فقط...
چقدر بهت پول دادن؟
هیچی من مست بودم
نمیدونستم که اون عضو شیاطینـه
یه مشت احمق کوکائینهای منو دزدیدن
چون تو نتونستی جلوی خودت رو بگیری؟
من اون رو برمیگردونم قسم میخورم
اوه، نــه!
رئیس، شیاطین اومدن اینجا!
شنیدم چیزی رو برداشتی که مال منـه
فکر نمیکنم!
کثافت
تو منو فریب دادی
مواظب باش!
من واقعاً توی قطع کردن هر چیزی ماهرم
ببخشید
من فکر کردم برای انجام یه سری کار اینجائیم
بذارش کنار
باشـه...
آقای جین کارلو
بریم سراغ معامله، هان؟
این 500 هزار دلاره مال من رو بهم پس میدی...
منم بدون هیچ معطلی میذارم که بری
پونصد هزارتا، هان؟
تو چقدر میخوای؟
همش رو
آ ..آ ..آ...
همش میشـه، 10 میلیون
این دیگه چه مدلیـه که یـه تاجر باید...
برای پس گرفتن مال خودش پول بده؟
مال تـو، هان؟ اون چیزهایی که گرفتم، الان مال خودمـه
تو میخوای؟ باید پولش رو بدی
بهم خبر بده وقتی برای معامله آماده شدی
جنـده
برو به درک!
اول تو!
بجنبید بیاید از اینجا بریم
اونا دیگه کی...
بگیریدشون
عجله کن!
ریچارد، عجله کن
ریچارد!
برو
بکش کنار خودتو...
از جلوی راه من
برو، برو
- این چیـه؟ - اون یارو و دختره انداختنش
- نوار کجاست؟ - دختره برداشت
خب، بگیرش
بگیریدش
- من اون نوار رو میخوام - خیلی خب
و اینجا رو هم بدون هیچ خرابی
بریم
برو کنار
یعنی چی...
هـی، هـی، هـی چـی شده؟
اوه! مواظب باش
چرا اونا افتادن دنبالت؟
نمیدونم من کاری به کارشون نداشتم
اونجاست!
اووه
تو حالت خوبـه؟
خالیـه
هااان؟
اووه!
حالا خالیـه!
برو
بگردید اونجا رو
اوه!
چیـه؟
شرمنده
لمسش کن از راه دور
واو! خیلی سریع بودی
- اونجان! - بریم! زود باش
بریم بالا برو
سریع! زود باش
- چطوری... - بریم، بریم
اون چطوری رد شد؟
چرا من نمیتونم رد بشم؟
این دفعه، تو راه خودتو میری منم راه خودمو میرم، باشـه؟
باشـه
- تو داری از کدوم طرف میری؟ - من از اون طرف میرم
بـای، بـای
هـی!
من اصلاً اون رو نمیشناسم
میفهمید؟
هااان؟
ممنونم، ممنون
بـسـتـنـی!
خواهش میکنم بذار من اینجا قایم بشم
هیششش!
هیش
بجنبید اطراف رو چک کنید
تو یـه فرد چینی رو ندیدی؟
چرا خودم!
تو نـه یه چینی دیگـه
خیلی خب ایناهاش!
هـی...
اینجاست!
چرا بهش گفتی؟
فکر کردم دارین بازی میکنید
یه خرده بستنی میخوای؟
همکنون اعلام میدارم...
شماها زن و شوهرید
اوه خدای من! مواظب باش!
شرمنده، ببخشید
از اینطرف
لعنتی!
نگران نباش من اون رو میشناسمش
- مواظب باش - هـی، هـی...
ببخشید، شرمنده
زود باش
اینجا بجنب
نوارم!
- فکر کنم، قالشون گذاشتیم - امیدوارم
- حالت خوبه؟ - آره
تو حالت چطوره؟
من خوبم، ولی ماشینم داغون شد
اوه، شرمنده
اوه، فدا سرت
ممنون که جونم رو نجات دادی
خواهش میکنم
راستی...
من دیانا ام
منم جکیام
جکـ...
من میشناسمت
تو توی اون برنامهی آشپزی هستی
- آره - جکی
تو آدم خوبی هستی
من آدم خوبیام!
اوه...
حتماً امشب منو توی برنامهی داستان بزرگ تماشا کن
داستان بزرگ؟ میبینمش
خداحافظ
خداحافظ
جِرِمی هستم از شبکـهی 13
پس کجایی تو مهمان ویژه؟ باهام تماس بگیر
سلام، آنی هستم از پخش سراسری
شنیدم یه خبر مهمی داری
ما حتماً میتونیم بهتر از اون حرومزادههای شبکهی 13 کار کنیم
- سلام - سلام، لاکیـشا
- پدربزرگ - پدربزرگ
سلام سانی سلام نانسی
پدر
حالت چطوره؟
هنوز سرحالم
در رو باز کنید، لطفاً
- سلام - سلام
هـی، جکی
سلام به همگی
- سلام - سلام
سلام سانی و نانسی
هـی جکی خوشتیپ شدی، مرد
خوشتیپ؟ من خوش شانسم که الان اینجام
چـطور؟
داشتم از خرید برمیگشتم
که خلافکارها بهم تیراندازی کردن
اوه خدای من
اونا دنبال یه زن افتاده بودن
No comments yet. Be the first to leave one.