Lifeline

Lifeline

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Lifeline 2025
Lifeline 2025 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
د لخوا تبصره Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-04-19
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫من هنوز اینجام

‫من هنوز اینجام

‫تو هم همینطور

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

‫پس نمیخوای اسمشو بهم بگی؟

‫مامان بزرگش نکن

‫ خب اون تو رو دعوت کرده ‫که با هم وقت بگذرونین

‫میدونم

‫هی

‫هی

‫هی

‫حدس بزن کی ممکنه دوست دختر داشته باشه؟

‫شنیدم دو تا داره

‫من اینو نگفتم ‫اوه

‫وای خدا

‫شماها خیلی رو اعصابین

‫خوب خوابیدی؟

‫آره

‫خوابای عجیب غریب دیدم ‫هنوزم این سردرد لعنتی رو دارم

‫فکر میکنی باید زنگ بزنی بگی نمیای؟

‫نه

‫احتمالا همین الانشم کمبود نیرو دارن

‫راستی شناسنامه‌مو جایی ندیدی؟

‫آره

‫این نتیجه‌شه که الان فقط

‫سالی دو بار داوطلب میشی

‫چرا یکم بیشتر بهم گیر نمیدی؟

‫میکنی؟

‫عذاب وجدان بده

‫آره

‫اون امشب چیکار میکنه؟

‫ گفت داره خونه یکی از دوستاش ‫که همین خیابون پایینه وقت میگذرونه

‫تو چی؟

‫هنوز میخوای بری اون کارو انجام بدی؟

‫تصمیم گرفتم بیخیالش بشم و برم خونه خواهرم

‫اون مهمونی سالانه‌شو گرفته

‫خیلی دوره مگه نه؟

‫میدونم

‫فقط حس میکنم یه جورایی بهش یه سر بدهکارم

‫اون دعوتی که فرستاده رو ببین

‫جشن شب سال نو جولیا

‫خب تو نمیتونی اونو از دست بدی

‫این از طرف برادرت اومده

‫داشتم فکر میکردم بذارمش رو یخچال

‫ژاکتاشون کجاست؟

‫فکر کنم ژاکتاشون بامزه س

‫بابا بلیطای لیکرز رو گرفتی دیگه؟

‫لعنتی

‫نه هنوز

‫هنوز دارم روش کار میکنم

‫اگه کارتتو بدی خودم میتونم سفارش بدم

‫چون ممکنه تموم بشه

‫نه خودم انجامش میدم

‫نزدیک بود یادم بره

‫دیروز با مت چاوینز قهوه خوردم

‫اون خواست کتابتو بخونه

‫خب راستش اونجور چیزی نیست میدونی؟

‫خب اون خیلی خوشحال شد که ‫بهت نظرشو بده پس براش فرستادمش

‫مشکلی هست؟

‫نه

‫یعنی ببین

‫میدونی خب اون یه نویسنده خیلی بزرگ تو سبک داستانه؟

‫و تو ازش خواستی که خاطرات احمقانه کوچیک منو بخونه

‫وای

‫باشه دیگه هیچ حرکت خیرخواهانه‌ای از طرف من انجام نمیشه

‫ممنونم

‫به اندرو رسیدید

‫لطفا پیغام بذارید تا باهاتون تماس بگیرم

‫هی داداش بزرگ

‫منم

‫فقط زنگ زدم سال نو رو تبریک بگم

‫عکسایی که فرستاده بودی رسید

‫ممنون بابتشون

‫به هر حال بهم زنگ بزن

‫بیا یه گپی بزنیم

‫چون من الان سر کارم

‫ تو نمیتونی همینجوری دقیقه نود ‫اینو بندازی گردنم تای

‫شب سال نوئه

‫باشه

‫نه

‫الان دیگه حوصله بحث کردن ندارم

‫میدونی چیه؟

‫یه جوری حلش میکنم

‫استیون ‫سلام

‫چطوری؟ ‫خوبم

‫خیلی خوشحالم که میبینمت

‫تو چطوری؟

‫میدونی دیگه همون آش و همون کاسه

‫مزاحم نیستم که؟

‫نه

‫اون فقط شوهر سابقم بود که دوباره گند زد

‫راستش باید برم بچه هامو بیارم

‫اون تاریخاشو قاطی کرده و حالا

‫پیدا کردن پرستار بچه غیر ممکنه

‫راستش فکر کنم بیشتر شبو

‫همینجا باشم

‫سیندی ساعت یازده شب کارش تموم میشه ‫اوه

‫ آها ‫باشه

‫خیلی معذرت میخوام استیون

‫میدونم برای یه نفر خیلی زیاده ولی من فقط

‫نه ‫نه نه نه

‫اشکالی نداره

‫برو پیش بچه هات ‫عیبی نداره

‫تو نجات دهنده ای ‫بیا دیگه

‫تو قهرمانی

‫منم که کم آوردم و رفتم مطب خصوصی زدم

‫خب حداقل از میز من استفاده کن

‫صندلیش خوبه

‫ممنونم

‫خیلی خب

‫الو

‫خط زندگی

‫الو؟

‫من نمیخوام درباره خودم حرف بزنم

‫باشه

‫متوجه ام

‫الو؟

‫خط زندگی

‫الو؟

‫اگه آماده حرف زدن نیستی اشکالی نداره

‫ولی حداقل اسمتو میتونم بپرسم؟

‫مری

‫مری؟

‫ سلام ‫مری

‫من استیو هستم

‫ راستش درست نمیدونم ‫اینجا چطوری کار میکنه

‫ خب هرچیزی که فکر میکنی ‫بهش نیاز داری

‫چی شد که امشب زنگ زدی؟

‫و هیچ جواب درستی هم برای این سوال وجود نداره

‫نمیخوام اینجوری حس کنم

‫میخوام تموم بشه

‫ولی لطفا به پلیس نگید

‫من کجام چون اونا فقط

‫نه نه نه ‫نه

‫نه نه نمیگم ‫قول میدم

‫این تماس ناشناسه پس لازم نیست

‫نگران اون باشی ‫باشه؟

‫باشه؟

‫فقط میخوام یکم درباره حس و حالت حرف بزنیم

‫امشب چیزی تو خونه اتفاق افتاد؟

‫شاید دعوا با خانواده یا

‫آره

‫آره

‫آره؟

‫میشه یکم درباره اش بگی؟

‫فقط سرمه

‫خیلی درهم و برهم شده

‫هیچکس که میشناسم نمیفهمه ‫پس این قرصا رو گرفتم

‫الان قرصا پیشته؟

‫اوم هوم

‫برای خواب و افسردگیه

‫ولی فکر کردم اگه به اندازه کافی بخورم

‫خب واقعا امیدوارم این کارو نکنی مری

‫راه دیگه ای نیست

‫چاره ای ندارم

‫صبر کن

‫چرا اینو میگی؟

‫چی؟

‫وقتی میگی حس میکنی چاره ای نداری

‫منظورت از این حرف چیه؟

‫مری میتونی

‫میتونی بگی الان کجایی؟

‫خونه ای؟

‫نه من تو پالم اسپرینگز هستم

‫شوهرم یه خونه اینجا برای تعطیلات اجاره کرده

‫ ولی اون میدونه که تو داری ‫روزای سختی رو میگذرونی؟

‫چی؟

‫ولی اون میدونه که تو ناراحتی؟

‫مری؟

‫بهش اعتماد ندارم

‫اون دلیل اینه که من

‫دلیل اینکه تو

‫حس میکنی میخوای به خودت آسیب بزنی؟

‫آره

‫اون ما رو کشوند اینجا چون من مشکل داشتم

‫یه تغییر دارویی داشتم که اخیرا گذروندم

‫و بهش گفتم که دارم میرم تراپی ‫اونم خیلی عصبی شد

‫چرا؟

‫فکر نکنم بتونم بیشتر از این حرف بزنم

‫چرا که نه؟

‫مری نکنه نگران اینی که

‫شوهرت بفهمه؟

‫آره

‫شوهرت تا حالا بهت آسیب رسونده؟

‫نه

‫ولی ازش میترسم

‫توضیحش سخته

‫نه نه

‫فکر کنم میفهمم

‫ولی باید بگم اوضاع اونجا امشب ‫خیلی پرتنش به نظر میرسه

‫امشب

‫پس میخوام یه کلمه امن درست کنیم

‫یا یه عبارت که اگه شوهرت اومد خونه

‫و ما هنوز داشتیم حرف میزدیم

‫منظورت چیه؟ ‫چی هست

‫فقط یه راهه که تو به من

‫بفهمونی که حس ناامنی نسبت به شوهرت داری

‫تحریک نشه

‫میتونیم این کارو بکنیم؟

Lifeline subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left