لومړۍ 200 کرښې.
من هنوز اینجام
من هنوز اینجام
تو هم همینطور
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
پس نمیخوای اسمشو بهم بگی؟
مامان بزرگش نکن
خب اون تو رو دعوت کرده که با هم وقت بگذرونین
میدونم
هی
هی
هی
حدس بزن کی ممکنه دوست دختر داشته باشه؟
شنیدم دو تا داره
من اینو نگفتم اوه
وای خدا
شماها خیلی رو اعصابین
خوب خوابیدی؟
آره
خوابای عجیب غریب دیدم هنوزم این سردرد لعنتی رو دارم
فکر میکنی باید زنگ بزنی بگی نمیای؟
نه
احتمالا همین الانشم کمبود نیرو دارن
راستی شناسنامهمو جایی ندیدی؟
آره
این نتیجهشه که الان فقط
سالی دو بار داوطلب میشی
چرا یکم بیشتر بهم گیر نمیدی؟
میکنی؟
عذاب وجدان بده
آره
اون امشب چیکار میکنه؟
گفت داره خونه یکی از دوستاش که همین خیابون پایینه وقت میگذرونه
تو چی؟
هنوز میخوای بری اون کارو انجام بدی؟
تصمیم گرفتم بیخیالش بشم و برم خونه خواهرم
اون مهمونی سالانهشو گرفته
خیلی دوره مگه نه؟
میدونم
فقط حس میکنم یه جورایی بهش یه سر بدهکارم
اون دعوتی که فرستاده رو ببین
جشن شب سال نو جولیا
خب تو نمیتونی اونو از دست بدی
این از طرف برادرت اومده
داشتم فکر میکردم بذارمش رو یخچال
ژاکتاشون کجاست؟
فکر کنم ژاکتاشون بامزه س
بابا بلیطای لیکرز رو گرفتی دیگه؟
لعنتی
نه هنوز
هنوز دارم روش کار میکنم
اگه کارتتو بدی خودم میتونم سفارش بدم
چون ممکنه تموم بشه
نه خودم انجامش میدم
نزدیک بود یادم بره
دیروز با مت چاوینز قهوه خوردم
اون خواست کتابتو بخونه
خب راستش اونجور چیزی نیست میدونی؟
خب اون خیلی خوشحال شد که بهت نظرشو بده پس براش فرستادمش
مشکلی هست؟
نه
یعنی ببین
میدونی خب اون یه نویسنده خیلی بزرگ تو سبک داستانه؟
و تو ازش خواستی که خاطرات احمقانه کوچیک منو بخونه
وای
باشه دیگه هیچ حرکت خیرخواهانهای از طرف من انجام نمیشه
ممنونم
به اندرو رسیدید
لطفا پیغام بذارید تا باهاتون تماس بگیرم
هی داداش بزرگ
منم
فقط زنگ زدم سال نو رو تبریک بگم
عکسایی که فرستاده بودی رسید
ممنون بابتشون
به هر حال بهم زنگ بزن
بیا یه گپی بزنیم
چون من الان سر کارم
تو نمیتونی همینجوری دقیقه نود اینو بندازی گردنم تای
شب سال نوئه
باشه
نه
الان دیگه حوصله بحث کردن ندارم
میدونی چیه؟
یه جوری حلش میکنم
استیون سلام
چطوری؟ خوبم
خیلی خوشحالم که میبینمت
تو چطوری؟
میدونی دیگه همون آش و همون کاسه
مزاحم نیستم که؟
نه
اون فقط شوهر سابقم بود که دوباره گند زد
راستش باید برم بچه هامو بیارم
اون تاریخاشو قاطی کرده و حالا
پیدا کردن پرستار بچه غیر ممکنه
راستش فکر کنم بیشتر شبو
همینجا باشم
سیندی ساعت یازده شب کارش تموم میشه اوه
آها باشه
خیلی معذرت میخوام استیون
میدونم برای یه نفر خیلی زیاده ولی من فقط
نه نه نه نه
اشکالی نداره
برو پیش بچه هات عیبی نداره
تو نجات دهنده ای بیا دیگه
تو قهرمانی
منم که کم آوردم و رفتم مطب خصوصی زدم
خب حداقل از میز من استفاده کن
صندلیش خوبه
ممنونم
خیلی خب
الو
خط زندگی
الو؟
من نمیخوام درباره خودم حرف بزنم
باشه
متوجه ام
الو؟
خط زندگی
الو؟
اگه آماده حرف زدن نیستی اشکالی نداره
ولی حداقل اسمتو میتونم بپرسم؟
مری
مری؟
سلام مری
من استیو هستم
راستش درست نمیدونم اینجا چطوری کار میکنه
خب هرچیزی که فکر میکنی بهش نیاز داری
چی شد که امشب زنگ زدی؟
و هیچ جواب درستی هم برای این سوال وجود نداره
نمیخوام اینجوری حس کنم
میخوام تموم بشه
ولی لطفا به پلیس نگید
من کجام چون اونا فقط
نه نه نه نه
نه نه نمیگم قول میدم
این تماس ناشناسه پس لازم نیست
نگران اون باشی باشه؟
باشه؟
فقط میخوام یکم درباره حس و حالت حرف بزنیم
امشب چیزی تو خونه اتفاق افتاد؟
شاید دعوا با خانواده یا
آره
آره
آره؟
میشه یکم درباره اش بگی؟
فقط سرمه
خیلی درهم و برهم شده
هیچکس که میشناسم نمیفهمه پس این قرصا رو گرفتم
الان قرصا پیشته؟
اوم هوم
برای خواب و افسردگیه
ولی فکر کردم اگه به اندازه کافی بخورم
خب واقعا امیدوارم این کارو نکنی مری
راه دیگه ای نیست
چاره ای ندارم
صبر کن
چرا اینو میگی؟
چی؟
وقتی میگی حس میکنی چاره ای نداری
منظورت از این حرف چیه؟
مری میتونی
میتونی بگی الان کجایی؟
خونه ای؟
نه من تو پالم اسپرینگز هستم
شوهرم یه خونه اینجا برای تعطیلات اجاره کرده
ولی اون میدونه که تو داری روزای سختی رو میگذرونی؟
چی؟
ولی اون میدونه که تو ناراحتی؟
مری؟
بهش اعتماد ندارم
اون دلیل اینه که من
دلیل اینکه تو
حس میکنی میخوای به خودت آسیب بزنی؟
آره
اون ما رو کشوند اینجا چون من مشکل داشتم
یه تغییر دارویی داشتم که اخیرا گذروندم
و بهش گفتم که دارم میرم تراپی اونم خیلی عصبی شد
چرا؟
فکر نکنم بتونم بیشتر از این حرف بزنم
چرا که نه؟
مری نکنه نگران اینی که
شوهرت بفهمه؟
آره
شوهرت تا حالا بهت آسیب رسونده؟
نه
ولی ازش میترسم
توضیحش سخته
نه نه
فکر کنم میفهمم
ولی باید بگم اوضاع اونجا امشب خیلی پرتنش به نظر میرسه
امشب
پس میخوام یه کلمه امن درست کنیم
یا یه عبارت که اگه شوهرت اومد خونه
و ما هنوز داشتیم حرف میزدیم
منظورت چیه؟ چی هست
فقط یه راهه که تو به من
بفهمونی که حس ناامنی نسبت به شوهرت داری
تحریک نشه
میتونیم این کارو بکنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.