لومړۍ 200 کرښې.
،دریاهای معتدل، پاک
و کمعمقِ مناطق گرمسیری
جایی دارای زیبایی و حاصلخیزیِ بینظیر
این جزایر میزبانِ اکوسیستمی زنده و پر طراوات در زیر آب هستند
ارگانیسمی وسیع به نام صخرهی مرجانی
زندگی در این کلانشهرِ آبی
در پیچ و خمها، گوشه و کنارها و کوچههای پشتی در جریان است
و در لبهی صخره، زیست بومِ متنوع و رنگارنگ
...به شهر کوچکی منتهی میشود به نام
بیکینی باتم
...در اینجا میشود سختپوستان
!پول! پول! پول
...ستارههای دریایی
...هشتپا
...پلانکتونهای گوناگون و مختلف
...سنجاب-دانشمند عادی
صبح بخیر آتو
!تقریباً برای کل دنیا آمادهای
صبح بخیر. ماشینها قیام میکنند
!و اربابانِ تمام زندگی ارگانیک میشن
هان؟
و بله، اسفنج دریایی
این یکی همراه با حلزونِ خونگیِ محبوبش
گَری زندگی میکنه
!صبح بخیر گری
اه، ردِ حلزون. چه حال بهم زن
ولی بطرز عجیبی آرامشبخش
!صبح بخیر پاتریک
!صبح بخیر باب اسفنجی
!صبح بخیر پاتریک
!صبح بخیر باب اسفنجی
!صبح بخیر پاتریک
!صبح بخیر باب اسفنجی
!صبح بخیر پاتریک
!میشه شما دوتا کله پوک انقدر سروصدا نکنین؟
!صبح بخیر اختاپوس
!بیا گری! صبحونه
قابلی نداشت
کی میخواد شکمشو بخارونم؟
خیلی دوستت دارم گری
این چیه؟
باشه، خودش میاد بیرون
صبح بخیر باب اسفنجی
!پول! پول! پول
وای! اگه قرار باشه زود برسم دیرم شده
نگران نباش گری جون
قبل از اینکه بتونی بگی
چرا انقدر بی رحمانه تنهام گذاشت؟» برمیگردم»
یه روز دیگه، یه سر دردِ دیگه
حداقل یکم آرامش دارم ...تا اون نیم وجبی پیداش نـ
!صبح بخیر اختاپوس
امروز صبح دل انگیزی نیست؟
نُچ. باهات حرف نمیزنم
امروز خودمو قاطیِ
هیچکدوم از مزخرفاتت نمیکنم
همیشه برام به سوءتفاهم ختم میشه
باشه اختاپوس
ولی بهتره بدونی گرترود پیر
این روزا داره خیلی حواس جمع میشه
گرترودِ پیر؟ اون دیگه کدوم خریه؟
!سالها باهاش کار کردی
کبابپزِ هشت شعلهی تو آشپزخونهست دیگه
هیچوقت تمومی نداره
بگذریم، برای روشن کردنش
...باید دستهشو بچرخونی و بعدش
شیرهای گازش رو یکم تکون بدی
...و بعدش داستان مورد علاقهاش رو بخونی
«ماهیتابهی کوچکی که میتوانست»
:فصل دو
برگرها گفتن «ولی همین الان از توی فریزر اومدیم بیرون»
«و سـ... سـ... سردمونه
ماهیتابهی کوچک گفت: «نگران نباشین «حسابی گرمتون میکنم
الان چی گفتم؟ علاقهای ندارم
!منو دخالت نده
چی گفتی اختاپوس؟ اختاپوس؟
باشه اختاپوس، مهم نیست در هر صورت من اینجام
متأسفانه
!تنبلی بسه دیگه آقای اختاپوس
!اینجا باید کار کنی
!توجه، خدمهی خرچنگی
!همهی افراد به گوش
!به چشم کاپیتان خرچنگ، قربان
حالا، کی برای یه ماجراجوییِ دیگه که
منجر به پیدا کردن پول برای من میشه آمادهست؟
!یالا ملوان - !قربان. بله قربان -
!پرچمها رو ببر بالا
!بادبان اصلی رو ببر بالا
!دودکشها رو راه بنداز
هیچوقت قدیمی نمیشه
تا وقتی که فرصتشو داری لذت ببر آقای خرچنگ
...این دیگه
!ماشینِ احمق
کجا بودم؟ آهان، آره
امشب نقشهی شیطانیِ شمارهی 3,087 رو اجرا میکنم
و بالاخره صاحب
فرمولِ مخفیِ برگرِ خرچنگی میشم
ایول. یه نقشهی شیطانیِ دیگه
نقشهی شیطانی چه عیبی داره؟
هیچ، فقط موضوع اینه که دیوار شکستمون داره پُر میشه
...دیوار شـ
کارن، چرا اینا رو جمع میکنی؟
خاطرهان دیگه
خب، امشب... فرق داره
میبینی کارن، همسرِ کامپیوتریم
هر بار تلاش کردم اون فرمول رو بدزدم
خرچنگ سعی کرده نقشهمو خنثی کنه
آقای خرچنگ نه
ولی امشب، همه چی... چی؟
مشکل آقای خرچنگ نیست عزیزم دادهها رو بررسی کردم
مشکل باب اسفنجیه
سلام
نه بابا
چه ربطی به اون اُسگل داره؟
منظورت اُسگل داناست دیگه
باب اسفنجی کسیه که نقشههاتو خنثی میکنه
نه آقای خرچنگ
مزخرف میگی
کار خود خرچنگه، کارن میدونم که کار خودشه
و امشب، بالاخره انقاممو
!میگیرم
دیر میای؟
نمیشه برای نبوغ ساعت تعیین کرد کارن
!آمادهست! تکون بخور! بریم
!به چشم سرآشپز
!یکی برای شما !از برگرِ خرچنگیتون لذت ببرین! لذت ببرین
!آمادهست
!بجنب باب اسفنجی
!باب اسفنجی تو راهه - !باب اسفنجی تو راهه -
!سلام باب اسفنجی
!سلام سَندی
میدونستی در آینده همه چیز اتوماتیک میشه؟
جِدی؟ حتی دل درد؟
دارم میرم ببینم آقای خرچنگ میخواد
پذیرای زود هنگام تکنولوژیِ جدیدم باشه یا نه
وایسا ببینم، چی؟
میخوای یه ربات رو جایگزین من کنی؟ !اینکارو نکن
نه دیوونه، این اتفاق در هر صورت میافته
این یه چیزِ خلاقانه و استارتآپیتره
60 ثانیه وقت داری
!اسمش آتوئه
اسمم اتوئه
چه خدمتی ازم ساختهست؟
یه صاحب رستوران اتوماتیکه
اتوماتیک؟
بنظر گرون میاد. علاقهای ندارم
آتو نیازی به حقوق نداره
و میتونه تصمیمهای سَرد و سخت و بیرحمانهای
مثل اخراج کردن مردم رو بگیره چون قلب نداره
آخ - چی میگی -
اخراجی - عالیه -
عاشق پولم. عاشق پولم
یه رباتِ سردِ بیاحساسِ مکانیکی
درست مثل قلب سردِ بیاحساسِ سختپوستیِ خودم
قبولش میکنم و پرورشش میدم
و آتو رو مثل پسر خودم دوست خواهم داشت
ممنون بابایی
ایول! پشیمون نمیشین آقای خرچنگ
اخراجی
تمام روز میتونم به این جمله گوش بدم
نه جدی میگم
تصمیم گرفتیم راهمون رو عوض کنیم
اخراجی
چی؟
مجبورم نکن نگهبانی رو صدا کنم
اخراجی - !نه تو اخراجی -
نه تو اخراجی - !تو اخراجی، ماشینِ جهنمی -
من اخراج نیستم تو اخراجی
« بازیافتِ وسایل الکترونیکی. هزینه 5 دلار »
آزار و اذیتِ ربات آزار و اذیتِ ربات
هان؟ - هــان؟ -
اخراجی
این دیگه چه کوفتیه؟
نمیدونم ولی میبرمش خونه
خیلی بانکمه - !چی؟ -
بیا ربات کوچولو. بیا بهت شام بدم
اصلاً خنده دار نیست کارن - ساکت شو پلانکتون -
بهش محل نذار - !کارن -
دوسِت دارم مامانی
باب اسفنجی! قبل از اینکه بری مطمئن شو
این آشپزخونه برق میزنه پسر
بله بله، جناب رئیس خرچنگ
وقتی که کارم تموم بشه این آشپزخونه
کاملاً خواهد درخشید
حالا هر چی
این برگرِ خرچنگیِ خورده نشده رو روی میز شمارهی 6 پیدا کردم
میدونی باید باهاش چیکار کنی
!همین الان آقای چنگ
ترتیبی میدم به درستی دور ریخته بشه
کی از دور ریختن حرف زد؟
فردا دوباره توی منوی میراثِ کلاسیک هنریمون میفروشیمش
!شب بخیر
بهتره تمیز کاری رو شروع کنم
!آمادهام
« احتیاط کنید. زمین خیس است »
خب شب بخیر گرترود
شب بخیر سرخ کُن شب بخیر برگر
!شب بخیر خیارشور
شب بخیر باب اسفنجی
!سلام برگر خرچنگی
...و حالا
No comments yet. Be the first to leave one.