لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
اینکه تو پسر رئیس سه هان بیوتی هستی
چرا ازم مخفی کردی؟
از قصد ازت مخفی نکردم
لی سون وو، تو آدم ترسناکی هستی
تو من رو مثل دشمن پدرت میبینی
ولی بازم جلوی من لبخند میزنی؟
انگار هیچی نشده؟
این یه موقعیتی بود که به راحتی میشد چیز دیگه ای ازش برداشت کرد
پدر من هیچوقت اون ادغام رو نمیخواست
و من هم نمیتونستم مطمئن باشم که تو از دید من نگاه میکنی یا نه
درسته که این یه موقعیتیه که به راحتی میشه ازش سو برداشت کرد
من میفهمم
ولی سون وو، اگه فکر میکنی من اون دشمنم
نباید از رئیس پارک هم بدت بیاد؟
کنجکاوم که چرا شما دوتا با هم ملاقات کردین
پدرم تموم زندگیش رو برای رشد شرکت داد
اینکه چجوری چنین شرکتی یه شبه از بین رفت
میخواستم اینو بفهمم
الآن که اینجایی، چیزی تغییر کرده؟
البته که گرفتن شرکت ازش سخته
ولی نمیتونم مرگ پدرم رو همینجوری قبول کنم
بعد از اون، دنیا قاضی میشه
این روز ها وجهه یه شرکت با هدر رفت هاش برابری میکنه
به خصوص برای یه شرکت مواد آرایشی که به روانشناسی مصرف کننده هاش حساسه
مهم نیست وجهه چجوری باشه، من میتونم به کار با آرایش ادامه بدم
این توانایی واقعی نیست؟
مصرف کننده ها زود فراموش میکنن
اونا فقط آرایشی که به فروش میره رو میبینن
سعی کن آروم به نظر برسی
اینور رو نگاه کن. بعد اون طرف رو نگاه کن
اینجوری. اوکی
لطفا به دوربین نگاه کن
لطفا به چپ نگاه کن
بله، خوبه
خب، یکی دیگه
!خوبه، خوبه
درسته
چیکار داری میکنی؟
چی شده؟
چیکار داری میکنی؟
پشت سر من اون کار رو کردی، بعد جلو روی من درباره اسپانسر ها چرت و پرت میگی؟
تو اصلا آدمی؟
نمیدونستی؟
من چنین آدمی ام
نمیدونستی؟
همه. برید بیرون
نگران پسر من نباش. خودم مواظب جین یونگ هستم
درباره چی داری حرف میزنی؟
منم دارم باهاشون میرم آمریکا
جین یونگ به من نزدیکه. نمیدونستی؟
چرت و پرت نگو. انقدر ساده به نظر میام؟
چون فقط نتونستی یه پدر خوب باشی، چرا داری سر من خالی میکنی؟
باید دیوونه باشه
هی. داری کجا میری؟
!هی
میبخشید
آره، منم
!مدیر عامل، یه اتفاق خیلی بد افتاده
هیون سونگ هون سر لوکیشن فیلم برداری دا سوم پیداش شد و قشقرق به پا کرد
چی؟ هیون سونگ هون؟
اینجوری نیا به دیدنم
به نظرت خنده دارم؟
از اولش اصلا نمیدونستی این بچه به دنیا اومده
تقصیر من بود که بدون این که به پدرش بگم بچه رو بدنیا آوردم
چی داری میگی؟ واضح صحبت کن
چجوری میتونم تنهایی برم آمریکا؟ البته که با دیوید میرم
واقعا دیوونه شدی؟
آره، من دیوونم. واقعا فکر میکنی به خاطر بچم هر کاری نمیکنم؟
...اگه اوجوری هم باشه، درست جلوی جین یونگ
تو هم جلوی جین یونگ با اون زنه بودی. تو هیچ فرقی نداری
!پارک دا سوم
با اومدن اینجا میخوای چیکار کنی؟
نمیذارم جین یونگ بره آمریکا
میخوای درباره هر کاری که باهاش کردی به جین یونگ بگم؟
چرا اینجا میای و ادای قربانی ها رو درمیاری؟
نه میذارم جین یونگ پیش تو بمونه، نه بره آمریکا
پس واسه درمان جین یونگ میخوای چیکار کنی؟
خودم حلش میکنم
فقط میری از مدیر عامل هان کمک میگیری. چیکار دیگه میخوای بکنی؟
چی شده؟
چرا تو شرکت صداتونو میبرین بالا؟
چیزی نیست
اگه نمیدونستم فکر میکردم دعوا عشق و عاشقیه
چه رین، نمیخواد نگران این باشین
یادت رفت درباره بچه با من صحبت کنی، پارک دا سوم؟
هیون سونگ هون
واقعا با من حرف نمیزنی؟
دوتاتون خیلی نزدیک به نظر میاین
چی؟
واقعا واسه کار هم دیگه رو دیدین؟
سونگ هون، فکر کنم اشتباه فهمیدی
چی میخوای بگی؟
واقعا واسه کار هم رو میبینین؟
داری عصبانیتت رو سر کس دیگه ای خالی میکنی. کار خوبی نیست
نصیحت بی مورد کردنم کار خوبی نیست
یادت رفت موقع شروع چی گفتیم؟
مگه نمیدونی به کمک سون وو نیاز داشتی تا اینجا بالا بیای؟
پس چیکار باید بکنم؟
معذرت خواهی کن
کاری که الآن داری میکنی توهین آمیزه هم به من هم سون وو
بگو که اشتباه کردی. هم به من هم سون وو
چه رین، چیزی نیست
لطفا بس کن
هیون سونگ هون به نظر میاد تو خطر باشی
چیکار کردم که انقدر اشتباه بوده؟
فقط واسه من سخت بود
چقدر دیگه باید بدبختی بکشم؟
میخوام یه مرکز سلامت و پزشکی تو اون ساختمون بسازم
که چی؟
چرا هروقت به مدیر عامل هان نگاه میکنی انقدر نا امیدی؟
من تو رو به عنوان یه تاجر آموزش میدم
این آخرین فرصت زندگیِ منه
هیون سونگ هون
من گُل پیروزی رو میزنم و زندگیم رو زیر و رو میکنم
چی شده؟ تو همین مدت کوتاه شدی پوست و اُستخون
نونا
زندگی فقط واسه من سخته؟
پارک دا سوم و هان چه رین هردوشون مثل همن
...نونا دیگه نمیتونم اینطوری زندگی کنم
از الان به بعد، میخوام پول دربیارم
به هر قیمتی شده پول در میارم و جین یونگ رو با خودم میبرم
فقط تا اون موقع صبر کن
سه تامون به خوبی و خوشی زندگی میکنیم
باشه
چرا گریه میکنی؟
اگرچه قراره سخت باشه ولی تسلیم نشو
نماینده کیم رو میشناسی، درسته؟
نباید اعتماد بنفستو بریزی دور فقط باهاش غذا بخور
قرار ملاقات گذاشتن با شما از دیدن سیاستمدارا هم سخت تره
مبالغه میفرمایید
این چند روز اخیر، یه حرفایی ازتون شنیدم
اینکه شایعه در مورد آدم پخش بشه باید شرایط سختی باشه
همشون شایعه های اشتباهن
منم از اونجایی که تو سیاستم خیلی این چیزا رو حس میکنم
ولی آدما میتونن خیلی باهم متضاد باشن
اینطور نیست مدیرعامل هان؟
با حرفی که زدین موافقم جناب نماینده
رئیس پارک هم این اواخر خیلی مریض بنظر میان
این یکم واسه شون زیادی نیست؟
این روزا وجهه شما خیلی مهمه
چه تاجر باشین یا سیاستمدار
ساختن یه وجهه خوب خیلی مهمه
مطلع هستید دیگه؟ درسته؟
البته اینو بهتر از هر کس دیگه ای میدونم
چرا این مشکل باید تو این زمان اتفاق میفتاد؟
یا شاید شما میخواین الان به تیم من ملحق بشین؟
مادام دربارهی من صحبتی نکرد؟
من خیلی راجع بهتون شنیدم
شنیدم میخواستین منو ملاقات کنین
تا وقتیکه دربارش شنیده باشین، خوبه
خداروشکر که اون بچه جذابه
به زودی باهاتون تماس میگیرم
واسه امروز بیاین فقط از غذا لذت ببریم
نظرتون چیه هفتهای یه بار اینکارو انجام بدیم؟
از اونجایی که هردومون سرمون شلوغه
من از اون مدلایی نیستم که بقیه رو اذیت کنم
اسپانسر
این زوج قراره به زودی کنار هم زندگی کنن
دوتاتون خیلی نزدیک به نظر میاین
واقعا واسه کار هم دیگه رو دیدین؟
داری عصبانیتت رو سر کس دیگه ای خالی میکنی. کار خوبی نیست
من تو رو به عنوان یه تاجر آموزش میدم
من کسی ام که حداقل، توانایی کافی برای انجام این کارو دارم
چقدر قراره باشه؟
یک میلیارد وون؟
ده میلیارد وون؟
صد میلیارد وون؟
تو تاریکی چیکار میکنی؟
آخر شبه
تا دیر وقت داشتم کار میکردم شام خوردی؟
هر کی تو رو ببینه فکر میکنه از پارتی برگشتی
چیزی نمیخوای بهم بگی؟
با نماینده کیم قرار ملاقات داشتم
واسهی تشکر برای گرفتن مجوز محوطهی کارخونه شام مهمونش کردم
همین؟
فکر کردی اگه چیزی نمیگفتی من نمیفهمیدم؟
بقیه یه جوری باهام رفتار میکنن انگار یه احمقم ولی توهم همینطوری چه رین
سونگ هون
...واقعا داری میگی عاشقمی
وقتی هنوز رئیس پارک اسپانسرته؟
عشق واسه تو چیه؟
تو واقعا عاشقی؟
به محض اینکه آشنا شدیم خواستی باهم زندگی کنیم چون عشق واست بی ارزشه؟
!یه چیزی بگو
من بعد ازدواج با تو دیگه رئیس پارک رو ندیدم
عه، واقعا؟
من دارم میگم این چیزیه که واقعیته
با من اینجوری نباش، برو از دا سوم بپرس
اون وقتی متاهل بود با دیوید میپرید
چی؟
میشه بس کنی خواهشا؟
نمیخوای از بدنت مراقبت کنی؟
نوشیدن الکل تو شب، تبدیل به چربی میشه تو بدنت
تو همه چی رو میدونستی، مگه نه؟
حتی با اینکه یه شرکت سرگرمی محلی رو اداره میکنم
همیشه به حریم شخصی مشتری احترام میذارم
تو داری به خاطر یه موضوعی که اصلا مهم نیست سرزنشم میکنی
تو همه چی رو میدونستی
چرا چرت و پرت میگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.