The Husband

The Husband (결혼의 완성)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Husband S01E12 END 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-persian
د لخوا تبصره shine021
سریال کره ای شوهر قسمت دوازدهم قسمت آخر

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-08-09
ډاونلوډونه: 3
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

«شوهر»

این سریال داستانی است

فیلم‌برداری از کودکان با رعایت کامل ایمنی انجام شده است در بعضی صحنه‌ها از هوش مصنوعی مولد استفاده شده است

قسمت آخر

بیداری؟

خانم کیم گیونگ‌ائه کجاست؟

کجا قایمش کردی؟

گفتم خودم جراحی‌ش می‌کنم.

دیگه به تو نیازی نیست. خودم می‌تونم جراحی رو انجام بدم.

تو؟

تو فقط با سلول‌های بنیادی بزرگسالان می‌تونی عمل کنی.

احتمال شکستش زیاده.

من با استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی جراحی رو انجام می‌دم.

همه‌ش توی ماشینمه.

همه‌چی آماده‌ست.

پس می‌گی

با مهارت‌های خودت جراحی‌ش می‌کنی؟

فکر نکنم کاملاً شرایط رو درک کرده باشی.

این‌قدر مطمئنی؟

چه بزرگسال، چه جنینی،

می‌تونی از پس این جراحی بربیای؟

زنم کجاست؟

«شوهر»

باید اون عوضی‌ها رو بکشم.

بعد از همه‌چی که بهت گفتم، به اون یارو اعتماد داری؟

بهش اعتماد ندارم.

فقط دارم گزینه‌هام رو سبک‌سنگین می‌کنم.

یکی از شما زنم رو نجات می‌ده.

تالار تشییع جنازه پیونگ‌وون خانه سالمندان پیونگ‌وون

برو بیرون.

یه لحظه صبر کن.

گفتی سلول‌های بنیادی جنینی آماده‌ست.

برو بیارش.

همه‌ش کشت داده شده.

می‌تونیم باهاش زن‌تون رو نجات بدیم—

برو.

عزیزم.

گیونگ‌ائه.

عزیزم.

عزیزم.

گیونگ‌ائه.

عزیزم.

آره، منم. اینجام.

همین‌جام.

- نو مان‌هی. - آره، خودمم.

اینجام.

چرا این‌قدر طولش دادی؟

گفتم زود برگرد دنبالم.

ببخش که این‌قدر طول کشید.

من کنارتم.

اون آدما اینجا چی کار می‌کنن؟

چرا با اونا اومدی؟

دیگه به اون احتیاجی نداری، مگه نه؟

فقط برای عمل به من نیاز داری.

- عزیزم. - آره، چیزی نیست.

ها؟

کارش رو تموم کن.

با دست‌های خودت.

نمی‌خوای زنت رو نجات بدی؟

چی... داری چی کار می‌کنی؟

داری چی کار می‌کنی؟

تو...

این رو ببین.

میزان موفقیت عمل: ۱۳٪

با همچین شانسی می‌خوای زنم رو نجات بدی؟

ها؟ ها؟

حروم‌زاده. ها؟

نه...

ها؟

لعنتی.

گزارش کارآزمایی بالینی دکتر چوی چی‌اونگ

چرا جلوم رو گرفتی؟ ها؟

چرا جلوم رو گرفتی؟

دیگه نباید این کار رو بکنی.

اون یارو سعی کرد زنم رو بکشه، فهمیدی؟

من رو مجبور کرد زن تو رو هم بدزدم و سعی کرد تو رو هم بکشه!

آره، می‌دونم.

می‌دونی؟

اون حروم‌زاده می‌خواست زنم رو بکشه!

خب؟

حالا می‌خوای اون رو بکشی؟

چه توجیه راحتی.

تا وقتی برای کارت دلیل داشته باشی، کشتن اشکالی نداره، مگه نه؟

ولی می‌دونی چیه؟

منم به همون اندازه می‌خوام تو رو بکشم.

هر بار که نگاهت می‌کنم،

یاد زنم می‌افتم.

و فکر می‌کنم حبس شدن اونجا چقدر وحشتناک بوده، و چقدر...

چقدر دردناک بوده.

فقط فکر کردن بهش نزدیکه دیوونه‌م کنه.

ولی نمی‌کشمت.

و دلیلش این نیست که نمی‌تونم.

میزان موفقیت عمل: ۱۳٪

از طرف کیه؟

چا میونگ‌هی.

خیلی وقته ندیدمت.

چه خبر؟ خوبی؟

ولی با این عجله کجا داری می‌ری،

دکتر چا میونگ‌هی؟

چوی چی‌اونگ من رو هم گول زده بود.

من می‌خواستم همسرت رو هم نجات بدم. به خدا راست می‌گم.

هنوز

یه کاری هست که هنوز از دستم برمیاد.

عزیزم.

عزیزم.

عزیزم، خوبی؟

خانم کیم، پاهاتون رو حس می‌کنید؟

حسشون می‌کنید؟

الان باید جوابم رو بدید.

حسشون نمی‌کنم.

تومور دوباره داره به نخاعش فشار میاره.

اگه همین‌طوری رهاش کنیم،

از کمر به پایین فلج می‌شه.

می‌تونید نجاتش بدید، مگه نه؟

اگه همین الان عملش کنیم.

و باید نخاعش بازسازی بشه،

و این کار باید همین الان انجام بشه.

عمراً.

نمی‌خوام جونم رو به دست اون بسپرم.

- گیونگ‌ئه. - عزیزم.

دیگه نمی‌خوام این کارو ادامه بدم.

عزیزم، نه!

نمی‌خوام جونم رو به اون مرد بدهکار باشم.

اصلاً این‌طوری نیست، باشه؟

بهش بدهکار می‌شم و بدهی‌م رو می‌دم. باشه؟

تو فقط باید از این مرحله جون سالم به در ببری.

فهمیدی؟

لعنتی، خیلی درد داره.

خوبه.

تو عملش کن.

هر کاری که چوی چیونگ وادارم کرد بکنم، هر کاری که خودم کردم...

همهٔ مدارکی رو که لازم داری دارم.

فقط عملش کن،

منم همه‌شون رو تحویلت می‌دم و خودمو تسلیم می‌کنم.

پس...

تو هم بهتره سر قولت بمونی.

آره، می‌مونم.

عملش می‌کنم. اون بیمار منه.

ولی این یعنی تو رو بخشیدم نیست.

از روی ترحم این کارو نمی‌کنم،

بلکه چون دکترم.

تاوان کاری رو که کردی پس می‌دی.

باید فوراً منتقلش کنیم.

عزیزم.

گیونگ‌ئه، مواظب باش.

تماس‌های بی‌پاسخ: سه‌یون

الو؟

پدر، منم.

باید همین الان یه عمل اورژانسی انجام بدم.

چی؟

کدوم عمل اورژانسی؟

داری چی می‌گی؟

یه اتاق عمل آماده می‌خوام، با یه تیم کوچیک از کارکنان مورداعتماد.

صبر کن. کی به این عمل اورژانسی نیاز داره؟

- کیم گیونگ‌ائه‌ست. - چی؟

چی… چرا داری عملش می‌کنی؟

پدر، بعداً جزئیات رو براتون توضیح می‌دم.

لطفاً فقط این کار رو برام انجام بدین.

متوجه شدم.

ترتیبش رو می‌دم.

عالیه، ممنون.

- الو؟ - سلام عزیزم.

الان کجایی؟

چرا گوشیت خاموش بود؟

خیلی ببخشید. یه کار فوری پیش اومد.

- چی شده؟ - هی، سه‌یون.

اوم… می‌تونی فعلاً خونهٔ پدر و مادرت بمونی؟

چرا باید این کارو بکنم؟

ته‌جو.

چه خبره؟

دوباره توی خطر نیفتادی، مگه نه؟

نه، نیفتادم. اصلاً همچین چیزی نیست.

پس بگو چه خبره.

می‌دونی، فقط…

با اتفاقایی که اخیراً افتاده، امروز یه حس عجیبی دارم.

اگه پیش پدر و مادرت بمونی، خیالم راحت‌تره.

باشه.

ولی، ته‌جو.

جانم.

دوباره سعی نکن همه‌چی رو تنهایی به دوش بکشی.

دیگه فهمیدم

وقتی چیزی نمی‌گی، اوضاع از همیشه بدتر می‌شه.

من خوبم، نگران نباش.

باشه. خداحافظ.

مراسم ترحیم پیونگ‌وون خانهٔ سالمندان پیونگ‌وون

اورژانس

هی. توی اون ماشینه.

باشه خانم. بریم.

مواظب باشین.

خانم، حالا قدم‌به‌قدم. آروم. مواظب باشین.

- اینجا. - به تخت تکیه بدین.

- همین‌جا. - مواظب کمرتون باشین.

- باشه، فقط یه کم دیگه. - بفرمایین، بریم.

عزیزم.

بعد از این عمل کاملاً خوب می‌شی.

منتظرم بمون، باشه؟

همین‌جا می‌مونم.

باشه.

نجاتش بدین.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left