لومړۍ 200 کرښې.
دختری بود که بوی درخت میداد
همهی قصههایی که میگی دربارهی دخترها هستن
!ستوان
!دارم شلوارم رو خیس میکنم
دوباره؟- اوه-
چند وقت یکبار لازمه دستشویی کنی؟
صرفاً احساس معذب بودن میکنم
ستوان
ستوان ایبا
چی شده؟
موقعیت سیارهی ناهید تغییر کرده
دیشب اون طرف بود
غیرممکنه که یه ستاره طی یه شب اینقدر جابهجا بشه
این اتفاق غیرممکنه
اینجوری به من تکیه نده
نموتو، بیا اینجا
!میمورا، تو خیلی باحالی
!خیلی باحال، باحال، باحال
شما دوباره دارید دعوا میکنید؟
نه
پس تصمیم گرفتید نیروهای مدافع رو ترک کنید؟
از وقتی بچهدار شدیم، زنم داره من رو ...ترغیب میکنه که
هرچه زودتر اونجا رو ترک کنم...
آگاتا، ساعت چنده؟
ساعت من روی 5:18 مونده
ستوان
چی شده؟- ساعت من هم همینطور-
روی 5:18
این حس خوبی داره
!هوا گرمه
!هی، سکی- چیه؟-
!هی- ...یهکم بیشتر-
اسم من نیشیزاوا است 63امین هنگ پیادهنظام
اسم من سکی است
من ایبا هستم، 54امین هنگ پیادهنظام
این دور و بر دزد دریایی هست؟
فقط شما دو نفر هستید؟
بله، یهکم عجیبه
Q.M.C. قرار بود همهی اعضای ارتش شرقی اینجا ملاقات کنن
ما باید اونها رو همراهی کنیم
بله، قربان
اینجا
ساعت چنده؟
ساعتم کار نمیکنه
چه ساعتی رو نشون میده؟
5:18
اون نیشیزاوا است
چه مشکلی پیش اومده؟
موتور سلول داره بازی درمیاره
یه نفر بهم گفت که شما توی این مسئله نقش داشتید
باشه، هر وقت کارت تموم شد برگرد به بخشت
یانو
بذارش کنار
خب، میخوای چی کار کنی؟
تصمیم گرفتم با دوستدخترم فرار کنم
چی؟
قرارمون فردا توی ایستگاه ایموفوری است
با ما برنمیگردی؟
اون توی هوکایدو یه دوست داره به ملاقات دوستش میریم
اوه، میفهمم
ساعت چنده؟
5:18؟
ساعت من هم همین زمان رو نشون میده
سنگوکو جیتای (سرباز سامورایی/بهوقت نظامی)
آگاتا !آگاتا
بله
!کیمورا- بله-
!شیمادا- بله
!نیشیزاوا- بله-
اطمینان حاصل کنید که همهی افرادتون اینجا هستن
!نموتو- بله، قربان-
همه اینجا هستن- دریافت شد-
!آگاتا- بله-
!چی شد؟
نمیدونم
انگار برای یه مدت طولانی بیهوش بودم
منم همینطور
یادم میاد که ساعتهامون روی این زمان متوقف شده بودن
ستوان، دوباره داره کار میکنه
طلوع خورشید کیه، آگاتا؟
نمیدونم امروز چه تاریخیه
اما وقتی مانور رو شروع کردیم، ساعت 5:18 بود
چی؟
!آه
!لعنتی
هی، قبلاً اونجا یه نیروگاه برق بود
کجا رفته؟
کجا رفته؟
نمیدونم- کجا رفته، ستوان؟-
ستوان- آروم باش-
همگی، آروم باشید
الان شلوارم رو خیس میکنم- !احمق-
الان وقت مسخرهبازی نیست
ساکت باشید
...کامیونها
...ماشینهای مسلح...
و اون تانک هنوز اونجا هستن...
مطمئنم که این پنجمین ...پایگاه منابعه
جایی که قرار بود همهمون جلسه داشته باشیم...
اگر اینطور باشه، الان باید سربازهای بیشتری هم اینجا باشن
چه اتفاقی داره میافته؟ چرا فقط ما هستیم؟
گروهبان کیمورا- بله، قربان-
رادیو رو امتحان کن- بله، قربان-
ماروشیتو، بیا داخل شیتوروکو هستم
...مارو مارو مارو مارو
...مارو مارو مارو مارو
شیتوروکو هستم
لطفا جواب بدید
هیچی. هیچ جوابی نمیاد
خط ساحلی همون شکلیه، ولی فضا کلا عوض شده
فکر میکردم اون کشتی توی اون موجها غرق شده
فرمانده کجاست؟
من گروهبان اونو هستم
دومین قایق گشتی نیروهای زیردریایی مدافع
من دریانورد تاکاشیما هستم
من دریانورد سوگا هستم
من ستوان ایبا هستم 55امین هنگ پیادهنظام
چه اتفاقی داره میافته؟
ما نمیدونیم
ما در حال رفتن بهسمت ناوگان چهارم بودیم
وقتی اومدیم، قایق داشت این سمتی میاومد
فکر میکردیم موجها شما رو بلعیدن
ما هم همین فکر رو میکردیم
به نظر میرسید امواج بزرگ و نقرهای ما رو توی خودشون غرق کردن
اون باید دوباره دستشویی میکرد
چی؟
آیا اینجا یه جشنواره داره برگزار میشه؟
من گروهبان شیمیزو هستم، اولین واحد هلیکوپتری، ارتش شرقی
من خلبان اونیشی هستم
من ایبا هستم، هنگ پیادهنظام
تا الان کجا بودید؟
ما در مسیر ملحق شدن به عملیات پایگاهمون بودیم
ولی یکدفعه ارتفاعمون کم شد
معذرت میخوام
انگار اقیانوس ما رو بلعید
آره
این دردناکه
!بیخیال
!بیایید پایین! پناه بگیرید
ستوان، شاید در زمان سفر کردیم
در زمان؟
!چی
!یانو
!یانو
!شلیک نکن
!نه، این کار رو نکن، یانو
!یانو
!یانو
اگر دوباره نافرمانی کنی نمیبخشمت
دردناک بود
آقای یانو، این اولینباره که به آدمای واقعی شلیک میکنید، درسته؟
چه احساسی داشتید؟- دفعهی بعدی اونها رو هدف میگیرم-
ستوان
!شلیک نکنید
تا وقتی دستور آتش بِدم اسلحههاتون رو نگه دارید
من به ارباب یوکیناگا کویزومی از قلعهی کاسوگایاما خدمت میکنم
من کاگتورا ناگائو هستم
من به کاگتورا خدمت میکنم من ماگویچی کوریبایاشی هستم
من تاکهیده ایشیبا هستم
یوریچیکا آسابا هستم
من کاتسوماسو تاتکاوا هستم
یوشیاکی ایبا هستم عضو نیروی مدافع زمینی
ما اهل یک قبیله هستیم
ما اهل یک قبیله هستیم، ها؟
اهل کجا هستید؟
ما بخشی از نیروی مدافع زمینی ارتش شرقی هستیم
چرا اومدید اینجا؟
...خب
فکر کنم میشه گفت به اینجا رانده شدیم
رانده شدید؟
این اسب آهنی داره شیهه میکشه
انگار از ناکجاآباد اومدید
ناگاهارو کوردا بهشدت نگرانه
اون چیز پرنده توی آسمون چی بود؟
هلیکوپتر رو میگی؟
هلی چی؟ هلی...؟
...و این چیزایی که بنگبنگ میکنن
آیا یهجور اسلحه هستن؟
این یه مسلسله
...مسلسل؟ مسل
هی، ما اهل یه قبیله هستیم
...مسلسل
چطور باید روی این اسب بشینم؟
میشه لطفاً اجازه بِدی دقیقتر بهش نگاه کنم؟
باشه
عذر میخوام
دوباره میگی اسم این چیه؟
یه مسلسل 50 کالیبر
...کالی... کالی
دوست داری باهاش شلیک کنی؟
من؟
!هی، ماگویچی! من رو ببین
خب... چطور باید از این کالی...استفاده کنم؟
دوران ایالتهای جنگطلب؟
ماگویچی
!ماگویچی
هر کاری لازم باشه میکنم تا با ما متحد بشن
میمون- بله-
نظری داری؟
بذار براشون برنج و میسو بیاریم
No comments yet. Be the first to leave one.