Platinum End

Platinum End

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

Specials

د خپرونې معلومات

Platinum End (1-24)
د لخوا تبصره Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum

تګونه

other
په خپور شو: 2023-02-06
ډاونلوډونه: 48
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 167 کرښې.

بازرس خصوصی

...این

.ی-یکی‌ از شمشیرای افسانه‌ایه ناگامیتسوئه

.حت-حتی یه شمشیر ماسامورا هم به دست آوردم

چ-چرا؟

چی میخوای؟

به-بهرحال، ای-اینقدر جا خوردم که‌ نمی تونم .پنهانش کنم

میخواستم با پیکان قرمز بهت شلیک کنم ...و بهت یه کاری بدم

.ولی انگار تو، از قبل یکی خوردی

پیکان؟

بامزه‌اس، نه؟

.ف-فق بهم بگو که ک-کی تو رو زده

!ن-نمیدونم داری از چی حرف میزنی

.بعلاوه من ملزم به حفظ رازهای موکل هام هستم

.ب-باشه. هر چیزی بخوای بهت میگم

@awsub ارائه ای از انجمن دنیای انیمه

.چقدر بزرگه

.عالیه

:ظاهرا چندین سال پیش، به عنوان .کلیسای کوچک میان ابرها، محبوب بود

.مالکش بخاطر شرایط شخصی، فروختش

!می تونم راحت پرواز کنم

،آه، راستی، راستی، هاناکاگو کون .اینو یه امتحانی کن

.تمومش کردید. خیلی ممنونم

چیزی شده که بیرونی؟

نه، فقط خیلی شبیه پارکی‌ئه که با خانواده‌ام .میرفتم

.هههه

اینا چی‌ان؟

.آه، ساکی

.اینا جلد های آسمانی‌ان

اونا خاطرات هر خدا و فرشته .از آعاز بهشت تا الان هستن

یه دونه از اونا شامل اطلاعاتیه .که توی هزارتا از کتاب های شما پیدا میشه

همه ی اینا رو میخوای بخونی؟

.زیاد به خودت فشار نیار

مجبورم، تا تو بتونی هر چه زودتر .بال های خودت رو داشته باشی

.ممنون

.هر وقت بال دار شدی ازم تشکر کن

.ببخشید مزاحمت شدم

کار لباسم تموم شده بود، برای همین داشتم .دنبال یه اتاق خالی میگشتم تا امتحانش کنم

لباست؟

.به زودی میشه از اینجا استفاده کرد

ببخشید، چطور شدم؟

.اوه، عالی شدی

!نازههه

.همینطوره

.اون شبیه گوش‌ان

.دُم هم داری

!پس نقشه‌ات این بود؟

!نه بابا

این یه جور سبک سپر مخفیه که روی سر .مجهز میشه

،وقتی که گوش ها به پایین جمع میشن تبدیل میشه به یه دستگاه عینک پوششی

.که میتونی اونا رو با حرکات چشم کنترل کنی

.داخل لباس رو با محرک های فیبر بافتم

و نوسان الکتریکی که لباس رو منبسط و منقبض میکنه

.برای حبران ضعف بدنی هاناکاگو کون

به جهت دفع هر چه بیشتر گرمای تولید شده توسط لباس

،دم رو گذاشتم تا باتری رو از بدنه دور نگه‌ داره .و به عنوان یه واحد خنک سازی عمل کنه

،وقتی کارایی رو در اولویتم قرار بدم .نتیجه‌اش میشه این

.همه چیزش با منطق و برنامه‌اس .هیچ مشکلی نداره

.دست‌تون درد نکنه، موکایدو سان

مطمئنی ساکی؟

.اوهم، حس خوبی میده

میگم، این چیه؟

.اون یه پیکان قرمزه

!ساکی چان

.چیزی نیست. مال منه

.می تونم حسش کنم

...اگه برگشته پس یعنی

.یکی از اون 14 نفری که تحت کنترلت بود، مردن

پس در این صورت، موکایدو میتونه .از پیکانش استفاده کنه

...نه

.کاکهاشی کون، باهام بیا

.چشم

.هاناکاگو کون، همینجا بمون

...ساکی

.لعنتی. سابقه نداشته همسرم تلفن رو برنداره

،اگه‌ یکی از اون کاراگاه هایی کی زده بودمش ...کشته شده

.متروپولیمن

.آره. امکانش هست که به هویتم‌ پی برده باشه

.اونجاس

اون کیه؟ !کاکهاشی کون اونو میسپرم به خودت

.بله

!آیا! ناناکا

!ناناکا

.گندش بزنن

کجایی، آیا؟

تو، اینجا چیکار میکنی؟

.خنده داره. ج-جواب داد

...پس تو هم

یه کاندید خدایی؟

بال؟

!تونست

.یه پیکان قرمز شلیک کرد، بدون هیچ تردیدی

!آره

یعنی این یارو هم یه کاندید خداست؟

.طعمه رو دادم دستش

...و اون کاندید خدا هم مطمئنا پیداش میشه

بال های فرشته

بهت اجازه میده تا با سرعتی پرواز کنی که برای چشم انسان قابل رویت نیست

.سوکوتانی هاجیمه

.از بدو تولد بدبخت و زشت بود

،همینطور که رشد میکرد .بدبخت تر و زشت تر میشد

این چه ریخت و قیافه‌ایه؟ !خیلی زشته! نمیتونم بهش نگاه کنم

!نباید هرگز تو رو به دنیا میاوردم

.شنیدم برای ناهارش پول نداده

.حتی نمیتونه دفتر بخره. بیچاره

،ظاهرا مادرش یه فاحشه‌اس .برای همین اینقدر زشت در اومده

فقر و زشتی اون در نوجوانی .به اوج خودش رسید

.صبح بخیر

.صبح بخیر

این چند وقت، بارون خیلی نمیباره؟

.آره

.مامانم گفت یه جوراب اضافه بیارم

ها؟

.من بالتا هستم، یه فرشته ی رنک اول

.ظاهر و ثروت تاثیر زیادی رو زندگی داره

نمیخوای این دنیا رو عوض کنی؟

،اگه تو بشی خدا–نه، کاندید خدا .اتفاقات جالبی خواهد افتاد

.بصیرتم اینطور میگه

...ه-همیشه...میخواستم....ب-ب-با یه دختر ...ح-رف بزنم

.باشه. با این میتونی

آزمایشگاه

.ا،اومم، همیشه چشمم...به شما بود

میشه...دستت رو لمس کنم؟

.اوهم

.م-میگم، بو...بوسه..هم میشه

.اوهم، حتما

آزمایشگاه

خ-خودمونو توی آ-آینه ی دیدم و .حا-حالم بهم بخور

ام-امکان نداره خود واقعیم بتونه ...کسی رو جذب ک-کنه

احساس پوچی میکنی، نه؟

.غ-غرایز خوبی داری

.ربطی به غریزه نداره .با دیدن میشه فهمید

!متروپون

!حالا دیگه گروگان ها آزاد شدند

یه کاندید خدا که مثله قهرماناس؟

.چ-چه خفن

!آفرین

.مردم زمین، من متروپولیمن هستم

دیگه لازم نیست که بگم، من یه قهرمانم .تا از صلح زمین محافظت کنم

!چ-چقدر مطمئن حرف میزنه، بر خلاف من

.میدونستم تو هم جالبی الهام بخشه، نه؟

.تو و اون، دو انسان متفاوت‌اید

مردی که داخل اون لباسه، احتمالا .از موهبت پول و دوست بهره منده

،یه مرد محبوب و خوش قیافه که از بدو تولدش .مردم اون رو ستایش میکردند

...خوش قیافه...محبوب

،خب، این فقط یه گمانه .‌اما گمان های من اغلب درست از اب در میان

.یکی‌شون رو قبلا شکست دادم

!من، خو-خ ش قیافه میشم

با پیکانم به یه جراح پلاستیک زبر دست .شلیک میکنم

.پ-پول هم میدزدم .اونوقت منم میشم خوش قیافه و ثروتمند

.همچین افرادی توی دنیا محبوبن

به یازده دشمن–نه، یه حورایی .روح های پیوند خورده هستیم

.حالا متوجه شدم که همه ی ما در یک طرفیم

.فناوری انسان ها شگفت انگیزه دیگه‌ آماده‌ای؟

.نه...هنوز نه

نه تا وقتی که بدون پیکان قرمز .محبوب نشم

دوست دارم ببینمش، ولی اگه بفهمه که .من یه کاندید خدام، منو میکشه

.پس این چیزا رو هم متوجه میشی

جراحی زیبایی هوریگوچی

.دارم پانسمانت رو بر میدارم

!لطفا بازم تشریف بیارید

.آه، اوهم

این...منم؟

ها؟

.اون دختره، تا-تایپ خودمه .کاملا تایپ منه

!داره میره

می-میتونم کمک‌تون کنم؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left