د خپرونې معلومات

School Beautys Personal Bodyguard E05
د لخوا تبصره DLBR
دانلود ادامه زیرنویس ها در سایت www.2sse7en.ir ) ( مترجم : فاطمه)

تګونه

other
په خپور شو: 2016-07-20
ډاونلوډونه: 7
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 181 کرښې.

باردیگارد شخصی زیباترین دختر مدرسه

قسمت پنجم

ببخشید افسر. من نمی دونم چی شده که اونو به اتاق اشتباهی فرستادن

اما خوشبختانه، دوست شما نمرده.

-اون دوست من نیس - اوه.

بازم خوبه. شما می تونید برید

باشه! دوباره منو ببخشید

بله؟

گزارش معاون سونگ. خانم چو بیمارستان رو ترک کرد.

چی؟ چه دستوری بهتون داده بودم انجام بدین ؟!

شما بچه ها واقعا بی فایده این!

تو مگه نگفتی همه مدارکا رو از بین بردی؟

از سر راه برش داشتم!

مزخرف!

چو پنگ ژان شخصا برای بهبودی اون پسربچه عجیب به بیمارستان رفت.

همینطور نیروهای ویژه پلیس برای اتمام تحقیقاتشون رفتن اونجا، و شما هنوز هم وضعیت را درک نمی کنی؟

چطور میتونه؟ من واقعا بهش شلیک کردم!

مطمئن باشین. حتی اگر نیروهای ویژه پلیس اونو ملاقات کنن، نمی تونن ما رو ردیابی کنن.

من با ما لیو و باند پنج نفرش سروکار داشتم.

به خاطر امنیتمون، عجله کن و یه راهی برای خلاص شدن از اون پسربچه پیدا کن- -چشم

به خاطر احتیاط ایمنی...

ما برای مقابله با این وضع باید دنبال ی کس دیگه بگردیم

آه منگ، غصه نخور

سپر انسانی برادر به هر حال یک محافظ بود. به خصوص تعجبی نیست چون تصادف وحشتناکی کرد

اما من فقط الان فکر می کنم که اون یک فرد بسیار مناسب و معقول بود.

چطور اون فقط می تونه...

آه منگ، درست نفهمیدم!

تو نمی تونی اونو دوست داشته باشی، می تونی؟

فایده گفتنش چیه الان!

آه منگ!

آه منگ!

بله! بله! بله!

بله! هی، صبر کن، یکمی صبر کن

بله، رئیس!

اخبارو دیدی؟

درد گرفته، دردش گرفت خب!

رئیس.

تو هم مسئول شکست این ماموریتی

مرررض, درررد

حقته

رئیس! صبر کنید صبر کنید.

صبر کنم، صبر چی؟ کی گفت اطراف چو منگ یائو هیچ محافظی نیست؟

نه، کسی نبود. وقتی چو منگ یائو اومد مدرسه، واقعا محافظی نداشت.

پس اون مرد توی اخبار، از کجا پیداش شد؟

ای بابا

اون ی دانش آموز انتقالیه، به اسم لین یی.

شاید این فقط تصادفی بوده که با هم رفته باشن تا حساب باز کنن

لین یی...

اگر میخوای اشتباهتو جبران کنی باید هویتشو معلوم کنی .... و بفهمی که کیه

الو، الو؟ رئیس؟

لین یی...؟

گزارش به رئیس. خانم شیائو شو گفت که با خانم چو به خانه رسیدن.

چه اتفاقی داره می افته؟ چرا همشون ناگهانی بیمارستانو ترک کردن؟

ی چکاپ مخصوص توی بیمارستان انجام ندادن. چرا بلافاصله بعد از شیائو یی رفتن؟

رئیس، خانم چو امروز خیلی تو فکر بود

عمو چو، هدف واقعی دزدا سرقت بانک نبوده.

هدفشون دست خانم چو بوده.

هر چند نمی دونم پشت هدفشون برای آدم ربایی خانم چو چی بوده،

اما اگه اونا جلوی در مدرسه، یا در ورودی ویلا می دزدیدنش

خیلی راحت تر بود.

درسته. آدم ربایی تحت اسم سرقت،

فرعی به نظر میاد.

اونا سعی داشتن تحقیقات پلیسو منحرف کنن

و انگیزه اصلیشونو برای آدم دزدی از پلیس مخفی کنن.

درسته، اونا جرأت صدمه زدن به خانم چو رو نداشتن

بنابراین، من فکر می کنم اونا میخواستن شما رو هدف قرار بدن.

عمو چو، شما باید توی محل کارتون بیشتر مراقب باشین.

- لی فو - بله.

وقتی آدم دزدا خانم چو رو گروگان گرفتن ساعت چند بود؟

حدود بعد از ظهر، 03:30 یا بیشتر.

03:30.

رئیس، چی شده؟

این که میگی یعنی اینکه، وقتی آدم دزدا منگ رو دزدیدن،

زمانیه که من با شرکت ای ای توی جلسه بودم

اونا خیلی غیرطبیعی مقاومت می کردن و امتیاز نمی دادن

انگار که منتظر چیزی بودن که زمانو به تأخیر مینداختن

- با عرض پوزش - ما کاری داریم.

هی!

نظر می رسد شیائو یی راست می گفت. منظورش لین یی

به نظر می رسه اونا میخواستن برای تهدید من، منگ عزیز منو بدزدن

اونا روز به روز سیری ناپذیرن

چو منگ یائو، خیلی درد داره!

به خاطر تو، من زندگیمو به خاطر هیچی از دست دادم.

معذرت میخوام، متاسفم.

من پیدا نکن. اگه کسیو میخوای پیدا کنی برو پدرمو پیدا کن اون تو رو استخدام کرد نه من!.

من نمی خوام و نمی تونم بزارم بری

من هنوز خیلی جوان هستم. هرگز رابطه نداشتم. ای نامرد

هرگز ازدواج نکردم.

پس، چی میخوای؟ اشکال نداره به من بگو.

اگر من بتونم کمکت کنم حتما کمک می کنم!

بده... من...

ی جفت لباس زیرتو.

تو منحرف بزرگی!

- یکیشو - منحرف بزرگ!

منحرف بزرگ! منحرف بزرگ!

آه منگ! آه منگ! چی شده؟

چه اتفاقی افتاده؟

شیائو شو، من فقط کابوس دیدم.

باشه. باشه.

چه اتفاقی افتاد؟

شیائو شو، لین یی زندگیشو بخاطر من از دست داد،

اما من حتی یک کلمه ازش قدردانی نکردم.

آه من، آه منگ، گییه نکن، اگر گییه کنی منم گییم میگیرهاا

من هیچ وقت ندیدم اینطوری باشی

در واقع، سپر انسانی برادر نسبتا خوب بود. اون ی شخصیت بزرگ بود.

اما حالا حرف زدن دربارش بی فایده ست

شما بچه ها می تونید اینا رو جلوی من بگید؟

آه! روح! روح! روح!

کجا؟ کجاس؟

لین یی، منم ازت سپاسگزارم برای حفاظت از آه منگ و اگر شما هر چی از گذشته بخوایید، ما بهترین سعیمونو برای کمک بهتون انجام می دیم. با این حال،

می تونین فقط به رویاهای ما بیایین و حرف بزنین؟ الان غیب شو

پس، هر چی من بگم شما باهاش موافقین؟

بله. بله. بله.

پس، من میخوام شما دوتا امشب با من بخوابید عجبم کم اشتها

جلوتر نیا!

اون چیه؟

این پسر مرده، درسته؟

فاسق! خدمتکاار حقیقی!

این دستگاه رو عمو فو واقعا خوب ساخته !

- هی! چطور شما زنده موندی؟ -هان

آره، خاله در بیمارستان گفت که شما خون زیادی از دست دادی و مردی.

- من؟ - اوهوم

من کیم؟ لین یی؟ چطور به راحتی میمیرم؟

هی.... چه کار می کنید؟ درد می کنه.

آه منگ، اون واقعا ی روح نیست.

هی! باید در محدوده خودتون رفتار کنین. احتراممو نگه دارین

چی؟

درست نیست.

- چرا شما اینجایی؟ - درسته!

چطور می تونی به اتاق من بیای؟ چطور می تونی بیای طبقه دوم؟

-شما یواش، یواش-

وقتی که من صدای جیغ شما رو شنیدم.. من آمدم ازتون محافظت کنم.

در واقع اگر شما بچه ها می ترسین.. من می تونم باشما بخوابم. خجالت نداره

- تو فاسق بزرگ - من ازتون محافظت می کنم.

- برو بیرون - صبر کنید. صبر کن.

چطور می تونه ی دانشجو محافظ باشه؟

تماس اضطراری: لی فو.

اگه اینطوره، من یک کت و شلوارم . ...

برادر بزرگتر پدر پسر عموی خواهر زن مادر قانونی.

آنها توی ی رابطه درام بودن؟ چجور رابطه کثیفیه؟

لی فو!

دبیر سهامدار عمده مدرسه ما، رئیس چو پنگ ژان ه

زیردستشو لی فو صدا نمی کرد؟ صبر کن..

درسته! هیئت مدیره سهامدارا!

یعنی ممکنه این لین یی.. توسط چو پنگ ژان سفارش شده باشه؟

این خیلی عجیبه!

تماس اضطراری: لییییییییی فوو!

اونا واقعا بهم ربط دارن! پس اون... چه رابطه ای می تونه باشه؟

به نظر میرسه به یک بررسی میدانی نیاز داریم.

چو منگ یائو، چطور میتونی نسبت به ناجیت سرد بشی؟

در این دنیا احتمالا تو تنها کسی هستی که می دونی من بهترینم

به خاطر تذکرت ممنونم، تو منو چند بار تاحالا نجات دادی

عمو، نگاه کن!

- چیه - این جعبه ست.

ببین.

اینو برای خودت نگه دار.

آیا شما نمی خواهید یک نگاه بهش بندازین؟

حتی اگر نگاش کنم.. نمی تونم ازش استفاده کنم... این متعلق به توه. فقط تو می تونی ازش استفاده کنی.

خوب، پس.

این تابع تنها از این آویز یشم نیست.

کی اونجاست؟

وااااایی

چطور یه زن میتونه انقدر زیبا باشه؟ این نمی تونه رویا باشه میتونه؟

خانم زیبا، ممکنه من اسمتون را بدونم؟

بن گونگ *، جیاو یا زی .

بن گونگ جیاو * یا زی ؟

شما خیلی خوش اندامی اما با اسمت ناسازگاری

بهت بگم "فیت"؟ "پیتی" چی؟

هوو

تو نمی تونی نسبت به من بی ادب باشی! نوجوون نادون خوب گوش کن

من جایو یا زی هستم. چی فیت؟

و بن گونگ اینه که من چطور به خودم رجوع می کنم، فامیلی من نیست.

همه چی خوبه، خوبه! عصبی نیستم، عصبی نیستم. اگر عصبی باشم چین و چروک میشم.

من می گویم، خانم فیت.

چرا شما اینطوری لباس پوشیدین؟ من تو سفر زمانم؟

جایو یا زی! مراقب کلماتت باش!!

مراقب باش من قبلش فلجت می کنم!

اون واقعا در همه حال زیباست، اون حتی وقتی عصبانیه خوشگلهه

خوبه که می دونی. خوب گوش کن. این یه رویا نیس

شما وارد آویز یشمت شدی

داخل آویز یشم؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left