The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

The Handmaid's Tale S02E05 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره Ali99
░▒╠▷علی اکبر دوست دار ¦¦ DiBaMoVieZ - TVWorld ◁

تګونه

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
480p
480
1080
mkv
MkvCage
په خپور شو: 2018-05-19
ډاونلوډونه: 34
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...آنچه در «قصه ندیمه» گذشت

...جون» تا وقتی که بچه‌شو به دنیا بیاره»

.‫توی این اتاق به زنجیر کِشیده میشه

.‫و بعدش، جون اعدام میشه

.‫منتهی آف‌فرد یه فرصت داره

.‫پیدا کردنت چندان راحت نبود

.‫ولی ما مصمم بودیم که از دست آدم‌رباها نجاتت بدیم

!‫۹۲ روز

.‫جنین

.‫سلام

!‫سلام

.‫نیک! مهمون‌ها به زودی میرسن

‫میشه لطفاً مطمئن بشی همه چیز آماده‌ست؟

.‫بله، خانم

!‫آف‌گلن

،‫بعد از اینکه طرف جنین رو گرفت .‫زبونشو بریدن

.‫فکر کنم می‌شناسیش

.‫راننده‌ی یه ماشین پخش نون بود

‫تقصیر کی بود؟ آف‌فرد؟

.‫جون مسئول این کاره

.‫نه آف‌فرد

.‫آف‌فرد مجبور نیست بار گناهِ جون رو به دوش بکشه

.تقصیر منه

.تقصیر منه

.شکر خدا هوا خوبه

.شکر خدا هوا خوبه

.شکر خدا هوا خوبه

‫هی. داری چیکار می‌کنی؟

.‫نباید اینها رو داشته باشم

‫جون

.‫نباید شب‌ها بیرون از اتاقم باشم

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار » » Ali99 «

.‫۶۰ کیلوگرم. خیلی خوبه

‫بیا پایین، عزیزم

‫وضعیت گرفتگی بینیت چطوره؟ ‫دیگه آبریزش نداری؟

.‫بهتر از قبل شده

.‫حالا ارتفاع رحم رو اندازه می‌گیرم

.‫۲۵ سانتی‌متر

.‫درست همون‌قدر که باید باشه

.‫اجازه‌ی ویژه‌ایه که به عمه‌ها دادن

.‫راستش، بیشتر از هر چیز، یه سرباره

‫می‌خوای قبل از رفتن یه خرده چای بخوری؟

.‫چه خوب، ممنون

.‫آف‌فرد، یه خرده بو میدی، عزیز

.‫بخاطر هورمون‌هاته

.‫از این به بعد روزی دو بار حمام کن

‫ولی آبش خیلی گرم نباشه، فهمیدی؟

.‫بله، عمه لیدیا

‫آخرین بار کِی اجابت مزاج داشتی؟

‫دیروز طرفای ناهار، مگه نه؟

.‫بله، خانم واترفورد

.‫من میرم ترتیب اون چای رو بدم

.‫ترک عادت خیلی سخته

.‫منم یه وقتی سیگار می‌کِشیدم

.‫خوشحالم که وضعیت اون بچه کاملاً روبراهه

‫پزشک‌مون هم می‌تونست با ابراز خوشحالی اینو بهت بگه.

‫اینقدر با حضورم مایه‌ی مزاحمت شدم؟

‫یه بارداری موفقیت آمیز الزاماتی داره که

.‫قابل سنجش توی مطب دکتر نیست

،‫وجود تهویه‌ داخل اتاق ندیمه‌ها

‫گرم و نرم بودن تخت خواب

.‫خُلق و خوی‌ اعضای خانواده

.‫به نظر نگرشش خیلی بهتر شده

.‫یه زن نمی‌تونه خواسته‌ای بیش از این داشته باشه

.‫۱۸۰ درجه عوض شده

،‫خانم واترفورد

.‫تلاش زیادی انجام شده تا آف‌فرد رو وادار به اطاعت کنیم

.‫بچه‌ت باید بدونه که در محیطی باخدا و آرومه

.‫البته

.‫شکر بابت معجزه‌ش

‫چای‌تون رو به چه شکل میل می‌کنید؟

.‫متأسفانه دیگه وقتشو ندارم

.‫روز شلوغیه. باید به چند جای دیگه هم سر بزنم

.‫خودم میرم بیرون .‫امیدوارم بزودی ببینمت

.‫روز پُربرکت

.‫روز پُربرکت

.‫صبح بخیر، عمه

.‫صبح پُربرکت، فرمانده واترفورد

‫همه چیز روبراهه؟

.‫بچه‌تون در نهایتِ سلامتیه

‫و آف‌فرد؟

.‫حال ندیمه هم خوبه

.‫ - شُکر ‫- البته.

.‫بذار اون رو برات ببرم بیرون

.‫ممنون، فرمانده

‫باورِ اینکه قراره چند ماه دیگه یه بچه .‫توی خونه داشته باشیم، سخته

.‫روزها عین برق می‌گذرن، حالا می‌بینی

.‫گمونم برای مشخص کردن جنسیت بچه هنوز خیلی زوده

.‫ - من اونو می‌برم، قربان ‫- ممنون

‫البته تا وقتی خداوند اون فرشته‌ی کوچولو رو ‫به این دنیا وارد نکنه، نمی‌دونیم

.‫ولی حس می‌کنم اون هم مثل پدرش، یه پسر خوبه

‫آره. کدوم مردیه که پسر نخواد؟

‫می‌دونستی بچه‌ت الان هم‌اندازه‌ی یه پاپایا هست؟

‫یه پاپایا. درسته؟

.‫ - ممنون .‫ -البته

.‫فقط دو نفر

.‫انگار دارن می‌خوابن

‫می‌دونی سالی قبلاً یه رابی بود؟ آموزگارِ تورات

.‫علت کارش همینه، تا بتونه مهر تأییدی بر کارشون بزنه

.‫صبحونه‌ی مسئول‌های تخت‌خواب، تخم‌مرغه

.‫باید داوطلب بشی

.‫نه، نه. نمي‌خوام اینکارو بکنم

.‫بیشتر زنده می‌مونی

.‫اون به خدا بستگی داره

.‫خدا منو زیر سایه‌ش نگه میداره

‫نمی‌تونه یه جای دیگه تو رو زیر سایه‌ش نگه داره؟

‫مثل بورا بورا؟

‫کجاست؟

.‫یکی از جزایر بادپناه اقیانوس آرام جنوبیه، حوالی تاهیتی

.‫اونقدر زیباست که به نظر نمیاد واقعی باشه

.‫خب، تو هم زیر سایه‌ی خداوندی، امیلی

.‫همه‌مون هستیم

.‫خب، عمه لیدیا اینو میگه

‫بیا.

!‫صف‌هاتون کج نشه

‫کیت؟

.‫پاشو

!‫یالا! راه برید

‫یه چیزی می‌خوای که دردت رو کم کنه؟

.‫نه. نه، نمی‌خوام

.‫به یکی بده که لازم داره

‫مطمئنی؟

.‫آره

.‫بیا

‫ - عقب رو نگاه نکنید! ‫ - ممنون.

‫به کیت کمک می‌کنی؟

.‫نمی‌خواد دارو رو حروم کنم

!‫راه برید

‫کیت داره می‌میره؟

.‫ما اومدیم اینجا، جون می‌کَنیم و می‌میریم

.‫زن فرمانده منتظره

.‫الان میام

.‫برکت به میوۀ دل

.‫خداوند به بار نشاند

‫آف‌زکری رو می‌شناسی؟

.‫نه چندان، خانم واترفورد

،‫اون شاید کالبد برگزیده‌ی خداوند باشه

‫ولی در عجبم که خدا می‌خواد بچه‌ش هم .‫دماغ کریه‌المنظر اونو به ارث ببره

!‫سرینا

.‫نور خداوند همراه شما، نائومی، گریس

.‫به همچنین

.‫برکت بر تو، انجلای عزیز

.‫چه دختر خوشگلی

.‫مراسمی که برات گرفتن خیلی جذاب بود

.‫کاش مراسم منم اونقدر صمیمانه بود

،‫مراسم ما خیلی طاقت‌فرسا بود .‫مارتاهای من چند روز مشغول تمیز کاری بودن

.‫خوشحالم که از مراسم خوشت اومده

‫توی مراسم به تو هم خوش گذشت، عزیز؟

.‫بله، خانم اسکات

.‫عزیزم، گریه نکن

‫اون حالش خوبه؟

.‫فقط داره دندون در میاره

.‫خداوند داره منو امتحان می‌کنه، می‌دونم

.‫باید بریم

.‫زیر سایه‌ی خداوند

.‫زیر سایه‌ی خداوند

‫هر فرصتی گیرش بیاد از اون بچه آه و ناله می‌کنه، مگه نه؟

.‫همین‌طوره، خانم واترفورد

.‫این پیاده‌روی برای هردومونه

.‫تا اینکه بچه بتونه صدامو بشنوه

.‫ممنون میشم اگه همه‌ی بار سخنرانی روی دوش من نباشه

‫باشه؟

.‫بله، خانم واترفورد

‫«بله، خانم واترفورد.»

‫«همین‌طوره، خانم واترفورد»

‫چت شده؟

.‫چیزی نشده، خانم واترفورد

‫پیاده‌روی‌تون چطور بود؟

‫خیلی خوب بود، ممنون.

.‫آف‌فرد، اگه می‌خوای می‌تونی بری توی اتاقت

.‫خانم واترفورد

...‫آف‌فرد

.‫من نگران ندیمه هستم

.‫دکتر میگه وضع سلامتیش عالیه

.‫منظورم وضعیت روانیشه

‫وضعیت روانیش؟

.‫شاید بهتر باشه ببریدش پیش یه جور دکتر دیگه

‫آف‌فرد ازت خواسته با من صحبت کنی؟

.‫نه، خانم

.‫خب، نمي‌دونم چی بهت بگم

.‫آف‌فرد هیچ‌کس رو نداره که بهش توجه کنه

.‫ظاهراً که داره

.‫وضع و حال ندیمه به تو مربوط نمیشه

.‫صبح بخیر، عزیزم

.‫صبح بخیر

.‫ریتا، لطفاً اینو داغش کن

‫قهوه میل دارید، خانم؟

.‫بله، ممنون

.‫همین الان توی پیاده‌روی خانم پات‌نام و اسکات رو دیدیم

.‫وقتی من و آف‌فرد برگشتیم، نیک منتظرمون بود

‫فقط می‌خواست مطمئن بشه که .‫صحیح و سالم می‌رسیم خونه

.‫خیلی خوبه که اینقدر نگران آف‌فرده

.‫عصر یه سر به مرکز جدید راحیل و لیه می‌زنیم

‫تا اون موقع آماده میشه؟

.‫بله

.به کمیته مدام درباره‌ی هزینه‌های اضافی گزارش میدن

.‫آماده میشه

،‫همین‌طور، به جای اقامت در هتل .‫اقامت در منزل رو توصیه می‌کنم

،‫مزه‌ی مهمان‌نوازی واقعی گیلیاد

.‫چیزی که فرمانده‌هان بتونن ازش برای اهالی منطقه‌شون تعریف کنن

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left