لومړۍ 200 کرښې.
تو کی هستی؟
باهام بیا
تو میتونستی هفتهها پیش گوشیِ پیتی رو بندازی دور. چرا این کارو نکردی؟
ببخشید... تو کی هستی؟
همونی که به دوستت کمک کرد
کمک؟ منظورت بازترکیبیه؟ باعث مرگش شد
روند کار باعث مرگ پیتی نشد
اگه طبق دستورالعملهای بعدازجراحی که دادم عمل میکرد
و با اولین نشانۀ بیماری فرار نکرده بود...
پس، تو پزشک هستی؟
من اون تراشه رو توی سرت گذاشتم،
و هنوزم تنها کسیام که میتونه غیرفعالش کنه
شاید دلم نخواد غیرفعال بشه
صحیح. خب، شاید نسخۀ داخلیت بخواد
برات سؤاله که نظر اون درباره این مسائل چیه، مگه نه؟ برات سؤاله که از این کار خوشحاله یا نه؟
متنفرم از این اصطلاح، «نسخۀ داخلی». خیلی بچگانهست
ازطرفی، تو دو ساله که تفکیک شدی، درسته؟
پس نسخۀ داخلیت واقعاً هنوز یه بچهست
نسخۀ داخلی من زندگیِ خودش رو داره و، درنتیجه، منم زندگی خودم رو
اما اون فقط بهخاطر توئه که وجود داره
و بازم معنی و نتیجهش یکیه، اون تویی
واقعاً فکر میکنی اون باهات فرق داره اونجا؟
موهاش رو جور دیگهای شونه میکنه، به جوکهای دیگهای میخنده؟
شاید دوستش داره، حق با توئه
اما شاید هم دوست نداره اونجا رو
شاید هر روز خواب اینو میبینه که چنگ میاندازه و خودشو میکِشونه بالا
اما تو نمیتونی بفهمی. هرگز نمیفهمی
بدون اجازهش اونو وارد این دنیا کردی،
بهدلیل تمایل خودت برای آرامش عاطفی
من آدم بدی نیستم
بهنظرم تو میخوای کار درست رو انجام بدی
جفتتون
آقای اسکاوت
من شما رو میشناسم؟
با هم کار میکنیم. اون پایین
داری با کسی گپ میزنی، مارک؟
راحت باش. من یه دوستم
لعنتی!
چه غلطی داری میکنی؟
- دستهاشو بگیر - چی؟
بیا اینجا. دستهاش
وای خدا. وای خدا
اوه، گندش بزنن! وای خدا
گندش بزنن. وای خدا
من باهاش کار میکنم
نه، نمیکنی
اون داگ گرینره. رئیس بخش امنیت طبقۀ تفکیکشده
بخش امنیت؟ وای خدا
خیلیخب، حالم داره بد میشه. باید بالا بیارم
- الآن بالا میارم - نه! نه! نه!
دیاناِیـت توشه
ببین، کارت امنیتیِ گرینر
دسترسی کامل، و باهاش نمیتونن ردّ کسی رو بزنن
فردا با خودت ببرش سر کار. اون میدونه چیکار کنه
کی میدونه چیکار کنه؟
خودت
گوشی رو بده من. گوشی پیتی. بدش به من
من ترتیبش رو میدم
برو خونه و لباسهات رو بنداز دور
الآن برو
باهات تماس میگیرم. همهچی درست میشه
کاری که پیتی شروع کرده رو تموم میکنیم، مارک
حالا گورتو از اینجا گم کن!
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
«تفکیک»
ترجمه از مرتضی لکزایی و محیا مبین مقدم Morteza_Lkz & Mahya14
- اوه، سلام - سلام
میخواستم آب بخورم. تو چیزی نمیخوای؟
کجا بودی؟
کی، من؟
- آره - فقط...
صدای ماشین رو شنیدم
صدای ماشین شنیدی؟
عجیب شدی
شاید فقط یه خواب بوده
یک ساعته که بیدارم، و تو اینجا نبودی
باشه، فقط...
ببخشید، من...
فقط باید یهکم رانندگی میکردم
حالت خوبه؟
خب، آخه یهجورایی برای من مسئلۀ مهمیه. و...
نمیدونم
ازم میخوای برم؟
شاید
شاید
ای گه توش
مارک!
- سلام - چه زود زدی بیرون توی این برف
تو معمولاً اوایلِ عصر آشغالتو میذاری بیرون
اوه، خب فقط روزم رو زودتر شروع کردم گمونم
آشفته به نظر میرسی، مارک
شاید بهتره بعداً با یک فنجون چای اسطوخدوس داغ با هم صحبت کنیم
آره. برم ببینم امروز چطور پیش میره، میدونی؟
«جک فراست» قطعاً شامپوی شورۀ جدیدی لازم داره (جن زمستانی، شخصیتی غیرواقعی)
برت جی
آقای میلچیک. باعث افتخاره شما رو میبینم، قربان
- چهقدر زود - خواهش میکنم، بشین
ممنون
یه چیزی برات دارم
قطعه گمشدۀ 7199-G
آزوالد خیلی خوشحال میشه. منم خوشحال شدم
اوه، خوبه. حالا میتونیم روی تدارکات نهایی تمرکز کنیم
- بله میتونیم - بدون وقفه
- بله همینطوره - عالی
- اجازه هست؟ - بله، البته
محشره
آره
تو سرپرست عالیای برای این بخش بودی، برت جی
ممنونم
سزاوار چیز ویژهای هستی
امیدوارم رفتن به اتاق استراحت نباشه
همون دیروز کافی بود
نه. نه، اون نه. یه چیز دیگه. همینجا وایسا
دیلن جی. صبح بهخیر
اون دیگه چه کوفتی بود؟
همراهم بیا
اتفاقی که دیشب افتاد اسمش اضافهکاری اقتضاییه
یک اقدام پیشگیرانهست که هرازچندگاهی برای بیدارکردنِ کارمندها از راه دور به کار میگیریم
هیچوقت بهمون نگفته بودی که میشه همچین کاری کرد
فقط برای استفادۀ اضطراریه
و با خانم کوبل مشورت نکردم چون خیلی مضطرب بوده
اون پسر. اون... پسرم بود؟
موافقت کرده بود که تا هزار بشماره، که بعد زیر قولش زد
من باشم این قضیه رو به همکارهات نمیگم، دیلن
این موضوع اضافهکاری اقتضایی فقط در مواقع خیلی ضروری گفته میشه. متوجهی؟
میشه اسمش رو بهم بگی؟
ندونستنش احتمالاً بهنفعته
هی، میدونم سهماهۀ سختی بوده
یهسری امتیازات ویژه برات فراهم میکنم
بهنظرت خوبه؟
مرد خوب، دیلن. مرد خوب
مارک اس. صبح بهخیر
صبح بهخیر
خب، من قراره...
من اینجام که تا جای میزت همراهیت کنم
پروتکل جدید
خوب به نظر میاد
راه رو نشون بده
وایسا ببینم، درها رو از رومون قفل کردین؟
عبارتِ «موقعیت ایمن» رو بیشتر ترجیح میدم
این درها بهمون کمک میکنن تا مطمئن بشیم که شما بهخوبی در فضای کاری میمونید و خارج نمیشید
آقای گرینر این دستور رو داده؟
مارک اس اینجاست
بگیر بشین
- من... - قهوه. سیاه. برات میارم
صبح بهخیر، مارک
- صبح بهخیر - صبح بهخیر
مارک، داستان چیه؟
حالت چطوره، ارو؟
خوبم، ممنون. من...
بازسازیها... خیلی خوبن
آره
دیلن، حالت خوبه؟
خوبم
همهش همین؟ اون جواب دندونشکنِ زشتت کو پس؟
بفرما. مستقیم از تپههای رواندا
مرسی
سلام، منم. نمیدونم شنیدی، ولی گرینر نیومده
همهچی مرتبه، فقط خواستم بدونم کجایی
خب بالاتنهم رو یهخرده میارم جلو،
بالای گردن رو هم به این شکل توی دستم گرفتم
بهآرومی نفست رو بیرون میدی. فقط یه باد ملایم
بعد این کارو میکنم، و این
هالۀ پستان رو به بچه نشون میدم، و نگهش میداریم
حالا تو امتحان کن
باشه
حاضری؟ حاضری، رفیق؟
خیلیخب
- آره، هالۀ پستان رو نشون بده. بذار ببینه - باشه
- اون... - اینم از این
- آره، النور! آره - وای خدا
بچه کمکم میخوره، بچه کمکم میخوره
خب میره توی دستشویی فرودگاه تا با دست شیر بدوشه
داخل توالت میره، و میخواد توی دستمالتوالت این کارو بکنه،
اما شیرش اینوَرواونوَر میریزه
- آره، مثل یه شلنگ آتشنشانی عصبانی - وای، نه!
بس کن
وای خدا. ممنون که کمکم میکنی
گفتی باید بری مغازه؟
بدون من هم مشکلی ندارن. داره بهم خوش میگذره
بهعلاوه، آخه تو هم خدموحشم نداری
که بیان بهت کمک کنن، داری؟
نچ
توی استراحتگاه زایمان با یه زن پولدار آشنا شدم
گمونم شوهرش سناتور ایالتیه
اوه، وای
میدونم، اما عجیب بود چون چند روز بعد توی پارک دوباره دیدمش،
و اون اصلاً اصلاً منو یادش نبود
چه پُرافاده
آره
انگار... نمیدونم. احمقانهست
شرکت مارک، لومن، اونا میگن که فقط افراد رو برای کار تفکیک میکنن
اما داشتم با خودم فکر میکردم، چی میشه اگه یکی...
مثلاً، اگه دلت یه بچه میخواسته، اما نمیخواستی که...
نمیدونم
خب، منم اگه تازه فارغ شده بودم
فکر نکنم حتی کلارک گیبل یادم میاومد، پس...
آره
تفکیکشده
فکر میکنی چرا مارک این کارو کرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.