Severance

Severance

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Severance S01E07 720p WEB x265-MiNX
Severance S01E07 Defiant Jazz 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E07 Defiant Jazz 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E07 1080p WEB H264-CAKES
Severance S01E07 720p WEB H264-CAKES
Severance S01E07 2160p WEB H265-PECULATE
Severance S01E07 HDR 2160p WEB H265-GLHF
Severance S01E07 WEBRip x264-ION10
Severance S01E07 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Severance S01E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Mahya14
█⫸ مرتضی لک‌زایی و محیا مبین‌مقدم | DigiMoviez.com

تګونه

web
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
webrip
BRip
HEVC
2CH
x264
په خپور شو: 2022-03-25
ډاونلوډونه: 134
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫تو کی هستی؟

‫باهام بیا

‫تو می‌تونستی هفته‌ها پیش ‫گوشیِ پیتی رو بندازی دور. چرا این کارو نکردی؟

‫ببخشید... تو کی هستی؟

‫همونی که به دوستت کمک کرد

‫کمک؟ منظورت بازترکیبیه؟ باعث مرگش شد

‫روند کار باعث مرگ پیتی نشد

‫اگه طبق دستورالعمل‌های بعدازجراحی که دادم عمل می‌کرد

‫و با اولین نشانۀ بیماری فرار نکرده بود...

‫پس، تو پزشک هستی؟

‫من اون تراشه رو توی سرت گذاشتم،

‫و هنوزم تنها کسی‌ام که می‌تونه غیرفعالش کنه

‫شاید دلم نخواد غیرفعال بشه

‫صحیح. خب، شاید نسخۀ داخلی‌ت بخواد

‫برات سؤاله که نظر اون درباره این مسائل چیه، مگه نه؟ ‫برات سؤاله که از این کار خوشحاله یا نه؟

‫متنفرم از این اصطلاح، «نسخۀ داخلی». ‫خیلی بچگانه‌ست

‫ازطرفی، تو دو ساله که تفکیک شدی، درسته؟

‫پس نسخۀ داخلی‌ت واقعاً هنوز یه بچه‌ست

‫نسخۀ داخلی من زندگیِ خودش رو داره و، ‫درنتیجه، منم زندگی خودم رو

‫اما اون فقط به‌خاطر توئه که وجود داره

‫و بازم معنی و نتیجه‌ش یکیه، اون تویی

‫واقعاً فکر می‌کنی اون باهات فرق داره اونجا؟

‫موهاش رو جور دیگه‌ای شونه می‌کنه، ‫به جوک‌های دیگه‌ای می‌خنده؟

‫شاید دوستش داره، حق با توئه

‫اما شاید هم دوست نداره اونجا رو

‫شاید هر روز خواب اینو می‌بینه که ‫چنگ می‌اندازه و خودشو می‌کِشونه بالا

‫اما تو نمی‌تونی بفهمی. هرگز نمی‌فهمی

‫بدون اجازه‌ش اونو وارد این دنیا کردی،

‫به‌دلیل تمایل خودت برای آرامش عاطفی

‫من آدم بدی نیستم

‫به‌نظرم تو می‌خوای کار درست رو انجام بدی

‫جفتتون

‫آقای اسکاوت

‫من شما رو می‌شناسم؟

‫با هم کار می‌کنیم. اون پایین

‫داری با کسی گپ می‌زنی، مارک؟

‫راحت باش. من یه دوستم

‫لعنتی!

‫چه غلطی داری می‌کنی؟

‫- دست‌هاشو بگیر ‫- چی؟

‫بیا اینجا. دست‌هاش

‫وای خدا. وای خدا

‫اوه، گندش بزنن! وای خدا

‫گندش بزنن. وای خدا

‫من باهاش کار می‌کنم

‫نه، نمی‌کنی

‫اون داگ گرینره. رئیس بخش امنیت طبقۀ تفکیک‌شده

‫بخش امنیت؟ وای خدا

‫خیلی‌خب، حالم داره بد می‌شه. ‫باید بالا بیارم

‫- الآن بالا میارم ‫- نه! نه! نه!

‫دی‌ان‌اِی‌ـت توشه

‫ببین، کارت امنیتیِ گرینر

‫دسترسی کامل، و باهاش نمی‌تونن ردّ کسی رو بزنن

‫فردا با خودت ببرش سر کار. ‫اون می‌دونه چی‌کار کنه

‫کی می‌دونه چی‌کار کنه؟

‫خودت

‫گوشی رو بده من. گوشی پیتی. بدش به من

‫من ترتیبش رو می‌دم

‫برو خونه و لباس‌هات رو بنداز دور

‫الآن برو

‫باهات تماس می‌گیرم. همه‌چی درست می‌شه

‫کاری که پیتی شروع کرده رو تموم می‌کنیم، مارک

‫حالا گورتو از اینجا گم کن!

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

«تفکیک»

ترجمه از مرتضی لک‌زایی و محیا مبین مقدم Morteza_Lkz & Mahya14

‫- اوه، سلام ‫- سلام

‫می‌خواستم آب بخورم. تو چیزی نمی‌خوای؟

‫کجا بودی؟

‫کی، من؟

‫- آره ‫- فقط...

‫صدای ماشین رو شنیدم

‫صدای ماشین شنیدی؟

‫عجیب شدی

‫شاید فقط یه خواب بوده

‫یک ساعته که بیدارم، و تو اینجا نبودی

‫باشه، فقط...

‫ببخشید، من...

‫فقط باید یه‌کم رانندگی می‌کردم

‫حالت خوبه؟

‫خب، آخه یه‌جورایی برای من مسئلۀ مهمیه. و...

‫نمی‌دونم

‫ازم می‌خوای برم؟

‫شاید

‫شاید

‫ای گه توش

‫مارک!

‫- سلام ‫- چه زود زدی بیرون توی این برف

‫تو معمولاً اوایلِ عصر آشغالتو می‌ذاری بیرون

‫اوه، خب فقط روزم رو زودتر شروع کردم گمونم

‫آشفته به نظر می‌رسی، مارک

‫شاید بهتره بعداً با یک فنجون چای اسطوخدوس داغ ‫با هم صحبت کنیم

‫آره. برم ببینم امروز چطور پیش می‌ره، می‌دونی؟

‫«جک فراست» قطعاً شامپوی شورۀ جدیدی لازم داره ‫(جن زمستانی، شخصیتی غیرواقعی)

‫برت جی

‫آقای میلچیک. باعث افتخاره شما رو می‌بینم، قربان

‫- چه‌قدر زود ‫- خواهش می‌کنم، بشین

‫ممنون

‫یه چیزی برات دارم

قطعه گم‌شدۀ 7199-G

‫آزوالد خیلی خوشحال می‌شه. ‫منم خوشحال شدم

‫اوه، خوبه. حالا می‌تونیم روی تدارکات نهایی تمرکز کنیم

‫- بله می‌تونیم ‫- بدون وقفه

‫- بله همین‌طوره ‫- عالی

‫- اجازه هست؟ ‫- بله، البته

‫محشره

‫آره

‫تو سرپرست عالی‌ای برای این بخش بودی، برت جی

‫ممنونم

‫سزاوار چیز ویژه‌ای هستی

‫امیدوارم رفتن به اتاق استراحت نباشه

‫همون دیروز کافی بود

‫نه. نه، اون نه. یه چیز دیگه. ‫همین‌جا وایسا

‫دیلن جی. صبح به‌خیر

‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫همراهم بیا

‫اتفاقی که دیشب افتاد اسمش اضافه‌کاری اقتضاییه

‫یک اقدام پیشگیرانه‌ست که هرازچندگاهی ‫برای بیدارکردنِ کارمندها از راه دور به کار می‌گیریم

‫هیچ‌وقت بهمون نگفته بودی که می‌شه همچین کاری کرد

‫فقط برای استفادۀ اضطراریه

‫و با خانم کوبل مشورت نکردم ‫چون خیلی مضطرب بوده

‫اون پسر. اون... پسرم بود؟

‫موافقت کرده بود که تا هزار بشماره، ‫که بعد زیر قولش زد

‫من باشم این قضیه رو به همکارهات نمی‌گم، دیلن

‫این موضوع اضافه‌کاری اقتضایی ‫فقط در مواقع خیلی ضروری گفته می‌شه. متوجهی؟

‫می‌شه اسمش رو بهم بگی؟

‫ندونستنش احتمالاً به‌نفعته

‫هی، می‌دونم سه‌ماهۀ سختی بوده

‫یه‌سری امتیازات ویژه برات فراهم می‌کنم

‫به‌نظرت خوبه؟

‫مرد خوب، دیلن. مرد خوب

‫مارک اس. صبح به‌خیر

‫صبح به‌خیر

‫خب، من قراره...

‫من اینجام که تا جای میزت همراهی‌ت کنم

‫پروتکل جدید

‫خوب به نظر میاد

‫راه رو نشون بده

‫وایسا ببینم، درها رو از رومون قفل کردین؟

‫عبارتِ «موقعیت ایمن» رو بیشتر ترجیح می‌دم

‫این درها بهمون کمک می‌کنن تا مطمئن بشیم ‫که شما به‌خوبی در فضای کاری می‌مونید و خارج نمی‌شید

‫آقای گرینر این دستور رو داده؟

‫مارک اس اینجاست

‫بگیر بشین

‫- من... ‫- قهوه. سیاه. برات میارم

‫صبح به‌خیر، مارک

‫- صبح به‌خیر ‫- صبح به‌خیر

‫مارک، داستان چیه؟

‫حالت چطوره، ارو؟

‫خوبم، ممنون. من...

‫بازسازی‌ها... خیلی خوبن

‫آره

‫دیلن، حالت خوبه؟

‫خوبم

‫همه‌ش همین؟ اون جواب دندون‌شکنِ زشتت کو پس؟

‫بفرما. مستقیم از تپه‌های رواندا

‫مرسی

‫سلام، منم. نمی‌دونم شنیدی، ولی گرینر نیومده

‫همه‌چی مرتبه، فقط خواستم بدونم کجایی

‫خب بالاتنه‌م رو یه‌خرده میارم جلو،

‫بالای گردن رو هم به این شکل توی دستم گرفتم

‫به‌آرومی نفست رو بیرون می‌دی. فقط یه باد ملایم

‫بعد این کارو می‌کنم، و این

‫هالۀ پستان رو به بچه نشون می‌دم، و نگهش می‌داریم

‫حالا تو امتحان کن

‫باشه

‫حاضری؟ حاضری، رفیق؟

‫خیلی‌خب

‫- آره، هالۀ پستان رو نشون بده. بذار ببینه ‫- باشه

‫- اون... ‫- اینم از این

‫- آره، النور! آره ‫- وای خدا

‫بچه کم‌کم می‌خوره، بچه کم‌کم می‌خوره

‫خب می‌ره توی دست‌شویی فرودگاه ‫تا با دست شیر بدوشه

‫داخل توالت می‌ره، ‫و می‌خواد توی دستمال‌توالت این کارو بکنه،

‫اما شیرش این‌وَرواون‌وَر می‌ریزه

‫- آره، مثل یه شلنگ آتش‌نشانی عصبانی ‫- وای، نه!

‫بس کن

‫وای خدا. ممنون که کمکم می‌کنی

‫گفتی باید بری مغازه؟

‫بدون من هم مشکلی ندارن. داره بهم خوش می‌گذره

‫به‌علاوه، آخه تو هم خدم‌وحشم نداری

‫که بیان بهت کمک کنن، داری؟

‫نچ

‫توی استراحتگاه زایمان ‫با یه زن پول‌دار آشنا شدم

‫گمونم شوهرش سناتور ایالتیه

‫اوه، وای

‫می‌دونم، اما عجیب بود چون چند روز بعد ‫توی پارک دوباره دیدمش،

‫و اون اصلاً اصلاً منو یادش نبود

‫چه پُرافاده

‫آره

‫انگار... نمی‌دونم. احمقانه‌ست

‫شرکت مارک، لومن، اونا می‌گن ‫که فقط افراد رو برای کار تفکیک می‌کنن

‫اما داشتم با خودم فکر می‌کردم، چی می‌شه اگه یکی...

‫مثلاً، اگه دلت یه بچه می‌خواسته، اما نمی‌خواستی که...

‫نمی‌دونم

‫خب، منم اگه تازه فارغ شده بودم

‫فکر نکنم حتی کلارک گیبل یادم می‌اومد، پس...

‫آره

‫تفکیک‌شده

‫فکر می‌کنی چرا مارک این کارو کرد؟

More Farsi Persian subtitles for Severance

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left