Missing Crown Prince

Missing Crown Prince (세자가 사라졌다)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

 세자가사라졌다 Missing Crown Prince E06 WEB-DL KoreanAngels
د لخوا تبصره shahlaz

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2024-04-28
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 197 کرښې.

...روی حرفم حساب کن

که اعلیحضرت رو در امان نگه میدارم

جواب بده

...برات پاپوش دوختن

یا نه؟

...من

...در اون زمان من

بیرون از قصر بودم

با این حال

اگه ملکه گفته که من تو این موضوع دخیل بودم

پس حتما درست بوده

پس به گناهت اعتراف میکنی؟

...در اون زمان من

بیرون از قصر بودم

اعتراف به گناه کردی یا نه؟

من بیرون از دیوارهای قصر بودم

...به نظر میاد

حرف دیگه ای نمی تونیم ازش بکشیم

شکنجه اش بدیم؟

لطفا نظرات خود را بیان کنید

ایشون شاید مرتکب خیانت بزرگی شده باشه

اما زمانی ولیعهد این ملت بوده

بهتره برا امشب تمومش کنیم

...این موضوع

برامون مشکل درست نمی کنه؟

جنایتش رو انکار نکرد

باید به عنوان اعتراف به گناه در نظر گرفته بشه

ما باید راهنمایی های بازرس کل چوی رو در نظر بگیریم

اگه خون اونو بریزیم

و بعدا اعلیحضرت در مورد اتفاق امروز بفهمه

کی قراره جواب پس بده؟

حالشون چطوره؟

بهترن؟

منو ببخشید که اینطوری میگم

اگه جسارت نباشه حضرت ملکه اشتباه کردن

به نظر من

ایشون چون استراحت نداشتن اشتباه دیدن

خیر

من با دوتا چشم خودم دیدم

میدونم چی دیدم

...انگشتان اعلیحضرت

اینطوری حرکت کرد

لطفا آروم باش مادر

مادر دیشب تونست بخوابه؟

نه ایشون تمام شب بیدار بودن

شما باید استراحت کنید

تو هم حرفمو باور نمیکنی؟

من اینو نگفتم

همگی برید بیرون

- !مادر - میخوام تنها باشم

!گفتم از اینجا برو

صبر کن

ملکه واقعاً مایل بودن منو جداگونه ببینن؟ @KoreanAngels

- آره - با این حال

این راه به سرای ملکه نیست

دنبالم بیاین

منو آوردی ساختمان سلطنتی

چرا ملکه باید اینجا باشه؟

لطفا برو تو

چرا ماتت برده؟

شما باید بدونی

که به زودی روی این صندلی می شینم

درسته اعلیحضرت

در موردش فکر کردم

و به ذهنم رسید

که وقتی من در نهایت تاج و تخت رو می گیرم و بر چوسون حکومت می کنم

به کسی نیاز دارم که بتونم بهش اعتماد کنم

تا در کنارم بهم کمک کنه

و اون سری افکار

منجر به کنجکاوی در مورد یکی شد

می بینید، سؤالات باعث میشوند

شب ها بیدار باشم

قاضی یون

برای رفع کنجکاویم از شما خواستم ببینمتون

...لطفا هر سوالی دارید

بفرمایید

قاضی یون

به من وفادار هستی

یا به پدر بزرگم

وفاداری؟

من، یون جونگ دائه

وفاداری و ارادت خودم رو به شما قول میدم

...می تونم به این وفاداری

اعتماد کنم ؟

اگه دستور بدین بمیر می میرم

و اگه بخواین زنده می مونم

بیا نزدیکتر

یه خواهشی ازت دارم

خواهش؟

این کاملا خنده داره

دستور شما فرمان من خواهد بود

با دل و جون گرامی میدارمش

با زندگیم

هنگامی که شاهزاده دوسونگ به عنوان ولیعهد منصوب شد

یون مشاور جناح چپ ابتدا پدرم رو می کشه

بعدش

نوبت شما و چوی سانگ روک میشه

باید میگفتین

شما هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتی

حالا چیکار کنیم؟

ممکنه فردا بهتون دستور داده بشه که سم بخورید

با اینحال ایشون هنوز ولیعهدن

شک دارم ایشون رو بکشن

آخرش اینه که ایشون رو تبعید کنن

بعد از همه این جریانات

نمی بینی اونا یه مشت هیوالان ؟

اونها برا ولیعهد پاپوش درست کردن

تا بتونن به زندگیش پایان بدن

نقشه خیانت کشیدن تا جونش رو بگیرن

پس چرا الان گذاشتن زنده بمونه؟

اعلیحضرت

...فردا که رسید

با وزیر جناح چپ یون یا پزشک سلطنتی چوی تماس بگیرین

و ادعا کنید که از این موضوع اطلاعی نداشتید

صدامو میشنوین؟

- پدرم چطوره؟ - زنده موندن

ملکه بیوه ازشون محافظت میکنه

همینکارو میکنه

با این حال

وقتی جون پدرم در خطره نمی تونم قمار کنم

هیونگ نیم، باید بری

سانگ سو رو بلندش کن

باید عجله کنی

هنوزم عجولانه اقدام می کنی

چطور میخوای از پس عواقبش بر بیای

بعد از اینکه از زندان فرار کردم؟

به نظرت چرا ماسک زدم؟

منظورم این نبود

...پس چی

...زمانی که برگردم به قصر

ما به عنوان دشمن همدیگرو می بینیم

نه دوتا برادر

چه بخوایم چه نخوایم

ما شمشیرهامون رو به سوی هم نشونه می ریم

با دونستن این موضوع بازم میخوای بهم کمک کنی فرار کنم؟

اینکه بذارم اینجا بمیری جایگزین خوبی نیست

بذار در مورد بعدها همون بعدها تصمیم بگیریم

ای احمق دل نازک

...با توهین کردن بهم

باعث نمی شه نظرم عوض بشه

زود باش عجله کن اینطوری گیر میفتی

...برای آخرین بار

ازت می پرسم

از این کار پشیمون نمی شی؟

همیشه باید بری سراغ جزئیات

درسته

ممکنه پشیمون بشم

با این حال، تمام تلاشم رو برای محافظت از خانواده ام می کنم

...سوالهای بیشتری ازت دارم

اما میذارم برای روزی که بر میگردم

تو کار خطرناکی کردی

- اگه اینها حرف بزنن - ...قاضی یون

مطمئن میشه حرفی نزنن

نگران سانگ سو نباش

من حسابی ازش مراقبت میکنم

تا وقتی که کاملا حالش خوب بشه

حتما ، بخاطر من ازش مراقبت کن لطفا

دوسونگ

لطفا زودتر برو

- دوسونگ - هان ، چیه؟

تو پسر خوشتیپی هستی

- برادر کوچکم - هیونگ نیم

الان وقت شوخی نیست

سخته بگم کی دوباره همو می بینیم

برای همین نمی خواستم

با نگاه کردن به پشتت

ازت خداحافظی کنم

لطفا خوب و سلامت بمون

هیونگ نیم

تو هم همینطور

سالم و سلامت بمون

چیه؟

کوله ات سنگینه؟

البته که نه

مسئله این نیست

نمی دونم قراره کجا بریم

...بذار وقتی رسیدیم

می فهمیم

اما ما وقت نداریم

وقتی بفهمن ما رفتیم نگهبانهارو می فرستن

مارو بگیرن

ارباب چوی

ارباب چوی

بانوی من

چی شده؟

حتماً برای اون سونبه نیم اتفاقی افتاده

منظورت چیه؟

من همین الان حرفهای موبک رو شنیدم

گویا اتفاقی تو زندان افتاده

که ارباب چوی فوراً خونه رو ترک کرد

چرا تو

لعنتی

چطور نگهبانها اجازه دادن همچین اتفاقی بیفته؟

سر محافظ کجاست؟

فوری بگین بیاد

بله قربان

وزیر یون

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left