لومړۍ 200 کرښې.
.آنچه گذشت
.یک چیز برای اطمینان
.اون بیرون هر روز عجیب تر میشه
"دیگه نیازی نیست فرار کنی "اما
.تو در میان دوستانت هستی
.
ما باید دنیا رو از دست این موجودات درنده خو .حفظ کنیم
یک دختر نوجوان از شش طبقه .به پایین پرت شده و صدمه ای ندیده است
.کمک کن
...ما نمیتونیم به کسی که هنوز نمیتونه
.تواناییهاش رو کنترل کنه اجازه بدیم اون بیرون باشه
.اون در مجتمع آسمان دیده شد
.این خوب نیست
.نه نیست
"برنان"
.دست نگه دار
.بزار برن
...بازی هنوز ادامه داره
.خیلی متاسفم
.نمیخاستم باعث دردسر همه میشم
.الان فهمیدی که ما هممون در معرض خطریم
تلاشت برای فرار فقط باعث شد .وقتمون تلف بشه
بعد از یه ساعت هنوز داری این بازی رو ادامه میدی "آقای "مولرای
...همه تلاشت رو برای یه بازی سخت نگه دار
.برای بدترین کابوس دنیا
.زیاد دربارش مطمئن نباش
هر کابوسی که بخای بزاری جلوم .ازش یه رویای شیرین میسازم
"کافیه .آقای "ترون
.ترجیح میدم با صلح حل بشه
جهش یافتگان قسمت دوم . فریاد الکتریکی
چیز عجیب میخاهید؟
.من بهتون خواهم داد
مشاور انلاین درباره مردی بهتون میگه .که میتونه نیروی برق رو کنترل کنه
.درباره "برنان" حرف میزنه
برنامه بعد شرح توصیفش از زبان ... یه شهروند
.از پایین شهر گزارش میشود
ثبت سوابق
"برنان" داره بدجوری دردسر میشه. "اما"
چرا ما دوباره تو رو نجات دادیم؟
.یه دوجین معذرت میخام "آدام
دیگه چی باید بهت بگم تا قانع بشی .که متاسفم
.من مطمئنم که اظهار تآسفت واقعیه
امٍّا عملت نشون میده که میخای .گروه رو به مخاطره بندازی
.من فقط سر درگم و میترسم
.ما همه میترسیم
.. ولی تو نباید همش در اطرافت بگردی و
.به احساسات افراد دیگه حمله کنی
.درست میگی
شاید زمانش رسیده که به دنیای واقعی نگاه کنی
.از همه لحاظ دیگه
و بهتره به هر چیزی که میبینی بعنوان .مشکل نگاه کنی و دنبال راه حلش باشی
.این همون چیزیه که تا حالا زندگی منو نجات داده .منم همینطور
میدونی . اینجور نیست که ما بخاطر اینکه متفاوت .هستیم هیجان زده بشیم
اما با کمی کار یک جهش یافته جدید میتونه .شگفت آور بشه
.یا آخرش میتونی شیبیه "ترون" بشی
.خوب . میتونم هر زمان که بخام شگفت آور بشم
...مرگ" برید لاو" باعث وقایعی خواهد شد که
.زندگیمون رو برای همیشه تغییر میده
.این تازه شروع کاره
برنان" چی میشه؟"
.هر کاری از دستمون بر بیاد برای خلاصیش میکنیم
.اون متکبر هنوزم نمیخاد بما بپیونده
.تو گذاشتی خانم "دلورو" فرار کنه
.بله
.آقای مولرای" باعث شد که نتونیم بگیریمش
"بهرحال الان میتونیم از "مولرای .استفاده کنیم و براش تله بزاریم
تو همیشه نقطه مثبت رو در نقاط منفی "ارزیابی میکنی آقای "ترون
این مسئولیت توئه که بعضی کارها رو "درست کنی . آقای "مولرای
ترجیحا بهتره از همه منابعمون برای جستجو ...این ارواح گمشده
استفاده کنیم . بریم یکی رو بیاریم
خوب . همه اینها برای چیه؟
با وجود تمام چیزهاییکه اخیرا باعث آسیب هواداران شده
من میخام همه شما قادر باشید در لحظات خاص .خودتون رو خلاص کنید
میدونی . من هنوز مطمئن نیستم چرا آدام ...فکر میکنه که
.این ضروریه که 2 تا خانه امن داشته باشیم
.آره . همین محل پشت کتابخانه من باشه کافیه
.حتما
.اما ضرری نداره که بیشتر مراقب باشیم
ما خیلی وقت بود منتظر ملاقات شما بودیم "آقای "مولرای
آره . درسته. نه؟
"شما و خانم "دلورو
.لیست خرید جهش یافته ها
.میدونی . احساس خوبی بهم دست میده که خیلی میخاهیش
آقای "ایکارت" مجبور نیستیم به طعنه های این .مردک گوش بدیم
.این کمی درد داره
...الان یک دستگاه زیر پوستی کاشت
.همراهته تا بهت دستور بده
.افرادم یه چیزهایی مخصوص کسائی مثل تو ساختند
که بطور مستقیم با دی ان ای تو .ارتباط برقرار میکنه
پس هروقت بخای بدون اجازه ما از قدرتت استفاده ...کنی
.از درد بخودت میپیچی
.انجامش بده
"خیله خوب پس آقای "مولرای
.بزار ببینیم چطور از پسش بر میای
.آزادش کنید
.خوب . بهترین شلیکت رو بهمون بده
.خوبه
من در حال جمع اوری ایده های بهتری .برای کارهایی که میتونی بکنی هستم
فکر نمیکنی؟
.الان این شانس رو داری که زندگیتو از گرو در بیاری
یک فرصت برای مراقبت دنیا از .تروریسم ژنتیکی
.بعنوان مآمور سازمان امنیت ژنتیک
"آقای "ترون .جزئیات کارو بهت میده
میدونی . فکر کنم ما دوتا باید سعی کنیم .همراه هم باشیم
.اگه تو به این حرفها باور داری از اونم دیوونه تری
"دیدی . یکی از ویژگیهای آقای "ایکارت .تذکر دائمه
من توانائی اینو داریم که هردومون رو .روشن و خاموش کنم
من بهت یه تلنگر زدم تا در زمان .خودتو تو خط ما نگه داری
میای؟
برای قهرمان شدن باید چه کارهایی انجام بدم؟
..ناسلامتی من فقط فروشنده لباس هستم
.و من نقاط غیر معمول تو رو میسنجیدم
.من موافقم. من با مهارت مشتریها رو اداره میکنم
.اغلب
.خیله خوب . هر شانسی که داشتم همیشه کار نمیکردم
کی فهمیدی که این توانایی رو داری؟
.وقتی بچه بودم
.شاید 5 سالگی
.در یه جشنواره راک با والدینم بودم
.من ازشون جدا شدم
.بین جمعیت گم شدم
.اونها هردو سمت دیگه ای بودن
.وقتی بخودم اومدم که اونها رفته بودند
... من چشمهامو بستم و
.مثل این بود که محل پدر و مادرم رو در رویا دیدم
پس میخای بگی که تونستی پیداشون کنی؟
بله . ولی اونها فکر میکردند که خودشون .منو پیدا کردن
والدینم وقتی ده سالم بود منو در یه پرورشگاه .گذاشتند و فرار کردند
اما اون لحظه اهمیتی نمیدادم اگه دوباره .سراغم نیان
.
آقای "ایکارت" این همون مردیه که برای مصاحبه .با شما درخواست داده بود
.نام من میسون ایکارته
.دربارم حتما شنیدی
.گمان کنم شما قدرت تله پاتی داری
"لطفا .آقای بیشاپ .ما اینجا هیچ رازی نداریم
.به سوال جواب بده
.من یه "اسپر" هستم
.خوبه
الان بهم بگو چی تو ذهن من میبینی؟
.مگر اینکه بخای آقای ترون متقاعدت کنه
.الان میدونی هر چی درباره من شنیدی درست بوده
ازت میخام کمکم کنی تا دوستات رو دستگیر کنم و .عدالت رو در موردشون اجرا کنم
.فکر نکنم آدام از من خوشش بیاد
.در طبیعت آدام چیزی بنام تنفر از اشخاص وجود نداره
.اون یه مرد جالب توجهه
منو از دست همون شیاطینی که میخاستن تورو بگیرن .نجات داد
بهم اعتماد کن ...وقتی من اولین بار اینجا اومدم
.مثل تو گیج و سردرگم بودم
.شاید حتی بدتر
همه چیزی که الان میخام اینه که .زنده بمونم
پس اون افراد ناگهانی و بدون هیچ دلیلی دنبالت بودن؟
بجز این حقیقت که من باذهنم میتونم با افرادی ....کار کنم که
.بیش از حد احساساتی هستن
.خوب . یه چیزی هست
.ما همگی از موقع تولد هدیه ای داشتیم
.و مثل اینکه فقط بما یاد دادن حرف بزنیم و راه بریم
ما باید مهارتهامون رو افزایش میدادیم .با توانائی جهش یافته جدیدمون
.بسیار خوب
آدام ازم خواسته تا بهت تکنیکهای تمرکز ذهن .رو آموزش بدم
.کمک کنم که توانائیهات رو کنترل کنی
آدام از توهم خواسته اینکارو بکنی؟
.اون بهت ایمان داره
.این بتو بستگی داره که ایمانتو ثابت کنی
.من فقط میخام دستوراتمو دنبال کنی
.و ناراحت نشو اگه نادرست انجام دادی
.بعدش پیشرفت میکنیم
.کامل نیست
.خدای من . عجب تله پاتی داغی داری
.باید ببینی که داره میاد
.این درد جزئی که داشتی قسمتی از برنامه ما هستش
.تعجب میکنی که چه کارها برامون میکنی
.از رو صندلی لعنتی بلند شو
...ما تو کتابخونت یه گشتی زدیم و یه مخفیگاه
.پشت یه پنل مخفی پیدا کردیم
الان ما ازت میخاهیم که تمام دوستای عجیب .غریبتو دعوت کنی بیان
.دوستان میخان کمی باهم باشند
.یک خانه امن دیگه هم هست
"تا زمانی که آماده بشیم نباید برعلیه "ایکارت .اقدامی بکنیم
ولی با چیزهاییکه من از "اِما" دیدم بزودی .شروع میکنیم
...من عصبانیت تورو درک میکنم ولی اقدام نابهنگام
.ممکنه همه مارو به کشتن بده
.ممنون آدام
برای چی؟
برای اینکه وقتی گفتم "اما" حق یک شانس دیگه ....رو داره
.به حرفم گوش دادی
اگه من به شانس دوباره اعتقاد نداشتم تو الان .اینجا نبودی
.شروع اسکن
یعنی انقدر مشکل ساز بودم؟
خوب . وقتی من پیدات کردم تو یه هتل لونه موشی .بودی
.5 روز بود چیزی نخورده بودی
متقاعد شده بودم که یجورائی عجیب غریبم ...با اتفاقاتی که
.داشت برای ذهن و بدنم رخ میداد
.اسکن تموم شد
.خوب . میخام بگم اندام کششی خوبی داری
.با در نظر گرفتن همه چیز
خوب .من همه اینها رو به تو مدیونم
.خوب و بد
.تو نیاز نداری بدون من اونجا بری آدام
.خوب . من چکاری باید بکنم
.تشخیص بصری
No comments yet. Be the first to leave one.