لومړۍ 145 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
آه....دریا
عالیه- خیلی خوبه-
جدی جدی تابستونه
...این- خیلی گرمه-
هیوجونگ- سلام-
آخرین باری که اینجابودیی، قسمت ویژه گوشت بود
درسته، وقتی گوشت میخوردیم بود
شاد و شنگوله
*حس میکنم اومدم امتی اردو سفره گروهی برای شناخت بیشتر همدیگه
از آخرین باری که رفتیم نزدیکِ
دیوار ساحلی خیلی میگذره
نگفتن استاد خودشم اونجا هست یا نه؟
فکر کنم اونجا باشن
کسی منتظرمونه؟
هــی...چرا داریم میدوییم؟
چی شده؟ حتما یه خبری هست...چرا میدوییم؟
خودمم نمیدونم
هــی.... چرا داریم میدوییم؟
مثل فیلماست
خودمم نمیدونم
چرا داریم میدوییم؟
نقش اصلی یه سریاله؟
چه قد بلنده- قدش بلنده-
یون سانگ نیست؟
برگام- شبیه یون سانگه-
چرا گوشاش سرخه؟
استاد امروز شمایین؟- خودتونین؟-
سلام، از دیدنتون خوشحالم- سلام-
نویسنده کیم یونگها هستن- سلام-
سلام- از دیدنتون خوشبختم-
سلام، کیم یونگها هستم، کسی که داستان ها رو خلق میکنم و می نویسم
از دیدنتون خوشحالم
داستانا رو خلق میکنه- خلقشون می کنه-
داستان نویسن
وقتی پشتتون به ما بود، شبیه بازیگر به یونگجون بودین
دقیقا- درسته-
اونجا که ایستاده بودن- بله-
راستی- بله-
زادگاهتون بوسانه؟
نه- اینجایی نیستین؟-
عه- پس چرا گفتین بیایم اینجا؟-
چرا اینجا؟- من سه سال اینجا زندگی کردم-
سال 2012 از نیویورک
برگشتم کره- بله-
و تا 2015 اینجا زندگی میکردم
وقتی توی بوسان بودم"خاطرات یک قاتل" رو نوشتم
استاد کیم، منم نویسندهام- منم میتونم امتحانش کنم؟-
یه چیزایی در مرد حق نشر میدونم
موفق ترین رمانتون- بله-
چند سری تجدید چاپ شده؟
با این جواب میتونم بگم چقدر درآمد داشتن
نه، اینطور نیست
باید بدونید هر سری چاپ
چند نسخه بوده- درسته-
میدونم که استانداردش 2000نسخهست
برگام- اینجوریه-
هر سری چاپ کتاب های من نسخه های بیشتری داره
گفتی دو سری چاپ داشتی که هر کدوم 100نسخه است؟
نه، 2000نسخه چاپ کردم، ده سال پیش
هنوزم همشو نفروختم
این در مورد خیلی از کتابا صدق میکنه
عه؟- واقعا؟-
وقتی یه کتاب تجدید چاپ- در مورد شما هم؟-
چاپ خونه ها خوشحال میشن
با چاپ دومه که تازه سود کردن شروع میشه
جدا؟- واقعا؟-
وقتی داشتن صحبت میکردن، این تو ذهنم بود که
هر واژه ای که میگن متعلق به یه کتابه- دقیقا-
خیلی پر احساسه- صحبت کردنشونم شیواست-
ولی...هنوز که چیز خاصی نگفتن
شاید بخاطر اینکه من طرفدارشونم
هرودوت کره هستن ویسنده، بزرگترین تاریخنگار،دوره باستان
چی گفتی؟- چی؟-
...هرو
گوشیش دستشه- گفتی پرتاب خطرناک؟-
چی گفتی؟- حتما تو اینترنت نگاه کرده-
همینجا تمومش میکنم
میدونین در مورد چی میگفت؟- ...هرو-
اون کتابی با موضوع تاریخ نوشته
یه شخصیت مناسب برای بحث کردن درموردش کنار دریاست
واقعا؟
توجهش بیشتر به تاریخ مدیترانه بوده
به عقیده ادیتور در مواردی هرودوت دیدگاه مغرضانهای نسبت به ایرانیان داشته
همه چیو میدونه- از همه چی خبر داره-
راستش ما یکم از دیدنتون
دستپاچه شدیم- دقیقا-
ادبیاتمون افتضاحه- دقیقا نابوده-
هیوجونگ راستشو بگو، زیاد رمان میخونی؟
راستشو بخواین، خیلی کم کتاب میخونم
بدون هیچ شرمندگی جواب دادی- قابل درکه-
کتابایی که اخیرا خوندی رو بگو- البته که میخوام بیشتر در موردشون بدونم-
کتابی که اخیرا خوندم؟- بله-
"بادام" انتشارات دانش آفرین توی ایران چاپش کرده
"بادام"؟- "بادام"؟-
"بادام"- نویسندش کیه؟
داستانش چیه؟- نویسندشو یادم نیست-
دوستم بهم پیشنهاد داد- سون وونپیونگ نوشته-
سون وونپیونگ
همه چیو میدونن- همه چیو-
حس میکنم منم باید بدونم- من میدونستم اینو-
داستانش چیه؟
...داستانش درمورد چی بود واقعا؟
فقط یکمشو خونده- خیلی نخونده کتابو-
من فقط چندتا صفحشو خوندم
و معمولا خیلی طول میکشه تا کل کتاب رو بخونم
اونم مثل خودمونه
بقیه چی؟
چه کتابی خوندین؟- این اوخر چی خوندی؟-
کتاب خودت حساب نیستا
یه کتاب در مورد
سرمایه گذاری خوندم
من ولی خیلی کتاب نمیخونم
شرط میبندم این کتابم خوب نخوندی
دیدی...توهم دقیقا مثل منی- هوووم-
خب، امروز قراره چیکار کنیم؟
به هرحال- بله؟-
فرقی نمیکنه که رمان بخونید یا کتاب غیر داستانی
بنظرم همه پتانسیلش رو دارن دارن
شما پتانسیل اینو دارید که روح نویسندگیای که
درونتون پینهان کردید رو بیرون بکشم
جدی؟- امروز؟-
واقعا؟
برای اومدن به اینجا - بله-
قدم زنان اومدین- درسته-
بهم بگین توی مسیر چیا دیدین
تو راه اینجا؟- ...آب-
ده تا چیزی که دیدی رو بگو- خیلی چیزا دیدم-
...دیدم- به حروف-
راستش، آپارتمان دیدم- آپارتمان دیدی-
"قبلا اونجا آپارتمانی نبوده حتما تازگیا ساختن"
در مورد قیمتشون تعجب نکردی؟- مشاور املاک-
قیمت اونها چقدره؟- برای سرمایه گذاری-
آپارتمان ها، کوه ها، اقیانوس
خب؟- ...و-
سه تاشو گفت- خود خودشه-
تو آپارتمان و کوه و اقیانوس رو دیدی تو چی؟
درست همینجا، رستوران کالگوکسو رو دیدم
اونجا هم یه رستوران پو بود
همینطور یه فانوس قرمز رنگ دیدم که یاد سس تند میوفتم
من فقط در مورد غذا فکر میکنم- واقعا؟-
...من
من اینجا زندگی رو دیدم
من اینجا زندگی رو دیدم
نه، اینجوری نگو دقیقتر بگو
No comments yet. Be the first to leave one.