لومړۍ 200 کرښې.
من اينجام تا يه چند کلمه حرف بزنم
براي تموم کردن انتظارمون
ما منتظر جيمز ميلر هستيم
کسي که يه کم دير کرده
اون نميتونه ترافيک رو مقصر بدونه
!براي اينکه اون تو ساختمان بالاييه
اميدوارم که خيلي زود بياد اينجا
ما اينجاييم تا کار جيمز ميلر رو نمايش و معرفي کنيم
"کپي برابر اصل"
که به خاطرش جايزه ي
مقاله ي خارجي سال رو دريافت کرده
اينطوريه
حرفاي من هم تموم شده
!جيمز الان رسيد
همه لطفآ،سر جاهاشون بشينن
لطفآ تا اخر کنفرانس براي هوا خواهي صبر کنيد
من جيمز رو به شما معرفي نميکنم
اون خودش اين کار رو ميکنه
احتمالآ بهتر از هر کس ديگه اي
!صبح بخير
ميخوام از دوست و همکارم
مارکو لنزي تشکر کنم
... کسي که برام ترجمه کرد
...يه ترجمه ي عالي...
اون تو تعبير و ترجمه ي جوهر مقاله موفق بود
کارش در اختيار نشريه ي ايتاليا و همايش ما در اينجا داده شده
تبريک ميگم و دوباره ممنونم
- دوست داري کوله پشتيت رو در بياري؟ - نه،من راحتم
خيلي سنگينه
- تو چيز برگر سفارش دادي؟ - بلي
دوتا از هر کدوم؟
- ميدونم که از اونا نميخوري - و يه نوشابه؟
ميتوني وقتي که دارم باهات حرف ميزنم بهم نگاه کني؟
نوشابه؟
بلي
چند تا زا اون کتابها رو خريدي؟
شش
- ...خدا رو شکر که تو ازشون خوشت نميومد - من هرگز اينو نگفتم
اما وقتي داشتي به پير ميگفتي من حرفاتو شنيدم
من نگفتم که خوشم نمياد،گفتم که مراحلش رو درک نميکنم
اره،اما بعدش اون،اونا رو توضيح ...داد،و بعدش
اره،اون توضيح داد ولي من متقاعد نشدم
و چرا اين همه ازش خريدي؟
تا در موردشون حرف بزنم و به ديگران ببخشم
- به کي؟ - ماري
...اما اون از قبل داره
در حقيقت من کپي دست نوشته هام رو بهت ميدم
ايده ي خوبيه،نه؟
تو اين کار رو تنها براي ...اين ميکني که ميخواي اونو دوباره ببيني
- !تو ميخواي اون مرد رو دوباره ببيني - ...شايد
و بقيش چي،اونا براي کيا هستن؟
- يکيش هم مال الينه - !اما تو نميتوني تحملش کني
من يه کتابي رو که دوست ندارم به کسي ميدم که دوستش ندارم
- من اين حق رو دارم،درسته؟ - اره،تو هر حقي رو داري
و من ميدونم که به اون مرد چي گفتي؟
- کدوم مرد؟ - دوست نويسنده
نه،تو هميشه همه چيز رو ميدوني؟
اما تو هميشه ميگي که ما دوستيم و بايد همه چيز رو بهم بگيم
اما اين براي اينه که ازم خواستي که در مورد اليسا بهت بگم،درسته؟
- !اشکالي نداره،من از اول همه چيز رو ميدونم - !خيلي خوبه
من خيلي خوب ميدونم که از جيمز خوشت مياد،تصميم گرفتي که عاشقش بشي؟
و تو شمارتو به دوستش دادي تا بهت زنگ بزنه
!اما هيچي اره،من شمارمو دادم
اما براي اون دليلي نيست که تو فکر ميکني
من ميخوام يه کم بيشتر در مورد کتاب اون بدونم،اين کار منه
!من هيچ شانسي نداشتم تو نگذاشتي که من گوش کنم
تو تا وقتي که داشتيم از اونجا ميرفتيم يه لحظه هم توقف نکردي
!تو گوش نمکردي همش پچ پچ ميکردي
- تو گوش اون...مارک - تو حتي گوش هم نميکردي
تو يه لحظه هم از بازي کردن !با اون چيز دست بر نداشتي
اره،من بازي ميکردم
حداقلش من شنيدم،اما ...تو بهش نگاه کردي
!چرا فکرت تو کار خوت نيست
پس دليلي براي عصبانيت نيست ما الان اينجاييم،من و تو
...ما يه کم حرف ميزنيم،يه چيزي ميخوريم
...اره،ما حرف ميزنيم
من واقعآ نميدونم که چرا تو بد برداشت ميکني
من بد برداشت نميکنم تو داري روي اعصابم راه ميري
و تو بايد موهات رو کوتاه !کني،اين کناره
...فقط يه چيز ديگه
...چرا نميخواستي که اسم فاميلم من رو
- تو اهداء بزني؟ - !کافيه
- !تو داري واقعآ بزرگش ميکني - اسم من...جولين هست
- من جولين هستم،من اسم فاميلي درام - دارم عصباني ميشم،بس کن
!يه اسم فاميل
- داري ميري بيرون؟ - اره
- براي ناهار بر ميگردي؟ - نه،فکر نکنم
باشه
به جولين بگو که ساعت 2 تمرين داره معلم مياد
بسيار خوب
- تو بهش ميگي؟ - اره،البته
بلي؟
اما نه،اون غير ممکنه
چي؟ !بلندتر حرف بزن،نميتونم بشنوم چي ميگي
نه،نه،بعدآ بهم بگو الان نميتونم حرف بزنم
اره،من الان نميتونم حرف بزنم،ميدوني که
گوش کن،من نميدونم،وقتي هم که نميدونم نميتونم چيزي رو بهت بگم
من خيلي دور نيستم
گوش کن،گوش کن،من هنوز نميدونم
باشه؟
بلي،بعد از همه ي چيزايي که گفتم
الان نميتونم،در مورد خودت برامون بگو
باشه؟در هر حال تا بعد
من نميفهمم
...موضوع اينه که
اونا به مدت چندين قرن باور داشتن که اين اصله
اما 50 سال قبل پي بردن که اصل نيست
...اما رنگ شده بود ...فکر ميکنم که اين يه نقاشي از هرکول بود
تاريخي از روزگار روم
بلي،دوره ي روم
...به خاطر اينکه اونا ميخواستن که نمونه ي عالي رو داشته باشن
اونا ميخواستن توانايي متحير کردن رو داشته باشن ...براي همين همونطور که گفتم
الان،قهوش سرده
...اون همينطوريه،ميدوني که
فکر کنم اون يه همسر خوبيه
چي؟
اون يه همسر عاليه،من کاملآ مطمئنم
چطور ميتوني اينقدر مطمئن باشي؟
ميتونم ببينم
خانم،شما از کجا اومدين؟
من...از فرانسه اومدم
و چرا ايتاليايي حرف ميزنين؟
من 5 سال تو ايتاليا زندگي کردم
کجا؟
اولش تو فيرنز،و حالا هم در ارزو
چرا انگليسي حرف ميزنين؟
اون...اهل انگليسه
و اون به زبان شما حرف نميزنه
نه،نه
ايتاليايي هم نه...
نه
- در واقع اون فقط به زبان ...خودش حرف ميزنه
بلي،بلي
- و تو شما هم انگليسي حرف ميزنين تبريک ميگم
- بلي،اون به زبانهاي خارجي علاقه اي نداره
در واقع،اون به هيچي علاقمند نيست
تنها به خودش و کارش علاقه داره
اينطوري بهتره بگيم که
يه مرد بايد کارش رو دوست داشته باشه
و در مورد ما ها چي،خانمها؟
کار کردن اونا رو مشغول ميکنه
و ما مراقب خودمون هستيم
- من ازدواج نکردم که خودم !رو تو تنهايي ببينم
ميخواستم که وقتم رو با همسرم سهيم بشم
من انتظار بيش از حدي دارم؟
با خواستن يه همسر خوب؟
- زندگي خيلي هم وحشتناک نيست ...اگر که تنها مشکل اين باشه که
يه همسر خيلي سخت کوش داشته باشي
بهتره يه مرد سرش به کارش مشغول باشه
!تا با يه زن ديگه
- ما هم کار ميکنيم،اما با اعتدال
- ما تصميم ميگيريم که ميانه رو باشيم،اما اونا نميتونن کارشون رو متوقف کنن
اين درست مثل اينه که بهشون بگيم ديگه نفس نکشن
اين غير ممکنه
من هرگز از همسرم نخاستم که متوقفش کنه
- !البته چطور ميتونستي؟
تمام دنيا ميتونه کار رو متوقف کنه چوب لاي چرخشون نزار
- خواهرم،اون بيشتر دوست داره که !همسرش رو سر کار بشناسه،بيشتر اوقات
اين يه مورد به خصوصه
فکر نميکني که اعتدال بايد تو همه چيز باشه؟
- اينطوري ايده ال ميشه اما ايده ال وجود نداره
...نوشيدني،لطفآ
دارم ميام
اين احمقانست که ه خاطر يه ايده ال احساس ناراحتي بکني
لطفآ مثل يه راز نگهش دار نميخواد که اونا ببيننش
- چطور ميتونم با يه همسر غايب خوشحال باشم؟
اونا واقعآ به طور کاملا غايب نيستن
همسرت تو رو يه زن متأهل کرد
و اين چيزيه که واقعآ مهمه
تو اينو تنها با بزرگتر شدن ميفهمي
چند ساله که ازدواج کردي؟
به مدت 15 سال
بچه دار هم شدين؟
يه پسر
هفته ي پيش
همسرم حتي جشن تولد !پسرش رو هم فراموش کرد
!نميتونم باور کنم
- همونطور که گفتم !اون تنها به خودش و کارش فکر ميکنه
...و در مورد دوستانش...
...بلي،مسلمآ
و در مورد خاطر خواها...
نميدونم
...اما تو سعي داري که اينو بفهمي که
اون يکشنبه داشته با... کي حرف ميزده
نه،من فقط دارم بهش توجه ميکنم
اره،اما با بدگماني
در حالي که من دارم ستايشش ميکنم
- چرا اونو ستايش ميکني؟ ميتوني بهم بگي؟
به روي چشم
بيشتر مردا دوست دارن که روزاي يکشنبه با خودشون باشن
اما همسرت با تو بيرون رفت تو رو به يه کافي شاپ برد
اون با لذت برات داستان تعريف کرد
به نظر مياد که اون هميشه سعي ...داره که تو رو فريب بده
واقعآ؟
اگه اصلاح ميکرد،عالي تر ميشد
اون تنها هر دو روز اصلاح ميکنه
!حتي روز ازدواجمون هم اصلاح نکرد
- تو بايد از الان به بعد عادت کني
- بلي ...روز ازدواجم،عموم ازم پرسيد
که چرا همسرم صورتش رو اصلاح نکرده... بهش گفتم که نميدونستم
No comments yet. Be the first to leave one.