لومړۍ 168 کرښې.
«امپایر بـست تی وی در تلگرام و اینستاگرام» .::@EmpireBestsTV::.
مترجم محمد کرافت
طاقت بیار جیک! سمت چپ!
نه
واقعا دلشون نمیاد بذارن کسی این تخم مرغ رو ببره!
من تخم مرغ نیستم! فقط ریختم بی ریخت شده!
شاه کاکتریس!
تو هم داری به همون چیزی که فکر میکنم فکر میکنی؟
همیشه، داش!
لباس جیکی!
هماهنگی بی عیب و نقص!
دفعه بعدی اون یارو بهتر درباره درافتادن با
فین و جیک فکر میکنه!
یارو مرده، داش
اوه اوه. کاکَتایکز! سوار کوپترترایکز؟
اتکرو-باتیکال!
عاشقتم جیک
کیک! لطفا!
چه مرگت شده؟
چی؟
صبر کن! گربهام این توعه!
- هی! - کیک!
کجایی؟
ولی دیدمش...
کیک!
کیک نمیفروشم! فقط بستنی میفروشم!
ببخشید. کیک؟
کیک!
متوجه نمیشم.
چرا هنوز اینجام؟
پیشی، پورتال تویی؟
نمیتونی حرف بزنی؟ آهان فهمیدم
فقط میخوام که...
فیونا! فیونا! من کجام؟
ولم کن!
فیونا؟
فیونا! نجاتم بده فیونا!
کیک. تو واقعی هستی
چطور اومدی اینجا؟
نمیدونم
یه آهنگی شنیدم و دنبالش رفتم
یه آهنگ؟
همچین جوری بود....
کجا اینو شنیدی؟
کجا اینو.....
نه نه نه نه! باید برم بیرون!
کیک بد!
آقای شاه یخی! قربان؟ بدون کتابم خواب به چشام نمیاد
خواهش میکنممم
بذار برم بیرون
باز شو ای در! باز شو ای در!
ایول!
آقای شاه یخی. گربهاتون دقیقا شبیه کیکه
در، بسته شو
فیونا! فیونا!
فیونا؟
فیونا؟
فیونا! صبر کن!
فیونا!
گم شدی؟
زیبایی!
آررره. این جاییه که دلم میخواد برم
هی. شرمنده که یهویی بهت برخوردم
دلت میخواد اطلاعات رد و بدل کنیم؟
تو هم حرف میزنی؟!
صدات بدجور زمخته
میدونی که این ماسماسک رو روی "سگ" تنظیم کردی، نه؟
هی! نکن!
چی... داری... می... کنی؟
بیا دیگه
دست نزن.... به ماسماسکم!
وایس. برگرد. برگرد!
آره! حالا انگار تو پوست خودمم!
دقیقا. صدای خودته، پس انتخابشم با خودته
وای. هیچوقت تا حالا نتونسته بودم چیزی که میخوام رو اینجوری به زبون بیارم
معمولاً فقط میو میو میکنم و انسانم غذا میذاره تو کاسهام
یا اینکه خرابکاریمو تمیز میکنه
اره، ارتباط دو طرفه عالیه
میشه با مردم بحث کرد محترمانه باهاشون مخالفت کرد
نظرشونو تحمل کنی
حتی میشه جنس فروخت
چیزی که من میفروشم... سیبه
واقعا گشنمه
این عزیزکها نفرین شدهان
این بخشش رو بلند به زبون نیوردم؟
چی؟! نمیخوام ریزه میزه باشم!
آروم بگیر!
اگه باهام بیای بازار
میتونیم یه توت فرنگی جادویی عظیمتبخش بخریم تا نفرینتو رفع کنیم
این چیزیه که همه میدونن
باشه!
کیک! کیک! کیک!
کیک! کیک!
با تشکر از شما دو تا عقل کلها، ساعتهاست درحال گشتن بودم
امکان نداره با اون پاهای کوچیک خپلش جای دوری رفته باشه
آره، سروکلهاش پیدا میشه
میدونم دیوونهوار بنظر میاد،
ولی دیدم توی یه پورتال براق آبی پرید
که اونم توی گاری بستنی بود
درست گفتی، دیوونهوار بنظر میاد
نه، داش به خودت شک نداشته باش. به درونت گوش بده!
دنبال پورتال براق آبی بگرد
دنبال پورتال بگرد...
هرکاری لازم باشه میکنم. چون کیک بهم نیاز داره!
گمون داشتم به فیونا نیاز دارم
ولی راستش از رو پای خودم بودن خوشم میاد
فیونا کیه؟
یجورایی مثل یه گربه شلختهایه که باهاش زندگی میکنم
پس خونوادهاته؟
خب، دوسش دارما، ولی بیشتر مثل یه هماتاقیه که رئیس بازی در میاره
که اینطور. هماتاقیهای سابق منم رئیس بازی در میاوردن
قبل از اینکه درخت رو ترک کردم، اجازه نداشتم هیچ کاری کنم
خودم جای خودم تصمیم بگیرم باحاله
آره. میخوای چیکار کنی حالا؟
جمعاوری سیبهای نفرین شده که تو لیستت نیست، مگه نه؟ این کار منه
نمیدونم!
وقتی برسم به مکان آبی براق پی میبرم
فعلا دلم میخواد به غریزهام گوش بدم
هی. نگاه این کنده درخت چه خوب راهمونو مسدود کرده
حالا غریزهام داره بهم میگه یه جای کار میلنگه
از کجا فهمیدی؟
خب خب خب!
ببینید کی اینجاست، آقای کله گنده!
باز شماها!
اینا همون هماتاقیهای عوضیان که بهت گفتم
باید بهمراهمون برگردی، سنجاب!
برای بار هزارم میگم، نخیر! من لیاقتم بیشتر از اون درخت شده!
پس گویا وقتشه که
هزارمین تلاشمون توی آدمربایی رو محک بزنیم
بگیرینش!
دم پرپشتم رو بخورین!
کمک!
هی! دست از سرش بردارین!
پیشی، میخوای دردسر بسازی؟
وقتی تو درخت باشی عضوی از درخت به شمار میای...
وقتی تو درخت باشی عضوی از درخت به شمار میای
نه! نه! نمیخوام به زندگی سابقم برگردم!
این کارتون خیلی محترمانه نیست!
نههه!
شکم نرمم!
پسرا، گربهئه وحشیه! بزنیم به چاک!
ممنون که نجاتم دادی
باورم نمیشه به این زودی بهترین دوس....
صرفا از زورگوها خوشم نمیاد
حالا ببرم پیش اون توت فرنگیهای جادویی
چه درخشان!
No comments yet. Be the first to leave one.