لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه گذشت
من دچار حالتهای پیاپی تهوع میشم
و شدیدا احساس خستگی میکنم
احساس شدید گرسنگی
خیلی برام شوکه کنندهاست اگه حامله نشده باشم
من به وسیله کسی ...باردار شدم که
...وقتی میخواست
من رو بیدار کنه با مشت میزد توی صورتم
میدونین، چیزیه که شده و زندگی گذشته است
باید ادامه داد
اون شعرایی که امروز برام فرستادی کی نوشته بود؟
معلومه که خودم فرستاده بودم خنگول من
همون موقع که سگ رو بردم راه بره
ازشون خوشم اومد
ممنونم- داشتی اتهام دزدی ادبی میزدی-
ما سعی کردیم از ...خودمون انعطافی رو نشون بدیم
که به نظر خودمون چیزی که طرف مقابل میخواد رو بهش بدیم
میدونین ما احساس سازگاری نمیکنیم
نمیخوایم کارای تکراری رو انجام بدیم
اگه جذابیت مشترکی وجود داره براش تلاش کردیم
...اگه اینا نباشه
من نمیدونم که چی برامون میمونه
میدونین، با دونستن چیزایی که الان میدونیم
اگه بخوایم مثلا برای فردا ازدواج کنیم
اون این کار رو نمیکنه
منظورم اینه که اگه بکنه حماقته
من که بودم نمیکردم
انی و مائو
از ترسهای راجع به عدم سازگاری برام بگو
به نظر...واضحه
منظورم اینه که اول آشناییمون
برام اینطوری بود که این اشتباه بزرگیه
منظورم اینه که این یک اشتباهه
شبیه یک اشتباه میمونه
و این یک اشتباهیه که من میخوام مرتکبش بشم
و با چشمان باز و آگاهی این کار رو انجام میدم
اینطوری- ...ولی الان، در جایی که الان هستین-
...در رابطه
همون احساس رو دارم- بلندی که داشتید-
تنها چیزی که..بنظرم چیزی که عوض شده
...اینه که
من فکر میکنم که فکر میکردم
که فداکاری من
در ذهن خودم
منجر به تغییر نتیجهای بشه که الان رخ داده
و برام ارزش انجام دادنش رو داشت
تمام اون فداکاریها ارزشش رو داشتن
ام و من...الان برام ...اینطوریه شده که
انگار من سد راهت بودم
من داشتم جلوی تو رو ...برای اینکه
خودت رو اون جوری بشناسی ...که
...که برات
بهتر میبود، میگرفتم
تو میتونستی
خوشحالتر باشی
بنظرم تو میتونستی ...میدونی
مثال میزنی؟
مثلا اینطوری که چطور انی میتونست نوع دیگهای زندگی کنه
...من فکر میکنم اون
همیشه دوستداشته به من باور داشته باشه
ولی چیزایی که من میگم
یکم انگار برای موقعیت، زیادیه
من نمیدونم اگه یکی دیگه همین حرفای خودم رو بهم بزنه
اصلا پذیرا باشم یا نه
شاید چون الان دارم میگمش برام پذیرشش آسونه
...و توقع من اینه که
اون نیاز داره حرفم رو بپذیره چون
من گفتمش
و هر انحراف و اختلافی از این مسیر
برای من حالت خیانت داره
...تو قبلا گفتی که...خیلی وقتی احساس می کنی به چالش کشیده شدی،
اون موقع است که ...اینطوری
درسته
عکسالعمل نشون میدی
ولی خوب نمیدونم چیزی که من برداشت کردم
اینطوری بود که ...انگار از طفی
مائو،تو داری روش زندگیت رو برامون توصیف میکنی
...که به نظرم بر اساس
...گذشتهات و
چیزی که ازش برام تعریف کردی قرارداره
چیکار میکنی؟
دارم قدم میزنم
بله
باشه- ...و، مسئله-
و سوال اینه که
مربوط به اون چیزیه که تو اون رو
حساسیت نسبت به به چالش کشیدهشدن نام گذاشتی
این روشیه که
تو به وسیله اون فکر میکنی
و این خیلی برای تو سخته که
تغییری در این روش بدی
اون واقعا مثل یک کشتی میمونه
که نمیشه تغییر در مسیرش داد
و من میفهمم که این کار من و به من مربوط نیست
من فقط با تلاشهام ...برای همراهی
باهاش ...کاملا خسته میشم
میدونین این که من نمیتونم یک چیز ساده بخوام
مثلا میشه برگردیم خونه؟
تازه یه چهار راه دور شدیم
من عینک أفتابیم رو جا گذاشتم
می دونین چی میگه؟
میگه نه
نمیشه
ضمنا هیچوقت هم من پشت فرمون نمیشینم
...واسه همین
در این موضوع هم هیچوقت اختیار با من نیست
اگه ما با هم ...هستیم
منم که سوار ماشین «اون» هستم
...اگه ما با هم هستیم
این چیزیه که تورو خسته میکنه؟
بله- ..به خاطر این واقعیت که-
اثر گذاشتن روی مائو خیلی سخته؟
...وقتی داره کاری رو انجام میده- بله-
وای خدای من آره- بسیار خوب-
دقیقا همینه
خیلی خوب- چون فقط راجع به-
اون موارد نیست- مسئله سختی-
تحت تاثیر قراردادن مائوست
کاملا درسته- متوجه شدم-
خوب قبل از هر چیزی نظر خودت راجع به این
خلاصهای که شد نتیجه این حرفا چیه؟
چیزی که انی رو دچار خستگی زیاد میکنه
این حالت ...حالت
عدم انعطاف
یا صلب بودن
ممکنه باعث بهم ریختگیش باشه؟
بنظرم میاد که باعث بهم ریختگیاش میشه
اون وقتی صحبت این میشه
رویکرد بسیار محدودی داره
...اینکه- از رویکرد محدود-
منظورت اینه که اون حساب چیزهای دیگه رو نمیکنه؟
آره
...خوب پس داری میگی- ...این-
انتخابهای تو در زندگی همینه
...منظورم اینه که
خواهش میکنم الان یک سخنرانی مفصل تحویل نده
خواهش میکنم- باشه-
سخنرانی مفصل نمیکنم
...ولی این- حق با اونه و درسته-
و باید هم همچین احساسی داشته باشه
نه، موضوع اصلا این نیست که من باید این احساس رو داشته باشم
اون این احساس رو داره- اتفاقا من نباید این احساس رو داشته باشم-
اون نباید این احساس رو داشته باشه
من خیلی دوست دارم که این احساس رو نداشته باشم
من این احساس رو دارم
اون این احساس رو داره
و نیازی نیست که تو از این موضوع
یک داستانی درست کنی و شروع کنی از خودت دفاع کردن
که مثلا من نگاه محدودی دارم
یا محدودیتی که من دارم
...یا چیز دیگه
این دقیقا چیزیه که ازش حرف میزنم
...انی
ما ازین به بعد با ماشین بر میگردیم
من از مسیر های متفاوت میرم
اصلا میریم یا نمیریم
من رفتارهام رو جابجا میکنم
لباسام رو عوض میکنم
چیزایی که توصیف میکنی چیزایی هستند که
فهمیدی
چیزیایی که متوجه نشدی
که در دسترس هم نیستن
چیزاییه که صددرصد مواقع
متوجه شون نمیشی
همین- ...خوب پس تو میگی که-
تو مشکلی نداری به نظرم
تو مثلا یک دندونپزشک
برات مفهومه
...و من-
انی صبر کن، یواش
منظورم حالا یک مثال واقعی نبود که
...منظورم اینه که
اینه که
میدونین
روابط کمتر چالشبرانگیزی هست
اون بیرون
که انقدر توش جنگ و جدل نداره
منظورم اینه که
مردا همیشه نظرشون جلب میشه
و همشون هم کیک شکلاتی با دارچین دوست دارند
...اون هیچ وقت
...اون...اونا
نمیدونم اون چیه دقیقا
پلی مطمئنم که برات مشکل نخواهد بود
نه؟
خوب این دقیقا منظور من رو میرسونه که
پس چی مونده؟
تعریف کلمه ترنسجندر ممکن است ذیل دولت ترامپ از کاربرد خارج شود
لورن و سارا
من حامله نیستم
و احساسمون راجع به این موضوع چیه؟
خیلی داغون
خیلی حجمش زیاده
بنظرم هنوزم برای هردومون خیلی
تازه است
این یکی دوروزه واقعا سخت گذشته
البته همش هم راجع به مسائل حاملگی نبوده
...همین چیزایی که
...توی اخبار هست و
بیانیه ترامپ
No comments yet. Be the first to leave one.