لومړۍ 200 کرښې.
اولش، يه ستاره از بهشت به زمين خورد
و ما رو تغيير داد
:ما رو تبديل به فرشته کرد و سرنوشت ما رو عوض کرد
متوقف کردن قيامت و
خود شيطان
بايد امتحان خدا رو پس بديم
و ثابت کنيم که انسانيت ارزش نجات دادن رو داره
به همين خاطر ما پيام آوران هستيم
...آنچه گذشت
ما بايد 4 سوارکار قيامت رو پيدا و متوقف کنيم
جنگ، آفت، قحطي و مرگ
اگه اين 4 سوارکار موفق بشن پيمانها رو بشکونن
بايد با بشريت خداحافظي کنيم
کجاست؟
دخترم کجاست؟
من ديگه نميرم پيش بابا؟
نه عزيزم
چي شده؟ - به عنوان يه نعمت بهش نگاه کن -
چه بچه پسرت باشه
،چه برادرت
هنوز هم جزو اين خونوادست
تموم شده رائول
ولي من دوسِت دارم گابي
و برادرت رو هم دوست داري
نميتوني هر دوي ما رو داشته باشي
خب، بذار رک بگم
زنت با پدرت خوابيده
و الان برادرت رو حاملهست؟
ميدونم خيلي ضايعست
ولي به پاي خوابيدن با زن داداشت که نميرسه
آره - آره -
چجوري کارمون به اين داستان کشيد؟
نميدونم
به سلامتي فراموش کردن گذشته
و اميد داشتن به آينده
من زياد به آينده مطمئن نيستم
سه روزه که تصويري نديدم
نميخوام بهت فشار بيارم
ولي سناتور ريچاردز الان ديگه سوارکار جنگه
بايد دومي رو پيدا کنيم تا کسي گناهي مرتکب نشده
آمين
بهم گفتن اينجاييد
!رُز
ميدونم ميخواي چي بگي
آبجو قبل مشروب حالتو خراب کرده؟
مرد مقلد ما تو افکارش گير کرده
يه وقفه روحي کوچولو لازم داشت
خدايا شکرت
گفتم اگه مغزش رو دست کاري کنيم
ممکنه يه تصوير ديگه ببينه
،اين که تصويري نديده ميتونه هزارتا دليل داشته باشه
مثلاً؟ - بذار ببينم -
همسر سابقت بهت خيانت کرده و نميتوني ببخشيش
پدرت تو تلويزيون ملي بهت تهمت زده
يا شايد هيچ کدوم نباشه
پس در واقع داري ميگي که به فنا رفتيم
...ميگم که هنوز خيلي چيزها رو نميدونيم
داره بهش وحي ميشه
نه خير، از حال رفت
خب به سلامتي از حال رفتنش
هنگ کنگ
همش
همون
ميتوني دوباره پول بدي بياي تو بازي
يا برام يه نوشيدني بگيري
ميخوام اينو بريزي به حسابم
موجودي کافي نيست
حتماً اشتباهي شده
ميبخشيد
امکان نداره
به عبودان خوش آمديد
ميدوني چي ميگن
وقتي زمين بخوري، مکم زمين ميخوري
منظره قشنگيه، خانم وزير
نميدونستم کي خودتو نشون ميدي
اسکاچ ميخوري؟
به هر حال يه نوع آب شيطانيه ديگه
به گمونم دليلي واسه جشن گرفتن هست
اول نامزدي تو براي وزارت دفاع
...دوم
سوارکار جنگ شدنت
به اين ميگن معامله دو سر برد - آره -
ما اشتباه کسايي که قبل از ما اومدن رو تکرار نميکنيم
اونها به هفتمين پيمان نزديک شدن
نزديک شدن" براي مبتديهاست"
اين دفعه ما يه جور ديگه جلو ميريم
به نظر مطمئن مياي
الان که يه پيمان شکسته شده
کاملاً همه چيز واسم روشن شده
ميدونم بايد چيکار کنيم
و ميدونم کي ميخواد جلومون رو بگيره
،حالا که بحث شد
دوستامون تو هوستون چطورن؟
به اونها رسيدگي شده
فقط يه ذره ديگه کار ميبره
...به گمونم يه
آدم خاص تو ذهنت داري؟
فقط بگم که تا فردا
يه پيامآور کمتر داريم
تو "کانراد" هستي؟
نه
هري" هستي؟"
نه
احتمالاً اسمت "رامپلسيلتسکين" ـه
ببخشيد طول کشيد
هيسس
ببخشيد زياد طول کشيد
کجا بودي؟
وسايل بچه رو ميخريدم
ببين، واسه همه کابينتها قفل خريدم
براي همه گوشهها ضربه گير گرفتم
و براي همه درها محافظ گرفتم
راني، تا 1 سال ديگه هم نميتونه راه بره
ميدونم ولي ضرر که نداره، داره؟
نه
تازه، ميخوام مطمئن شم که دو تا از مهمترين
آدمهاي زندگيم
امن هستن
بذار ببينمش - مراقب باش -
حواسم بهش هست - باشه -
دنياي اون بيرون خيلي بزرگ و زشته، فرشته من
من ازت در مقابل همه اونها محافظت ميکنم
!مامان، بيدار شو. تولدمه
تولدته، دخترم
تولدت مبارک
بزن بريم
خب، اون چيپس جادويي رو بريز
يکم بيشتر
اين کارها واسه چيه؟
تولدمه
اوه، که تولدته
چند سالت ميشه، 16؟
نه احمق، من 7 سالمه
و امروز قراره همه کارهايي که دوست دارم رو بکنيم
،با پن کيک شروع ميکنيم يه سنت خونوادگيه
بعدش قراره بريم کتابخونه
و امشب هم کيک ميخوريم
ميخواي بياي؟
فکر کنم رائول بايد استراحت کنه عزيزم
ولي بعداً موقع کيک مياد بهمون سر ميزنه
تولدت مبارک
مرسي
هي رُز؟ - بله؟ -
امروز امي رو ميبرم کتابخونه
نگه داشتن يه بچه اين همه مدت بايد خيلي سخت باشه
اونجا يه مقداري تحقيق ميکنم
شايد يه کتاب پيدا کردم که نخونده بوديم
.عاليه، فقط يه لطفي کن تنها نرو
يادت باشه که شيطان هنوز در قالب انسان اون بيرونه
و هر کاري ميکنه که به ذهن ما نفوذ کنه
باشه - باشه -
هي! بلد نيستي در بزني؟ - ببخشيد -
چه مرگته؟
.خيلي متاسفم فکر کنم حد قدرتم رو نميدونم
شما واسه تولد من ميايد کتابخونه؟
حتماً - آره، حتماً -
حتماً
خيلي ببخشيد
چند روز بعد از اقدام به قتل
،نخست وزير افغانستان
سناتور سيندي ريچاردز هفته پيش
راهش رو براي وزارت هموار کرد
و باعث شد اولين وزير دفاع زن کشور بشه
عاليه، پس سوارکار جنگ الان !دقيقاً سر جاي خودشه
.الان يه قدم به قيامت نزديکيم بايد جلوي اون رو بگيريم
گفتم که، وقتي يه سوارکار پيمان رو ميشکنه، ديگه برنميگرده
فقط بايد دنبال دومي باشيم
نه، حداقل بايد حواسمون بهش باشه
اگه ميدونيم 4 سوارکار آخرش متحد ميشن
پس بايد مراقب باشيم که چجوري به هم ميرسن
ورا، انگيزت رو تحسين ميکنم
ولي بدون تصاوير جاشوا نميتونيم سوارکار دوم رو پيدا کنيم
خب، با تمام احترامي که براي زيباي خفته قائلم
ميرم خودم يه سري تحقيقات کنم
ميدوني چيه، فکر کنم بدونم چي به جاشوا کمک ميکنه
هر چي هست، من نميخوام بدونم
.وقتشه بيدار شي رفيق بايد تا يه جايي با هم بريم
دارم ميگم که بايد صبور باشي
متاسفم ولي اين کارو بلد نيستم
آمين که بلد نيستي
من دارم ميرم، وقت داري؟
يه چيزي هست که ميخوام بهت بدم
شوخيت گرفته، مگه نه؟
ميخواي وقتي نيستي يه پاکت سيگار و تکيلا هم بدي بهم؟
من دارم تنها عضو خونوادم که باقي مونده رو نجات ميدم
اگه ال خِفه بفهمه که زندم، مياد سراغمون
بايد مطمئن بشم که وقتي نيستم، جات امنه
بلدي که از اينا استفاده کني؟
فکر کنم بلدم
خوبه
.همينجا بمون تا برنگشتم جايي نرو
همه کارم همين شده
انتظار داري کجا برم؟ سرزمين عجايب؟
چي؟
هيچي
!رسيديم
آمادهاي که بخوني، خانم تولد؟ - ...بيا پايين -
!آره
...هي
داري به چي نگاه ميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.