Absentia

Absentia

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Absentia S03E08 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E08 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Absentia S03E08 2160p AMZN WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-POKE
Absentia S03E08 HDR 2160P WEB H265-POKE
Absentia S03E08 720p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E08 1080p WEB H264-FiASCO
Absentia S03E08 720p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E08 1080p WEB H264-BLACKHAT
Absentia S03E08 WEBRip x264-ION10
Absentia S03E08 WEB H264-RBB
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
📮 Lkz مرتضی 📮

تګونه

web
HD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
1080
webrip
x264
BRip
په خپور شو: 2020-09-11
ډاونلوډونه: 30
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 168 کرښې.

‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

‫چند دقیقه پیش برامون کمین کرده بودن

‫تو خوبی؟

‫وقتی از ماشین پرت شدم ‫دستم آسیب دید

‫بقیه هم از فاصله نزدیک تیر خوردن

‫- از تاسیسات دیگه هستی؟ ‫- آره

‫تا اینکه جریکو دستور داد ‫از اونجا خارج بشیم

‫خب، تازه از کمپ دیگه با هواپیما اومده ‫و بدجوری‌ام کفریه

‫پس بپر تو ماشین ‫حالا که رئیس اومده،

‫آرمسترانگ می‌خواد همه قوا باشن

‫آرمسترانگ؟

‫گفتم عجله کنین

‫یه عده رو می‌فرستیم ‫اینجا رو مرتب کنن

تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz

‫فلین، یکی پشت خط باهات کارِ داره

‫بیا، رفیق

‫- سلام ‫ - فلین؟ منم، بابا

‫وای خدای من ‫بابا، حالت خوبه؟

‫آره، من خوبم رفیق. خوبم، رفیق ‫مامانتم پیش منه

‫- جات امنه؟ ‫- آره

‫من و بابابزرگ توی خونه روستایی قدیمی هستیم

‫خوش می‌گذره؟

‫بهتر از اونیه که انتظار داشتم ‫کجایین؟

‫ما... ما...

‫خیلی دوریم. اما به‌زودی میایم خونه

‫- چقدر زود؟ ‫- خیلی زود

‫من و مادرت فقط باید

‫قبل اینکه بیایم ‫یه کاری رو انجام بدیم

‫فلین...

‫دوستت دارم، می‌شنوی؟

‫آره، بابا، منم دوستت دارم

‫ - زود می‌بینمت، باشه؟ ‫- نمی‌تونم صبر کنم

‫- باشه، خداحافظ ‫- خداحافظ

‫برداشت اعضای بدن، ‫فایل‌ها، زندانیای دیگه،

‫همه به‌هم مرتبطه

‫باید بریم بالای تپه

‫هی، چیزی نیست. چیزی نیست

‫چیزی نیست. اون...

‫اون...

‫اون عضو خانواده‌مه، ‫بهش اعتماد دارم

‫این امیلی‌ـه

‫این رفیکه، ‫عماد، امیرا، علی

‫و یارا

‫سلام

‫والدین‌شون توی اردوگاه زندانیان پناهنده‌ان

‫همونی که بهت می‌گفتم

‫قول دادم که بهشون کمک کنم

‫به فلین قول دادم ‫که می‌برمت خونه

‫می‌دونم، ولی اگه فلین جای اونا بود، ‫اگه فلین اینجا می‌بود،

‫امیدوار بودم یکی همینکارو با فلین بکنه

‫بدون اینکه زیاد فکر کنی، ‫آدم مشکوکی به ذهنت میاد؟

‫الان دیگه کی می‌تونه مشکوک نباشه؟

‫40 تا مامور و خدمه مختلف هست ‫که باید دوباره از اول بررسی کنم

‫اما اول، باید اخبار رو به سازمان بدم

‫معاون مدیر وب پیشنهاد انجامش رو داده

‫اون اصلا تامپسون رو نمی‌شناسه، ‫احتمالاً هیچوقت باهاش حرف نزده

‫من می‌تونم

‫- مگه اینکه تو... ‫- نه...

‫خودم وارد پرونده کردمش، ‫خودمم انجامش میدم

‫انجامش میدم

‫هر روز گروهی از آدما رو می‌برن ‫و توی قفس‌هاس پشتی می‌ذارنشون

‫بابای علی رو دیروز بردن، ‫عموش هنوز توی قسمت اصلیه

‫برای یه اردوگاه زندانیان ‫خیلی اسلحه دارن

‫- خب مریدین با اونا چیکار می‌کنه؟ ‫- اون رئیسشونه!

‫من الیوت هستم، ‫اینجا کار می‌کنم

‫ اونو می‌شناسم ‫ توی برلین باهاش حرف زدم

‫خیله خب، بیاین قبل اینکه ‫کسی ما رو ببینه از اینجا بریم

‫همه سرا پایین

‫- بهت چی گفت؟ ‫- هیچی

‫وقتی با شما حرف می‌زدن ‫به سمتم اسلحه گرفته بودن

‫واقعا؟

‫امیلی برن دلیلیه که

‫داریم تاسیسات توی اتریش‌مون رو می‌بندیم

‫انتخاب دیگه‌ای نداشتم

‫ما همیشه حق انتخاب داریم

‫شاید بهتره از برلین برای ‫دستورالعمل‌های بیشتر درخواست کنین

‫من به اونا جواب پس نمیدم

‫می‌خواستید منو ببینید، قربان؟

‫دوست دارم برای اینکار ‫عذرخواهی کنم

‫ولی اینطوری دروغ گفتم

‫رفیک...

‫می‌خواد بدونه فوتبال بازی می‌کنی

‫اوه... نه بیشتر بیسبال ‫و هاکی بازی می‌کنم

‫ترجمه می‌کنی؟

‫بیسبال... هاکی...

‫- خب، تو چی؟ ‫- پوکر بازی می‌کنم

‫جدی؟

‫- تکزاس برگزار می‌کنه؟ ‫- آره

‫نیک... بچه‌ها رو عقب نگه دار

‫الان برمی‌گردم ‫باشه؟

‫تکون بخورین

‫بجنب، یالا! یالا!

‫اون پرستار رو از اینجا ببر

‫موقع شب می‌خوام یه آدم دیگه بیاد

‫شنیدی؟

‫چرا از وقتی بچه بودم ‫تا حالا اینجا نیومدیم؟

‫قبل از مرگ مامان بزرگت ‫خیلی اینجا می‌اومدیم

‫کلی خاطره دارم

‫این مزرعه یه پناهگاه کوچیک بود

‫مامانم یه بار بهم گفت

‫تو بهش یاد دادی چطور ‫توی دنیا زنده بمونه

‫آره. یه چیزایی گفتم

‫توی ارتش یاد گرفتی؟

‫کمی توی آموزش پایه، ‫بیشترش رو توی جنگ

‫چه شکلی بود؟

‫ترسیده بودم. همه ترسیده بودیم

‫- ازش متنفر بودی؟ ‫- بدجوری

‫هنوزم کابوس می‌بینم

‫ولی همچنین... هیچوقت اونقدر ‫احساس زنده بودن نکردم

‫هیچوقت متوجه نشدم

‫احساس عرق سرد ترس رو حس می‌کنی،

‫دستات مرتعش میشن، ‫تمام بدنت می‌لرزه...

‫این یکی رو،

‫یه نفس بکش، بده داخل، بده بیرون،

‫طولانی، آروم،

‫صبر کن

‫و بعد ولش کن

‫- جواب داد ‫- دیدی؟

‫هی! مراقب باش

‫درست جلوت. می‌بینی؟

‫اون چاه قدیمی‌مونه

‫نباید اونجا بیفتی

‫بابابزرگ، حالت خوبه؟

‫آره، آره ‫فقط یه‌کم خسته‌م

‫- میشه برام آب بیاری؟ ‫- حتما

‫- الو؟ ‫ - دایی جک، منم فلین

‫- فلین، سلام. مزرعه چطوره؟ ‫- آره

‫ خوبه. مامان و بابا زنگ زدن ‫ به‌زودی میان خونه

‫آره، آره. می‌دونم ‫خبر عالی‌ایه

‫ولی یه چیز دیگه هست

‫- خب چی هست؟ ‫- نگران بابابزرگم

‫چرا؟ اتفاقی افتاده؟

‫کلی کار کردیم پس شاید اون...

‫داروهای قلبش رو می‌خوره؟

‫آره، دیشب خورد

‫باشه خوبه. خب باید هر روز ‫دوتا بخوره

‫البته که اگه ازش بپرسی دارو رو خورده،

‫بهت می‌پره و میگه ‫حواست به کار خودت باشه

‫همچنین وقتی اونجاست ‫دوست داره کلی چوب تکه کنه

‫نذار زیاد اینکارو بکنه، باشه؟

‫باشه، اگه اتفاقی برای بابابزرگ بیفته ‫بهت خبر میدم

‫باشه، خوبه

‫ بعدا باهات حرف می‌زنم

‫باشه، خداحافظ

‫تازه اون قتل عام انجام شده بود که دیدیم

‫باید بفهمیم اف‌بی‌آی دقیقا ‫کِی می‌رسه اینجا

‫اگه بخوای به یک‌نفر توی اف‌بی‌آی زنگ بزنی،

‫که بهشون خبر بدی اینجا چه خبره،

‫به کی زنگ می‌زنی؟

‫گیفتی تامپسون عضو جدید اینجا بود، ‫اما قبل اون، یکی از ما بود

‫یک عضو خانواده، عضو تبار

‫اون یک مامور پرتلاش بود

‫سخت‌کوش با شوخ‌طبعی منحصر بفرد

‫- و از همه مهم‌تر، همیشه... ‫- مامور ویژه کرون...

‫ببخشید که حرفتونو قطع می‌کنم، ‫اما یک تماس اضطراری با شما کار داره

‫شرون، می‌بینی که کار دارم اینجا

‫باید همین الان جواب بدین

‫اگه مشکلی هست، ‫خوشحال میشم جای شما ادامه بدم

‫مشکلی نیست، معاون مدیر ‫من ادامه میدم

‫باشه، توی اتاق کنفرانس جواب میدم

‫مامور ویژه کرون هستم، ‫با کی صحبت می‌کنم؟

‫درک، خوشحالم صداتو می‌شنوم

‫نیک!

‫حالت چطوره؟ کجایی؟

‫وایسا... مگه...

‫مگه تامپسون دیروز پیغاممو بهت نرسوند؟

‫مرد، تامپسون مرده

‫درک... من باهاش حرف زدم ‫بهش گفتم که فرار کردم

More Farsi Persian subtitles for Absentia

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left