F is for Family

F is for Family

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

F is for Family S04E02 WEBRip x264-ION10
F Is For Family S04E02 720p NF WEB-DL H264-NTb
F Is For Family S04E02 1080p NF WEB-DL H264-NTb
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
په خپور شو: 2020-06-14
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 194 کرښې.

‫اوه، آره. کاملاً قلیاییه

‫خیلی خب. بیایید تمومش کنیم

‫فکر می‏کنید شما حروم‏زاده ها از من ‫بهترید؟ خب، نیستید

‫اکثرتون پدر و مادراتون از هم طلاق می‎گیرن

‫دلت واسه بابایی تنگ شده بود؟

‫می‏دونی چیه؟ می‏دونی چیه؟ ‫می‏دونی چیه؟

‫اه، این دیگه چی... آدامس؟

‫هر خری که اینو پرت کرده... ‫اوه، نه

‫دلت واسم تنگ شده بود، آّب کیر خور؟

‫ای، کیر توش

‫ترجمه‏ای از: ‫thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫هی، بچه‎ها

‫چیپسی وایت هستم از نمایش کمدی شبکه‎ی ABS ‫یه پری روی شونه‎مه

‫اومدم خلاصه‎ی برنامه‎های...

‫شنبه صبح پاییز شبکه‎ی ‫ABS رو بهتون بگم

‫57 تا کارتون جدید واستون داریم ‫که ساعت 4 صبح فردا شروع میشه...

‫کارتونایی مثل رازهای رامیرز خواب‎آلود

‫هیوبرت، سیگار مهربون

‫آلبرت چاق در "اون دختر کر کیه؟"

‫و مسافران جهانی واتز به فضا

‫بیایید جدا بشیم، این هیولاهای دریایی ‫فضایی، عادلانه بازی نمی‏کنن

‫پاهای فضایی ناامیدم نکنید

‫نمیشه روی حلقه‏ی زحل دوید که، ‫اونا تیکه‎های یخن

‫و سگا هم نمی‏تونن حرف بزنن. ‫یه کارتون لعنتیه دیگه

‫بچه‎ها همبرگر کارآموزیتون رو بخورید...

‫به محض اینکه باباتون برگرده، ‫دوباره برمی‏گردیم مدرسه

‫- هورا ‫- نه

‫باید دوبار توی یه روز برم مدرسه؟ ‫بن و کن روزی یه بارم مجبور نیستن برن

‫بن و کن کفتر می‏خورن

‫حالا آماده بشید. هممون می‎ریم

‫اون فقط می‏ترسه بریجت فیتسیمونز ‫اونجا باشه

‫فکر کردم اون دختر می‏رفت ‫به مدرسه‏ی کاتولیک

‫انداختنش بیرون، چون یه راهبه رو ‫با تسبیح خفه کرده بود

‫خب، تو امشب با پدرت میری، پس نزدیکش بمون

‫بابا نه

‫خیلی بداخلاق شده، ‫از وقتی بابابزرگ اومده...

‫و هر روز واسمون بستنی می‏خره

‫مادر جنده‎ی لعنتی. ‫بهتره امروز سمت من آفتابی نشی

‫وگرنه مشت پلو می‏خوره

‫از سوراخ کونش باید پیپ بکشه

‫- بابات اینجاست ‫- یا خدا، گومر

‫می‏خوای سکته‏ام بدی؟

‫صبر کن ببینم، منظرت چیه ‫که اینجا نیست؟

‫فکر کنم رفته به یه سفر فروش

‫رفته؟ مطمئنی؟

‫خب، چمدون قهوه‏ایشو با پنج تا ‫شلوارک جمع کرد

‫ممکنه ده روزی نیاد

‫چون متوجه شدم که آخر هفته‏ها ‫یکیو میاره پیشش

‫گوم، عاشقتم

‫چندش نباش، فرانک

‫هی ویک، داری میری از اینجا؟

‫نه، رفیق من که فرانک ‫و مسائل جزئیشو ترک نمی‏کنم

‫داره سی سالم میشه، واسه همین ‫واسه خودم یه سورپرایز جشن تولد راه انداختم

‫امیدوارم ناراحت نشی، فرانک

‫- ممکنه یه کم سر و صدا کنیم ‫- چرا باید ناراحت بشم؟

‫تنها چیزی که می‏تونه حالمو خراب کنه، ‫واسه ده روز رفته

‫هی، همون آدم کوچولوئه‎ست ‫که روی ماشینم سکس می‏کرد

‫الان چند سالته؟

‫چهل و سه

‫سمی چنگ و باند چینگ چانگ ‫با درخشش پاول وینچل

‫ویلیام مورفی. چکش بازی ‫کروکتت توی حیاط چیکار می‏کرد؟

‫یادم رفته بیارمش داخل، ببخشید، بابا

‫نه بابا مشکلی نیست، پسرم

‫فقط یه هدیه تولد بود که باید ‫بهت داده می‎شد...

‫و من به شیش تا مغازه‏ی مختلف سر زدم ‫تا گیرش آوردم

‫به تخمت. وقت من عین وقت توئه

‫سلام، عشقم

‫کار چطور بود؟

‫بدترین روز لعنتی عمرم. بیایید غذا بخوریم

‫فرانک، وقتی واسه شام نیست

‫باید بریم به مراسم بازگشت به مدرسه، ‫تا معلمای بچه‏ها رو ببینیم

‫امیدوارم فراموش نکرده باشی

‫قطع به یقین فراموش کردم ‫ولی اشکالی نداره

‫خب، هر دوتا مدرسه ‫برنامه‏ریزیشون هم زمان شده

‫با خودم فکر کردم تو بیل و مارین رو ببری ‫و منم کوین رو ببرم

‫اوه، عالیه. کوین هیچ احترامی ‫به من نمی‏ذاره

‫قضیه فقط اون نیست

‫راجع به یه برنامه‎ی ویژه شنیدم که ‫می‏تونه توی مسیر دانشگاه قرارش بده

‫فقط یه جا باقی مونده

‫و می‏خوام امشب با مدیر حرف بزنم ‫که کوین رو هم اون تو جا کنه

‫عزیزم، هرکاری کنی که ‫باعث بشه کوین و بچه‏های فاسدش...

‫وقتی چهل سالش شد ‫روی مبل من نرینن، من پایه‏ام

‫واسه تو چه اهمیتی داره؟ ‫تا اون موقع تو دیگه مردی

‫و خیلی هیجان زده‏ و منتظرشم ‫بیایید بزنیم به جاده

‫خوبه که خوشحاله دیگه، درسته؟

‫من صندلی جلو می‏شینم که فرمون رو بگیرم ‫اگه یه وقت خواست بکوبونمون به یه درخت

‫عزیزم، اگه توی این برنامه قرارت بدیم، ‫حسابی می‏تونی همه چیزو عوض کنی

‫و وقتی موفق شدی، به گذشته ‫نگاه می‏کنی و میگی...

‫ممنون مادر، امشب همون شبی بود ‫که همه چیز واسم عوض شد

‫پسر، چه متن طولانی‏ای بود

‫یه صفحه‎ی دیگه؟ ‫این کتابه خیلی احمقانه‎ست

‫هیجان زده‎ام که تو آقای کنیکی، ‫معلم کامپیوتر رو ببینی

‫همون لزبینه که موهاشو می‏بنده ‫که تو رو از روی محرک رژه انداخت پایین؟

‫بی صبرانه منتظرم

‫شاید منم توی تیم هاکی ثبت نام کنم

‫فکر می‏کنی این دفعه بتونی ‫ببریم به امتحانش؟

‫خدمات از تولید به مصرف، ‫رفیق کوچولوم

‫می‏دونی، خیلی خوبه که دوباره ‫هاکی بازی می‏کنی، بیل

‫ذهنتو از اون دختر بامزه‏ی کوچولو ‫که تقریباً کشتت دور می‎‏کنه

‫تو خبر داری که چه مشکلاتی ‫رو دارم می‏گذرونم؟

‫خب، پدرتم دیگه، نیستم؟

‫می‏دونی چیه؟ بریجت رو فراموش کن

‫اون تا تابستون بعدی تقشو زدن ‫شکمش اومده بالا

‫واقعاً اینطور فکر می‏کنی؟

‫می‏بینی، عزیزم؟

‫اگه واقعاً خودتو بپذیری، ‫یه روز می‏توی مثل مامانت توی این قفسه باشی

‫اوه، اون مدیر مورگانه. یه چند دقیقه ‫صبر کن تا ازت تعریف کنم....

‫بعد بیا داخل و یه سوپر ستاره باش

‫و آخرین جای اون برنامه واسه خودت میشه

‫اوه، پسر

‫چی شده، عزیزم؟

‫چطوریه که نمی‏تونی جام خودتو ‫پیش خودت نگه داری؟

‫یه نسخه کپی ازش دارم. ‫خدای من. روی آینده‎ات تمرکز کن

‫باشه. می‏کنم

‫فقط به نظرم عجیب بود

‫تمرکز کن

‫هی، کوین، چرا انقدر ناراحتی؟

‫مامانم می‏خواد بهتر باشم. خیلی کسشره

‫من یه راهی دارم که ذهنت ‫بهتر بشه

‫قارچ اعتیاد آور، جهت باز کردن ‫تصاویر دانش گذشتگان

‫از توی گورستان حیوانات گرفتم، ‫همونجایی که همه کسشرای دوره‏گردا هست

‫بچه، می‏خوای توی تیم هاکی باشی؟ ‫آسیایی ها اسکیت بازهای ذاتی هستن

‫روی پیراهنت نوشته موربی (به جای مربی)

‫به نظر من نوشته، پدرمو زیر سوال نبر ‫پشگل کیری

‫باشه، باشه، باشه

‫ولی، به صورت فرضی، اگه می‏خواستم ‫مربی رو تلفظ کنم...

‫چطور باید انجامش می‏دادم؟

‫خیلی خب، اینو بنویس

‫میم، ر

‫می‏دونستم. حرف بعدی چیه؟

‫اگه فیلی من بهت گفت باید بره ‫دستشویی، حرفشو باور کن...

‫حتی اگه تازگی رفته

‫مادار. الان توی نگه داشتنش خوب شدم

‫این کار سالم نیست. آبای‏ شیطون ‫برمی‏گردن میرن توی مغز

‫برید با دوستاتون حرف بزنید

‫میرم روی یه دستشویی ‫اندازه‎ی بچه‏ها روزنامه بخونم

‫چه خبر، کیر تکون؟

‫آخ

‫فقط دووم بیار، بیل

‫نمی‏تونی با جنون روبرو بشی، ‫فقط باید بذاری خودش محو بشه

‫دیگه امیدی به زندگی نداره

‫اوه، سلام فرانک

‫جینی تروتر، امشب دیگه ‫چی باعث ناراحتیت شده؟

‫خب، خوشحالم چون امشب پسر کوچولوی ‫مورد علاقه‎ام کانر، تماماً مال خودمه

‫گِرِگ توی دبیرستانه با ‫پسر مشکل دارش

‫خیلی با پدرش مشکل داره

‫چون کارای کثیفی با مردا می‏کنه

‫اونم از عقب

‫با شومبولش

‫تو مرد خوش‏شانسی هستی، جینی

‫ولم کن، ایمی

‫اه، هرزه‎ها

‫- ولم کن ‫- تو شروع کردی

‫هی، این پیش‏آهنگای زنبور عسلن ‫که از پس حقیقت برنمیان

‫تو باعث میشی من کابوس ببینم

‫من باعث کابوس خیلی بچه‏ها میشم

‫متاسفم که باهات بدجنسی کرد، عزیزم

‫هی، اگه باعث میشه احساس بهتری داشته باشی، ‫می‏تونیم توی باک ماشین مامانش ماسه بریزیم

‫من اینجا کارم تموم نشده، در تلاشم ‫پیش خانوم برکمن ثبت نام کنم

‫خانوم برکمن؟ هنوز اینجا درس می‏دید؟ ‫فوق‏العادست

‫فرانسیس مورفی! باید حدس می‏زدم که ‫مارین دختر توئه

‫بابا، ایمی چیزای بدی راجع به من ‫روی برگه‎ی ثبت نام نمایشم نوشته

‫نمایشت؟

‫آه، پرنسس. تو نمی‏خوای توی ‫هیچ نمایشی بازی کنی

‫متعجبم که اینو از تو می‏شنوم، فرانسیس

‫من کاگردان نمایش خودت بودم. یادته؟

‫اوه، آره. ‫سالها بود بهش فکر نکرده بودم

‫سلام، همگی. من آقا هویجه‏ام

‫یا خدا. اون هویجه

‫خیلی خوشحالم که واسه این ‫پشت پا زدم به سود نصف روز مغازه‏ام

‫باید می‏شنیدی پدرت چطوری می‏خندید

‫اوه، شنیدم. بلند و واضح

‫خیلی بهت افتخار می‏کرد

‫چی گفتی؟

‫اوه، باید برم پدر مادرای ‫مهدکودکم رو ببینم

‫اوه تو پدر فوق‏العاده‏ای داری. ‫درست مثل پدر خودش

‫بالایی، پایینی، آفتابی، مهتابی، ‫چسب هواپیما؟

‫ویک پیر امشب زیاده روی نمی‏کنه

‫فقط یه کم قهوه‎ی بدون کافئین بهم بده ‫با سه تا توپ سیاه بیلیارد

‫نمی‏خوام چیزی رو از دست بدم

‫ویک جذاب با کیر گنده‏اش

‫هنک بزرگ با کیر کجش

‫تو بهترین رفیقم توی ‫ایستگاه رادیویی بودی، مرد

‫می‏دونستی بعد از اینکه اخراجم کردن، ‫تنها علتی که نیومدم با یه یوزی...

‫همه رو تیربارون کنم تو بودی؟

‫حس می‏کردم

‫خب، یه هدیه‏ی تولد مخصوص واست ‫آوردم که تمام اون رنج رو از بین ببره

‫هی، مشتاقشم

‫آقای روزنتاله از ایستگاه رادیویی

‫آقای روزنتال اومدی اینجا ‫که از خونه‏ام اخراجم کنی؟

‫کاملاً بر عکس. متوجه شدم ‫از دست دادنتیه اشتباه بود

‫کواک لازمت داره، و من می‏خوام برت گردونم

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left