لومړۍ 200 کرښې.
:به قول چارلز بوکوفسکی
...چیزی که دوست داری رو پیدا کن
.و بذار بکشدت
...من ماریان رو تو لندن پیدا کردم
.و حرفش کمی از کشتنم نداشت
..تو قاتلی جو
.خب، در واقع جو گلدبرگ رو کشت
پروفسور جاناتان مور برای درمان ...دل شکستهست در این شهر موند
.و از تعطیلات آرومش لذت برد
.اگر اوضاع آروم میموند خوب میشد
،تو جون کیت رو نجات دادی .امشب همراه ماها میای
متأسفانه لاشیهای پولدار ،در تموم کلان شهرهای زمین وجود دارن
.و بدون هیچ پیامدی زندگی میکنن
.بهم بده
.اون پیامدها همیشه به سر افراد کوچیک میاد
.یه کوچولو خمش کن
.و دوری گزیدن ازشون بهطرز فریبندهای سخته
.دارم موقع سوختن دنیا میرقصن
.باید بیشتر تلاش میکردم - !بخور
.اوپس
...مالکوم؟ وایسا، من
معلوم شد طبقهی جهنمی که درشم .از چیزی که خیال میکردم هم بدتره
من رو بگو که فکر میکردم ...وقتی ولش کردم رو میزت
.بهخاطر گناه من زندانی میشی
.کار من نبوده
.بهش میگن قاتل پولدار کش
.در حل اون مسئله بهقدر کافی سریع نبودم
،و در وسط این قضایا .یک نفر بود که ارزش نجات دادن داشت
.تموم تلاشم رو کردم تا قاتل رو پیدا کنم - ،تو مالکوم رو کشتی -
چون عاشق کیتی؟ - نه، تو چی؟ -
.فکر کردم گیرش انداختم
.حتما برات سواله که جایی
.میدونم، نباید از کار روزانهم استعفا بدم
.ما تموم قتلها رو میندازیم گردن اون
!دستم رو بگیر
.حالا میدونم کی هستی ریس
.تو خیلی چیزها رو ازم گرفتی
.گذشتهت من رو نمیترسونه
.نمیتونم - .کاپتان آمریکای جاکش -
.فکر کردی تازه اول کارته .اشتباه میکنی
،من، ریس مونتروز
رسما نامزدی خودم را .برای انتخابات شهرداری لندن اعلام میکنم
.چون من جلوت رو میگیرم
.من داخل یه خونه سازمانی در لوییشم بزرگ شدم
...بارها و بارها دیدم
.که چطور همه فرصتهای برابر ندارن
،اگر من شهردار بشم
.میخوام برای طبقه کارگر لندن تلاش بیشتری بکنم
،سایکوپث باهوشی بودی .اقرار میکنم
کی باور رو میکنه نامزد مقام شهردار قاتل زنجیرهای باشه؟
.پوشش بینقصی بود
اگه ما جوونها همه به کار علاقهمند نباشیم چی؟
،اما من توی واقعی رو میشناسم .یه مرد بیرحم که در جهان غیراخلاقی خودشه
.چیزی که نمیدونم دلیلشه
این دوستهای پولدارتون که خلاص شدن چی؟
بله، چرا کشتیشون؟ - .متوجهم... متوجهم که مردم کنجکاون -
پلیس کلانشهر میفهمه کیه .و دستگیرش میکنه، بهش اعتقاد راسخ دارم
اما پلیس کی رو دستگیر میکنه؟
.الان فکر میکنن بهخاطر نجات رونالد قهرمانم
چقدر طول میکشه که ورق رو برگردونی و بخوای بندازیش گردن من؟
.بازم ممنون که تشریف آوردید. خوشحال شدم - .خوشحال شدم دیدمتون -
.نمیتونم الان تحویلت بدم .هیچکس حرفم رو باور نمیکنه
اما میتونم مچت رو بگیرم
و مدرک انکارنشدنیای .که برای همیشه متوقف کردنت نیازه رو گیر بیارم
مترجم: محمد آوازی @mojo_translations
.اول، باید بفهمم کجا زندگی میکنی
،در پی طلاق توافقیت
یه خونهی سه خوابهی نورگیر .و خوش تهویه خریدی
.جای خوبیه اما فخرفروشانه نیست
.نفوذ به خونه هندرسون سخت بود .این یکی بدتره
.یه راه دیگه واسه گیر انداختنت نیاز دارم
.بیا قال قضیه رو بکنیم بره .ممنون که کمکم کردی
اگه این لاشیهای ادارهای اصرار دارن ...دفتر مالکوم رو خالی کنن
حداقل کاری .که میتونن بکنن باز کردن قفل دره
.بهخاطر تو مجبور شدم از خودم برونمش
تعجبی نداره که این انگل .تام فورد پوش دوباره بهش چسبیده
.امروز با این مراسم خیریه خیلی کار سرم ریخته
،خیلی لطف کردی که دعوتم کردی .اما متأسفانه نمیتونم به مراسم برسم
.دارم میرم، یه چند ماهی از اینجا فرار میکنم
خانواده رو میبرم سنت بارت .و یه کم اعصابم رو آروم میکنم
.میذارم اوضاع اینجا آروم شه
.باهام بیا
تا بیان این روانی رو دستگیر کنن .میتونیم یه نفسی تازه کنیم
.بعدش میتونی هرقدر که بخوای مراسم خیریه برگزار کنی
.لطف میکنی، جدی میگم .اما من از این روانی نمیترسم
...و بهقدر کافی محافظ داریم
و هیچکس نمیتونه جلوت رو بگیره .تا دقیقا کاری که میخوای رو نکنی
.برام یه گردنبند یا یه شیشه رام سوغاتی بیار
خوبه، خلاص شد، لیاقت اون ،یا لطف و دعوتش رو نداره
،اگه بهخاطر تو نبود
.من رو هم دعوت میکرد
...استیو من میباخ رولز رویس
.و استونم رو کمتر از ارزششون بهت نمیفروشم
جوری که من شنیدم، تو قویترین .موضع چونهزنی هم نیستی
چی؟ - .مرز ورشکستگی -
استعفای کارکنانت
.گمون کنم فیبی خبر نداره
ولی ببین چرا یه حلقه نندازی به انگشتش؟ .این کار کلوپت رو باز نگه میداره
.ببین، دقیقا واسه اینه که مجردی
.جوری حرف خواستگاری رو میزنی که انگار ناهاره
.این لامصب باید بی عیب و نقص باشه
.تو کارت الماسه، خودت که میدونی - .میدونم. خرجشون حسابی بالاست -
،اصلا ببین
بهت الماسی میدم که ارزشش .از کلکسیون ماشینت بیشتر باشه
اگه فیبی بله رو بگه، یه زن .با منابع پول بینهایت گیرت میاد
.برنده میشی - و اگه بگه نه؟ -
الماس رو پس میدی .و من کلکسیون ماشینت رو نگه میدارم
استیو. چرا باید همچین ریسکی بکنم؟ - .چون درمونده شدی -
...یا اینکه یه کسمغز بیروحی
که نمیتونه جلوی خودش رو بگیره .و نخواد با کیر کوچولوش بهگام بده
.باشه. معامله نکن
مطمئنم فیبی با کمال میل با یه سیاهچالهی .مالی و احساسی ازدواج میکنه
.کیر توش
.قبوله
.کونکش چلسی منگل
.آماده باش گه بخوری - .باشه -
.فیبی - .سلام استیوی عزیزم -
.خوشحال شدم دیدمت
.تو هم. روز خوبی داشته باشی - .همچنین -
چی شده خوشگل خانم من؟
،وقتی قول دادی مشکلاتمون رو حل میکنیم
.فکر کردم منظورت تو یه اتاق مشترکه
البته عزیزم. اما بهت گفته بودم امروز یه جلسه کاری خیلی مهم دارم یادته؟
.دوباره خوابم نبرد
،هر بار چشمهام رو میبندم .آتیش خونهی همپسی رو میبینم
و امروز صبح رفتم پیاده روی .صدای گنجشکها رو بشنوم
.عالیه - .نه عالی نیست -
.حس میکنم دارم تعقیب میشم
تو معروفی. کی شده تعقیب نشی؟
.محافظ شخصیت که هست مطمئنی زاریک نبوده؟ سلام زاریک؟
.دلم برای ویک تنگ شده - .میدونم -
.یالا، نفس بکش. نفس بکش
.چیزی نیست. چیزی نیست
...چندین روزه نخوابیدی و تعجبی نداره
.انقدر احساس بدبینی بهت دست داده
.نه، نه آدام. متوجه نیستی
.حس میکنم یکی تحت نظرم داره
حرفم رو باور نمیکنی؟
.نه، باورم اینه که تو به من نیاز داری
.میام اینجا میمونم تا حالت یه کم جا بیاد
.این میتونه کمک کنه
.پنت هاوس رو میخوام
.البته
به خونهت نمیشه وارد شد
.پس میخوام بیرون خونهت و بیدفاع باشی
.خوشبختانه خودشیفتهای .هزارتا مصاحبه کردی
خب یک روز عادی در زندگی ریس مونتروز چطوره؟
.خدایا، خیلی حوصلهسربر میشه
.به شرط اینکه قتلها رو حساب نکنی
،تو خونه مینویسی
،ترجیح میدی بهجای بیرون رفتن تو خونه غذا بخوری .فسادت هم پوکر آنلاین تو خونهست
وقتی از خونه میای بیرون .برای کار داوطلبانه تو بیمارستان کودکانه
یا تو خونه جات امنه .یا تو فضای عمومی دوره شدی
اگه نتونم بهت نزدیک شم چطور گیرت بندازم؟
پروفسور. سلام. وقت مشاوره داشتم یادتون رفته؟
.گهش بگیرن
.حالتون خوبه؟ انگار خستهاید - .ببخشید. کار سرم ریخته. تحقیقاته دیگه -
درباره ریس مونتروزه؟
.گه توش
میخوام از گذشتهش برای یه داستان دیکنزی .معاصر فرش به عرشی استفاده کنم
.نیازی نیست خجالت بکشید
.مثل بقیهی لندن به ریس مونتروز علاقهمند شدید
حتی منم باید قبول کنم ،بهنظر خواستهی دلش درسته
.حداقل در مقایسه با سیاستمدارها
.حتی نادیا رو هم گول زدی
...یکی از دخترا بدون لباس موقع دوی صبحگاهی
.دور ریجنت پارک دیدتش .فکر کنم یکشنبهی هفتهی پیش بوده
.رجینت پارک - .ظاهرا داره برای ماراتن لندن تمرین میکنه -
،خوشبختانه فردا یکشنبهست .که یعنی تو پارک با هم قرار داریم
.چند تا مشکل رو باید حل کنم
.چطور با خودم بیارمت اینجا
،خب
میبینم که قهرمان .آتشسوزی خانهی همپسی اینجاست
،یکی از خوبیهای بزرگ شدن تو خونهی سازمانی
.اینه که قفل باز کردن رو یاد میگیری - چی میخوای؟ -
واضح نیست؟
.دوست میخوام
.کسی که علایقش باهام مشترک باشه، درکم کنه
کسی که بالاخره بتونم .تموم رازهام رو بهش بگم
که مثلا چرا این مدت آدم کشتی؟
،تو باهوشی، چرا من
شهردار بلندپرواز لندن بیام و اونا رو بکشم؟
چون همهشون به طریقی .برای کمپینت مشکل درست کردن
.دیدی، حالا متوجه شدی
مالکوم داشت سر عادت قماربازی .نهچندان کوچیکم ازم باجگیری میکرد
بهره کشی سایمون از زنها .داشت لو میرفت. نمیشد بهش ربط پیدا میکردم
...جما
،یه سکس تو مستی، یا چهار بار .وقتی که هنوز متأهل بودم
،دست آخر اون سوراخ گشاد دهنش رو باز میکرد
،آبروم رو میبرد، وجهم رو به گا میداد .کمپینم رو نابود میکرد
.مریضی
.لفظ عملگرا رو ترجیح میدم
،سر راهم بودن و حالا که دیگه نیستن .میخوام این داستان قاتل پولدار کش تموم شه
حسابی حواس همه رو از خوبیهایی .که میخوام برای این شهر بکنم پرت کرده
تو به این شهر اهمیتی نمیدی
.من عاشق لندنم
.خب، عاشق قدرتم
آخه گناه محضه اگه از قدرتم در بزرگترین .مقیاس ممکن استفاده نکنم
.من بهت اهمیت میدم جو
اگه اهمیت نمیدادم، فکر میکنی تا الان نمرده بودی؟
No comments yet. Be the first to leave one.