لومړۍ 200 کرښې.
« منزل خونآشامها »
!نندور
!نندور
نندور کدوم گوریه؟
نندور اخیراً به وقتوْبیوقتجیمزدنازخونه عادت کرده
،که برای من خیلی رواعصابه
چون، متأسفانه، با وظیفۀ بهشدت :خطیری به کمکش احتیاج دارم
« ناجا »
«بههنگامسازی تارنمای «شورای خونآشامی
من حتی نمیدونم تارنما چی هست
« به ما ایمیل بزنید! لطفاً توجه داشته باشید: ارتباطات پست الکترونیکی جایگزینی برای اثیر نیست »
« اگر مشکلی با سرعتهای اثیری تجربه میکنید لطفاً با آدرس روبهرو با جرمی تماس بگیرید »
فکر میکردم یه ربطی به عنکبوتها داره
امشب نه، هان، بچهها؟
اخیراً رفتار نندور خیلی عجیب بوده
حریم شخصی، لطفاً
...نندور. نندور
ولی فکر کنم بدونم چرا
« لازلو »
اون جیم میزنه به هرزهنگاریهای پنی
هرزهنگاری پنی، اتاقی در شهره
که مردان یک سنت پرداخت میکنن تا کنار هم بشینن
و کفدستی بزنن. چرا در اون مورد دروغ بگه؟
برای من که مهم نیست؛ اگه من همچین جایی برم به همه میگم
در حقیقت، من الآن از اونجا برگشتم
راستش روحم هم خبر نداره اون کجا میره
تقتق. دارم میام داخل
من تمام مدت باید بدونم کجاست. من محافظشخصیشام
« گییرمو، محافظشخصی خونآشام »
،پا شو که آفتاب زده
...خوابآلو
و اون نندور نیست
واقعاً روحم هم خبر نداره کجا میره
بنابراین تصمیم گرفتهایم که دنبالش کنیم
من بهشخصه
به تخم چپم هم نیست که کجا میره
ولی نمیخوام بقیه درجا فکر کنن که پایۀ یللیتللی نیستم
« کالین رابینسون، خونآشام انرژی »
« هتل میدتَون - استتن آیلند »
شنیدید؟
قطعاً خودشه
چرا بیاد هتل؟
وایسا
به نظر میرسه در معرض خطره
بهتره در رو بیاری پایین
نه، چون به نظر میرسه... ممکنه چیز دیگهای باشه - محافظشخصی، در رو بیار پایین -
خیلیخب. همه عقب وایسید
!اوه، سلام، بچهها
گِیل رو یادتونه؟ من الآن داخلشام
سلام، گِیل. از دیدار مجددت خوشوقتام
سلام، گِیل - !سلام، بچهها -
خیلیخب. همه بیرون - آ... آره -
!بند آب داده شده
داداشیتون عاشق شده
گِیل امشب میاد و همهچیز باید بیعیبوْنقص باشه
من همیشه
اینقدر توی عشقوْعاشقی خوششانس نبودهام
،البته، 37 تا همسر داشتم
ولی بیشترـشون از من متنفر بودن
بگذریم، حدود 200 سال بود که به خشکسالی خورده بودم
و بعد با گِیل آشنا شدم
ما طی سیچهل سال گذشته توی رابطهای بودهایم که شاید شما بهش بگید گاهوْبیگاه
ولی من حقیقتاً نمیتونم دور بمونم
،موهاش بوی میوههای استوایی میده
پوستِ سرِ درمانگرـش
با تیشرت لم میده
تجلیگر تصویر شاعر موسیقیایی رابرت سیگره. و برندِ
ماست موردعلاقهش
کرانچ وانیلی توتفرنگیـه
گییرمو! هنوز اون مینییخچاله رو داری؟
!بله، داری
عالی - اون یخچال منه -
چـ... اون رو واسه چی لازم دارید؟
این پُخها چیه دیگه؟ - اون داروئه -
...باید اون رو سرد نگه دارم - عیب نداره -
دکتر گفت اگه این کار رو نکنم، ممکنه عوارض جانبی داشته باشه
انقدر تیتیشمامانی نباش - یخچال من رو چرا لازم دارید؟ -
خوبه - جریان چیه؟ -
اون ماست زیادیه
شما که ماست نمیخورید - واسه گِیلـه -
گِیل
البته که واسه اربابم خوشحالام. چرا نباشم؟
ولی، بهعنوان محافظشخصیش، وظیفۀ منه که
شخصاً هرکی که باهاش وقت میگذرونه رو بررسی کنم
و دقیقاً هم همین کار رو میکنم
نندور، واقعاً باید روی این فونتها تصمیمگیری کنیم
،من از «هِلوِتیکا» خوشم میاد
چون اسم یکی از فاحشهها برای الاغهای دهکدهم بود و مهربون بودن
نظرـت چیه؟ - راجع به چی؟ -
«فونتِ تارنمای «شورای خونآشامی
«منظورـم اینه، میتونیم «فرانکلین گوتیک رو بذاریم، ولی یهخرده تابلوئه
الآن نه، ناجا، خواهش میکنم. امشب گِیل میاد
بله، ما با گِیل
آشنائیم - ،دیگه دارید خطر میکنید -
چون همسر من از گِیل بیشتر از هر کس دیگهای توی دنیا متنفره
من مشکلی با گِیل ندارم
،مشکلم با اینه که هر موقع اون وْ نندور برمیگردن پیش هم
به دلش صابون میزنه که نندور میتونه تبدیلش کنه به خونآشام و میتونن تا ابد با هم باشن
و بعد اون همیشه میگه «نه» و بعد نندور همیشه دلش میشکنه
40 سالِ گذشته همهش همین وضعه
واقعاً دلم رو میشکنه نندور رو اینجوری ببینم
خیلیخب، خیلیخب، عزیز من
منظورـم اینه، همه میدونیم از زنه متنفرـی. همینقدرـش واضحه
!ازـش خوشم میاد
اه، همون بهتر که بهت بگم
اوه... ک×ـر توـش
همون چیزیه که فکر میکنم؟
نه، نیست، منحرف
حلقۀ نامزدیه
،قراره امشب بدمش به گِیل
،بعد قراره تبدیلش کنم به خونآشام بعد قراره تا ابد با هم باشیم
اوهوم
،چندین ساعته که اون پایینه
سخت در تلاشه هر چیزی که میتونه از خاستگاه خونآشامهای انرژی پیدا کنه
اما بین خودمون باشه، من معمولاً ،اینقدر باهاش وقت نمیگذرونم
ولی گفتم هرچی سریعتر سروْتهش رو هم بیاره، سریعتر هم دهنش رو میبنده
منظورـم اینه، کُلی چیز راجع به ،خونآشامهای عادی این پایین هست
ولی تقریباً هیچی راجع به خونآشامهای انرژی نیست
تو چیزی پیدا نکردهای؟
!خفاش
پس دقیقاً دنبال چیام؟
مطمئن نیستم
اما میتونه سالها طول بکشه - اون دیگه چیه؟ -
چـ... چی؟
اون کتاب - ...فقط یه کتاب دیگهست. من -
نه، نه، نه، نه
این کتاب بهخصوص
«ماجراجوییهای کورنلیوس دانگ در تیپ نعوظ» - دقیقاً -
اون هیچوقت بهصورت صحافیشده منتشر نشد
که یعنی جعلیه
چه وضعـشه؟
تُف
!ابوقراضهم
چی... چیت؟ - ایناهاشش -
من اصلاً نمیدونستم میتونی رانندگی کنی
خب، میتونم
«من رانندۀ عالیایام. «مرد بارانی
واقعاً؟ خب، اون به کار میاد، چون من نیستم
و ممنوعالرانندگیام، که به همین خاطر توقیف شده
شورای خونآشامی» ابوقراضۀ محبوب من رو مصادره کرد»
تا من رو بابت حملوْنقل افراد زیر سن قانونی به اونطرف مرزهای ایالتی مجازات کنه
همیشه برام سؤال بود که کجا مخفیش کردن
و تمام مدت بیخ گوشم بوده
دیگه چی میخواید بدونید؟
یه «یوپلیت» اینجا و بعد دو تا اونجا
این حلقه رو از کجا آوردید؟
،اون شب چندتا باکره کُشتم
و یکیشون حلقۀ وعده انداخته بود
فکر کنم اون یک وعدهست که قراره بهش وفا کنه
اه. به جنازه هتک حرمت کردی
اوه، اصلاً کی میدونه توی این دورهزمونه با جوونها چی حسابه؟
!اومد
آره، حق با توئه
نمیتونی وادارـش کنی روی چیزی واسه شورا» تمرکز کنه، نه وقتی گِیل هست»
و کاملاً موافقام
با چی موافقای؟ من که چیزی نگفتم
اوه، بیخیال. همه میدونیم که تو یهجورایی فکر میکنی گِیل یهخرده بد سلیطهایه
!من از گِیل بدم نمیاد
...چرا همه فکر میکنن من از گِیل بدم
...چون زنایم. اون خیلی
اختلافاتتون رو بذار کنار و زنوْزنونه باهاش حرف بزن - راجع به چی؟ -
ببین، من فقط نمیخوام آزاردیدن نندور رو ببینم
روی چی نشستهام؟
اوه. اون با من، نگران نباش
حیف که صورتش نبود
اه. این خوبه؟ اینجا؟ وای. شومینه
« گِیل، دوستِ نندور »
چه عاشقانه
« باب سیگر و گروه «سیلور بولت» (گلولۀ نقره) »
از نظر من نندور یه ذائقۀ اکتسابیـه
«شاید مثل «ساردین
مثلاً، مطمئن نیستی ازـش خوشت بیاد، و بعد امتحانش میکنی
و بعد یک ماه پشتسرهم روزی تقریباً پنجشش :قوطی میخوری و بعد یهو به خودت میای میگی
«ای دل غافل، فکر کنم دیگه ساردین دلم رو زده»
:ولی بعدش، یه چند سالی میگذره، و پیش خودت میگی
«چطوره که من دیگه اصلاً ساردین نمیخورم؟»
ایوای
...ببخشید، فقط داشتم... قصد نداشتم، آم
اوه، بفرما تو، بفرما تو
فقط داشتیم بین دورهای فرجلیسی، میرقصیدیم
سلام، گِیل
چطورـی؟
اوه، میدونی. بد نیستم
...«دخترـم، توی «راچستر
از بزرگترین شهرهای ایالت نیویورک که دارای ] [ یکی از معتبرترین دانشگاهها نیز هست
میدونی، همون بازاریابه؟ - خیلی بااستعداده -
اوه، خدا. خب، شوهر سابقش داره میچاپدش
،و بعد این، بهعلاوۀ بارونی که داریم
خیلی بَده، میدونی؟ - اه -
آبِ بیشازاندازه
بیشازاندازه - ماستلازمای -
موردعلاقهت رو دارم - اوه، پسر -
!ماست
خوشت میاد؟ - خوشم میاد -
قشنگه، نه؟ انحناهاش رو لمس کن. عروسکه
اه، آره. با چی کار میکنه؟
بنزین و زغال
دوگانهسوز - میشه گفت -
اسمش «استوتز لازلو»ـه
چهار تا بیشتر نساختن. یکیش رو دادن به هنری فورد «و بعد اون یهدونهش رو داد به اسطورهش «موسلینی
No comments yet. Be the first to leave one.