لومړۍ 200 کرښې.
بعدش اونا اسمـمون رو میخونـن و ما نمیتونیم تصمیم بگیریم چه آهنگی رو بخونیم
من میخوام آهنگ گروه جـورنـی رو بخونم،البته *یه گروه راک و جاز فیوژن آمریکایی*
- و جس میخواد ادل بخونه - البته
- نمیتونیم تصمیم بگیریم - ...خدا کمکـمون کنه
!تصمیم گرفتیم که آهنگ گروه دُرز رو بخونیم *بند راک دهه 60 آمریکایی*
...و بعد اونجا رو
تـرکـونـدیـم
عه،تموم شد؟
- آره - سنگین بود
از داستانش خوشم اومد
میدونی، دِ دُرز؟
مرد،گروه سفید پوست خوبیـه
آره،خیلی خوشحالم که شما باهم قرار میزارید
خب،سیسی و من به
یه بخش متفاوت و جذابـتری رسیدیم
میخوایم همـتون رو به قدم زدن توی آشپزخونه جدیدمـون دعوت کنیم
- بالاخره دیواراش رو ساختیم - !دیوار داریم
صبرکن،تازه دیوار ها رو ساختید؟
کی داره خونـتون رو بازسازی میکنه؟
مجلس؟
چقدر ربط داشت
براساس اخبار امروز
راستش رو بگم،یه مشکلاتی با پیمان کارمـون داشتیم
طرف خیلی آدم دیوثـی تشریف داره
ازون آدمای که حرفـشون دوزار نمی ارزه
رابی،سلام
توی لنگرگاه ندیدمت
سلام،جوآن.میدونم زیاد قایق سواری نمیکردم
چون نصف بدنم و قیافم رو شکونـده بودم
به نظر من که خوبی
باید شام بگیریم
یا صبحونه
یا جفتـش
نمیدونم والا
ولی از اینکه بیرون از آب دیدمت خیلی خوشحال شدم
منم از دیدنت خوشحال شدم
ادامه بده،جوآن
کیف دستیت با موهات مـچ نبود
- شرمنده بخاطر اون،جس - واسه چی متاسفی؟
...خانوم قایقـی داشت
خانوم قایقـی داشت مخـش رو میزد
- درست جلوی تو - خب که چی؟
من که صاحبش نیستم
اون که یه جعبه پر از سعادت نیست
یه سوال،چون کنجکـاو شدم
رابطـتون صمیمی شده؟
- ...خب راستش ما - ...خب،آخه
- تا حالا مکالمه درستی راجبش نداشتیم - ...آره،فکر نکنم
...در کل ما
...این حس یه مکامله خصوصی رو میده
!بتمرگ
با احترام،دوست دارم
یواش پیش بریم،میدونی؟
...چون من همیشه به عمق رابطه ها شیرجه میزنم
ولی بیشتر دوست دارم تو عمق کم رابطه شلپ شلوپ کنم
گرفتم.بیا فعلا جوجه رو تو زعفرون بخوابونیم
خب،اینجا جریان چیشد آخرش؟
رابطه باز؟
دوستی با منافع؟
همون وضعیت " سگ و استخوون " قدیمی؟
ما فقط دو آدمـیم که باهم میچرخیم
از راه باحال و مدرنـش
به آینده خوش اومدید
دقیقا معنی وضعیت " سگ و استخوون " چیه؟
...من حدس میزنم تو استخوون هستی
!معلومه که من استخوونـم
تقریبا گردنـم رو شکسـتم
از کارایی که زنا باهات کردن واقعا ترسیدم،وینستون
همه باید از این غلطـا بکنیم،درسته؟
- ...همه باید یه کارایی - ازت میخوام دکـمه فرار رو بزنی
فکرش رو میکردم
illusionامــیــرعــلــی تــقــدیـم مـیکـنـد
*سؤال* *در کدام فیلم سال 1982،دبرا وینگر برای خواستگاری زانو زد؟*
- !افسر و یک مرد باشخصیت - آره.خوب بود
!جان سخت دو
واقعا سوالات پیش از پخش فیلم رو دوست دارم
منم همینطور، و عاشق اینم که تبلیغات محلی رو ببینم
دوست دارم بدونم کی توی بازی سفیدی دندان کارش درسته
...همینطور،رابی،میخواستم بگم
خیلی خوشحالم که نظرمون یکـیه
درباره یواش پیش رفتن
- واقعا حس عالی دربارش دارم - منم همینطور
و راستش،این آخر هفته قرار دارم
نه بابا؟
با خانوم قایقـی؟
نه.یه زنی که توی کارخونه باهاش کار میکنم،بـبـز
تو توی یه کارخونه کار میکنی؟
خب در اصل نه، من طراحیـشون میکنم
خب،اصلا چیز خارق العاده ای نیست
همین الان توی کارخونه طعنه زدن ساختمـش
چون واقعا خارق العاده ـست
فکر میکردم قبلا بهش اشاره میکنی
شما بچه ها واقعا سوالات زیادی درباره زندگی شخصـیم میپرسید
تو با این موضوع مشکلی نداری،درسته؟
یعنی،تو میخواستی مردم دیگه رو هم ببینی
آره.آره،مطمئنـم همین حرفو زدم
درسته،راستش منم قرار دارم
آره؟
- با کی؟ - هیس شو، تریلر داره شروع میشه
باشه،از این طرف بیاید داخل
صبرکن،پس رابی قرار داشت؟ چقدر سریع وارد عمل شد
یارو اصلا وقتی رو تلف نکرد
ولی میدونی چیه؟ عیبی نداره،چون منم قرار دارم
ولی قرار نداری آدمات قلـابیـن
میشه برگردیم به این موضوع که رابی کارش طراحی کارخونه ـست؟
طرف خیلی آدم مبهمـیه
اون دومین رفیق صمیمیمـه و من هیچی ازش نمیدونم
حالا،میشه لطفا تمرکز کنیم؟
میخوایم یه قدم زنی رسمی انجام بدیم
بنگریـد،آشپزخانه ی فردا را
دیوار های کوفتی کجان پس؟
آقا جیسون گفت تا یه هفته دیگه آمادست
! نه ! نه ! نه
یه دقیقه منو با پسره تنها میزارید؟
- هی،رفیق - ...نیک
بدجوری گیج شدم
بهتر نیست به یه دفترکاریـه بهتر زنگ بزنم؟
...دفترکاریـه بهتر ...همچین چیزی نداریم
...چرا که داریم
و به عنوان یه مردی که کنار تو یه کسب و کار کوچیک رو داره،خبر دارم ازش
فقط باید بدونی که چطوری باید با این مردم صحبت کرد
آقای جیسون اونجاست
اون مو خرمایی با دستای بسته رو میبینی؟
باشه،بزار یه صحبتی باهاش داشته باشم
و به هیچ مردی نگو مو خرمایی
درباره این موضوع قبلا حرف زدیم
- خوب تراشیده شده - عالی تراشیده شده
- تراشیدن کار سنگینیـه - همیشه
- حواست به انگشت ها باشه - مثل زندگی میمونه
- دستاتو کثیف کن - آره،میدونی که
پرنده های سحرخیز کرم ها رو میگیرن
شلوارت رو تمیز کن
ازش بپرس ساعت چنده
بهت میگه ساعت بساز،میدونی؟
اینجارو میبینی توروخدا؟
ولی خوبه قالب خوبی داره
- چیزای قشنگیه آره - این بچه ها کارشون خوبه
شما بچه ها چیزای قشنگی ساختید
یه دختر مدرن کجا میره
تا باعث شـه یه مرد قلابی،واقعی به نظر بیاد؟
ترکیب دیوانه واری از کلمات بود
اینترنت که نیست،توی بار
یا کلاب شبانه هم نیست،چون من با اینجور جاها راحت نیستم
داری انتخابای زیادی رو از روی میز برمیداری
اصلا مطمئنی ترست از این نیست
که نمیخوای رابطـت با رابی جدی بشه چون نمیخوای بهش آسیب بزنی؟
...نه،نمیترسم فقط
نمیخوام با کسی رابطه ای رو شروع کنم که به زور میشناسمـش
منظورم اینه،اون یه قایق داره
بعدش چی،بچه؟
و بعدش باید با قایق و بچـش آشنا بشم
اونم سر یه وعده غذای دریایی؟
راستشو بخوایـن
بازی توی منطقه خارجی واسه من خیلی هیجان انگیزه
میدونید،با مردای غریبه به مکان های ناآشنا بری
اسمـمو واسش بنویس
میدونی،همچین کاری واقعا شبیه خودته جس
میدونی چیه،باید همین الان شروع کنی
کلی پسر اینجاست
بهتره بری و...با یکـیشون حرف بزنی
- توی یه محل درحال ساخت؟ - ما...ازش پشتیبانی میکنیم
باشه،نمیتونم تشخیص بدم دارید مسخره میکنید...ولی باشه
میرم یه نگاه به اطراف میندازم
- باشه - حله
فهمیدم چی کار کردی
آره،هرچی زودتر از بازی خارج بشه زودتر متوجه میشه
چقدر حرفاش مسخرست
حالا،نمیخوام اینجا کارشکنی کنم واستون
ولی این دیوار ها رو میخوایم چیکار کنیم؟
تا زمانی که برق نباشه نمیتونم رو دیوار ها کار کنم
و بدون آدمـم نمیتونم برق رو درست کنم
باید آدمت رو داشته باشی،فهمیدم ولی تکلیف من چیه؟
اگه میتونستم انجامش میدادم،ولی من که بابانوئل نیستم میخوای چیکار کنم؟
چیه؟باید مادرت رو بیارم اینجا تا انجامش بدی؟
چون به ننـت زنگ میزنم شمارشو تو گوشیم دارم
- میخوای به ننـم زنگ بزنی؟ - آره،میخوام به ننـت زنگ بزنم
خیله خب،آشغال دیوث
- میرم تماس بگیرم - ممنون
خیله خب
!عالیه
- اون دیگه چی بود؟ - ...میخواد به آدمش زنگ بزنه
که ببینه راجع به دیوار ها چه کاری از دستش بر میاد
خدایا شکرت.فکر کردم قراره دعوا راه بیوفته
نه بابا،طرف آدم خوبیه
نمکـه زمینـه
بیشتر درباره چیزهایی بود که ناگفته مونده بود،میدونی؟
چیزی که آخر روز بدست میاد،احترامـه
و من واسش احترام قائلـم و اون هم واسه من
جالبه
یعنی آقای جیسون به من احترام نمیزاره؟
معلومه که نه
...آخه،اشمیت،من دوست دارم ولی
تو مردِ مردم نیستی
البته که من مردِ مردم نیستم...من از مردم سرترم
میخوام مردم واسم ساختمون بسازن
و اینجاست که من وارد میشم
...من نمیتونم به
دانش های احمقانه شیکاگو ـئیت متـکی باشم
من صاحب یه خونه ام،و یه شوهرم
و امیدوارم،یه روزی پدر بشم
No comments yet. Be the first to leave one.