لومړۍ 200 کرښې.
اوه سلام
سلام
... صبر کنین.ژاکتتون
بریم - باشه -
این هیچ معنی ای نداشت
مردم لباس های همدیگه رو درست می کنن
هیچ معنی نداشت
سلام - سلام -
... خب
من شنیدم که تولد خانم کانگ نزدیکه
آه اره.مادربزرگ گفت می خواست ازتون بپرسه
اگه می خواین برای شام بهمون ملحق شین
بله همینکارو میکنیم
اما تو این فکر بودم که من می تونم جشن تولد رو آماده کنم
شما؟
بله
... این اولین تولدشون از وقتی که ازدواج کردنه
و همینطور به ما کمک زیادی کردن
منظورم اینه که فقط اگه مشکلی ندارین
واقعا؟عالیه
مادربزرگ خیلی خوشحال میشه
ممنونم - باشه،ممنونم -
زمانش رو بعدا بهتون میگم
پس میبینمت سانگ مین - باشه -
فعلا - خدانگهدار،ممنونم -
خانم یونگ هی همیشه خیلی مراقبن
حتی وقتی من بچه بودم،بهتر از برادرام ازم مراقبت میکردن
.... که اینطور به نظر میرسه که حقه باز... منظورم اینه که
فکر می کردم چندان دوستانه نیستن،اما این غیر منتظره اس
تو خودت بیشتر حقه بازی،بیا
عجله کن
بیمار جراحی مفصل مصنوعی ممکنه دوره توانبخشیشو شروع کنه
درمان کایروپراکتیک رو شروع کرده
تورم و درد رو ثبت کن
... یه بار میبینمش که بتونه
صد و سی درجه خم شه
میتونین برین
چیه؟
احیانا دیشب زیاد مشروب خوردی؟
داری چی میگی؟
هربار که حرف میزنی بوی الکل به مشامم میرسه
حتی اگه تو دورترین نقطه بودم تونستم بوش رو حس کنم
احتمالا بقیه هم بوشو حس کردن
باید مراقب باشی
من مشروب نخوردم.اشتباهی گرفتی
حتی اگه نه بگی هیچ کس باور نمی کنه
بوی الکل میدی و به خاطر سردرد اخم می کنی
زیر چشمت پف کرده
فکر می کنی بیمارا نمیدونن؟
فقط حس و حالم خوب نیست
حتی اگه مشروب خورده باشم،چه ربطی داره به تو؟
بله به من ربطی نداره
نمی خوام فضول باشم
اما این مار روی شهرت بیمارستان تأثیر میذاره
... شما همیشه می تونین با این همه پول به یه بیمارستان جدید برین
اما افرادی هستن که اینجا امرار معاش می کنن
مراقب کاراتون باشین
جلوی بچه ها هم مشروب می خوری؟
تو دور همی کارکنا داشتم میدیم که خیلی مشروب میخوردی
خدای من،این مال کی بوده
بچه ها؟ من مدتهاست که ندیدمشون
... از زمانی که بعد از ماه عسلشون باهم غذا خوردیم
باهام تماس نگرفتن
من فکر کردم که نمی خوای در مورد مسائل شخصی تو محل کار حرف بزنی
"مدیر توانبخشی کی یو یونگ"
... کافیه که جلوی دختر باردار مشروب نخوره
و دردسر درست نکنه
خیلی مشکوکه
چرا اینقدر مشروب می خوره؟
بله
مین آه تو هیچ وقت باهام تماس نمی گیری مگه اینکه من بهت زنگ بزنم
چیکار داری میکنی؟هئون چطور؟
خدا،دست از داز کشیدن بردار
قبل از اینکه همه چیو فراموش کنی درس بخون
... و به هئون بگو که
به مامانش یه زنگ بزنه
نگران مامانش نیست؟
فقط دو نفر بودن،و الان تنها مونده
خدای من.چقدر سرد
چرا تلفنو بهش میدی؟قطع میکنم
چه تلاش بیهوده ای
به خاطر اینکه این زندگیشو ببینم بزرگش کردم؟
گفت باید به مامانت زنگ بزنی
آخرین باری که بهشون زنگ زدی کی بود؟
هیچ وقت
اون هیچ وقت بهم زنگ نمی زنه
با این حال،تو باید بزنی.الان بهشون زنگ بزن
به هر حال داره کار می کنه.بعداً باهاش تماس می گیرم
به هر حال،بذار کاریو که انجام میدادیم تموم کنیم
عزیزم.بابا الان باید بره مدرسه
بلافاصله بعد از کلاس میام خونه
با مامان خوش بگذره
... به هر چیزی که بخوای می رسم
صبر کن
بیا یه اسم براش بذاریم
اسم بهتر از اینه که بچه بهش بگن
راست می گی اسمشو چی بذاریم؟
میخوای یه بار تو اینترنت ببینم بقیه چی میذارن؟
نه،این مهم نیست
بچه ماست خودمون باید اسمشو بذاریم
بابام خواب بارداری شدن رو دید
گفت که خوک های پرنده و نهنگ قاتل بودن
گفت رنگین کمان هم بود
... که اینطور پس
اوینکی چطور؟خیلی هم می خوره
اوینکی؟نازه
اوینکی - اوینکی -
نه جواب نمیده،بچه دوستش نداره
... پس این چطوره
... از اونجایی که اسم تو هئونه
شبیه عسله
شیشه عسل چطوره؟ شیشه؟
عزیزم.الان اسمت شیشه عسله،نه اوینکی
شیشه عسل صدای مامان رو میشنوی؟
تکون خورد - واقعا؟راست میگی؟ -
شیشه.شیشه عسل
فک کنم اسمشو دوست داشته باشه - خدای من -
شیشه - شیشه عسل -
امیدوارم بازم جواب بده
میدونم،بذار گوش بدم
چندش آوره
واقعا که.بعد از شستن موهات تمیز کن
دوباره فاضلابو مسدود کردی
ریزش مو چیزی برای نشون دادن نیست
و وقتی ادرار میکنی بشین
یا بعد از پاشیدن همه جا تمیزش کن
من یه مردم. چرا باید بنشینم ادرار کنم؟
بعلاوه، از سرویس بهداشتی خودت استفاده کن.چرا از مال من استفاده می کنی؟
ما با هم زندگی کنیم،همه چیو مشترکیم
وقتی عجله دارم ازش استفاده می کنم.واقعا که
حالا که ناراحت شدی باهام حرف می زنی
امروز متن سریال خونی دارم
هرکاری میخواید بکنید
این یه شانس بزرگ برای منه
تمام تلاشمو می کنم
... من ازت نمی خوام که دوستم داشته باشی
فقط حداقل حالمو نگیر خب؟
به هر حال گند میزنی،من نیاز ندارم هیچ کاری بکنم
مسخره نباش.کی میگه گند میزنم؟
من حتی بهتر کار میکنم،به خاطر همین مردم سرزنشت می کنن
... اینکه از بازیگر زن خوبی استفاده نکردی
و سر راهم قرار گرفتی
من مردمو مجبور می کنم ازت انتقاد کنن
اوه، بعلاوه میرم دیدن مادرت
مادرت واقعاً می دونه چطور موها رو درست کنه
از هر آریشگاهی تو گانگنام بهترن
... ازت بد گویی میکنم
بهش بگو که انتخاب شدم و موهامو مرتب کنم
... خیلی با مادرت خوش می گذرونم
و بعدش میرم فیلمنامه خونی
ديوونه شده
بله چیه؟
حق چاپ؟ من می خواستم پیدا کنم
جای نگرانی نیست.مجبور نیستین برسیش کنین
من فوراً بهس رسیدگی می کنم. فقط به نوشتنتون ادامه بدین
نه استراحت نکنین و به نوشتن ادامه بدین
... چه نویسنده ای نوشتن بیشتر از
یه کتاب افسانه رو متوقف میکنه؟
ناشر کیه؟
... آرانگ؟آرانگ
... اسمش آشناست.آرانگ
... شماره اش
بذار ببینم
آره.این ناشر آرنگه؟
می تونم با مسئول کپی رایت صحبت کنم؟
... سلام.من هان گیو رو هستم،سردبیر
من تهیه کننده KBC هستم
... شما کتاب افسانه ای به اسم"هدیه ویژه از سویومونجو"
یا یه همچین چیزی منتشر کردین؟
من می خوام ازش تو سریالم استفاده کنم
به این معنیه که کتاب ما در مرض عام قرار میگیره؟
بله،شخصیت اصلی اون کتاب رو می خونه
ما داستان رو یه کم ویرایش می کنیم
این تبلیغ رایگانه.خوبه،درسته؟
... من منظورتونو می فهمم
اما نویسنده نمی خوان از کتابشون به دلایل تجاری استفاده شه
نمی تونم بهتون اجازه بدم محتوا رو افشا کنین
... چی؟شما کتاب رو برای فروش منتشر کردین
اما استفاده تجاری مجاز نیست؟معنیش چیه؟
شماره نویسنده رو بهم بدین من باهاشون تماس می گیرم
... وقتی هویتتون تأیید نشده
نمی تونم شماره تلفن نویسنده رو بهتون بدم
هویتم؟ من تهیه کننده کی بی سی ام
بگردین گوم سانگ گو
... حتی اگه تهیه کننده باشین
چی؟گوم سانگ گو؟
بله.احتمالاً چندتا از سریالهامو دیدین
اگه نمی تونین بهم اعتماد کنین،عکس کارت کاریمو براتون ارسال می کنم
بیاین کارا رو سریع انجام بدیم
حالا شماره نویسنده رو بهم بدین
هرگز.قطع می کنم
میدونستم.این به خودت بستگی داره که بفهمی
حتی وقتی کار می کنه بی ادبه
عجیب بود
خیلی عجیبه
این بی ادب کی بود؟
یه جورایی آشنا میزد
آدرسش چیه؟
کجاست؟
"آرایشگاه مو ران"
No comments yet. Be the first to leave one.