لومړۍ 200 کرښې.
داشتم شوخي ميکردم من که امکان نداره
چنين کاري انجام بدم
من آزاديم رو دوست دارم
از هر کدوم از دوستهام ميخواي بپرس
اونها هم همينو بهت ميگن
ميدوني چي بيشتر از همه عصبانيم ميکنه؟
وقتي که زوج ها از کلمه " ما" استفاده ميکنند
متنفرم
ما فکر ميکنيم، ما ممکنه، ما حس ميکنيم اين ديگه از همه بدتره
احساس کردن
يک حس مجزاست
تو
حس ميکني داري عاشق ميشي و من
من ممکنه حس کنم دارم زنداني ميشم
اون روز
گذاشته بودن
خونشون رو براي فروش بت و تينا
جني با دوربين فيلمبرداريش اومد
ميگفت ميخواد يک فيلم براي قدرداني ازشون بسازه
ازم خواست يک چيزي بگم
حاضري ؟ آره
نتونستم يک کلمه هم بگم
چون هرچي از دهنش در ميومد با کلمه " ما " بود
ما آرزو ميکنيم سفر خوبي به نيويورک داشته باشين
اين يک جور تنوعه براي شماها
و داشتم فکر ميکردم
براي ما هم يک تنوعيه
گوش کن چي ميگم براي ما تنوعه چون
حالا که شما دارين ميرين
شماها
يک زوج فوق العاده زيبا و محشر بودين
و
حالا ما
جاي شما رو پر ميکنيم
چون فقط ما مونديم
اين خيلي خيلي هيجان انگيزه
بهتون قول ميدم
ما موفق ميشيم
من تاشا رو دوست دارم
فکر نکنم بفهمي چقدر
تو هم نميفهمي
من هم دوستت دارم
گمونم من
فقط ازتون ميخوام رو راست باشين
در مورد اتفاقي که داره ميفته
آليس به جون تو قسم ميخورم هيچ اتفاقي بين ما نيفتاده
ميدونم هيچ اتفاقي بينتون نيفتاده
فيزيکي
مطمئنم حتي براي خودتون هم اعتراف نکردين
ميدونم به نظر تو فکر کردن هم خيانته
مطمئنم نظر تو هم همينه
فقط در مورد احساستون صادق باشين
ظاهرا تحت کنترلتون نيست
من اينو نميپذيرم
بايد بپذيري
اون همه تمرينات نظامي نميتونه
کمکي به کنترل احساس آدم بکنه
دارم بهت فرصت ميدم که با من رو راست باشي
فقط بهم بگو باشه
حقيقت داره
من فقط از طرف خودم حرف ميزنم
فکر ميکنم من عاشق تاشا شدم
گفتم
ممنون
و لعنت به تو
خيلي شرمندم آليس
لعنت به تو بايد حرفم رو باور کني
اصلا نميخواستم اينطوري بشه
من براي هردوتون احترام زيادي قائلم
همينطور براي رابطتون
و اين دوستي برام قابل احترامه در ضمن
من اصلا
فکر نميکنم تاشا هم
چرا داره
برو تو آزادي
نه...نه...خداي من لطفا به خاطر من از هم جدا نشين
ما جدا نميشيم
اين کارو نکن وقتي ما سکس داريم
من چشمهام رو نميبندم
و يکي ديگه رو توي حموم تصور کنم
لعنت به تو بچه ها خواهش ميکنم نکنيد
شما همديگرو دوست دارين منو از زندگيتون حذف کنيد
همه چيز ميشه مثل روز اولش
ميشه لطفا خفه شي؟ فقط خفه شو
شما بايد يک فرصتي به هم بدين
فکر خوبيه چي رو امتحان کنيم؟
يعني چي؟ فقط امتحانش کنيد
اگه فردا ساعت 5:00 بهم زنگ نزدي
ميفهمم تصميمت رو گرفتي
در مورد چيزي که ميخواي
من هرگز اينطوري نشده بودم
آليس تو ميدوني من توي زندگيم با غرور و وظيفه شناسي زندگي کردم
من نميخوام به خاطر احساس وظيفه با من بموني
با من نمون به خاطر اينکه فکر ميکني اين کار درستيه
حرف نزن خفه شو
تنها کسي که من واقعا دوستش داشتم
به اندازه تاشا دينا بود
دينا فيربنکس؟
دينا هم قلبم رو شکست
اون قلبم رو شکست بعد هم مريض شد
جني اومده
بهتره بعدا اين بحث رو ادامه بديم
لازم نيست اصلا ادامش بديم
احمق نشو
من فقط ناراحت بودم
فکر نميکردم از خونم بندازيم بيرون
حس کردم ازم توقع داشتي
ازت بخوام بياي اينجا با من زندگي کني
من منتظر دعوت تو نبودم
هرگز چنين چيزي به ذهنم خطور نکرد
در اين صورت خيلي متاسفم
اما يک چيزو ميدوني؟
اگه هم چنين پيشنهادي ميدادي ميگفتم نه
اما خيلي خوب ميشد اگه ميگفتي
از چي داري فيلم ميگيري؟
يک فيلم براي قدرداني از بت و تينا
براي پارتي خداحافظي
خيلي هيجان انگيز ميشه
بايد ازم فيلم بگيري؟ آخه من خيلي از دوربين متنفرم
فکر خوبيه
دلم ميخواد از همه فيلم بگيرم
خيلي عالي ميشه
تو هم يک کاري بکني
حتما عاليه
مشروب ميخواي جني؟
نه فکر نکنم
يکم برام زوده
اما ممنون
هرگز براي مشروب زود نيست
من يکي ميخورم
هزار نفر برام نوار فرستادن
عاليه
اونها توي لوس آنجلس زندگي نميکنن
که تو اين فيلم باشن
بايد شروع کنيم
بهتره شماها يکم نزديک هم واستيد
که من بتونم
استخر رو هم بگيرم
و
تو هم يک چيزي بگي به افتخار تينا و بت
به سلامتي بت و تينا
اعتراف ميکنيم
اونها خيلي عوضي بودن
غير قابل نفوذ بودن
بعد از
بعد از يک مدتي من فهميدم
اونها اصلا آدمهاي افاده اي نيستن
فقط خيلي تو خودشون هستند متحد هستن
وقتي بيشتر با هم آشنا شديم
فهميدم چقدر آدمهاي خوبي هستند
واقعا ماه
بهشون ميگم خانواده
بيشتر از يک دوست و کمتر از خانواده
اگه جاي تو بودم نميرفتم بالا
چرا؟ چون اون نرده ها امنيت نداره
ويزي گفته مياد امشب درستش ميکنه
نذار انجي بره نزديک اونجا خطرناکه
نگران نباش
شما دوتا ميخواين چيکار کنيد؟
با دوتا آژانس حضانت کودک
که براي همجنس گراها خدمات ميدن
قرارداد بستيم
منتظر ميشيم تا يکي ديگه انتخابمون کنه
مکس چطوره؟
نه چرا نه؟
چي؟
عاليه
اون چيزي داره که شما دنبالشين
ما که در مورد ماشين دست دوم حرف نميزنيم کيت
من فکر ميکنم
داره با شرايطش کنار مياد
آمادست براي پدر شدن
بذار يک چيز ديگه ازت بپرسم؟
چي؟
شما يهو چتون شد که تصميم گرفتيد
برين به نيويورک؟ ميدوني قضيه چيه؟
تينا يک کار جديد پيدا کرده
اما تو هم يک گالري جديد باز کردي
که با تمام وجود براش زحمت کشيدي
يک شريک کاري جديد داري
يک خونه زيبا با دکوراسيون مدرن
ميشه يک چيزي بهت بگم پيش خودت بمونه؟
البته
دوست دارم هر چه زودتر از اينجا برم
خسته شدم از اينکه همه به کار هم کار دارن
دقيقا دلت ميخواد به کدوم کارت کار نداشته باشن؟
ميخوام جني شکتور سرش به کار خودش باشه
اينو ميخوام
اين اتفاقي بود که افتاد
کلي ونتمورت به من پيشنهاد سکس داد
يادته اون شب بعد از مراسم افتتاحيه
اون اومد اينجا
بدون دعوت که جشن بگيريم
جني از پنجره ما رو ديده
چي ديده؟ چيکار ميکردين؟
هيچي اون هيچي نديده
کيت اون چيزي نديده اما قسم ميخورم
فکر ميکنه من با کلي سکس کردم
قسم ميخورم من با کلي رابطه ندارم
اما يک مشکل ديگه اينه که من به تينا
No comments yet. Be the first to leave one.