لومړۍ 160 کرښې.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
ماموریت سی و پنجم از تفریحگاه نهایت لذت را ببرید
!استراحتگاه
!هوپ
و یه فرود خفن
اینقدر بپر بپر نکن. میفتی
خوشحالم که این همه مامور سرویس امنیت ملی دنبال پیدا کردن بمب گذار هستن
ولی همش حس میکنم بهم زل زدن و بدجوری حواسمو پرت میکنه
بابا
شنیدم تو همچین مواقعی
باباهای معمولی هم با دختراشون بپر بپر میکنن و خوش میگذرونن
!بیا نهایت لذت رو از این تفریحگاه ببریم
بابا یه پا هالوئه
!مامان
...یور سان
!مامان
پیاممون رو گرفتی؟
آره
امروز بهم مرخصی دادن
انگار صورتت یکمی ورم کرده
چی؟
متوجه شد
حالت خوبه؟
...اوه، چیزه
زوجی که مسئول سرگرم کردنشون بودیم ...با هم دعواشون شد
...وقتی داشتم از هم جداشون میکردم
...که اینطور
...پس قرارداد
آره، بهم خورد
ولی ما هر کاری میتونستیم کردیم
و در نهایت، اون زوج لبخند به لبشون اومد
!برای همین از نتیجه راضیم
که اینطور
مامان امروز میتونی بازی کنی؟
!آره !بیا یه عالمه بازی کنیم
!بریم خوش بگذرونیم
!بریم کیف کنیم
!شبیه بوند هستن
اینجا همه چی در صلح و آرامشه
درسته
هرچند تو اون کشتی وضعیت خیلی شوم بود
امیدوارم همچین روزهای آرومی تا ابد ادامه پیدا کنن
...و برای محقق کردنش، من
!بابا! مامان
میخوام برم تو اقیانوس ماهیها رو تماشا کنم
چی؟! برای اون باید مایو بپوشی، نه؟
بد شد... اگه زخم روی سینهام رو ببینن نمیتونم قضیه رو رفع و رجوع کنم
آه، ممکنه خوراک کوسهها بشیم اینو بیخیال بشیم
...چی؟! ولی
اوه، با این لباس شنا شاید بتونم مخفیش کنم
بیا امتحانش کنیم، آنیا سان
.نگران نباش هیچ کوسهای نیست
حتی اگه کوسهای باشه مخفیانه به حسابشون میرسم
!ماشیها یلی بوشگولن
ماهیها خیلی خوشگلن
!آره. یلی خومزهان
آره. خیلی خوشمزهاند
!آنیا میخواد موج سواری کنه
!بزن بریم
!داره یه موج بزرگ میاد، آنیا سان
!حله
یه کوچولو هلت میدم
!برو
گندش بزنن! تازه ماموریتم تموم شده !هنوز رو قدرتم کنترل ندارم
!وای
!خوبی، آنیا سان؟
!دوباره میخوام !دوباره میخوام
!خیلی هیجان داره
نمیشه
!ببخشید! خیلی ببخشید
!کلی بازی کردیم
!واقعا کلی بازی کردیم
دیگه کم کم داره وقت رفتن میشه باید به کشتی برگردیم
درسته
...اوه
بدون اینکه پلک رو هم بذارم و استراحت کنم همش مبارزه کردم، یهویی خیلی خوابم گرفته
چی... یور سان؟
بابا... آنیا هم خوابش میاد
خسته ست
!هان؟
حالا آنیا یه چیزی، ولی یور سان؟
انگار کارش خیلی سنگین بوده
با این حال، نهایت تلاشش رو کرد ...تا با درخواستهای آنیا همراهی کنه
خسته نباشی
سوغاتی
« دیجی موویز »
...در حادثه کشتی لورلی
با اینکه موضوع عمومی نشده
ظاهرا، تعداد زیادی از مسافران گم شدن
همهشون هویت خارجی داشتن
یه سری چهرههای مشکوک بین مسافرا دیدم
اگه کسی در ایجاد درگیری بین شرق و غرب نقش داشته باشه
باید درموردشون تحقیق کنیم
ظاهرا سرویس امنیت ملی فکر میکنه پای کشور دیگهای در میان باشه
هرچند، مطمئنم تمام شواهد و مدارک این اتفاق رو از بین میبرن
ما فقط مراقب افراطیهای اوستانیا هستیم
این قضیه شامل استریکس هم میشه پس رو کمکت حساب میکنم
متوجه شدم
...خب
به جز قضیه بمب گذاری، تعطیلات چطور گذشت؟
آنیا کوچولو خوشحال بود؟
دیگه تعطیلات واسم بسه از ماموریتهای عادی کمرشکنتر بود
اصلا نمیدونم زیادی باهوشه یا ناشی
ماموریت سی و پنجم پز دادن درمورد تعطیلات
صبح بخیر
اوه، سنپای. برگشتی؟
!وای، یور سنپای. انصاف نبود که فقط تو رفتی
سوغاتی من از کشتی کجاست؟
رای سرگرم کردن مهمونها رفته بود
آره. یه سری سوغاتی قشنگ توی کشتی پیدا کردم
!بفرمایید
این... دیگه چیه؟
یه دسته کلید اسکلته
.وای. خیلی داغونه عمرا اینو نمیخوام
چرا سلیقهات اینطوریه؟
...معمولا، آدما برای همکارهاشون شراب
خوراکی یا همچین چیزایی به عنوان سوغاتی میارن، نه؟
!وای، اینطوریه؟
بابا اینو واسم نخرید مامان، اینو واسم بخر
بهش گفتم که واسش میخرم، نگفتم؟
چقدر باحاله، آنیا سان
از این برای کامیلا سان و بقیه سوغاتی میگیرم
چه خاکی به سرم کنم؟
لوید سان برای یوری یه مقدار خوراکی گرفت اونا رو بهشون بدم؟
ولی برای همه کافی نیست
خب... توقع دیگهای هم از تو نداشتم
چی؟ مطمئنا شراب بهتر بود
اینو میدم به بچهام
!جست، جست، لا، لا، لا
...لا، لا، لا، لا، لا
انگار کیفت کوکه، یوری
درمورد خواهرت اتفاقی افتاده؟
تعجب کردم که فهمیدی به خواهرم مربوطه
علم غیب داری؟
شاید
!خواهرم از سفر کاریش برگشته
!بعد از کار قراره یه سر به خونهی خواهرم بزنم
!بعد مدتها قراره خواهرمو ببینم !خواهری! خواهری! خواهری
...ولی اگه خواهرم برگشته، یعنی
اونم برگشته
این باید خوب باشه
هر دفعه که برادرش میاد آماده کردن این چیزا کلی دردسر داره
ولی با وجود اینکه از اقوامه
افسر سرویس امنیت ملی، دشمن اصلی وایزه
اگه حتی یه کوچولو بیدقتی کنم ممکنه برام گرون تموم بشه
اگه بالشها رو بهم نزدیکتر کنم متقاعد کنندهتر به نظر میاد
باید عکسهای خانوادگی جدید بیشتری هم اضافه کنم
شاید بد نباشه محض اطمینان لباس خوابهای جفت هم آماده کنم
هی، تو تعطیلات جایی رفتی؟
من رفتم موزهی هنر کارهای پیکاسو رو دیدم
من رفتم سالن اپرا و یه اجرای ارکسترا دیدم
چه باحال
!روز خوش، آنیا چان
صبح عالی متعالی
یکمی برنزه شدی. جایی رفته بودی؟
مطمئنی میخوای بپرسی، خانم کوچولو؟
داستانش مفصله، ولی آره رفته بودم اقیانوس
یه ماجراجویی افسانهای بود
داره ادای کی رو در میاره؟
...آنیا سوار
No comments yet. Be the first to leave one.