Lovers of the Red Sky

Lovers of the Red Sky (홍천기)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

Specials

د خپرونې معلومات

홍천기 Lovers Of Red Sky E15 HD❤️(Barcode)❤️
د لخوا تبصره Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

تګونه

HD
په خپور شو: 2021-10-25
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

❤️تیم ترجمه ی بارکد❤️ مترجمین = Atimin, Mahi, Cma, Negarrin

آخرین قدمه

اومدی

عالیجناب

...این

واقعا شمایید؟

درسته

عالیجناب

به نظر میاد حالتون بهتر شده. خیالم راحت شد

چهره ات حسابی بی رنگ و رو شده

مشخصه که بهت سخت گذشته

عالیجناب

...چرا توی جعبه درخواست وولسونگ دانگ

برام پیغام گذاشتید؟

خبر داشتید که من ایل وولسونگ ام؟

...کسی که برای وولسونگ دانگ پیغام گذاشته بود

من بودم

شاهزاده یانگ میونگ

...مدتی میشد که از زندگی دومت با اسم ایل وولسونگ

خبر داشتم

در مراسم مهر و موم 20 سال پیش

و بعد از مراسم ایجاد باران

تو مدام دنبال فرصتی برای انتقام بودی

از این هم خبر داشتم چون بازرس مرحوم بهم خبرش رو رسونده بود

اگر از همه چی خبر داشتید پس چرا جلوم رو نگرفتید؟

الان وقت گفتن حقایقه

بعد از فوت پدرم

به خاطر خشکسالی و قحطی طولانی مدتی که در کشور وجود داشت، درگیر بودم

خبر نداشتم که

پدرم دستور قتل پدرت رو صادر کرده

...چه طور می خواین این رو

باور کنم؟

روزی که پدرت کشته شد

بازرس هم اون جا بود و اون بود که بهم خبر داد

ها سونگ جین مرده

...و اون

کار شیطان بود

منظورم شیطانیه که داخل بدنته

من جونم رو برای مهر و موم شیطان به خطر انداختم

و پسرم برای این که باران بباره چشم هاش رو فدا کرد

و این چیزیه که در عوضش میگیریم؟

پدر

پدرت سعی داشت شیطان رو از بدنت بیرون بکشه

زود باش گورت رو گم کن

...ولی شیطان بیدار شد

...اوم مانی پادمه

و اون رو کشت

...این نمی تونه حقیقت داشته باشه. این

ها رام

پسرم

...از بدن پسرم

برو بیرون

نه

بعد از اون روز

من فرمان پدرم رو باطل کردم و تو رو به قصر آوردم

تا راهی برای مراقبت از تو و اطرافیانت

و همین طور راهی برای مهر و موم شیطان پیدا کنم

...من

...من کاری به وحشتناکی

کشتن پدر خودم انجام دادم؟

اون اتفاق تقصیر تو نبود

این انرژی شیطانی درونت بود که اون رو کشت

نه، نه، حقیقت نداره

همچین چیزی امکان نداره

دارید دروغ میگید عالیجناب

محقق ها آروم باش

امکان نداره

...خون روی لباس من

خون پدرم بود که با شمشیر بازرس ریخته شده بود

بله

...این چیزیه که تمام عمر

باور داشتی

...خیلی جوون بودی و من نتونستم خودم رو راضی کنم

که حقیقت رو بهت بگم

هرچند که حقیقت همین بود

ها رام

سامشین بزرگ

...خواهش می کنم

بهش کمک کن

این اتفاق به دست تقدیر افتاد و ما هم نمی تونیم چیزی رو تغییر بدیم

...اما من تا آخر عمر

برای خانواده ات جبرانش می کنم

...همین طور

تا وقتی که زنده باشم

...با شیطان می جنگم تا دوباره

هیچوقت همچین اتفاقی نیفته

بهت قول میدم

من هم ازت معذرت می خوام

...اتفاقی که برای پدرت افتاد

اصلا تقصیر تو نبود

خواهش می کنم نه.. باید هنوز وقت باشه

چیزی که شاهزاده جوهیانگ میخواد، منم

وای خدا. یعنی چی میشه؟

چه وحشتناک

چی سرشون میاد؟

انگار نقاش هونگ قرار نیست پیداش بشه

اعدام رو شروع کنین

چی؟

استاد چوی

استاد چوی

استاد چوی - وای خدای من -

استاد چوی

نه! دست نگه دارین

دست نگه دارین

چونگی - خواهش می کنم دست نگه دارین شاهزاده -

چونگی! از اینجا برو! فرار کن

اومدی

می دونستم از درموندگی پیدات میشه

چرا این کار رو می کنین؟

ولشون کنین برن

تو چرا مدام من رو عصبانی می کنی؟

شما پدرم رو کشتین

چند نفر دیگه رو هم می خواین بکشین؟

پدرت به خاطر فرار کردنت بود که مرد

...اگه تمام این ها هم امروز بمیرن، باز هم

به خاطر توئه

...خوب تماشا کن که وقتی از فرمان من سر پیچی کنی

چه اتفاقی میفته

تو یه هیولایی! اصلا انسان نیستی

از خدایان نمی ترسی؟

..من خودم

خدام

این کار رو نکن

به دستور پادشاه سریعا دست نگه دارید

یا خدا - پادشاه؟ -

عالیجناب

عالیجناب

پدر

با چه جراتی این کار رو کردی؟

ای احمق

باید از جنایات خودت آگاه باشی

این معرکه رو جمع کنید و آزادشون کنید

بله

شاهزاده جوهیانگ. سریع به قصر برگرد

فرمان پادشاه رو شنیدید! زود باشید برید

بله - بله -

بازشون کنین

بله - بله -

وای خدا - ما در امانیم -

استاد چوی - چونگی -

چونگی - استاد چوی -

دردسرساز - حالتون خوبه؟ -

چونگی. صدمه که ندیدی؟

غذات رو می خوردی؟

...من خوبم. کم مونده بود بمیرین

اون وقت نگران غذا خوردن منی؟

سرنوشت من یه عمر طولانیه

دیگه چه حرفی مونده که بزنیم؟

همه مون زنده ایم و پیش هم

چرا اومدی؟

اگه پیدات نمیشد نمی تونست ما رو بکشه

نخیر. من که حسابی ام ممنونتم دردسرساز

محل حرفای این نده. من از این که اومدی خیلی ممنونم

خیلی متاسفم. ممنونم که طاقت آوردین

چیزی نیست - چونگی -

خوشحالم که همه تون سالمین

ممنونم - ممنونم -

ای خدا

ممنون

بهتون مدیونیم - ممنون -

ممنونم

ممنونم ارباب

نه

تو جونت رو به خطر انداختی و اومدی اینجا تو بودی که نجاتشون دادی

...پس اونو

چه بلایی سرش اومد؟

موقع فرار از اقامتگاه شاهزاده جوهیانگ

... زخمی شدن

و کمی بعدش فوت کردن

وای خدایا

وای

خدای من

چونگی

خدای من

...وای

ارباب با پادشاه صحبت کرد و به نجات نقاش هونگ اومد

یعنی رفته طرف دشمنش؟

واقعا نظرتون عوض شده؟

وای

بابا

بابات به خاطر فرار کردن تو مرد

...اگه تمام آدم های اینجا، امروز بمیرن

این هم تقصیر توعه

چونگی بیچاره من

...به خاطر مراقبت از پدر مریضت

خیلی سختی کشیدی

بابا بیدار شو

بابا، بابا بیدار شو، بابا

ارباب

بانو، خوابت نمیره؟

نه

...بابام

به خاطر من مرد

...بابای من

وقتی ده سالم بود، فوت کرد

...فکر میکردم که پادشاه

به افسرش دستور داده که اون رو بکشه

...برای همین قسم خوردم که

دقیقا همین کار رو با تمام اون آدم ها بکنم

سال های زیادی داشتم آماده انتقام میشدم

More Farsi Persian subtitles for Lovers of the Red Sky

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left