لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
من تو رو از اینجا میارم بیرون، ولی یه شرط داره.
باید برام کار کنی.
اول میریم دخترمو تو یه مراسم تماشا می کنیم،
بعد در مورد انتخاب های زندگیت صحبت می کنیم.
تو تصمیم های بد زیادی گرفتی.
و ببین چی سرت اومده.
'اروس'، داری به من گوش میدی؟
خیلی خب. بریم.
بیا.
من خیلی نگران اتفاقاتی هستم که برای 'Reese' میفته.
یه نفر ماه هاست داره تعقیبش می کنه، و این باید متوقف بشه.
پس این کار توئه.
تو باید مراقبش باشی و مطمئن بشی که هیچ اتفاقی براش نمیفته.
میدونم نصف اتفاقاتی که داره میفته رو بهم نمیگه،
چون اون اینطوریه، مغرور و لجباز.
ولی میتونم ببینم که داره بهش فشار میاد.
فکر می کنم تو واقعاً می تونی به دخترم کمک کنی.
و من می تونم به تو کمک کنم.
حالا منو پایین بیار، و میدونی دوباره کجا برمی گردی.
'اروس'.
'اروس'، داری به من گوش میدی؟
مواظب باش!
تاثیر بد.
یه نفر تو اون نورافکن دست برده.
مسئله اینه که،
فقط چند اینچ با خرد شدن سر دخترم فاصله داشت.
فهمیدی؟
ببخشید؟
اون راه رو نرو، رفیق.
فهمیدی؟
شب بخیر.
لعنتی های انگلیسی.
آره، اون رفت اونجا، منو از زندان درآورد...
ام... گفت که اون، اه... میخواد بهم کمک کنه.
منظورم اینه، با چی بهت کمک کنه؟
تو قرار بود به هر حال سه ماه دیگه بیای بیرون.
خب، من چی میدونم؟ ام...
در واقع این منم که دارم بهش کمک می کنم.
رفتیم به این سالن، خیلی شیک و مجلل و اینا.
خیلی باحال بود.
-ام؟ -بعد یه دقیقه نشستیم.
یه دختر میاد بیرون، یه دفعه، داره میرقصه...
یه رقصنده لعنتی فوق العاده، واقعا.
داشت این کارو می کرد--
اون خوب بود. اون یه رقصنده عالی بود. نخند.
من اینجا جدی ام.
و بعد متوجه یه... یه کابل شل لعنتی میشم.
خخخ، مثل همیشه تیزبین، رفیق.
پس من خودمو روش پرت می کنم.
ها؟ چی؟ خودتو روش پرت کردی؟
من خودمو پرت کردم تا نجاتش بدم.
عیسی، 'پیتون'. چه خبرته؟
-برای نجاتش، لعنتی. برای نجاتش. -شوخی می کنم، احمق.
تو داری به من میگی که تو، بعد از اون ماجرا،
تصمیم گرفتی مثل یه یاغی فرار کنی؟
آره. آره، داداش، آره.
من این کارو کردم. مثل یه واکنش بود. نمی دونم.
فکر کردم میخوان منو مقصر بدونن یا هرچی.
آدمای پولدار بعضی وقتا دیوونه میشن.
یه دقیقه صبر کن. پس بابای پولدارت هنوزم داره سعی می کنه بهت کمک کنه؟
یا فقط سفرهای جاده ای به تئاتر؟ فقط می پرسم، میدونی؟
خب، آره. اون داره بهم کار میده، درسته؟
این تنها راهی بود که می تونست منو از زندان دربیاره.
ما سه تا باید شغل های معمولی داشته باشیم اگه بخوایم 'سیمون' رو به خونه برگردونیم.
منظورم اینه، اون حداقل می تونست شغل رو توضیح بده، میدونی؟
منظورم اینه... چقدر گذشته؟ ام، چهار سال از آخرین باری که ازش خبر داشتی؟
-درسته؟ -'پیتون'، گوش کن. شروع نکن، باشه؟
یه شغل، آره.
یه شغل کوچیک.
یه شغل کو...چیک.
-شغل کوچیک. -تو حرومزاده ای!
فکر می کنی خیلی باحالی، هان؟
-درسته؟ -درسته.
آره، باشه.
-باشه، باشه. -باشه، باشه.
ام-هوم.
اییی. اوه.
-بیا عزیزم. -اه.
-اینطوری خیلی سالم ترن. -ممنون.
ولی چرا آخه؟
منظورم اینه، این "بحران 50 سالگیه".
چهل و نه، دختر جون.
من به اندازه کافی پیر هستم. دیگه گرد نکن.
چه خبر؟
باشه. می خواستم امشب بهت بگم، ولی اون یکم زودتر رسید.
-من راه حل مشکلت رو پیدا کردم. -این مشکل منه، نه تو.
-به من اعتماد کن. -نه!
این یه ایده فوق العاده است.
این چیزیه که همه در مورد ایده های بدشون میگن.
بابا، لطفا!
بیا... گوش کن!
جدی میگم، اون مرد داره دیوونه میشه. مثل اینکه، کاملا دیوونه.
کاملا.
سلام.
این... این چیه؟
خب، این یه آدمه.
و از این به بعد،
اون قراره هر جا میری همراهیت کنه تا ازت محافظت کنه.
اه... بابا، بیخیال. باورم نمیشه یه... یه محافظ استخدام کردی.
نه، 'ریس'. اون محافظ نیست.
اون فقط قراره مراقبت باشه
و مطمئن بشه که هیچ آسیبی بهت نمیرسه، همین.
این دقیقا تعریف یه محافظ شخصیه، بابا.
'اروس'، این دخترمه، 'ریس'.
-'ریس'، این 'اروس'ه. -ام.
راستی...
'اروس' تو رو از اون نورافکن نجات داد اون شب،
پس یه تشکر کوچولو بد نیست.
"نجات داد"؟
خدایا، شما مردا همه روانی هستین.
من رفتم، باشه؟
کی دست از این رفتارا برمیداری که انگار بچه ام؟
ام.
و... این دخترمه.
اوف.
حتی بهش فکر هم نکن.
همینه که هست. هان؟
بچه لوس.
صبح بخیر.
تو دانشجوی جدیدمونی، درسته؟
هی تو!
تو بچه جدیدی، درسته؟
آره.
خیلی خب.
فرانسوی حرف نمیزنی؟
نه، نمیزنم.
اسمت چیه، لطفا؟
'اروس'.
عجب اسمی.
مگه یه کلاس مخصوص برای اون نیست؟ اون باعث میشه همه ما عقب بمونیم.
نگران نباش، 'رائول'. شروع کنیم.
امروز، بیاید فصل 13 رو بررسی کنیم.
عقل گرایی قاره ای. 'دکارت'.
میشه یکم فاصله بگیری، اگه میشه؟
زندگیم به اندازه کافی بد بود. فقط باعث نشو که این خودکشی اجتماعی من باشه.
"خودکشی اجتماعی"؟ به نظر شاعرانه میاد، میدونی؟
این دستبندی که مامانم برای سفرمون به نیویورک برام خرید رو ببین.
-این 'کارتیه' است. -'کارتیه'؟
-اوه، وای! -خیلی قشنگه.
-خیلی زیباست. -خیلی باحاله.
چه خبر؟
'ریس'، لطفا ناراحت نشو،
ولی دارن در مورد تو و محافظت میم میسازن.
محافظ.
هی، نگران نباش. شاید کسی ندیده باشه.
ببین، میتونست بدتر از این باشه.
میتونست بدتر از این باشه.
میتونستی یه آدم زشت داشته باشی که 24 ساعته سایه به سایه دنبالت باشه.
حالت خوبه؟
خوش شانسی که من اهل پسرا نیستم.
آخه اون خیلی جذابه. بیخیال. مثلا...
بچه ها، اون هیکل خوبی داره، ولی خیلی مشکوکه.
-و اینکه، اسمش. 'اروس'. چه کوفتیه؟ -سلام!
'اروس'.
چه کلیشه ای.
امکان نداره. شروع نکن، لطفا.
"...با حضور آرامش بخش و در عین حال آشفته ات در ذهن."
"اوه! مقاومت ناپذیر! خیلی مقاومت ناپذیر!"
"وای خدای من!"
بیاید قبول کنیم، از نظر عینی، اون دقیقا تیپ منه.
درسته. چون، از نظر عینی، همه تیپ تو هستن.
-چه غلطی داری میکنی؟! -هیس!
وای خدای من. اون...
هیس!
اگه منو به جشن تولدت دعوت نکنی،
منم تو رو به جشن تولد خودم دعوت نمیکنم.
عالیه. معامله شد.
تنها چیزی که میخوام اینه که دوست دختر سابقم، که قلبمو شکسته،
منو به جشنش دعوت کنه، همین.
میشه لطفا بذاری من بخونم؟
مشکلت چیه؟ هان؟
و یادتون باشه، دخترا، چون من حرفمو تکرار نمیکنم.
باید اینو جدی بگیرید اگه میخواید وارد گروه رقص بشید.
باشه؟ خیلی خب؟ بریم.
دخترا، اون طرف در رو نگاه کنید.
ساکت باشید، دخترا. چه خبره؟
بیا، بریم.
'ریس'، تو امروز شروع میکنی. بریم.
'ریس'.
بیا، 'ریس'.
'ریس'.
بیا. بعدی.
چیکار کردی؟
ببخشید؟
چیکار کردی که باعث شد اونا اذیتت کنن؟
هیچی. من هیچ کاری نکردم.
و فقط برای اینکه بدونی، من نیفتادم. اونا کفش های باله منو پاره کردن.
احمق.
چیزی که میخوام بدونم اینه.
چرا بابام یه آدم الکی رو تو خونه من گذاشته؟
میدونی، من اونقدرام الکی نیستم.
درسته.
خب، تو کی هستی؟ برام جور در نمیاد.
چرا بابام باید یه نفر هم سن و سال منو استخدام کنه که حواسش به من باشه؟
گوش کن، شاید من یکم الکی باشم، ولی من از تو بزرگترم.
چهار سال بزرگتر.
وقتی بچه بودم پدر و مادرم فوت کردن.
تو یه تصادف.
و مطمئن نیستم که بدونی، ولی بابات به یه خیریه کمک میکنه.
No comments yet. Be the first to leave one.