Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

理系が恋に落ちたので証明してみた。

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Abbott Elementary S01E04 720p WEB h264-KOGi
Abbott Elementary S01E04 1080p WEB h264-KOGi
Abbott Elementary S01E04 720p WEB-DL x264 PaHe
Abbott Elementary S01E04 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
Abbott Elementary S01E04 720p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Abbott Elementary S01E04 1080p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
د لخوا تبصره Bahador18B
🔴‫🔴 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 | 𝟑𝟎𝐧𝐚𝐦𝐚

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
webrip
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2022-04-20
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫خب، حالا کلمۀ بعدی: «باش».

‫باش.

‫درسته، که معنیش می‌شه: «باشه».

‫بچه‌های اینجا زیاد از اصطلاحات ‫عامیانۀ فیلادلفیا استفاده می‌کنن...

‫که ما بهش می‌گیم «زبون عامیانۀ فیلی».

‫پس می‌خوام اون‌ها رو به ‫«کلمات دیداری» تبدیل کنم...

‫که کلماتی هستن که ‫بچه‌‌ها می‌تونن بدون...

‫بخش کردن اون‌ها رو تلفظ کنن.

‫مثلاً «سر» یعنی «پسر».

‫پس مثلاً می‌گم...

‫از یه «سر» خوشم میاد.

‫یا «سـر با جهان آشنا می‌شه» ‫سریال مورد علاقه‌‌مه.

‫«استیک و پنیر.»

‫استیک و پنیر.

‫و حالا می‌رسیم به «سر».

‫سر.

‫درسته. بعضی‌وقت‌ها هم ‫با یه حرف کمتر نوشته می‌شه...

‫که جالبه.

‫تو این کلاس چه خبره؟

‫سلام، خانم هاوارد.

‫دارم به بچه‌‌ها چند تا «کلمۀ دیداری» یاد می‌دم.

‫ابزار آموزشی مفیدی‌ایه، ‫چون این بچه‌‌ها از این...

‫- چیزها... ‫- چیزها دائماً استفاده می‌کنن.

‫تو داری اصل آواشناسی که برای بچه‌ها...

‫لازمه رو کنار می‌ذاری.

‫اینجا کلاس درسه، نه ساندویچی سر کوچه.

‫ایناها... ساندویچ.

‫ساندویچ.

‫خب روی تخته بود، پس...

‫خیلی خب، بچه‌‌ها.

‫بریم سراغ «سالمند»، یه کلمه‌ست.

‫«سالمند».

‫این جوونک‌ها احترام سرشون نمی‌شه.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫«کاری از بـهـادر» ‫«Bahador_Sub@»

‫گفتن که... دارن. ببین.

‫- ببخشید. ببخشید. ‫- چه خبرا، خدمۀ آموزش ابت؟

‫لعنت، آخرین باری ‫که انقدر زود بیدار شدم...

‫واسه این بود که به پستچی فحش بدم.

‫خیلی قبض برام میاره، خوشم نمیاد.

‫فکر می‌کردم صبحونه هم هست.

‫خودت رو نزن به اون راه، ‫مگه این جعبه‌های کوچیک غلات رو...

‫نمی‌بینی که اینجان؟

‫خب گوش کنین.

‫خانم مدیر کل مورد علاقه‌تون که من باشم...

‫یه فناوری‌ یادگیری جدید فراهم کرده...

‫که به دانش‌آموزها برای روخونی کمک می‌کنه.

‫خب، منطقه اجباری کرده.

‫در تمام شهر باید استفاده بشه.

‫اینجا چی کار می‌کنی؟

‫برای معلم‌های کلاس ششم تا هشتم نیست.

‫برای همراهی با بقیه اومدم...

‫و اینم صبحونۀ‌‌ خوشمزه‌‌ایه.

‫بچه‌‌ها، درمورد این خوندم...

‫و با این نرم‌افزار، سطح دانش‌آموزهامون...

‫خیلی بالا می‌ره.

‫منظورم اینه که شاگردهامون به سرعت نور...

‫خوندن رو یاد می‌گیرن.

‫خب، من شخصاً، ‫روش‌های آزمایش‌شده و واقعی رو به...

‫هر چرت‌‌‌و‌‌پرت دیگه‌ای ترجیح می‌دم.

‫یعنی من هنوز برنامه‌ای ندیدم که...

‫بتونه جوری که من درس می‌دم ‫چیزی رو به بچه‌ها یاد بده.

‫خب، آموزش به روش قدیمی ‌عالیه...

‫ولی این چرت‌وپرت جدید ‫می‌تونه یه ابزار کمکی مفید باشه.

‫آره، بعضی‌وقت‌ها فناوری به کار میاد.

‫مثلاً زمانی که چند سالی شده ‫که با هیچ مردی نبودی.

‫معلم موقت‌ها هم باید از این استفاده کنن؟

‫فکر می‌کردم قراره اکثر اوقات فیلم‌های ‫پیکسار رو برای بچه‌ها پخش کنم.

‫بچه‌‌ها، تمام حرفم اینه که ‫باید بدون تعصب به این نگاه کنیم.

‫وقتی بچه بودم یه ‌سایت عالی ‫به نام «الف‌ تا‌ ی‌3‌2‌1» بود...

‫که خوندن رو ازش یاد گرفتم.

‫پدر و مادرم اصلاً نبودن که بخوان یادم بدن.

‫خودم دستشویی رفتن رو یاد گرفتم.

‫زیاد اطلاعات دادم.

‫خب، من لازم ندارم یه زاکربرن جوون...

‫زاکربرگ.

‫یه بچه که تازه جوش بلوغ زده از حمایت فنی...

‫- بخش پشتیبانی فنی. ‫- بهم بگه که چه‌جوری درس بدم!

‫صبح بخیر.

‫معلم فناوری شمایی؟

‫خود خودمم.

‫نمی‌تونن ما پیرها رو خونه‌نشنین کنن، مگه نه؟

‫خیلی خب، چیزی که ‫امروز به شما ارائه می‌کنم...

‫کلاس‌های درس شما رو متحول می‌کنه.

‫نه تنها در آموزش خوندن به ‫دانش‌آموزان کمک می‌کنه...

‫بلکه پیشرفت دقیقه به دقیقۀ ‫اون‌ها رو هم گزارش می‌کنه...

‫که پایان هر روز مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیره.

‫و هر چی نتایج بهتر باشه، ‫بودجۀ بیشتری می‌گیریم...

‫- پس واقعاً به نفع ماست. ‫- اوهوم.

‫به هر کد‌‌وم از شما یکی از این‌ها می‌دیم.

‫تبلت جدید!

‫آره!

‫خب، برای ورود به قسمت ‫تجزیه و تحلیل باید با کی بخوابم؟

‫خیلی راحته واقعاً.

‫فقط از ابزار «نشان کردن» استفاده کن...

‫که غلط‌های تلفظی رو علامت بزنی...

‫از کلمات یه گروه درست کن، ‫حالا جدول رتبه‌بندی رو خروجی بگیر...

‫حالا می‌تونی ببینی چند درصد از ‫شاگردهات این کلمه رو اشتباه خوندن...

‫و این تعیین می‌کنه که کدوم ‫دانش‌آموزها در «ج.ه.ب»...

‫یا «جامعۀ هدف برای بهبود» قرار می‌گیرن.

‫کاری نداره، غمم نداره!

‫اوضاع چطوره، بارب؟

‫کاری نداره.

‫ ‫

‫آره، حتماً.

‫خیلی هیجان‌زده‌ام که باربارا خیلی گیج شده...

‫چون اینجوری من می‌تونم ‫درمورد یه چیزی بهش کمک کنم.

‫من هر روز کمک باربارا رو لازم دارم...

‫پس اگه بتونم یه بارم که ‫شده لطفش رو جبران کنم...

‫یعنی دیگه تازه‌کار نیستم...

‫اینجوری باهاش هم‌سطح می‌شم.

‫گرگوری. داداشی. داداجون.

‫آره، هنوز... ‫هنوز موندم چی صدات کنم.

‫چه خبر، مرد؟ ‫دنبال خامۀ قهوه می‌گردم.

‫- ببین، تو اینجا تازه‌واردی. ‫- یه ماهه که اینجام.

‫من دو سال سابقه دارم. ‫تو فکر این بودم که...

‫می‌تونم یه چیزهایی رو نشونت بدم.

‫نه، فقط دنبال...

‫خب، خانم کوپر رو می‌بینی که اونجا نشسته.

‫یک سال و نیمه که اینجام.

‫تمام این مدت باردار بوده.

‫من هیچی نمی‌پرسم.

‫حتی پودر خامه هم باشه کارم راه می‌افته.

‫اون خانم رابرتسونه.

‫حواست باشه، اینقدر حرف ‫می‌زنه که مخت رو می‌خوره.

‫و ملیسا رو هم که خودت می‌شناسی.

‫اون... از اون مدل آدم‌های جنوبی فیلی‌ـه.

‫ببخشید؟

‫راجع‌به من حرف می‌زنی؟

‫آره... من...

‫داشتم می‌گفتم...

‫که... از اون مدل جنوبی‌های فیلی‌ای.

‫- جنوب فیلی. ‫- درسته. آره.

‫منم همین رو گفتم. آره.

‫راستش اصلاً... جنوب بهترین قسمت...

‫شهر زیبای ماست.

‫عاشق اینم که شماها هر جایی ‫دلتون می‌خواد پارک ‌می‌‌کنین.

‫آره، باشه.

‫راستش همین‌ الان دارم ‫راجع‌به اتحادیه‌های‌ شهر...

‫اینکه تعداد زیادی‌شون...

‫در جنوب فیلی شروع به کار کردن، درس می‌‌دم.

‫نه بابا.

‫چند نفر رو می‌شناسم که ‫توی اون ماجراها نقش داشتن.

‫خوشحالم که این چیزها رو ‫به بچه‌‌ها یاد می‌دی.

‫آفرین.

‫همونطور که گفتم...

‫زن مرموزیه.

‫واسه همینه که من و تو ‫باید با هم باشیم، مرد.

‫می‌دونی؟ مثل قهوه و خامه.

‫خب، ورود.

‫وای. خوندن رو با این به بچه‌ها یاد بدیم؟

‫خودم به‌زور می‌تونم بخونمش.

‫کی این عکس رو از من گرفته؟

‫باربارا.

‫آخ... ببخشید.

‫کار با برنامۀ جدید چطوره؟

‫یاد گرفتنش یه‌کم سخته...

‫ولی کم‌کم داره دستم میاد.

‫باشه، خوبه.

‫فقط می‌خواستم ببینم که تو کار کردن ‫باهاش مشکلی نداشته باشی.

‫حتی منم که با این چیزها بزرگ شدم...

‫- بعضی‌وقت‌ها ازشون سر درنمیارم. ‫- باشه.

‫مثلاً نمی‌دونم چه‌جوری ‫کیف ‌پول ارز دیجیتالم رو گم کردم.

‫ولی تو یه از یه نسل دیگه‌ای...

‫پس اگه باهاش مشکلی داشته باشی...

‫کاملاً منطقی و قابل درکه.

‫شوخی می‌کنی؟

‫من خانم «تک»‌ام. ‫من عاشق تکنولوژی‌ام.

‫از اپل استور خرید می‌کنم. ‫نامۀ مجازی می‌گیرم.

‫حتی یه بار تسلا سوار شدم.

‫به همین زودی از دو تا درس اول جلو افتادم.

‫- وای. ‫- آره.

‫چه عالی. می‌تونم ببینم؟

‫- نه. ‫- اوه.

‫جنین، داری مزاحم شاگردهام می‌شی.

‫من... که آروم حرف می‌زنم.

‫کلاً...

‫حضورت مزاحمت ایجاد کرده.

‫پس اگه مسئله‌ای نیست، ‫لطف می‌کنی بری؟

‫تو جواب دادن به نامه‌های مجازیم ‫یه مقدار عقب افتادم.

‫باشه.

‫باربارا می‌گه مشکلی نداره...

‫ولی این برنامه واقعاً سخته.

‫فقط باربارا خیلی غرور داره...

‫پس منتظر می‌مونم تا خودش ‫بیاد و ازم کمک بخواد.

‫واسش لحظه‌شماری می‌کنم.

‫و اینجوری شد که کارگران صنفی و غیرصنفی...

‫متحد شدن و به شکل یک تیم واحد...

‫در حل بحران کار در ‫جنوب فیلی کمک کردن، خب؟

‫خب، حالا باید...

‫باید از «مخزن اسم‌ها» یه اسم برداریم...

‫من نمی‌فهمم.

‫عزیزم، منم همینطور.

‫خب، کاری که می‌کنم اینه...

‫به استفاده از روشی ‫که 30 ساله باهاش خوندن رو...

‫به شاگردهام یاد دادم، ادامه می‌دم.

‫هر اطلاعاتی که لازمه رو وارد اون برنامه می‌کنم...

‫و به کاری که تا الان می‌کردم ادامه می‌دم...

‫و بقیه هم حق ندارن ‫کاری به کارم داشته باشن.

‫هی، هیل.

More Farsi Persian subtitles for Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left