لومړۍ 200 کرښې.
خب، حالا کلمۀ بعدی: «باش».
باش.
درسته، که معنیش میشه: «باشه».
بچههای اینجا زیاد از اصطلاحات عامیانۀ فیلادلفیا استفاده میکنن...
که ما بهش میگیم «زبون عامیانۀ فیلی».
پس میخوام اونها رو به «کلمات دیداری» تبدیل کنم...
که کلماتی هستن که بچهها میتونن بدون...
بخش کردن اونها رو تلفظ کنن.
مثلاً «سر» یعنی «پسر».
پس مثلاً میگم...
از یه «سر» خوشم میاد.
یا «سـر با جهان آشنا میشه» سریال مورد علاقهمه.
«استیک و پنیر.»
استیک و پنیر.
و حالا میرسیم به «سر».
سر.
درسته. بعضیوقتها هم با یه حرف کمتر نوشته میشه...
که جالبه.
تو این کلاس چه خبره؟
سلام، خانم هاوارد.
دارم به بچهها چند تا «کلمۀ دیداری» یاد میدم.
ابزار آموزشی مفیدیایه، چون این بچهها از این...
- چیزها... - چیزها دائماً استفاده میکنن.
تو داری اصل آواشناسی که برای بچهها...
لازمه رو کنار میذاری.
اینجا کلاس درسه، نه ساندویچی سر کوچه.
ایناها... ساندویچ.
ساندویچ.
خب روی تخته بود، پس...
خیلی خب، بچهها.
بریم سراغ «سالمند»، یه کلمهست.
«سالمند».
این جوونکها احترام سرشون نمیشه.
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
«کاری از بـهـادر» «Bahador_Sub@»
گفتن که... دارن. ببین.
- ببخشید. ببخشید. - چه خبرا، خدمۀ آموزش ابت؟
لعنت، آخرین باری که انقدر زود بیدار شدم...
واسه این بود که به پستچی فحش بدم.
خیلی قبض برام میاره، خوشم نمیاد.
فکر میکردم صبحونه هم هست.
خودت رو نزن به اون راه، مگه این جعبههای کوچیک غلات رو...
نمیبینی که اینجان؟
خب گوش کنین.
خانم مدیر کل مورد علاقهتون که من باشم...
یه فناوری یادگیری جدید فراهم کرده...
که به دانشآموزها برای روخونی کمک میکنه.
خب، منطقه اجباری کرده.
در تمام شهر باید استفاده بشه.
اینجا چی کار میکنی؟
برای معلمهای کلاس ششم تا هشتم نیست.
برای همراهی با بقیه اومدم...
و اینم صبحونۀ خوشمزهایه.
بچهها، درمورد این خوندم...
و با این نرمافزار، سطح دانشآموزهامون...
خیلی بالا میره.
منظورم اینه که شاگردهامون به سرعت نور...
خوندن رو یاد میگیرن.
خب، من شخصاً، روشهای آزمایششده و واقعی رو به...
هر چرتوپرت دیگهای ترجیح میدم.
یعنی من هنوز برنامهای ندیدم که...
بتونه جوری که من درس میدم چیزی رو به بچهها یاد بده.
خب، آموزش به روش قدیمی عالیه...
ولی این چرتوپرت جدید میتونه یه ابزار کمکی مفید باشه.
آره، بعضیوقتها فناوری به کار میاد.
مثلاً زمانی که چند سالی شده که با هیچ مردی نبودی.
معلم موقتها هم باید از این استفاده کنن؟
فکر میکردم قراره اکثر اوقات فیلمهای پیکسار رو برای بچهها پخش کنم.
بچهها، تمام حرفم اینه که باید بدون تعصب به این نگاه کنیم.
وقتی بچه بودم یه سایت عالی به نام «الف تا ی321» بود...
که خوندن رو ازش یاد گرفتم.
پدر و مادرم اصلاً نبودن که بخوان یادم بدن.
خودم دستشویی رفتن رو یاد گرفتم.
زیاد اطلاعات دادم.
خب، من لازم ندارم یه زاکربرن جوون...
زاکربرگ.
یه بچه که تازه جوش بلوغ زده از حمایت فنی...
- بخش پشتیبانی فنی. - بهم بگه که چهجوری درس بدم!
صبح بخیر.
معلم فناوری شمایی؟
خود خودمم.
نمیتونن ما پیرها رو خونهنشنین کنن، مگه نه؟
خیلی خب، چیزی که امروز به شما ارائه میکنم...
کلاسهای درس شما رو متحول میکنه.
نه تنها در آموزش خوندن به دانشآموزان کمک میکنه...
بلکه پیشرفت دقیقه به دقیقۀ اونها رو هم گزارش میکنه...
که پایان هر روز مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیره.
و هر چی نتایج بهتر باشه، بودجۀ بیشتری میگیریم...
- پس واقعاً به نفع ماست. - اوهوم.
به هر کدوم از شما یکی از اینها میدیم.
تبلت جدید!
آره!
خب، برای ورود به قسمت تجزیه و تحلیل باید با کی بخوابم؟
خیلی راحته واقعاً.
فقط از ابزار «نشان کردن» استفاده کن...
که غلطهای تلفظی رو علامت بزنی...
از کلمات یه گروه درست کن، حالا جدول رتبهبندی رو خروجی بگیر...
حالا میتونی ببینی چند درصد از شاگردهات این کلمه رو اشتباه خوندن...
و این تعیین میکنه که کدوم دانشآموزها در «ج.ه.ب»...
یا «جامعۀ هدف برای بهبود» قرار میگیرن.
کاری نداره، غمم نداره!
اوضاع چطوره، بارب؟
کاری نداره.
آره، حتماً.
خیلی هیجانزدهام که باربارا خیلی گیج شده...
چون اینجوری من میتونم درمورد یه چیزی بهش کمک کنم.
من هر روز کمک باربارا رو لازم دارم...
پس اگه بتونم یه بارم که شده لطفش رو جبران کنم...
یعنی دیگه تازهکار نیستم...
اینجوری باهاش همسطح میشم.
گرگوری. داداشی. داداجون.
آره، هنوز... هنوز موندم چی صدات کنم.
چه خبر، مرد؟ دنبال خامۀ قهوه میگردم.
- ببین، تو اینجا تازهواردی. - یه ماهه که اینجام.
من دو سال سابقه دارم. تو فکر این بودم که...
میتونم یه چیزهایی رو نشونت بدم.
نه، فقط دنبال...
خب، خانم کوپر رو میبینی که اونجا نشسته.
یک سال و نیمه که اینجام.
تمام این مدت باردار بوده.
من هیچی نمیپرسم.
حتی پودر خامه هم باشه کارم راه میافته.
اون خانم رابرتسونه.
حواست باشه، اینقدر حرف میزنه که مخت رو میخوره.
و ملیسا رو هم که خودت میشناسی.
اون... از اون مدل آدمهای جنوبی فیلیـه.
ببخشید؟
راجعبه من حرف میزنی؟
آره... من...
داشتم میگفتم...
که... از اون مدل جنوبیهای فیلیای.
- جنوب فیلی. - درسته. آره.
منم همین رو گفتم. آره.
راستش اصلاً... جنوب بهترین قسمت...
شهر زیبای ماست.
عاشق اینم که شماها هر جایی دلتون میخواد پارک میکنین.
آره، باشه.
راستش همین الان دارم راجعبه اتحادیههای شهر...
اینکه تعداد زیادیشون...
در جنوب فیلی شروع به کار کردن، درس میدم.
نه بابا.
چند نفر رو میشناسم که توی اون ماجراها نقش داشتن.
خوشحالم که این چیزها رو به بچهها یاد میدی.
آفرین.
همونطور که گفتم...
زن مرموزیه.
واسه همینه که من و تو باید با هم باشیم، مرد.
میدونی؟ مثل قهوه و خامه.
خب، ورود.
وای. خوندن رو با این به بچهها یاد بدیم؟
خودم بهزور میتونم بخونمش.
کی این عکس رو از من گرفته؟
باربارا.
آخ... ببخشید.
کار با برنامۀ جدید چطوره؟
یاد گرفتنش یهکم سخته...
ولی کمکم داره دستم میاد.
باشه، خوبه.
فقط میخواستم ببینم که تو کار کردن باهاش مشکلی نداشته باشی.
حتی منم که با این چیزها بزرگ شدم...
- بعضیوقتها ازشون سر درنمیارم. - باشه.
مثلاً نمیدونم چهجوری کیف پول ارز دیجیتالم رو گم کردم.
ولی تو یه از یه نسل دیگهای...
پس اگه باهاش مشکلی داشته باشی...
کاملاً منطقی و قابل درکه.
شوخی میکنی؟
من خانم «تک»ام. من عاشق تکنولوژیام.
از اپل استور خرید میکنم. نامۀ مجازی میگیرم.
حتی یه بار تسلا سوار شدم.
به همین زودی از دو تا درس اول جلو افتادم.
- وای. - آره.
چه عالی. میتونم ببینم؟
- نه. - اوه.
جنین، داری مزاحم شاگردهام میشی.
من... که آروم حرف میزنم.
کلاً...
حضورت مزاحمت ایجاد کرده.
پس اگه مسئلهای نیست، لطف میکنی بری؟
تو جواب دادن به نامههای مجازیم یه مقدار عقب افتادم.
باشه.
باربارا میگه مشکلی نداره...
ولی این برنامه واقعاً سخته.
فقط باربارا خیلی غرور داره...
پس منتظر میمونم تا خودش بیاد و ازم کمک بخواد.
واسش لحظهشماری میکنم.
و اینجوری شد که کارگران صنفی و غیرصنفی...
متحد شدن و به شکل یک تیم واحد...
در حل بحران کار در جنوب فیلی کمک کردن، خب؟
خب، حالا باید...
باید از «مخزن اسمها» یه اسم برداریم...
من نمیفهمم.
عزیزم، منم همینطور.
خب، کاری که میکنم اینه...
به استفاده از روشی که 30 ساله باهاش خوندن رو...
به شاگردهام یاد دادم، ادامه میدم.
هر اطلاعاتی که لازمه رو وارد اون برنامه میکنم...
و به کاری که تا الان میکردم ادامه میدم...
و بقیه هم حق ندارن کاری به کارم داشته باشن.
هی، هیل.
No comments yet. Be the first to leave one.