Going Dutch

Going Dutch

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Going Dutch S02E08 Tinker Tailor Colonel Spy 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 8 Going Dutch 2025 زیرنویس فارسی سریال

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-03-18
ډاونلوډونه: 21
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

مگی، می‌دونم قبلاً گند زدم

اما الان آماده‌ام که باهات باشم

همه‌جوره پایه‌ام

خیلی دلم می‌خواد حرفت رو باور کنم

انجامش بده

چستر

هیچ دروغی ثبت نشد

اوه. اوه، ببخشید

برنامه‌مون برای امروز اینه؟

فکر کردم قراره بریم اون بستنی‌فروشی که با شیرِ بز بستنی درست می‌کنه

آره، همین فکرو می‌کرد. البته

برنامه‌ی امروز اینه. می‌خوام در حالی که به دستگاه دروغ‌سنج وصلی

ازات سوال بپرسم

مثلاً اینکه، این دفعه چه فرقی با بقیه دفعات داره؟

رفتم تراپی

راسته. تراپیِ «آیاواسکا»

هوم. داریم درباره‌ی ۱۲-۱۳ ساعت کارِ عمیق

توی یه خونه‌ درختی تو «ون نایز» حرف می‌زنیم

از کجا بدونم یهو غیبت نمی‌زنه؟

مگی، من واقعاً، واقعاً، واقعاً ازت خوشم می‌آد

راسته

واو

حالا بهم بگو چقدر جذبِ دوستام می‌شی

از یک تا ده؟

با «اما» شروع می‌کنیم

می‌شه با یکی دیگه شروع کنیم؟

خب، با ریک چطوری؟

آره، عالی پیش می‌ره. خیلی عالی

خب، «شاه» چی؟

من... نمی‌دونم شاه هم از من خوشش می‌اد یا نه، خب؟

ممکنه همش توهماتِ خودم باشه

اما می‌دونم چیزی که با ریک دارم واقعیه

آره، پسرِ خوبیه. خب. درسته

ریک برای الان خیلی خوبه

اوهوم. خب؟ ببین، بانمکه

و سرگرم‌کننده و راحته، و... احمقه

ولی این خوبه. می‌تونم بدون هیچ حواس‌پرتی‌ای

روی کارم تمرکز کنم

ما هم برات آرزوی موفقیت می‌کنیم، دعات می‌کنیم

برات شمع روشن می‌کنیم

هی، این ریک سیلورِ عوضی

دوباره تو پایگاه من چه غلطی می‌کنه؟

چون من ازش خواستم بمونه. نمی‌تونی بهش اعتماد کنی، خب؟

اتفاقاً می‌تونم

چون اون واقعاً، واقعاً، واقعاً از من خوشش می‌آد

و توی یه تست دروغ‌سنجِ سه‌ساعته همینو گفت

این فقط ثابت می‌کنه که اون می‌تونه به اندازه‌ی

کلِ فصلِ یه سریال بریتانیایی دروغ بگه

اونا توی «سیا» آموزش می‌بینن که چطوری دستگاه دروغ‌سنج رو دور بزنن

این یکی از اولین چیزاییه که یاد می‌گیرن

خیلی خب بابا، باید به این وضعیت عادت کنی

چون ریک از سیا مرخصیِ مطالعاتی گرفته

تا توی پایگاه بمونه و روی رابطه‌مون کار کنه

این یارو عضو یه فرقه از لحاظ اخلاقی ورشکسته‌ست

که داره با یه آتیشِ آروم و کنترل‌شده

کل سیاره رو به باد می‌ده، خب؟

حماقت و شرارت

چیزی نبود که برای دخترم تو سر داشتم

نه، دارم نادیده‌ات می‌گیرم

و ببین کی داره بهم پیام می‌ده

اوهوم. "بیداری؟"

مگی، ساعت ۱۱ صبحه. ولی کلمه‌ی "تو" رو کامل تایپ کرده

این یعنی پیشرفت. حالا اگه اجازه بدی، من باید برم

چون من... بیدارم

هوم

کانوی، می‌دونم تو هم به اندازه‌ی من می‌خوای

از شر ریک سیلور راحت شی

و من برای هر راهی که اون رو از این پایگاه بندازه بیرون پایه‌ام

به جز ضرب و شتمِ سنگین. هرچند، یه نفر رو می‌شناسم

یه نفر رو می‌شناسم. خودم. خب، گوش کن

قضیه اینه. مگی توی یه رابطه‌ی عاطفیِ افلاطونیه

که به هیچ‌جا نمی‌رسه

واسه همین مثل همه‌ی ما، به یه پسرِ جذاب و احمق برای سکس زنگ زده

خب این "آقای افلاطونی" کی هست؟

اونش دیگه به تو ربطی نداره

تنها چیزی که باید بدونی اینه که

ریک سیلور برای مگی مهره‌ی بدیه

من این داستانِ مرخصیِ مطالعاتیِ سیا رو باور نمی‌کنم

اونا مرخصی مطالعاتی ندارن. نه

توی سیا بازیِ «هونکی پانکی» در کار نیست

یا هستی یا نیستی

پس می‌دونی چیه؟

دارم به سیا زنگ می‌زنم

هی، بخش عملیاتِ لنگلی رو برام بگیر، خب؟

بله قربان

چطوری می‌تونم کمکتون کنم؟ من سرهنگ پاتریک کوین هستم

می‌خوام درباره‌ی محلِ حضورِ

یکی از مامورای عملیاتیتون به اسم ریک سیلور صحبت کنم

لطفاً پشت خط بمونید. اوه، داری آدم‌فروشی می‌کنی؟

واقعاً آدم‌فروشی نمی‌کنم. فقط دارم، امم

برای یه مشت آدم‌فروش که دارن زیرآبِ بقیه آدم‌فروش‌ها رو می‌زنن، آدم‌فروشی می‌کنم

آره، آره، آره

باهات موافقم. سیا منو گذاشته پشت خط

چی؟ خدمات مشتریانشون افتضاحه

عریف، داری چیکار می‌کنی؟

داشتم جق نمی‌زدم. چی؟

به خودم و روحِ رختشورخونه قول دادم

که این فضای مقدس رو نجس نکنم

واسه همینه که دستکشِ فر دستمه

نه، منظورم اینه که چرا اینجا می‌خوابی و تو آسایشگاه نیستی؟

نمی‌تونم اونجا بخوابم چون «گیدیون» داره

سریال «دختران گیلمور» رو با صدای بلند می‌بینه

«روری» داره می‌ره ییل. حتی فصلِ خوبی هم نیست

واسه همین مجبور شدم دنبال یه جای دیگه برای خواب بگردم

بعدش به این موقعیتِ «گلدن‌لاکس» برخوردم

هر چی. نمی‌تونی اینجا بخوابی

پس چرا اینجا یه تخت هست... با یه عکسِ قاب‌شده از خانواده‌ت؟

اینجا تختِ خودته، نه؟

این فقط یه وضعیتِ موقتیه، باشه؟

«سلست» هنوز داره وسایلمون رو از خونه‌مون می‌بره بیرون

و من باید دور و برش آفتابی نشم یا یه همچین چیزی

اصلاً قضاوتت نمی‌کنم. خوبه

حالا، معمولاً من خوشم نمی‌آد نفرِ جلویی توی بغل باشم

ولی فکر کنم تو بیشتر به دلداری نیاز داری

بیا بغلم. چی؟ نه، نه، نه، نه، نه، نه

نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه. داریم شریک می‌شیم، مگه نه؟

قرار نیست همو بغل کنیم. پاشو

می‌تونی توی رختشورخونه بخوابی

ولی دفتر مال منه. بزن بریم

بیرون. بیرون. باشه

هی، دستکش‌های فرت رو جا گذاشتی

اوه، می‌تونی نگهشون داری. در واقع اصلاً کار نمی‌کنن

اوه، حالم بهم خورد

عصر بخیر سرهنگ

دنبال این می‌گشتی؟

هر پنج تا رو... پیدا کردم

آه! انگار یکیشو جا انداختم

چرا این همه اسلحه؟

چون من یه آمریکایی‌ام، واسه همین

تو دیگه کدوم خری هستی رفیق؟

آلیستر مک‌لئود. ام‌آی‌سیکس

اوه خدای من. چندش‌آوره‌

با ام‌آی‌سیکس مشکلی داری؟ آره که دارم

ببین، تنها چیزی که از یه جاسوسِ سیا بدتره، یه جاسوسِ بریتانیاییه

اوه، واقعاً؟ آره

شماها همه‌تون خواجه‌های منزوی و بی‌احساس هستین

سیا واسه دارو خوراندن و شنود گذاشتن معروفه، اما شماها

شما واسه دید زدن و موش‌دوندن معروفین

خب، ما «نگاه کردن و خزیدن» رو ترجیح می‌دیم

اوه، مطمئنم همین‌طوره، منحرف‌ها

می‌دونم شماها چیکار می‌کنید

توی سایه‌ها کمین می‌کنید

به پنجره‌های اتاق خواب زل می‌زنید

در حالی که دست‌های کوچیک، لزج و بریتانیایی‌تون

معلوم نیست داره چه غلطی می‌کنه

توی اون بارانی‌های مسخره‌تون

بله، تماست به لنگلی، امم

لونه‌ی زنبور رو تکون داد رفیق

غیبتِ بدون اطلاعِ مامور سیا توی «استروپس‌دورف»

سوالات زیادی رو به وجود آورده. غیبتِ بدون اطلاع؟

آژانسِ شما من رو به عنوان رئیس ایستگاه هلند مامور کرد

تا جواب‌ها رو پیدا کنم

چی پیدا کردی رفیق؟

این رو پیدا کردم... توی یه «جای مخفی»

زیر یه نیمکت توی پایگاهت، یک ساعت پیش

نقشه‌های پایگاه

یه نفوذی دقیقاً همین‌جا وسط استروپس‌دورفه

و با تماسی که گرفتی

ما به ریک سیلور شک داریم. می‌دونستم

می‌دونستم اون یه مامور دوجانبه‌ست

وای خدای من. منتظر چنین روزی بودم

برم اسلحه هفتمم رو بیارم. به این زودیا نه

ما به مدرک نیاز داریم

پس شش ماه هر شب پشت پنجره‌اش می‌ایستیم

و... دید می‌زنیم. منظورم نگاه کردنه

شش ماه؟ ممکنه تا شش ماه دیگه ازدواج کرده باشن

یا بدتر از اون، همدیگه رو... «شریک زندگی» صدا کنن

تنها راهِ سریع اینه که مثل گاوچرون‌های سیا رفتار کنیم

و همون‌طور که گفتی، با دارو خوراندن و شنود گذاشتن

«یی‌پی‌کای‌یه»، آقای ام‌آی‌سیکس. برنامه‌مون همینه

سرهنگ، ممنون بابت دعوتِ دیروقت برای نوشیدن اسکاج

آره

فکر کردم الان وقتِ خوبیه برای یه گپِ دوستانه

آره پسر، خیلی خوبه که یه مهمانِ خوش‌آمدگو باشی

مخصوصاً از وقتی که دفعه‌ی پیش بهم... دارو خوروندن و شنود گذاشتن

و این دفعه. ریختم توی اسکاجت سرم حقیقت ریختم

دوباره؟ آره

کی می‌خوای بفهمی که ما هر دو یه طرفیم؟

ما واقعاً یه طرف نیستیم، ریک

در واقع

متاسفانه، من طرفِ این یارو هستم

هو! آره

ام‌آی‌سیکس؟ اوه، می‌شناسیش؟

اون یه دیدزنِ شیک و ناتوانه

یکیشون رو که ببینی، انگار همه‌شون رو دیدی

آقای سیلور، من از طرف آژانس شما اینجا هستم

با آرامش به سوالاتم جواب بده و ممکنه آزاد بشی

از کجا بفهمیم داره اثر می‌کنه؟

دانشمندهای ما یه

تپانچه‌ی شروعِ گوارشی طراحی کردن

خیلی معذرت می‌خوام. اون من بودم

صدای صندلی نبود

قطعاً من بودم

اوه، لعنتی

مچمو گرفتی، از اون سرم حقیقت‌های خالص و نابِ انگلیسیه، نه؟

چقدر بهش دادی؟ یکی

قطره؟ نه، یه بطری

می‌خواستم مطمئن شم که اثر می‌کنه

من یه آدم‌فضاییِ مرده توی فریزر دیدم

به انگشت پاش دست زدم. حداقل فکر کنم انگشت پاش بود

Going Dutch subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Going Dutch

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left