لومړۍ 150 کرښې.
دنیای ژوراسیک نظریه آشوب
باشه خیله خب
اوه
این شگفت انگیز بود
ممنون
اینقدرم تند نریم جلو ولی روندیه برای خودش
یاز خیلی به خودش سخت میگیره، نه؟
آره میگیره
موافق نیستی؟
آره دیگه بچگونه حرف نمیزنم، اشتباه من بود
وقتی جزیره رو ترک کردیم فکر کردم کارم با دایناسورا تموم شده
ولی میرن و دنبال من برمیگردن
قبلا خوب بودم
چرا دوباره اینقدر سخته؟
میدونم درسته؟ هیچکدوممون فکر نمیکردیم که زندگیمون اینطوری بشه
وقتی دنیا خیلی متفاوت تر از چیزی که بود هستش سازگاری باهاش سخته
فقط خوشحالم که اینجارو پیدا کردی
هیچوقت اسم این "کار درمانی دایناسور" هارو نشنیده بودم ولی انگار هدفشون هستم
باحاله نه؟
آره درموردش توی اون وبسایتی که بن بهم داد خوندم
هرچند وقت یه بار اون یه چیز قانونی برام میفرسته
قطعاً قانونیه
نه اینکه دوست نداشته باشم باهات باشم
ولی دلیل خاصی داره که من اینجام و سمی نیستش؟
راستش
من واقعا سخت کار می کنم تا اضطرابم رو کنترل کنم، اما
سمی هنوز با من مثل یه گل شکننده رفتار می کنه
من واقعاً فکر می کنم این برنامه جدید کالج
تو وایومینگ برای ما دو نفر خوبه
امیدوارم وقتی اونجا باشم، اون
پیشرفت منو ببینه، می دونی؟
کاملا
مگه اینکه فقط خودمو گول بزنم تا فکر کنم
حالم خوب میشه درحالی که واقعا کلافم
اگه تو کلافه باشی که دیگه امیدی به بقیه ما نیست
..مگه نه پسرجون
دختر
روندیه برای خودش
دکمه فرآیند رو کلیک کن تا صدای بوق رو بشنوی
باشه
میشه بری؟
هی، سمی
هی، بن هی
اوم، ببخشید
یازمینا
بن یاز پشت تلفنه
- سمی؟ - اوه، سلام
شنیدن صدات پشت تلفن خیلی خوبه یه مدتی میشه
میدونی مدرسه چطور پیش میره
درواقع دارم روی یه پروژه بزرگ کار میکنم تا تمومش کنم
هی، راک استار؟ یازمینا واقعا الان پشت تلفنه
اوه اوه! مثلا همین الان؟
آره همین الان
باید به من میگفتی
داشتم همینکارو میکردم بن
صبر کن. بن؟
مثل بن پینکس؟ - حی و حاضر
میشه... آره! بن با منه
درواقع تو راهیم تا تورو ببینیم
سورپرایز
اوه! وای... تو میای اینجا؟
چی؟ این عالیه
آه، مناسبتش چیه؟
...یاز ما تو خطریم
وایومینگ؟ تازه؟
با این حال یه ساعت دیگه تو راهیم هنوز بهت نرسیدیم
سمی همه چی خوبه؟
البته
ما فقط، اوه، به یه مشکلی خوردیم
یه عالمه مشکل
یه مشکل؟ چه مشکلی؟
حضورا میتونم ...بیشتر توضیح بدم فقط
همونجایی که هستی بمون و ما میایم پیشت
باشه
بی صبرانه منتظر دیدنتم دوستت دارم
منم دوستت دارم
پس نمیخواستی به
یاز بگی جریان چیه؟
ازم میخوای چی بگم؟
هی یاز اون دایناسورایی که سرشون آسیب دیدی رو میشناسی؟
"خب حدس بزن چی شده؟"
تو و بقیه دوستات توسط اونا تحت تعقیبین
هوم نکته خوبیه
نمیدونم چطوری میخواد سر خبر هدف قرار گرفتن بروکلین توسط اونا برخورد کنه
فقط باید سر این مسائل راحت باشیم
آخرین کاری که میخوام انجام بدم اینه که اونو با خبرای بد حالشو بگیرم
یادته وقتی دایناسورا اومدن وارد زمین ما شدن چه حالی داشت؟
اختلال اضطراب پس از سانحه ای که هنوز داره روش تاثیر میزاره؟
خب راستش رو بخوای اخیرا زیاد باهم صحبت نکردیم
خیلی سرش شلوغه و وقتی باهم حرف میزنیم طوری
رفتار میکنه که انگار ...همه چیز خوبه اما
.نمیدونم
،اسمشو یه حس یا درک دوست دخترونه ای بزار ولی میتونم بگم که هنوز در حال مبارزس
ولی اشکالی نداره یاز صرفا بهم نیازه داره تا کمکش کنم
خوبه که شما دو نفر دوباره بهم برگردین
آره
امیدوارم
می دونستم این جزیره حفاظت شدس
این امنیت
یکمی بیش از حده نه؟
بعد همه چیزایی که دیدم بیش از حد اونقدرا هم بد بنظر نمیاد
"منطقه خالی از دایناسور"
اینجا امید هستش
یاز
ببخشید من...
دلم برات خیلی تنگ شده بود
دل منم برات تنگ شده بود
این جزیره اون چیزی نیست که اصلا تصورشو میکردم
نه؟
پس اینجا واقعا خالی از دایناسورا هستش؟
مثلا دایناسور نداره؟
خب اگه بخوام براساس ظاهرش بگم الان یه دونه داریم
هی وانت من قدیمی نیست اون کلاسیکه
همه چیش با چسب نواری بهم چسبیده
این قدیمیه
بیا اینجا ببینم فدولا
حالا بغل کردنش خیلی فرق کرده، ها؟
متوجه شدم
خب، پس، کی گرسنشه؟
باید شمارو ببرم لیتل ایتس رستوران مورد علاقم تو جزیرس
در واقع، میدونم که این کار چندان
منطقی نیست، اما ما واقعاً باید ادامه بدیم
برین؟ اما شما تازه به اینجا رسیدین
نه هممون این شامل توهم میشه
...نمیتونم همینطوری برم فقط
باشه سم، چه خبره؟
ببین اوضاع اینطوریه که
همه چیز درست می شه اما یه سری افراد
خطرناک هستن که دنبال ما میان
همه ما. کنجی و داریوس هم همینطور
زودتر اومدیم اینجا دنبالت
اوه... پس "کمپ فم" تو خطره؟
دقیقا! پس بیا بریم
اه اه میتونیم یه لحظه به این موضوع فکر کنیم؟
اگه تو خطریم نباید از اینجا بریم باید همینجا بمونیم
نه، باید دوباره داریوس و کنجی رو ببینیم
و بعدش چی؟ دنبال یه جای امن باشیم درسته؟
فکر کنم
چی میتونه امن تر از جزیره ای باشه که برای جلوگیری از خطر طراحی شده
ببینین میفهمم من هم اولش مشکوک بودم
اما واقعیه
بیاین نشون میدم منظورم چیه
باشه
فکر کنم قراره بریم گردش
پس این مثل یه جزیره درمانیه؟
یه جورایی. چنتا مکان بدون دایناسور هستن
بعد اون حادثه تو بیگ راک، کاملاً
مشخص بود که یه بازار براش شکل میگیره
بعضی از اونا فقط استراحتگاه های باکلاس هستن، اما تو اینجا، ما در واقع
به مردم کمک می کنیم تا یاد بگیرن که چطوری از آسیب هاشون بگذرن
No comments yet. Be the first to leave one.