A Class to Remember

A Class to Remember (学校)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Gakko 1993 1080p WEB-DL 30nama 30NAMA
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-05-30
ډاونلوډونه: 13
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫خداحافظ!‬

‫عصر بخیر!‬

‫عصر بخیر. واقعاً سرده.‬

‫مثل همیشه؟‬

‫کورویی، مدیر باهات کار داره.‬

‫گفت همین الان بری پیشش.‬

‫مدیر با من کار داره؟‬

‫میشه برای دست‌نویسم یکم بیشتر صبر کنی؟‬

‫بله.‬

‫مدیر؟‬

‫موفق باشی.‬

‫بفرمایید داخل.‬

‫آقای کورویی، شما خوش‌شانسید.‬

‫منتقل می‌شید به مدرسه راهنمایی یوکوگاوا.‬

‫مدرسه خوبیه.‬

‫مدیرش شخصاً شما رو خواسته.‬

‫نزدیک آپارتمان خودتونه.‬

‫انتقالی؟ من این پیشنهاد رو رد می‌کنم.‬

‫بفرمایید بنشینید.‬

‫می‌دونم چقدر این مدرسه شبانه رو دوست داری.‬

‫و دانش‌آموزات هم دوستت دارن. من خیلی خوشحالم.‬

‫اما جابجایی پرسنل‬

‫برای مدیریت آموزشی لازم است.‬

‫اگه با سابقه‌ای مثل شما‬

‫بیشتر از ده سال در یک جا بمونه، مشکل‌ساز میشه.‬

‫آقای مدیر، اون‌ها به من میگن «روباه پیر»،‬

‫چون خیلی وقته اینجام.‬

‫دوست دارم به عنوان همون روباه پیر اینجا بمونم.‬

‫برخلاف دانش‌آموزهای روزانه،‬

‫دانش‌آموزهای شبانه عاشق مدرسه‌شون هستن،‬

‫دلتنگش میشن.‬

‫حتی سال‌ها بعد از فارغ‌التحصیلی به اینجا سر می‌زنن.‬

‫ناامید میشن‬

‫اگه کسی رو که می‌شناسن اونجا نباشه.‬

‫می‌دونم.‬

‫خوب می‌دونم.‬

‫برای همینه که دو بار با انتقال شما مخالفت کردم...‬

‫تا به عنوان یک استثنا اینجا بمونید.‬

‫من هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم.‬

‫اما متأسفانه دیگه استثنایی در کار نیست.‬

‫چرا نمیشه؟‬

‫مدارس راهنمایی شبانه هم خودشون استثنا هستند.‬

‫این یک سیستم بسیار انسانیه.‬

‫چرا من نمی‌تونم به عنوان یک استثنا اینجا بمونم...‬

‫آدم عجیب و غریبی مثل من؟‬

‫چرا اجازه نمیدید کامپیوترها کارهای روتین رو انجام بدن؟‬

‫استثناها هستند که‬

‫یک سیستم آموزشی واقعاً انسانی رو می‌سازند.‬

‫من شما رو اینجا صدا نزدم تا به نظریه‌هاتون گوش بدم.‬

‫من هم طرز فکر خودم رو دارم.‬

‫الان دارم به عنوان مدیر صحبت می‌کنم.‬

‫که اینطور.‬

‫به هر حال، چیزی رو که باید می‌گفتم، گفتم.‬

‫ممنون که اومدید.‬

‫انتقالی؟‬

‫خانم تاجیما، یک آپارتمان پیدا کردم.‬

‫پیدا کردی؟ خوبه.‬

‫کجاست؟‬

‫۵ دقیقه فاصله تا ایستگاه.‬

‫بله.‬

‫کلاسی برای به خاطر سپردن‬

‫(ثبت‌نام برای عموم آزاد است)‬

‫(شهریه تقریباً رایگان است)‬

‫شب بخیر.‬

‫شب بخیر.‬

‫پلیور قشنگیه، نه؟‬

‫لباس دیگه‌ای نداری؟‬

‫حقوقم خیلی کمه.‬

‫کیم.‬

‫میدوری.‬

‫اریکو.‬

‫اوسامو.‬

‫ژانگ یون‌لونگ.‬

‫ژانگ یون‌لونگ.‬

‫می‌دونم.‬

‫تلفظ چینی برام آسون نیست.‬

‫اما اگه به ژاپنی باشه...‬

‫تلفظش عالی میشه.‬

‫و کازو. به نظر میرسه مثل همیشه دیر کرده.‬

‫یه کارت‌پستال از اینو-سان گرفتم.‬

‫بعداً بخونش.‬

‫واقعاً زیاد نوشته.‬

‫برام سواله حالش چطوره...‬

‫میگه برای فارغ‌التحصیلی میاد.‬

‫از قبل یه کت و شلوار نو برام خریده.‬

‫همون‌طور که هفته پیش بهتون گفتم،‬

‫امشب ازتون می‌خوام یه انشا بنویسید.‬

‫(نوشتن درباره خاطرات)‬

‫(تصمیمات و غیره در زمان فارغ‌التحصیلی)‬

‫زمان زود می‌گذره. به زودی از اینجا میرید.‬

‫واقعاً سرده.‬

‫شاید امشب برف بیاد.‬

‫سردت نیست؟‬

‫نه. دو تا چسب گرمایشی دارم.‬

‫روی کمرت؟‬

‫بله.‬

‫ من کیم جون-هی هستم، یک کره‌ای. ‬

‫ مدت زیادیه که در ژاپنم. ۵۶ سالم بود ‬

‫ که وارد این مدرسه شدم. ‬

‫ نوشتن برام سخت بود. ‬

‫اوضاع چطور پیش میره؟‬

‫نمی‌تونی کلمه «گل» رو بنویسی؟‬

‫یادش گرفته بودی، نه؟‬

‫تا چیزی یادم میاد سریع فراموشش می‌کنم.‬

‫نمی‌تونم انجامش بدم.‬

‫من خنگم.‬

‫من احمقم.‬

‫من از پسش برنمیام!‬

‫چطور می‌تونی احمق باشی؟‬

‫تو یه رستوران کره‌ای داری که باید بچرخونی‌ش.‬

‫و سه تا بچه بزرگ کردی.‬

‫تو اصلاً احمق نیستی.‬

‫اگه بچگی رفته بودم مدرسه،‬

‫الان این‌طور عذاب نمی‌کشیدم.‬

‫گریه نکن.‬

‫امروز خسته‌ای. استراحت کن.‬

‫مداد رو بذار کنار.‬

‫استاد... «نارا» چطور نوشته میشه؟‬

‫نارا؟ پایتخت باستانی ژاپن؟‬

‫توی اردو بهت نگفتم؟‬

‫این‌طوری نوشته میشه.‬

‫این کلمه کشور خودته، مگه نه؟‬

‫وورینارا.‬

‫یعنی...؟‬

‫کشور من.‬

‫سرزمین مادری.‬

‫کره‌ای‌هایی که ده قرن پیش مهاجرت کردند‬

‫اینجا رو «وورینارا» به معنی سرزمین مادری نامیدند.‬

‫که بعداً شد نارا.‬

‫پس... بنویسش.‬

‫ من یه لات بودم. یه احمق واقعی بودم. ‬

‫ با تینر نشئه می‌شدم. ‬

‫ فکر می‌کردم هر لحظه ممکنه ریپ بزنم و بمیرم. ‬

‫ احساس ترس و دلهره داشتم. ‬

‫یکم از سوپت رو بده به من.‬

‫برو پی کارت!‬

‫دورش نریز.‬

‫همه‌شو نخور. یکم هم بده به من.‬

‫یکم برام نگه دار.‬

‫یه ذره.‬

‫یه ذره بهم بده.‬

‫میدوری!‬

‫تو میدوری هستی!‬

‫صبر کن! ببخشید.‬

‫میدوری! صبر کن.‬

‫میدوری! صبر کن.‬

‫هی، کجا داری میری؟‬

‫دنبالت می‌گشتم.‬

‫بسیار خب!‬

‫تو حتی سوپ نودل یه غریبه رو هم خوردی!‬

‫این‌قدر درمانده‌ای؟‬

‫ولم کن!‬

‫هی، پول نودل و ساکه‌ت رو بده!‬

‫میدم.‬

‫می‌خواستی بدون پرداخت پول جیم شی؟‬

‫اصلاً و ابداً.‬

‫جیم شم؟ یه بار دیگه بگو!‬

‫اون یه معلمه.‬

‫چرا باید بدون پرداخت پول فرار کنه؟ احمق!‬

‫میدوری! میدوری!‬

‫سبزیجات بخور.‬

‫اگه به اندازه کافی سبزیجات نخوری،‬

‫خونت غلیظ میشه.‬

‫خون باید قرمز باشه و راحت جریان داشته باشه.‬

‫باید هم سبزیجات سبز بخوری‬

‫و هم سبزیجات زرد،‬

‫مثل هویج و کدو تنبل.‬

‫آماده‌ست.‬

‫داغه! داغه!‬

‫خب؟ خوب به نظر میاد، نه؟‬

‫گشنه‌ای. بخور.‬

‫اگه این‌طوره، بیام مدرسه؟‬

‫من اهل معامله نیستم.‬

‫اینکه بری مدرسه یا نه، به خودت بستگی داره.‬

‫ما به کسانی درس میدیم که خودشون می‌خوان درس بخونن.‬

‫مدرسه یعنی این.‬

‫اگه واقعاً می‌خوای درس بخونی، بیا.‬

‫خودت تصمیم گرفتی بیای مدرسه، مگه نه؟‬

‫اون موقع رو یادته؟‬

‫تا داغه بخور.‬

‫خوبه؟‬

‫بعداً با موتور می‌رسونمت خونه.‬

‫نه؟‬

‫پس چی؟‬

‫همین‌جا می‌مونم.‬

‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.‬

‫اگه پسر بودی مشکلی نبود،‬

‫یا اگه من متاهل بودم.‬

‫تو خوشگلی و الان بیست سالته، و...‬

‫منم هنوز مجردم.‬

‫تازه ما رابطه معلم و شاگردی هم داریم.‬

‫باید حواسمون باشه که‬

‫بقیه ممکنه چه فکری بکنن.‬

‫پدرت الکلیه،‬

‫نمی‌خوای بری خونه.‬

‫اما نمی‌تونی تمام شب رو اینجا بمونی.‬

‫سعی کن درک کنی.‬

‫الان چی شد؟‬

‫اگه این خوشحالت می‌کنه، من میرم.‬

‫من همچین چیزی نگفتم.‬

A Class to Remember subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Class to Remember

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left