لومړۍ 200 کرښې.
من میکشم کنار فرگوسن بخاطر من
ترتیب تک تکتون رو میده نمیتونه دست بکشی بی
من نمیذارم چیه؟
نمیدونم همش کار توئه
تقصیر توئه چون جنگی رو شروع کردی که نمیتونی ببری
دیگه عفو من مالیده
کمکت میکنم دست از نابودی خودت برداری
کمکت میکنم بیای بیرون واستا ببین چون
من تابوتم از اینجا بیرون میره
مگ جکسون رو من کشتم
مثل مادرم سرم داد زد چی شده؟
از حفاظ فاصله بگیر دویل پس عفو من چی میشه؟
هیچ وقت از اینجا خلاص نمیشم درست میشه
وقی فرگوسن نابود بشه مراقب باش همراهش تو رو هم پایین نکشه
دلیل خاصی داره کار تمیز کردن بهم دادین؟
به کارت برس دویل
ظاهرا که نه
لعنتی
دویل خوبی؟
اره فقط ترسوندیم
رییس میخواد تو رو ببینه
باشه
از این طرف
آقای جکسون؟
آقای فلچر؟ علاقه ای ندارم
گفتی فرگوسن میخواسته بکشتت؟
نمیخوای براش یکاری بکنی؟
نه سرزنشت نمیکنم اگه
از دستم عصبانی باشی اما باید بزرگتر نگاه کنی
من یک مرده متحرکم کاری ازم برنمیاد
نه اما وظیفه تو مراقبت از این زنهاست
سر به سرم نذار من ناجی تو نیستم
خوب پیش رفت
نه بابا
میخواستید من رو ببینید؟ بله بشین
دادگاه عفوت
چی شده؟
به دلیل
شرایط پیش اومده زمانش تغییر کرده
به تعویق افتاده؟
نه جلوتر افتاده
فردا صبح ساعت 10:00
مشکلیه؟ خانم...وستفال خبر داره؟
هرکی لازم بوده باخبر شده
نکنه نگرانی آماده نشی؟
نه مشکلی نیست
پس ساعت 10:00 بی صبرانه منتظرم
منظورت چیه؟
من شخصا اظهارات خودم رو مبنی بر شایستگی شما
اعلام خواهم کرد
پس تا فردا
تا فردا
رییس باید درباره کارهای آشپزخونه یک فکری کنیم
برای وقتی فرنکی عفو میگیره
بهتره اول ببینیم چی میشه
بنظرتون عفو بهش نمیدن؟
من اینو نگفتم
سلام سلام
میخواستی من رو ببینی
یک عذرخواهی بهت بدهکارم
فکر کنم حق با توئه درباره فرگوسن
چطور شد نظرت عوض شد؟
فکر کنم فرگوسن
مداد رو تو سلول جودی گذاشته
میتونی اثباتش کنی؟ نه
اما من گزارشت درباره فرگوسن رو خوندم
چرا جودی رو قربانی کرده؟
جودی فقط یک ابزاره
افراد روان پریش اغلب برای رسیدن به هدفشون استادانه نقشه میکشن
چرا نرفتی سراغ هیئت مدیره؟ چون نمیتونم اثباتش کنم
فرگوسن کاری کرده که جودی نتونه بعنوان یک شاهد موثق استفاده بشه
پس باید دست رو دست بذاریم یکار دیگه بکنه؟
اگه مدرکی پیدا کنم و برم سراغ هیئت مدیره
تو حمایتم میکنی؟ البته
اما بعد اینکه عفو فرنکی تایید بشه
میدونی که جلسه عفو فرنکی دویل
جلو افتاده؟ نه نمیدونستم
فردا ساعت 10:00
اون امادگی داره؟
یعنی چی؟ میخوای ببندیش؟
نه عمرا
فرنکی من وقت این مزخرفات رو ندارم
سوف وسایلت رو بردار و برو
فرنکی من فکر کردم
چی فکر کردی؟
من و تو چرا؟
مهم نیست
اون اوسگل میخواد عفوم رو خراب کنه
هنوز شروع نکردم اظهاراتم رو بنویسم
بهتره وسایلت رو برداری
میشه نگاهم نکنی؟
ببخشید باشه؟
یک دختر خوشگل بیاد تو تختم کلی هم ذوف میکنم
خوبی؟ اره خوبم
نمیدونم دویل
بی خیال آقای فلچر باید آماده بشم
شیفت ناهار شروع شده
تو هم باید بری سر کار
اره اما بچه ها بی من هم مشکل ندارن
کارشون رو خوب بلدن باهاشون هماهنگ کردی؟
اره بومز؟
چیه؟ مشکلی نداری من نباشم
برای شیفت ناهار؟ خوشحالم میشم
مشکلی ندارن کلی باهاشون تمرین کردم
باشه اما اگه ناهار دیر بشه تو تو دردسر می افتی
نظرت عوض شد؟ نه
همه چیز مرتبه ممنون رییس
یعنی چی چیکار میکنی؟
مثل نی نی کوچولوها رفتار میکنی من کاری نمیکنم
داری از تو آشپزخونه جنس میاری خودم دیدم
خوب که چی؟ به تو چه؟
اینجا آشپزخونه منه اگه ردش رو بگیرن گند میخوره به عفو من
عفوت؟
من عاشقت بودم فرنکی
من هرگز بهت وعده ای نداده بودم
خودت نظر رد رو درباره مواد میدونی بهش فکر کردی؟
دیگه کسی به اون بهایی نمیده
تو هم هنوز گیر اون روانکاوه ای پس اگه نمیخوای لوم بدی
گمشو و دست از سرم بردار
فقط میگم بخاطر من به زندگیت گند نزن
دویل؟
مگه نمیخواستی برای دادگاه عفوت حاضر شی؟
اره دارم میرم
برگرد تو آشپزخونه
لعنتی
چرا باز مواد وارد زندان شده؟
گشتیش؟
چیزی همراهش نیست رییس سلولش رو بگرد
باز هم هست میخوام پیدا کنید
بله رییس فورا
بله رییس
با من کار داشتید رییس؟
این چیه آقای فلچر؟
نون با دقت نگاه کن
ظاهرا هرویینی که باعث اوور دوز زندانی لو شده اینجاست
امروز تحویل آشپزخونه شده
در خلال شیفت شما آقای فلچر مرسوله ها رو بازرسی کردید؟
بله همشون رو؟
ظاهرا نه چرا نه؟
خیلی زیاد بودن
بخطار کوتاهی تو یک نفر کشته شده
و بقیه در خطر قرار گرفتند متاسفم
اینجا پناه گاه بی خانمانها نیست آقای فلچر
اما اگه بقیه این محموله قاچاق رو پیدا نکنید
سر از همونجا در میاری روشنه؟
نگاهم کن
هر کاری میگم بکن آروم حرف میزنم که بفهمی
فورا سلول کارکنان آشپزخونه رو بگرد
اول از بند دویل شروع کن
فورا توجه کنید
تمام زندانیها قبل از بسته شدن درها به سلولها مراجعه کنید
کیم چیکار کردی؟
لعنتی
از موادی ک وارد زندان شده خبر داری؟
تو چی؟
چه خبر شده شاید بگی بد بینم
چیه؟ کیم رو دیدی؟
اره
فرنکی لعنتی
لعنتی
بندازشون تو دستشویی
در رو ببند بازرسی سلولها خانمها
میدویند چیکار کنید
اسمیت برگرد به سلولت لعنتی
اگه چیزی خواستی خبرم کن فرنکی
دویل در رو باز کن حالش خوب نیست
آقای فلچر برام مهم نیست اسمیت
یکی کشته شده و من مقصرم
چرا به ما گیر دادی ما که پاکیم
برای همین 7 سال اضافه حبس خوردی؟
دارم میام تو دویل
چه خبره؟
داشتم میشاشیدم بیرون
خدایا
چرا عجله نمیکنی؟ باید برای دادگاه آماده بشم
خانم مایلز
آقای فلچر
وقتی وارد بند شدم سلول زندانی بسته بود
در رو باز کردم و دویل رو دیدم
بنظر می اومد یک چیزی تو لباسش قایم کرده بود
نمیدونم چی بوده اما فکر کنم از بین بردتش
بهتره فرضیاتتون درست باشه
من تو رو مسئول این مواد میدونم بندازش انفرادی
دویل برای بازرسی کامل بدنی باید اجازه بدی
مجبور نیستی موافقت کنی اما اگه نکنی
نشون میده پنهانش کردی
امکان نداره بذارم پس ممانعت میکنی؟
تو چی فکر میکنی؟ بسیار خب
همینجا تو انفرادی میمونی تا وقتی بازرسی بشی
اگه به موقع بتونی بی گناهیت رو ثابت کنی
میتونی فردا برای دادگاه عفو حاضر بشی
و فکر نکن میتونی بدون اطلاع ما میتونی چیزی رو قایم کنی
مراقبت 24 ساعته
و یک پنجره هم تو دستشویی هست
باید بگم دویل
بیشتر ازت انتظار داشتم
اما خوب نمیتونی دست از نابودی خودت برداری
میدونستم..میدونستم میدونستم
ممنون
دور خوبی؟ نه نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.