لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 90=-
میخوای فروشگاه نگه داری؟
شاید یه کاری گرفتم
به یک شرکت ساختمانی درخواست دادم
درسته الان دیگه مدرک داری
به اضافه کلی تجربه
باید امتحانش کنم
منم باید از خونه برم
شاید برا خودم یه سوئیت پیدا کردم
خجالت میکشم با این سن و سال بازم با مامان و بابام زندگی کنم
در ضمن برای مونگ مونگ میونگ ها ناراحتم
باید همینکارو بکنی
منم میخوام برم
خیلی به مادر بزرگت بدهکارم
تو تلاش خودتو کردی
از اتفاقی که بین مون افتاده احساس ناراحتی میکنم
جا پیدا کردی؟
فروشگاه رو واگذار کنم میتونم پیش یه آپارتمام کوچک رو بدم
من اول میرم
تو بعد از من برو
نگرانت میکنم؟
نه می تونیم برای خوردن آبجو همو ببینیم
یا بعد از کار بریم آخر شب فیلم ببینیم
عالی نیست؟
...بعضی روزها میتونیم
با هم بریم سفر
درسته حسابی کار میکنیم و پول در میاریم
میتونیم هر جا که دلمون میخواد بریم
باشه
حالا که حس میکنم میتونم ازدواج نکنم
یه جور احساس آزادی دارم
عالی نیست ...نه؟
گوشی تو جواب بده
باباس ...واسه چی زنگ زده
بابا
بشین
فکر کنم تو در این مورد بهتر از من بدونی
اونها میخوان کار بچه هارو بخرن
وااااو این واقعا عالی نیست بابا؟
دقیقا همینطوره مگه نه؟
یک میلیون دلار ...بابا ایول
من در این مورد چیزی نمی دونم
یعنی همچین چیزی ممکنه؟
معلومه که ممکنه
...نه خب این مثل بقیه شرکتها نیست
فروش شگفت انگیزی دارن
این یه کم بیشتر از حد ـه
به نظرت این قرار داد باعث بهبود کارشون میشه؟
اگه اونها اطمینان نداشتن باهاشون قرار داد نمی بستن
من مطمئنم که مشاوران مالی زیادی تو شرکت این تصمیم رو گرفتن
جدی؟
این چیزها پس اتفاق میافته؟
بله یکی از دوستام تویه همچین شرکتی کار میکنه
...میگفت این روزها
شرکت شون دارایی های نامشهود زیادی دارن
واقعا؟
یه مرد جوان با یک ایده جدید
کلی سرمایه گذاری جذب کرده
یه زن با ایده بینگسو یه شرکت بزرگ ساخت
خیلی موارد دیگه هم هست
بابا اصلا جای نگرانی نیست
به نظر من از همون اول اینها حق شون بود
این یک ایده خوب بود غذا برای ایدول ها
...با اینحال این پول زیادیه برای این دوتا بچه
این چیزیه که شما فکر میکنی
برای یه همچین شرکتی این مبالغ چیزی نیست
....برای سه سال آینده
باید با ایده ها و تبلیغات باهاشون کار کنن
به نظر من که خیلی هم ارزونه
جدی میگی؟
...دختر کوچک و مبتکرت
ممکنه به زودی تو اخبار هم ازش تعریف کنن
باید بهش تبریک بگم الان کجاس؟
پیک اینو آورده
بدون اسم فرستنده
بله فقط گفت یه زن جوان بوده
یک زن؟ - آره -
نکنه منشی پارک بوده؟
پسره گفت شبیه دانشجو ها بوده
اما فرستنده میتونست داده باشه به کسی
من میگم این خیلی دقیق نیست
آره
...باید بدونیم کی اینو فرستاده
برای اینکه در مورد ته ایل بتونیم ثابت کنیم
مگه نه گوانگ جه؟
واقعا فکر می کنید اینو استاد دزدیده بوده؟
چرا حرف منو باور نمی کنی؟
منو ببین به نظرت من دروغ دارم میگم؟
نه فقط باورم نمیشه
عمو
اگه این دفترچه رو
هیونگ فرستاده باشه چی؟
هیونگ؟
نام ته ایل عوضی؟
بعد از اون همه کار و تهدیدات
فکر میکنی امکان داشته باشه اون فرستاده باشه؟
اصلا امکانش هست؟ تو هم تنه ات به یونگ ها خورده؟
یادت رفته ته ایل چطور آدمیه؟
نه
این امکان نداره
معلومه که اون میدونه
اگه این بدست مون برسه چکار میکنیم
درسته
...ما باید حقیقت این دفترچه رو بگیم
و اسم پدرمو پاک کنیم
آره گوانگ جه بیا ازشون انتقام بگیریم
میرم لباس عوض کنم همینجا وایسا تا بیام
سلام شما بسته لی گوانگ جه رو تحویل دادین
بله من کسی هستم که امضا کردم
میتونی یه لطفی به ما بکنی؟
من براتون یه عکس میفرستم
لطفا ببین این همون کسیه که بسته رو بهت داده؟
نه مطمئن باش مشکلی برای اون شخص پیش نمیاد
بله میتونی صدامو ضبط کنی
بعد از اینکه قطع کردم برات عکس میفرستم
بله
پارک سوهی
قطعا کار خودش بوده
تا کجا پیش رفته یعنی؟
نکنه
داده باشش به گوانگ جه؟
نه نه اگه اینطور بود الان اینقدر اوضاع آروم نبود
لعنتی
باید می سوزوندمش
یه نگاه به این بنداز
دستورالعمل باباس
ببین با چه دقتی نوشته
پدرت واقعا فوق العاده بوده
جاهایی که گیج کننده است
اون حتی با نقشه نشون داده
...کسی که در باره آشپزی هیچی نمیدونه
با استفاده از این میتونه انجامش بده
درست میگی ...واقعا شگفت انگیزه
...اونوقت بهش تهمت زدن گفتن
دستور العمل های دیگران کپی کرده
صبر کن بین این یادداشتها یه چیزی هست
"...آتشفشان ها فوران می کنند"
"و زمین های آمریکای جنوبی به لرزه در می آیند"
"نگرانم گوانگ جه کجاس و چکار میکنه"
".امیدوارم زنگ بزنه"
این مال وقتیه که من بولیوی بودم
اون زمان
من باعث شدم بابام خیلی سختی بکشه
یکی دیگه هم هست
"تو تلویزیون نشون میاد مردم بخاطر آتشفشان شهر ترک میکنند."
".این بچه هنوز به من زنگ نزده"
".باید بهم زنگ میزدی"
تو"؟"
منظورش از تو کیه؟
گوانگ جه ...بریم
چی؟ کجا بریم؟
کجا بریم"؟"
آلزایمر گرفتی؟
باید بریم اداره پلیس گزارش بدیم
نه عمو صبر کن یه کم دیگه بخونم
بعش میتونیم بریم - چی رو میخوای بخونی چی؟ -
میخوام این نوشته هارو بخونم
میدونستم میخوای اینطوری کنی
به خودت بیا
اول باید برم سراغ انتقام
الان وقت خوندن اینها نیست
...تو یادت رفته
نام ته ایل باهات چکار کرده؟
به محض انکه بابات فوت کرد
تو رو به خاک سیاه نشوند
گشنه و تشنه بدون جا تو خیابون می خوابیدی
به این زودی یادت رفته؟
نه نرفته
بخاطر اینکه شکمتو سیر کنی لباس تنتو فروختی
یادت رفته موقعی که به نون شب محتاج بودی؟
تمومش کن
چطوری میتونم فراموش کنم؟
پس چرا تردید داری؟
باید سریع بریم و اسم پدرتو پاک کنیم
تا بتونیی دارایی تو برگردونی
خدارو شکر مدرکی هست که همه چی رو ثابت میکنه
چی؟ دستور العمل غذارو کپی کرده؟
این فامیل نام باید همه شون بمیرن
یالا پاشو
فهمیدم
...و اینکه
نمی خواستم اینو بگم ولی چازه ای نیست
ما تونستیم یه رستوران مرده رو زنده کنیم
صاحب ساختمون تصمیم داره با حق بیمه اش بفروش برسونش
معنیش چیه؟
ما باید به زودی این رستوران خالی کنیم
اونطوری دوباره باید برگردین تو خیابون
من خودم میرم
الان میرم گزارش میدم
شما درست میگی عمو
اینطوری باید راش مینداختم
پسرش نیستی اگه انتقام باباتو نگیری
آیگو ...پسرم سخت کار کرده
تا بتونه این فروشگاه رو بچرخونه
وای ترسیدم ...شما؟
اینجا فروشگاه چوی یونگه ...درسته؟
بله اینجا فروشگاه رئیس چوی هستش
چی نیاز دارین؟ تعمیرات یا کاغذ دیواری جدید؟
همه جوره کارش خوبه
حتما خیلی گرم تون شده
No comments yet. Be the first to leave one.