Inheritance

Inheritance

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Inheritance 2017 WEB (23 976 FPS) (1 h 16 min)
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 16 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-26
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫می‌خوای کمک کنی؟

‫البته

‫قبل از اینکه شروع کنیم

‫لازمه چیزی در مورد پدرت بدونم؟

‫نه

‫باشه

‫پدر عزیزم

‫دوستت دارم

‫و به خاطر همه چیز ازت بی‌نهایت سپاسگزارم

‫تولد هفتاد سالگی‌ت مبارک

‫این عالیه کوتاه هم هست

‫جالبه ‫- خیلی خوبه

‫- آره میدونم که عالیه

‫آره، نه من دوسش دارم

‫من دوسش دارم

‫- ما توسط دزدای دریایی محاصره شدیم

‫- اون کیه

‫- حتماً باید پدرم باشه

‫یک دقیقه

‫- اون تو خواب فوت کرد

‫متاسفم

‫- سلام

‫- سلام

‫- من لیندا هستم

‫- منم آرونم

‫- هی

‫متاسفم ‫- باشه

‫- به خاطر پدرت، متاسفم

‫قرار نبود اینجوری بشه

‫میدونم فقط چند ماهه با همیم

‫اما

‫من به خاطر تو اینجام

‫- باشه

‫- آره هر چیزی

‫- باید بریم داخل ‫- آره، آره

‫- حالت چطوره؟

‫- خب، من خوبم

‫چقد بزرگ شدی

‫- این آرونه

‫- سلام ‫- سلام آرون حالت خوبه؟

‫به بلیز خوش اومدین ‫- از آشنایی باهاتوم خوشبختم

‫- بن چی؟ ‫- آ، نمیدونم

‫- بهش نگفتی؟ ‫- نه

‫الان بهش زنگ میزنم

‫مارا گفت که تو مثل مادرشی

‫آره، وفتی اون یه بچه کوچولو بود، آره

‫اما من خوشحالم که به خاطر اون اومدی اینجا

‫- آره، همچنین

‫- پس، بن

‫از پلاسنسیا میاد؟ ‫- آره

‫- بن برادرشه درسته؟

‫- آره ‫- آره

‫شما دوتا خیلی وقته با همین؟

‫- تقریبا یه سال

‫- یه سال؟

‫خیلی خوبه ‫- آره

‫- لعنتی

‫شما تو آشپزخونه لوبیا سبز دارین؟

‫اون گیاهخواره

‫- میتونم براش یه بشقاب درست کنم

‫- متاسفم خیلی ممنونم

‫- ممنون ‫- تو گیاهخواری؟ چرا؟

‫داستانس قشنگ نیست

‫اما،

‫در حقیقت اینکه من گیاهخوارم خیلی خوبه

‫و..

‫تو یکم عجیبی مگه نه؟

‫- بفرمایین ‫- ممنون

‫نه

‫خب اما شاید

‫من خودمو میشناسم و میدونم که به یه چهارچوبی نیاز دارم

‫من ازش مطمعنم،

‫میتونم از همه چیز های بد دور باشم

‫این آسونتره

‫- متوجهم ‫- ممنون

‫وقتی اونا اول اومدن اینجا

‫اون خیلی کوچیک بود ‫- بله

‫با توجه به سنش خیلی کوچیک بود

‫اون و برادر کوچیکش

‫خیلی شیطون و دردسرساز بودن

‫هنوزم هست

‫دهن باباشو سرویس کرد

‫داستان های زیادی داره

‫- شما دو تا یه نمایشگاه

‫تو مزرعه ی چایی نداشتین؟ ‫- اوهوم

‫داشت دیوونش میکرد

‫- مارا

‫شاید ما بتونیم مقدمات رو آماده کنیم

‫بعدا، مثلا وقتی بن رسید ‫- البته

‫آره اما من با همسایه مقدماتـشو چیدیم

‫برای مراسمش

‫میدونی که ‫- فکر نمیکنم مارا و بن

‫میدونی کل شبو بیدار بودن

‫منظورم اینه که فکر میکنم سختشون باشه

‫آره اما اینجوری میتونین به پدرتون احترام بذارین

‫اون اهل بلیز نبود

‫خب، اما اون زندگیشو اینجا ساخت

‫ما باید یه مراسم داشته باشیم

‫عمومو یادته؟

‫- عمو کلارنس؟ ‫- آره عمو کلارنس

‫میدونی، وقتی من بچه بودم اون مرد

‫من به مراسمش نرفتم

‫مراسم ها اینجا تا آخر شب طول میکشه

‫این راهیه که ما مواظب ارواحمون هستیم

‫تا ما رو اذیت نکنن ‫- اون نذاشت من استراحت کنم

‫هر روز

‫وقت غروب میومد و میزد به پنجره

‫باورم نمیشه که داریم به جشن تولدش میریم

‫- غم آخرتون باشه ‫- ممنون

‫- پدرت مرد بزرگی بود

‫ما سال های زیادی با هم کار کردیم ‫- بیمارستان؟

‫- آره

‫- باشه

‫- خوشحالم دیدمتون ‫- خوشحالم دیدمتون

‫- به کمک نیاز داری؟

‫-نه راحتیم ممنون

‫بیا اینجا

‫- تو خوبی؟ ‫- آره

‫خیلی خب

‫صبر کن

‫اون رو این تخت مرده

‫میتونیم تو یه اتاق دیگه بخوابیم

‫بیا اینجا

‫صبر کن

‫صبر کن، صبر کن، صبر کن

‫صبر کن، صبر کن

‫فکر نمیکنم این،

‫سخت باشه

‫- چرا؟ ‫- تو خسته ای

‫فکر کنم فقط باید بذارمت رو تخت باشه؟

‫این

‫?just AA stuff

‫شاید

‫چرا دروغ میگی؟

‫همم؟

‫چرا در مورد خودمون دروغ میگی؟

‫در مورد من دروغ گفتی

‫دروغ چیزی رو حل نمیکنه

‫اینو بدون

‫فقط اینجا دروغ میگیم؟

‫- آره

‫فقط اینجا دروغ میگیم

‫تا خوابمون ببره

‫- هو هو هو ‫- تخت پدر آره؟

‫- چی؟ ‫- برو بیرون

‫-میتونستی به من بگی مارا

‫- باید لباس بپوشی ‫- چرا؟

‫مردم قراره بیان اینجا اما

‫فکر کنم که اینو بدونی

‫متاسفم بن

‫میخواستم بهت بگم ‫- آره

‫کی، امروز؟

‫روز مراسمش؟

‫من باید

‫تو نصف شب وقتی

‫توی بار کوفتی دارم

‫دارم شراب بیلیز میخورم اینو بفهمم؟

‫میتونی تصور کنی کارا؟

‫"سلام، من خیلی بابت پدرت شرمندم"

‫- ببین من نمیدونم چرا داری اینو بزرگش میکنی

‫انگار نه انگار چند سال با هم حرف نزدیم

‫- این کیه؟ ‫- آرون

‫این برادرم بنه

‫بن این آرونه ‫- سلام

‫قهوه ای چایی ای چیزی میخوای؟

‫- چایی خوبه

‫در مورد من برات تعریف نکرده؟

‫- نه همه چیزو بن

‫- آخ

‫تو میدونی اون چجوری مرد؟

‫- گریس بهم نگفت ‫- نه؟

‫- گفت تو خواب مرده

‫آره تنها

‫- I don't know, I ‫would assume so.

‫آخرین بار کی اونو دیدی؟

‫چرا داری با من اینجوری حرف میزنی؟

‫میدونی احتمالا الان نباید اینو شروع میکردی

‫- تو اینجا زندگی میکنی

‫- خب؟

‫- من سرم شلوغ بود ‫- آره

‫میتونم ببینم

‫ببخشید

‫یه بار دیگه اسمتو بهم میگی؟

‫- آرون ‫- آرون

‫خوشحالم دیدمت مرد

‫از خودت بگو

‫اهل کجایی، کارت چیه، چی دوست داری

‫همه چیزو بگو

‫- بابت پدرت متاسفم

‫- خوبه ‫- آرون

‫- آره

‫- میخوام یه چیزی نشونت بدم

‫چه بهشتیه

‫میخوای بیای؟

‫-هوو

‫آره

‫هی مرد بیا تو

‫بیا تو

‫بیا تو آب ‫- تمومش کن

‫تمومش کن

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left