لومړۍ 200 کرښې.
میخوای کمک کنی؟
البته
قبل از اینکه شروع کنیم
لازمه چیزی در مورد پدرت بدونم؟
نه
باشه
پدر عزیزم
دوستت دارم
و به خاطر همه چیز ازت بینهایت سپاسگزارم
تولد هفتاد سالگیت مبارک
این عالیه کوتاه هم هست
جالبه - خیلی خوبه
- آره میدونم که عالیه
آره، نه من دوسش دارم
من دوسش دارم
- ما توسط دزدای دریایی محاصره شدیم
- اون کیه
- حتماً باید پدرم باشه
یک دقیقه
- اون تو خواب فوت کرد
متاسفم
- سلام
- سلام
- من لیندا هستم
- منم آرونم
- هی
متاسفم - باشه
- به خاطر پدرت، متاسفم
قرار نبود اینجوری بشه
میدونم فقط چند ماهه با همیم
اما
من به خاطر تو اینجام
- باشه
- آره هر چیزی
- باید بریم داخل - آره، آره
- حالت چطوره؟
- خب، من خوبم
چقد بزرگ شدی
- این آرونه
- سلام - سلام آرون حالت خوبه؟
به بلیز خوش اومدین - از آشنایی باهاتوم خوشبختم
- بن چی؟ - آ، نمیدونم
- بهش نگفتی؟ - نه
الان بهش زنگ میزنم
مارا گفت که تو مثل مادرشی
آره، وفتی اون یه بچه کوچولو بود، آره
اما من خوشحالم که به خاطر اون اومدی اینجا
- آره، همچنین
- پس، بن
از پلاسنسیا میاد؟ - آره
- بن برادرشه درسته؟
- آره - آره
شما دوتا خیلی وقته با همین؟
- تقریبا یه سال
- یه سال؟
خیلی خوبه - آره
- لعنتی
شما تو آشپزخونه لوبیا سبز دارین؟
اون گیاهخواره
- میتونم براش یه بشقاب درست کنم
- متاسفم خیلی ممنونم
- ممنون - تو گیاهخواری؟ چرا؟
داستانس قشنگ نیست
اما،
در حقیقت اینکه من گیاهخوارم خیلی خوبه
و..
تو یکم عجیبی مگه نه؟
- بفرمایین - ممنون
نه
خب اما شاید
من خودمو میشناسم و میدونم که به یه چهارچوبی نیاز دارم
من ازش مطمعنم،
میتونم از همه چیز های بد دور باشم
این آسونتره
- متوجهم - ممنون
وقتی اونا اول اومدن اینجا
اون خیلی کوچیک بود - بله
با توجه به سنش خیلی کوچیک بود
اون و برادر کوچیکش
خیلی شیطون و دردسرساز بودن
هنوزم هست
دهن باباشو سرویس کرد
داستان های زیادی داره
- شما دو تا یه نمایشگاه
تو مزرعه ی چایی نداشتین؟ - اوهوم
داشت دیوونش میکرد
- مارا
شاید ما بتونیم مقدمات رو آماده کنیم
بعدا، مثلا وقتی بن رسید - البته
آره اما من با همسایه مقدماتـشو چیدیم
برای مراسمش
میدونی که - فکر نمیکنم مارا و بن
میدونی کل شبو بیدار بودن
منظورم اینه که فکر میکنم سختشون باشه
آره اما اینجوری میتونین به پدرتون احترام بذارین
اون اهل بلیز نبود
خب، اما اون زندگیشو اینجا ساخت
ما باید یه مراسم داشته باشیم
عمومو یادته؟
- عمو کلارنس؟ - آره عمو کلارنس
میدونی، وقتی من بچه بودم اون مرد
من به مراسمش نرفتم
مراسم ها اینجا تا آخر شب طول میکشه
این راهیه که ما مواظب ارواحمون هستیم
تا ما رو اذیت نکنن - اون نذاشت من استراحت کنم
هر روز
وقت غروب میومد و میزد به پنجره
باورم نمیشه که داریم به جشن تولدش میریم
- غم آخرتون باشه - ممنون
- پدرت مرد بزرگی بود
ما سال های زیادی با هم کار کردیم - بیمارستان؟
- آره
- باشه
- خوشحالم دیدمتون - خوشحالم دیدمتون
- به کمک نیاز داری؟
-نه راحتیم ممنون
بیا اینجا
- تو خوبی؟ - آره
خیلی خب
صبر کن
اون رو این تخت مرده
میتونیم تو یه اتاق دیگه بخوابیم
بیا اینجا
صبر کن
صبر کن، صبر کن، صبر کن
صبر کن، صبر کن
فکر نمیکنم این،
سخت باشه
- چرا؟ - تو خسته ای
فکر کنم فقط باید بذارمت رو تخت باشه؟
این
?just AA stuff
شاید
چرا دروغ میگی؟
همم؟
چرا در مورد خودمون دروغ میگی؟
در مورد من دروغ گفتی
دروغ چیزی رو حل نمیکنه
اینو بدون
فقط اینجا دروغ میگیم؟
- آره
فقط اینجا دروغ میگیم
تا خوابمون ببره
- هو هو هو - تخت پدر آره؟
- چی؟ - برو بیرون
-میتونستی به من بگی مارا
- باید لباس بپوشی - چرا؟
مردم قراره بیان اینجا اما
فکر کنم که اینو بدونی
متاسفم بن
میخواستم بهت بگم - آره
کی، امروز؟
روز مراسمش؟
من باید
تو نصف شب وقتی
توی بار کوفتی دارم
دارم شراب بیلیز میخورم اینو بفهمم؟
میتونی تصور کنی کارا؟
"سلام، من خیلی بابت پدرت شرمندم"
- ببین من نمیدونم چرا داری اینو بزرگش میکنی
انگار نه انگار چند سال با هم حرف نزدیم
- این کیه؟ - آرون
این برادرم بنه
بن این آرونه - سلام
قهوه ای چایی ای چیزی میخوای؟
- چایی خوبه
در مورد من برات تعریف نکرده؟
- نه همه چیزو بن
- آخ
تو میدونی اون چجوری مرد؟
- گریس بهم نگفت - نه؟
- گفت تو خواب مرده
آره تنها
- I don't know, I would assume so.
آخرین بار کی اونو دیدی؟
چرا داری با من اینجوری حرف میزنی؟
میدونی احتمالا الان نباید اینو شروع میکردی
- تو اینجا زندگی میکنی
- خب؟
- من سرم شلوغ بود - آره
میتونم ببینم
ببخشید
یه بار دیگه اسمتو بهم میگی؟
- آرون - آرون
خوشحالم دیدمت مرد
از خودت بگو
اهل کجایی، کارت چیه، چی دوست داری
همه چیزو بگو
- بابت پدرت متاسفم
- خوبه - آرون
- آره
- میخوام یه چیزی نشونت بدم
چه بهشتیه
میخوای بیای؟
-هوو
آره
هی مرد بیا تو
بیا تو
بیا تو آب - تمومش کن
تمومش کن
No comments yet. Be the first to leave one.