A Korean Odyssey

A Korean Odyssey (화유기)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

Specials

د خپرونې معلومات

Hwayugi Episode 02
د لخوا تبصره Persian Dream Team
Darya - Rasselas @persiandreamteam

تګونه

other
په خپور شو: 2018-01-02
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

قسمت 2 !پيداش کردم!پيداش کردم

بدويين

اول من اومدم

..اين ديگه- ..چيکار ميکني-

جين سون مي گمشو

اون به درختمون دست زد

واسمون بدشانسي مياره

مامانم گفته براي اينکه بدشانسي نيارم اينجوري کنم

هي، هي،اصن بيا بريم يه جاي ديگه بازي کنيم

باشه..بريم

ببخشيد که بهت دست زدم..ديگه بچه ها نميان دور و برت

هي بيا با من بازي کن

اوني، با من بودي؟

بوي خوبي ميدي...بيا باهام بازي کن

بيا

اين نوه ي منه..ولش کن

توله کوچولو! حالت خوبه؟

بدجوري آسيب ديدي

از حالا به بعد حواست باشه که خونريزي نکني

مامان بزرگ، يعني من براي هميشه بايد قايم بشم؟

نه عزيزم...يکي مياد که از توله کوچولوي من محافظت ميکنه

تا اون موقع، سون مي ما بايد خوب و شجاع زندگي کنه

سرنوشت اون آدم اينه که از تو مراقبت کنه

بذار ببينم

بايد خوب زختم رو بپوشوني..چون تا وقتي که بوي خونت پخش بشه هيولاها ميان

چون من سام جانگم

روح هاي خبيث بوي خونم رو ميفهمن و ميان دنبالم؟

آره

تو هم؟- در اصل من اومدم که سام جانگ رو بخورم-

ولي وقتي ديدمت خيلي شوکه شدم چطور ميتونم يه آشنا رو بخورم؟

بهرحال ممنون که اون موقع ازم محافظت کردي

فکر کردي ما يه رابطه عادي داريم؟ بيست و پنج سال آزگاره..شوخي که نيست

تو که گفتي حتي يه بارم به من فکر نکرده بودي

مگه ميشه؟ فقط داشتم تظاهر ميکردم که خيلي شاخم

از حالا به بعد روح هاي خبيثي بيشتري دنبال سام جانگن

اينجوري نميشه

ميخواستم راهمو بکشمو برم که به زحمت نيفتم

ولي فکر کنم الان ديگه واقعا بايد ازت محافظت کنم

بيا دوباره يه قرارداد ببنديم

بيا اوني که 25 سال پيش بستيم رو فراموش کنيم و يه دونه جديد ببنديم

پس اول قرارداد اولي رو لغو ميکنيم، قبول؟

چي؟ سنگ،کاغذ، قيچي که بازي نميکنيم مثلا داريم قرارداد ميبنديما

نکنه فکر کردي بعد از 25 سال هنوز بچه ام؟

داري خرم ميکني که اون قرارداد رو لغو کنيم نه؟

چرا؟ تو هم ميخواي منو بخوري ولي بخاطر قرارداد نميتوني؟

درسته...بين همه اونايي که دارن سعي ميکنن تو رو بخورن من از همه قوي ترم

جين سون مي، يعني ..سام جانگ

بهتره انتخاب کني که من بخورمت

اگه ميتوني منو بخور..بخور ببينم

تو..واقعا ازم ميخواي که بخورمت؟

دختره ي سرتق

خيلي عجيبه ولي عقل کل هنوز سام جانگ رو نخورده

معمولا همين که تصميمشو ميگيره يه لقمه ميکنه طرفو

..فکر کنم يا از اين ببلعتش احساس گناه ميکنه

يا يه چيزي اين وسط هست که باعث ترديدش شده

همون يه چيزي هست

واقعا اگه قردادي نداشتيم منو ميخوردي؟

دقيقا کجا فهميدي که دارم خرت ميکنم؟ من که خيلي خوب نقش بازي کردم

چون زيادي مهربون شدي بهت شک کرده بودم

اي تو روحت

گرچه من هيچوقت ازت کمک نخواستم، چون اسمتو نميدونم ولي تو چطوري ميخواي بچه اي که

بهش قول دادي مواظبش باشي رو بخوري؟

حالا منم نخورمت بالاخره يه روح خيبيثي ميگيره ميخورتت

سام جانگي بهرحال

سام جانگ دقيقا چه کوفتيه؟

سام جانگ چيه؟

سام جانگ انسانيه با خون نجيب که از طرف بهشت بهش رسيده

ميگن قبل از اينکه بي نظمي بزرگ توي جهان فاني اتفاق بيفته، اون ظاهر شده

يعني ميگي دختري که عقل کل رو آزاد کرد سام جانگه؟

شنيدم چون اوگونگ رو آزاد کرده

به سرنوشت سام جانگ براش مقدر شده

ولي اگر دقيقتر نگاه کنيم ميشه گفت

يه جورايي من مسئول سرنوشتيم که داره

پس همون جور که استاد سو بوري خواسته

ميخواين از دختره محافظت کنين؟

ولي بوي خون سام جانگ

خيلي وسوسه برانگيزه

بوي خونش

بعد از هزاران سال منو وسوسه کرد

بنظرم اگه نزديک خودم نگاهش دارم خطرناکه

پس دورادور حواستون بهش باشه

بهرحال..من چون دنبال قدرتم ميتونم جلوي خودمو بگيرم

ولي عقل کل چطوري داره مقاومت ميکنه؟

سون اوگونگ هم يه روحه درسته؟

اگه حقايق رو درنظر بگيرم عقل کل قبلا يه خدا بوده

درسته که از بهشت پرتش کردن بيرون ولي بازم يه خداست و فرق داره

ميخواين اگه مقاومت کردن براتون خيلي سخته سام جانگ رو بيارم بخورينش؟

نميخواااد..گفتم که در حال انجام وظيفه م

من بايد تلاش کنم که خيييييلييي خوب

به وظايفم عمل کنم

ميتوني بري

پس سام جانگ چيز خطرناکيه

از حالا ببعد هيولاهاي زيادي ميان که بخورنت

اينجوري زنده موندن واست سختر و سختر ميشه

براي همين ميگم که نميشه بيخيال اين زندگي داغونت بشي؟

چي؟- بنظر مياد تا همين الانشم يه زندگي آدميزادي نداشتي-

خيلي بده که روحا رو ميبيني و هيچ دوستي نداري

چطوره که همينجا اين زندگي نکبتي رو تموم کني و به زندگي بعديت اميدوار باشي؟

چي؟- اگه بگي بيخيال اين زندگيت ميشي-

قراردادمون خودبه خود فسخ ميشه، من راحت و بدون درد ميخورمت

برا خودتم راحتتر نيست که يه آشنا بخورتت؟

چي؟- يعني-

به جاي اينکه با ترس زندگي کني و ندوني چي، کي کجا ميخورتت

که ممکنه يه هفته ديگه باشه يا يه ماه ديگه

من بهت اين فرصت رو ميدم که خودت زمان و مکان تموم شدن زندگيت رو انتخاب کني

من همچين فرصتي نميخوام

يه روز دو روز نيست که روحا رو ميبينم دليلي نداره بترسم

من هيچوقت بيخيال زندگيم نميشم

اونقدر زنده ميمونم و پير ميشم که موهام رنگ دندونام بشه

به خاطر اون قرارداد چه گيري افتادما

ولي چطوري اين سام جانگ شده؟

اگه بازم گول دروغش رو خورده بودم چي؟ نامرد

بيا بريم..بيااا

گمشو! بروو! گمشو

روح خبيث

!تو

باز گازت گرفتن؟ چرا همينجور راه ميري و گازگازي ميشي؟ چندش

اين دقيقا چي بود؟

روح خبيث بود که ميخواست يه لقمه ت کنه حالا حرفامو باور کردي؟

وا رفتي که

اينجور فرض کنم که بيخيال زندگيت شدي و بخورمت؟

پس واقعا سرنوشتم اينه

من واقعا نفرين شدم؟

هميشه بدشانسي ميارم

و هرکي که دوست داشتم بدبخت شده

براي همين فکر ميکردم آخرش يا يه قاتل سريالي ميکشتم

يا توي يه تصادف مسخره ميميرم

ولي آخرش، قراره يه روح خبيث بخورتم؟

تصميمت رو گرفتي ديگه؟ بهتره که من بخورمت نه؟

من فقط تو رو دارم.ميتوني همش اينجوري ازم محافظت کني

من فقط داشتم از طعمه م محافظت ميکردم

ولي ما قرارداد داريم

باشه تو که اسم منو نميدوني

بهت يه پيشنهاد ميدم خوب بهش فکرکن

پونزده روز بهت وقت ميدم که تصميمتو بگيري

...عوضي

هوي

چترتو نبردي که

کتت رو نذار رو مجسمه ي عزيز من

اگه يه بار ديگه چيزي بهش آويزون کني ميندازمش بيرون

چرا مجسمه رو ميندازي بيرون؟ جا رختي خوبيه که

مجسمه عزيزمو نميگم! کت تو رو ميندازم بيرون

يه بار ديگه اونجا آويزونش کني آتيشش ميزنم

آيگو..چرا ميخواي بندازيش بيرون؟ آدم بايد صرفه جويي کنه که زندگي خوبي داشته باشه

پس با همين روحيه صرفه جوييته که

داري يه چتر جرواجرو ميدوزي بهم؟

مال سام جانگه امروز سام جانگ رو پيدا کردم

عهه؟ برام مهم نيست خورديش يا نه از خونه من بري کافيه

سام جانگ همون دختر بچه ايه که فرستاديش به کوه مرمر

خا؟

ميدونستي؟- نه پ-

ميدونستم جين سون مي همون سام جانگه

کي فهميدي؟

نکنه ميدونستي که سام جانگه و براي همين فرستاديش کوه مرمر؟

چه حرفا؟ اون چون اومده اونجا و تو رو آزاد کرده سام جانگ شده

تنبيهش اين بود که بخاطر آزاد کردن تو سام جانگ بشه

که اين طور

راستي..چرا تاحالا نخورديش؟

قطعا از مهربونيت نيست که نخورديش پس جريان چيه؟

همه چيشو درست کردم ديگه

نکنه...واقعا ناراحتشي و براي همين ولش کردي و بيخيال خوردنش شدي؟

بايد پخته باشه- چي هست؟-

اين ديگه چه بوييه؟

يکم سس درست کردم

سس؟

نکنه سس درست کردي که باهاش سام جانگ رو بخوري؟

بايد برم جايي، بپا سسم نسوزه

فقط 20 دقيقه ديگه زيرشو خاموش کن درشم نذار

زود ميام

اگه سس رو درست کرده يعني الان داره ميره بخوردش

ولي چرا تا الان نخورده تش پس؟

يخ زدم

بميرم؟ چرا بميرم آخه؟

..عهه..ااينجا بود که

اومده دنبال چترش...پس هنوز بيخيال زندگيش نشده

~ تو رو که ديدم فکرم پيشت جا موند ~

~وقتي عاشقت شدم ~

~ دلت برام تنگ نشد؟ خيالم راحته ~

~ آرزو ميکنم کنارم بودي با همين چهره ي الآنت~

~ مي شه برگرديم به اون زمان ~ ~ که من تو رو ديدم؟ ~

نگاش کن چه کله شقه

نميترسه يه چيزي از اونجا بپره بيرون؟

~ هميشه پشت سرتم ~

تو اين ظلمت وانستا..بيا برو خونه ت ديگه

~ هميشه پشت سرتم ~

~ چشماتو ببند تصوير من وقتي پشتم به توئه و دارم ترکت مي کنم ~

~ تو همراهمي ~

بيخيال زندگيم بشم؟

عمرا جا نميزنم

~ خيلي دلم برات تنگ شده ~

~ آرزو ميکنم کنارم بودي با همين چهره ي الآنت~

~ مي شه برگرديم به اون زمان ~ ~ که من تو رو ديدم؟ ~

چه طعمه رو مخيه ها

اوف سرده

~ هميشه پشت سرتم ~

آخريشه

آره ...فقط بايد اسمشو به ياد بيارم

فکر کن اسمم فلان فلان فلانه..چنگيزخانم اسم منو بشنوه از ترس سگ لرز ميزنه

فلان فلان فلان..پس سه بخشه

تسليم نشو..ميگن تاريک ترين جا زير چراغه

More Farsi Persian subtitles for A Korean Odyssey

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left