لومړۍ 200 کرښې.
،خب
امروز اولین روزـمون سر کار بهعنوان رؤسای «شورای خونآشامی»ـه
« نندور و ناجا »
من وْ ناجا توافق کردهایم که تیمی با هم کار کنیم
فعلاً، میذارم نندور فکر کنه که
قدرت رو شریک میشیم
،ولی تنها یک «رئیس عالی» میتونه وجود داشته باشه
و من هر کاری لازم باشه، انجام میدم
همینجوری تنها کسی میشی که از بین 17 تا بچه جون سالم به در میبره
قاطعیتِ ناجا و پُرسروْصدابودنش رو تحسین میکنم
ولی رهبر باتجربهتر منام
سرانجام، اون رو شمارۀ دوـم میکنم
...پس داری میگی که
باید شمارۀ دو کنی؟
حقیقتاً. همین الآن نه، ولی بهزودی
چیزی نیست که باید تحمیلش کنی
ولی داری میگی مهمه که شمارۀ دوء خیلی خوبی داشته باشی
بله
چیز خندهداری راجع به یک شمارۀ دوء موثق وجود نداره
دوباره میگی برنامه چی بود؟
...برنامه اینه که من... نندورِ بیرحم
روی تخت پادشاهیام نشسته و یک شمارۀ دو ایجاد خواهم کرد
خیلیخب، برو بیرون
« ادارۀ کُل شورای خونآشامی »
حالا، این پایین ما سلولهای نیمهامنیتی و کشتارگاههای مختلف داریم
خاطرجمع شید جاتون رو روی برگۀ ورود رزرو کنید، چون کشتارگاهها بدجور شلوغ میشن
خیلیخب، حالا، اینورْ اتاق استراحت رو داریم
حالا، خاطرجمع شید که روی خوراکیهاتون برچسب بزنید
چون هر جمعه همهچی رو میریزیم بیرون
!اوه - اوه! بهبه -
...و پشت این در
«اتاق تحفهها»
گنجینههای نسلهای بسیاری خونآشام
از سرتاسر دنیا گردآوری و در اینجا جمع شده
عتیقههای جاودانۀ ماندگارِ شگفتانگیز
:اما بر حذر باشید
!بعضی از این وسایل بیاندازه قدرتمندن و نباید انگلوک بشن
!با اون ور نرو - کالین رابینسون -
چه نادونی - ولی بعضیهاش فقط واسه سرگرمیه -
این آشنا به نظر میرسه؟
نه. چیه؟
اوه، فقط آلتِ ونهلسینگ
بیخیال، گییرمو
همه اونقدر خوششانس نیستن که آلتِ پدرِ پدرِ پدرِ - پدرِ پدربزرگشون رو بگیرن توی دستهاشون - هوم
میدونم که من مطمئناً دوست میداشتم
اون دیگه چی بود؟
بیاید صدامون رو بیاریم پایین، خیلیخب؟
دلمون نمیخواد آزردهخاطرـش کنیم
پشت این در محل سکونتِ «سایر»ـه
سایر»ِ واقعی؟» - «خودِ «سایر -
خود خودش - سایر» کیه؟» -
سایر» مسنترین خونآشامِ زندۀ جهانه»
اون خونآشامـیه که همۀ خونآشامهای دیگه از نسلشان
همهشون
هرگز این در رو باز نکنید
دالی
،همونطور که داشتم میگفتم
...هرگز این در رو باز نـ - در رو باز نکنیم. آره، آره، آره. گرفتیم -
اوه. این چیه؟
!اون رو انگولک نکن
این «شنلِ تکثیر»ـه - چیچی؟ -
همگی، شاید دلتون بخواد این رو ببینید
خیلی باحاله
نشونتون میدم - تکثیر؟ -
نظاره کنید
بوپ
دیدید؟ دیوانهواره، نه؟ - شگفتا -
شگفتانگیزه
شنلی جادویی که پوشنده رو فوراً بسی خوشتیپتر میکنه
هر کسی نظر خودش رو داره
شوخی میکنم
این اصل رو میگیرم که باعث میشه کسی شبیه کس دیگه بشه
بسیار خوب
اوه، باز هم که توئی - ولی کسی نباید بهش دست بزنه -
حتی منِ کارکنِ تماموقت هم نباید انگولکش کنم
و اینورْ اتاق مستخدمهاست
میتونید تا پایان روز کاری اینجا انبارـش کنید
بدو ببینم
راستش اون مستخدم نیست
اون محافظشخصیمونه - محافظشخصی -
نمیتونیم اجازه بدیم یه انسان اینجا آزاد واسه خودش بچرخه
مگر اینکه خونآشامش میکنید
محاله. مطلقاً نه - نه، مطلقاً نه. نه -
اون جواب خیلی سریعی بود - شرمنده، گییرمو -
کاری از دستمون ساخته نیست
بدو ببینم
...و فرض میکنم که در باز میمونه
هی. چی؟ - خدافظ -
احساس خیلی بهتری نسبت به اون دارم
بر پدرـش لعنت - تُف -
عمۀ سربههوام
طبق عالمِ صفحۀ چاپی، اینجا «والهالا»ست
،و چیزی که بهعنوان شایعه رد کرده بودم، درواقع حقیقت داره
،«چراکه این «شورای خونآشامی
قدیمیترین و بزرگترین مجموعۀ هرزهنگاری رو در اختیار داره
«نابنامیکان (کتاب قلمبگی)»
هر چیزی که یک جوانک و خانمک
لازمه راجع به قضیبلیسی بدونن
« نابنامیکان (706 بعد از میلاد) » « اثر هنری برگرفته از کتابخانۀ آثار باستانی شورای خونآشامی »
دیگه چی داریم؟
«اوه، بله... «واژنپرستی گوتنبرگ
اون اصله
« واژنپرستی گوتنبرگ (سال 1487) » « اثر هنری برگرفته از کتابخانۀ آثار باستانی شورای خونآشامی »
« رسالۀ برونریخت شهوانیِ توکویل (سال 1842) » « اثر هنری برگرفته از کتابخانۀ آثار باستانی شورای خونآشامی »
،اوه، این... «رسالۀ برونریخت شهوانیِ توکویل»ـه
با برونریخت روـش، طبق احساسی که میده
«درازترین آلات مصر»
« درازترین آلات مصر (سال نامعلوم) » « اثر هنری برگرفته از کتابخانۀ آثار باستانی شورای خونآشامی »
«روی کوهن، 169 موضع سکسِ نجیبزاده»
« روی کوهن، 169 موضع سکسِ نجیبزاده (سال 1954) » « اثر هنری برگرفته از کتابخانۀ آثار باستانی شورای خونآشامی »
از مشاوران اصلی جوزف مککارتی و از ] [ عاملان او برای اجرای مککارتیسم بود
شرط میبندم نمیدونستید همچین چیزی وجود داشت
این چیه؟
«کتاب دوم شعرشناسی ارسطو»
اون رمزه؟
نه
!هی، پیداشون کردم
بایگانی - باشه -
من امسال
صدساله میشم
یهجورایی من رو وارد حالوْهوای متفکرانه کرده
هرچی که میخوای راجع به خونآشامها و دودمان خونآشام بدونی، همینجاست
من خیلی چیزها میخوام بدونم
از کجا میام؟
چطوری خونآشام انرژی شدم؟
،تبدیل شدم
یا بهقول استفانی جرمنوتا، اینطوری زاده شدم؟
:توی دلم گفتم، میگم: «کالین»، میگم
قبل از اینکه صدساله بشی، سر» «در میاری کی هستی و از کجا اومدهای
آ... میگم
جزئیات باید اینجا باشه
،منظورـم اینه، این دژِ مجهز به سیستم کنترل اقلیمه
ساخته شده که تا ابد
...از اسناد محافظت کنه. پس
چی... چیکار داری میکنی؟
چرا داری اون صفحه از اون کتاب رو میکّنی؟
من راه خودم رو میجقم، تو هم راه خودت رو
اوه، عجب. اینجا واقعاً گردوْخاکیه
وقت جامههای رسمی شوراتونه، هان؟
هی، آرام
رداست
درز من رو میخوای چیکار؟ - 44اینچِ بلنده -
احتمالاً باید کمرـش رو تنگ کنی و سرشونهها رو گشاد
!هی، از هواکش بیا بیرون
به مستخدمتون بگید از هواکش بیاد بیرون
مستخدم نیست. محافظشخصیـه
!از هواکش بیا بیرون، گییرمو
شیطونه
از هواکش بیا بیرون. برگرد توی اتاقت
شیطون فسقلی
خیلیخب، اصلاحاتتون خیلی زود آماده میشه
عالی - تا اون موقع، میتونید همزمان با اینکه من با شرکتِ -
آب وْ برق دربارۀ ناهمخوانیهایی در قبض اخیرـمون سروْکلّه میزنم، مجموعۀ نابهنجاریهامون رو بررسی کنید
...میخواستم ببینم میتونم باهات دربارۀ
بهمحض اینکه «شنلِ تکثیر» رو دیدم
میدونستم که جوابِ مشکلات عاشقانهمه
میدونید، من با دوستدخترـم مِگ در تقلّام
راستش هنوز دوستدخترـم نیست
،مِگ توی «مسیو فیتنس» کار میکنه
زورخانهای 24ساعته که قبلاً میرفتم
« مسیو فیتنس، زورخانۀ 24ساعته »
،قدیمها که یک ارتش رو فرماندهی میکردم
من وْ سربازها لخت میشدیم
و همدیگه رو به شاهکارهای مختلف استقامت و قدرت میطلبیدیم
،«مردان زورخانۀ 24ساعتۀ «مسیو فیتنس
اونها علاقۀ چندانی به هیچکدوم
از اینها ندارن
،به نظر نمیرسه زیاد متوجه همدیگه بشن
یا بدنهای همدیگه رو تحسین کنن
ایوای
بهترین چیز در خصوص زورخانۀ 24ساعتۀ مسیو فیتنس» رابطهایه که با مِگ دارم»
محبت زیادی بهم داشته
متأسفانه، هنوز رابطه رو وارد مرحلۀ جدیدی نکردهایم
تو بامزهای
ممنون بابت اون تمجید
و بابت حوله
عاشق لهجهتام. فرانسویه؟
نه
نه، نیست
من هیچوقت توی صحبت
با زنان امروزی وارد نبودهام
ولی خوشبختانه، یه نفر رو میشناسم که میتونه کمک کنه
لازلو
لازلو - !اه، بله -
چی میخوای؟
من «شنلِ تکثیر» رو بلند کردهام
لازلو یه خانمباز اصله
اون همیشه میدونه با زنها چطوری حرف بزنه
چی؟ پس یه لحظه صبر کن
،میخوای من اون رو بپوشم
هوم - ،تبدیل به تو بشم -
اوهوم - این بانوی جوان به اسم مِگ رو از راه به در کنم -
بله، مِگ - به شش روش سامورایی باهاش عشقبازی کنم -
برگردم اینجا. بزنم قدّ همه
نه، نه، نه، همون تیکۀ اول کافیه
و بعد خودم ترتیب بقیهش رو میدم. میذارمش اینجا
،نندور ازـت میخواد اون رو بپوشی
،تبدیل به اون بشی، این زنه به اسم مِگ رو از راه به در کنی
و بعد برگردی
...من خودم میرفتم، ولی
No comments yet. Be the first to leave one.