The Villain of Villains

The Villain of Villains (Skurkarnas skurk)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Skurkarnas Skurk 2026 SWEDISH 1080p WEBRip x264 AAC5 1 persian
د لخوا تبصره shine021
شرور شرورها

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-08-10
ډاونلوډونه: 5
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

کنترل ترافیک هوایی، شمارش معکوس تأیید شد.

...هفت، شش، پنج،

چهار، سه، دو، یک.

گای!

زيرنويس از مهدي shine021

کمک! شرورِ شرورها اینجاست!

هول نکنید. فنتستیکا داره می‌رسه!

-بمیر، بمیر، بمیر! -عزیزم...

یک شاهکار سینمایی تمام‌عیار

نفر بعد.

سلام! می‌خوام یه مقدار پول برداشت کنم، اگه اشکالی نداره؟

-حتماً. -چه خوب.

بخوابید روی زمین! باشه؟ هیچ‌کس تکون نخوره!

روی زمین بخوابید...!

ساکت باشید تا همه‌چی درست پیش بره!

شوخی ندارم! جعبه رو باز کن! پول‌ها رو بیارید! پول‌ها رو بیارید!

جعبه رو باز کن!

پول نقد! پول نقد! زود باشید!

-این دیگه چه کوفتیه؟ -اینجا بمون. زود برمی‌گردم.

-فنتستیکا؟ -نه...

باورم نمی‌شه...

فقط خودتی؟

-بازنده‌ی بازنده‌ها. -یه کاری بکن! بهش شلیک کن!

خب، یه ژان کلود ون‌دام واقعی.

پس یه اسپلیتِ فوق‌العاده.

-من خانواده دارم. من خانواده دارم! -ببین چی پیدا کردم.

-یه بازوکا. -نه، نمی‌خوام...

من مررردم

-نه، نه... -بزنش!

خوبم.

نه...!

-سلام. -سلام.

سلام. اسم من اسلیپسه.

حالا قراره صورتت رو له کنم.

احتمالاً همه‌ی بچه‌ها فکر می‌کنن مامان‌هاشون ابرقهرمانن.

نجاتمون دادی. ممنون!

ولی درباره‌ی من، این قضیه یه کم واقعی‌تر بود.

«شرور شرورها»

-داره میاد. -کی؟

شرورِ شرورها.

-باید به این رسیدگی کنم. -منم می‌خوام بیام.

خب، قهرمان کوچولوی من، یه مأموریت برات دارم. داداش کوچولوت رو ببر پیش بابا. باشه؟

خیلی شجاعی.

دوستت دارم

دوستت دارم

اون آخرین باری بود که دیدمش.

مادرم جونش رو فدا کرد تا دنیا رو از دست شرورِ شرورها نجات بده.

اوه، فنتستیکا...

ولی نذاشتم مرگش منو از پا دربیاره.

در عوض، تصمیم گرفتم مثل اون بشم و برای... مدرسه‌ی قهرمان‌ها درخواست بدم.

می‌خوای ابرقدرت‌هات رو تقویت کنی؟

مهارت‌هات رو تمرین بدی؟

جرأت و توانایی‌ش رو داری؟ که دنیا رو نجات بدی؟

برای مدرسهٔ قهرمان‌ها ثبت‌نام کن!

من استفانی‌ام، ۱۲ سالمه و خیلی انفجاری‌ام.

خیلی دقیق، فوق‌العاده دقیق.

من قدرت‌های ذهنی هم دارم، درست مثل مادرم.

می‌دونم قدرت‌هام پتانسیل خیلی زیادی برای پیشرفت دارن.

مدرسهٔ قهرمان‌ها ویدیوتان را بارگذاری کنید

ارسال

از درخواست شما متشکریم

-برای جوجه‌کوچولوم یه تکه نونِ بدون لبه. -خیلی ممنونم، بابا.

-من آزمون ورودی رو قبول شدم! -آفرین، وروجک! وای، چه عالی.

هورا برای استفانی! اون هم درست مثل من یه قهرمان قدرتمند می‌شه!

شاید به قدرتمندی من نباشه، ولی بازم! آفرین، استفانی!

این‌قدر خوشحالم که نمی‌دونم با احساساتم چی کار کنم!

به زور از شرشون خلاص می‌شم!

-این رو از کجا آوردی؟ -از اتاقت.

-به زشتی خودته. -احمق! این رو از مامانم گرفتم.

به زشتی خودته، استفانی!

خیلی زشتی، استفانی!

-وای، وای! استفانی، نه، نه. -پل-باستر، پستونک رو بردار.

-حالا یادت باشه ناظم چی گفت. -باشه.

اگه می‌خوای بری مدرسهٔ قهرمان‌ها، باید یاد بگیری خشمت رو کنترل کنی.

حالا یه نفس عمیق می‌کشیم، بعد با هم می‌شماریم، باشه؟

-ده، نه، هشت، هفت، شش... گمشو، استفانی! گمشو!

پل-باستر. چهار...

-دیگه به برگه‌م نگاه نکن. -استفانی.

دربارهٔ تقلب چی بهت گفتیم؟ تو توی ریاضی واقعاً خوبی.

-می‌تونی وارد رشتهٔ ریاضی بشی. -من باید برم مدرسهٔ قهرمان‌ها.

-باید خوب پیش بره. -کایسا.

فقط حیف که مادرش بخشی از قدرت‌هاش رو به اون نداده.

پس فردا برای آزمون ورودی می‌بینمت؟

مامان، نگاه کن! دقیقاً مثل تو شدم!

بیا دیگه!

-راستش دیگه نزدیک وقت خوابه. -باید تمرین کنم.

-اگه این کار نکنه... -باید کار کنه!

ناظم گفت ممکنه این اتفاق بیفته، وقتی با یه چیز سخت روبه‌رو می‌شی.

می‌دونم می‌تونم دوباره وادارَش کنم کار کنه.

-من فقط می‌گم نباید... -باشه!

این تنها فرصتمه که ثابت کنم همه اشتباه می‌کنن.

-و این‌که می‌تونم مثل مامانم قهرمان بشم. -گوسفند! فوتش کن!

هرچی که هست، باید بدونی که خیلی بهت افتخار می‌کنم، استفانی.

-باشه؟ -گوسفند؟

استفانی!

-استفانی، به اون عوضی‌ها بگو گمشو! -پل-باستر!

-ما این‌طوری حرف نمی‌زنیم. -می‌خوای چی کار کنی؟

-نباید بچه رو بزنی. -باید بری تو و دندونات رو مسواک بزنی.

نه! من تقریباً دندون ندارم. دندون‌های شیریم دارن می‌افتن.

نمی‌فهمم مسواک زدنشون چه فایده‌ای داره.

- وقت خوابه. -نه!

اگه پول خرید ترامپولین داشتیم، تو حیاط خودمون بالا و پایین می‌پریدم.

بابا، تو خیلی فقیری...

سلام، بابا.

-اخیراً چیزی به دستت رسیده که شناور باشه؟ -آره.

خب...؟

-مگه پنج سالته یا چی؟ -استفانی؟

سلام.

ببخشید، ولی این واقعاً یه عالمه...

-استفانی؟ -سلام.

تورکل.

جالبه ببینیم چه کارهایی ازت برمیاد.

اگه فقط یه ذره از قدرت مادرت رو داشته باشی، خیلی پیشرفت می‌کنی.

بدون اون، امروز اینجا نبودیم.

وگرنه شاید شرورترینِ شرورها زنده می‌موند و دنیا رو به دست می‌گرفت.

ولی خب، تردی، رسیدیم اینجا. عالیه. شوکه شدی؟

-من طرفدارتم و تشویقت می‌کنم. -مرسی.

اون بیرون می‌بینمت. تورکل.

آره! پس بزن بریم! لعنتی، واقعاً شوکه‌ام.

خوش اومدید! امروز آزمون انتخابی مدرسهٔ قهرمان‌هاست.

اما اول بذارید خودم رو معرفی کنم؛ مدیر مدرسهٔ قهرمان‌ها، هرا!

خوش اومدید، خوش اومدید، همه‌تون!

فقط باید یه چیزی رو خرد کنم.

ممنون!

حالا بذارید دگردیسی رو معرفی کنم!

هنرمند تغییرشکل‌دهی و کریستال جادویی‌اش.

وقتی می‌رقصه، نگاهش کنید

تبدیل می‌شه به یه چراغ کوچولوی بامزه

حالا یکم خوش بگذرونیم، بچه‌ها

تبدیل می‌شه به یه کاج کوچولوی شل‌وول

باشه! آره، همین‌طوره!

لگد بلند! از این طرف!

برقص، برقص، برقص، برقص، دست‌وپات رو باز کن

و بپر و حالا تبدیل می‌شه به یه الاغ کوچولوی باحال

آره! حالا می‌ریم سراغ آزمون انتخابی.

اول آزمون بدنیه. موفق باشید.

بجنب، خانم گربه! آره، بجنب!

پس بیا پایین، گربهٔ بدقواره...!

-متأسفانه! نتونستی گربه رو نجات بدی. -منو بذار زمین، ای تودهٔ چندش‌آورِ عضله!

شرکت‌کنندهٔ بعدی: کایسا بلیکس.

زمانی که باید شکست بدید: دو دقیقه و سی ثانیه.

مسیر اینه:

تا مانع، از داخل جنگل، تا کنترل‌کنندهٔ سیگاری

و بعد برگردید و گربه رو نجات بدید.

موفق باشید.

و حرکت کرد! فوق‌العاده‌ست.

سیگار می‌کشه و می‌کشه.

یا خدا، عجب چیزی شد! آره!

من عاشق گربه‌هام!

پرواز کن و بترکون! کایسا بلیکس رکورد جدیدی ثبت کرد.

۳۵ ثانیه.

شرکت‌کنندهٔ بعدی، استفانی میندلره.

مادرش یه افسانه بود.

شرکت‌کننده آماده‌ست.

موفق باشی، بازنده.

و حرکت می‌کنه.

'بپر بالا و رد شو.' بجنب!

بیشتر از نصف زمان گذشته.

حدود یه دقیقه مونده.

بزن منو! آره!

حالا وارد بخش سرعت‌گیری می‌شه.

ده ثانیه مونده. می‌تونه؟

نه، هشت، هفت،

شش، پنج...

آره!

متأسفانه! به‌خاطر تقلب از مسابقه حذف می‌شید.

شوخی می‌کنید؟ من توی زمان مقرر تموم کردم.

ترکوندی!

فقط باید گربه رو می‌آوردم پایین. لازم نبود زنده باشه. احمق‌ها.

وقتی مانع رو خراب می‌کنی، رکورد زمانی به چه دردت می‌خوره،

سیگارت رو روشن می‌کنی و گربه هم مرده.

- نمرده. - نصفه‌نیمه مرده.

- نباید یه فرصت دیگه بهم بدید؟ - دیگه یه کلمه هم حرف نزن.

نمی‌شنوی چی می‌گه، عوضی؟ از اینجا برو بیرون.

تو هیچ‌وقت قهرمان نمی‌شی.

ده، نه، هشت،

هفت، شش...

مادرت ازت خجالت می‌کشید.

ولی...

خفه شو، اینا چقدر احمقن...

گوه بخوره تو گوشم!

لعنتی! اِ... خب، کجاست؟

اونجاست! آره، همین‌طوری.

ساکت، سرده.

لعنت.

هیس! الو؟

سلام. از کاری که کردی خوشم اومد.

ببخشید، شما کی هستید؟

اسمم اِی‌کیه. برای مدرسهٔ شرورها کار می‌کنم.

- مدرسهٔ شرورها؟ - بیا پایین تا بیشتر برات توضیح بدم.

پس یا ترولی، یا یه بچه‌آزار.

من نه بچه‌آزارم و نه ترول. نمی‌تونی فقط بیای پایین؟

- مدرسهٔ شرورها چیه؟ - از جیم‌زدن خوشت میاد؟

دعوا؟ تیکه‌تیکه کردن چیزها؟

وقت نامحدود پای صفحه‌نمایش؟

همهٔ راهزن‌های معروف، کار خلافشون رو با ما شروع کردن.

و فکر می‌کنم خیلی خوب با ما جور بشی.

- نه، ممنون. - بگیرش؛ اگه نظرت عوض شد.

سلام! فقط می‌خواستم بگم که وارد مدرسهٔ قهرمان‌ها شدم.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left