لومړۍ 200 کرښې.
سوپرانوز فصل دوم، قسمت دوازدهم "شوالیه با لباس اطلسی"
رو این میشه یه چرت حسابی زد
تو خوبی؟ آره
تابستان ۷۸ تو سانتا مونیکا من درس میخوندم
واقعاً اونجا بودی؟ آره
ببینم چندتا کار اونجا عوض کردی؟ اونقدری که دیگه دلم کار نمیخواست
اینجا کفش چقدر لیزه تو چطوری ریک؟
زیباست ژولیت، زیباست
ببینم هنوزم بچۀ ریچی میخواد بره ریودوژانیرو
باباش باید بهش افتخار کنه میکنه
پارسال تو مسابقات باله، اون دوتا ده تا جزیره برنده شدن
تونی هی
جکی چطوری؟
تو چطوری؟
ببینم تونی آبجو میزنی؟
نه نه نه، برو با رفقات حال کن
چی شده؟
جکی آپریل یه زمانی درسخون بود
وقتی هم که سرطان گرفت و داشت فوت میکرد آرزو داشت پسرش بره دانشگاه پزشکی
اگه میدونست یه روز آخر و عاقبتش این میشه خدا میدونه قلبش رو شکستین
همه که نباید بیل گیتس بشن
ریچی هواش رو داره
اون بهتره به بچۀ خودش برسه تونی این حرفا رو نزن
اون میخواد پسرِ تو رو با خودش به مسابقات دوچرخهسواری ببره
نه، ایجی نمیتونه بره، چون جبرش رو تجدید شده ببینم کارملا هم میدونه؟
تو واقعاً میخوای بدونی؟
من نمیخوام اون، دور و بر بچههای من بپلکه تونی
شنیدی؟ چی داری میگی؟
برو از جیا بپرس نه، اون خودش همهچی رو بهم گفته
اون گفت تصادف عمدی نبوده
بله، خدا رو شکر که به خیر گذشت
ببین بذار محض اطلاع روشنت کنم، اون بینزی بدبخت که تصادف کرد، پول زیادی به شوهرت بدهکار شده بود
ولی ریچی که اونو تحت فشار نذاشته بود میدونی چرا؟
ببینم اگه اینقدر ما بدیم، برای چی برای من مهمونی نامزدی داری میگیری؟
چون تو خواهر منی و من هرکاری از دستم بربیاد برات میکنم
تازه این کارم با سفارش زنم بوده
ببینم اونم از اون دختر روسه خبر داره؟
میدونی، باشه قبول نکن حرف منو
کله خر عوضی، اصلاً به من چه
تو حرومزاده، فقط نمیتونی خوشبختی منو ببینی
برو بخواب بابا
تونی عاشق این چکمههام
آره، خوشگله
چرا وقتی مصاحبه داری اینو نمیپوشی؟
ببینم، هنوزم به سای لیتمن زنگ میزنی؟
نه، میزنم
ببین، دنیای مدل پولسازه
تو که نمیخوای تا آخر عمرت توی این آپارتمان زندگی کنی
مگه برای تو هم مهمه من چیکار کنم؟ ببین دوباره دیوونهبازی درنیار
اون کتاب چیه؟ سوپ مرغ برای روح
ببین برو کتاب سس گوجه برای کون رو بخون نسخۀ ایتالیایی همین کتابه
چرا حسودیت میشه به من
تو با اون یارو صاحب کلوبه بودی؟
اصلاً نمیشه با تو حرف زد من ازت سؤال کردم
شاید بهتر باشه بهش فکر کنی
ببین باید یه نفرو پیدا کنی که بتونه به خواستههای تو توجه کنه
من که گفتم، طرف راننده بوده
ببین بحث من اصلاً این چیزا نیست
من میگم باید ازدواج کنی خانواده تشکیل بدی، بچه بیاری
من لازم نیست کسی رو پیدا کنم چون تو رو دارم
که ببرمت بهت تو رستوران غذا بدم، همین؟
تو چته؟
تونی نرو، نه
لعنتی، تو نمیدونی چی میخوای
الان وقتش نیست، سر من داد نزن
دوباره رئیسم بهم گیر داده
همیشه یه چیزی برای ناراحتی تو هست، یه روز پسرعموهات
تونی خواهش میکنم، نه
میدونی برای هردوی ما این روزا خیلی بده
من بدون تو میمیرم
نه، نمیمیری، دو هفته بعد همهچی یادت میره
نه، اگه تو بری من خودم رو میکشم
رینا بیخود منو تهدید نکن
دیگه تموم شد، من نمیتونم ادامه بدم
دیگه نمیتونم
ببینم با اون یارو صحبت کردی بری مدل بشی؟
ببین تا وقتی خودت بتونی روی پای خودت بایستی، کمکت میکنم
اما بعدش دیگه رو من حساب نکن، فهمیدی؟
ازت بدم میاد
آلبرت، جادۀ ناتلی رو نصف کرده با السیسون
شمال پترسون هم که دست بارونهاست
پس دربارۀ چی حرف بزنیم؟
زمینای فیرفیلد هم که تکلیفش معلومه پس دیگه حرفی نمونده
فیرفیلد مال منه مال تو بود
من به آدمای ضعیف، چیزی رو واگذار نمیکنم
من ده بار بهت گفتم ولی انگار تو کری
هنوزم داری تو اون جاده مواد معامله میکنی
برای همین داری این بازی رو درمیاری؟
دفعۀ بعد ممکنه خودت پشت یکی از ماشینات گیر بیفتی
اون جاده از اولش هم برای بابای من بود بچه
راستش رفقا، پسرعموی من لری این فیرفیلد رو میخواد
خب یه جورایی اون تو دادگاه پاش گیره و خانوادش نباید تحت فشار بمونن
میبینید برای همین میگم باید یه جلسه تشکیل بدیم
همه میخوان برای خودشون رئیسبازی دربیارن
من ده ساله دارم کار میکنم
اون چیزی رو میخواد که اگه رئیس بود زودتر از اینا گیرش اومده بود
نه به این دلیل که با هم برادرن، تو اگه احترامی برای پدر من قائلی، به ریچی هم باید احترام بذاری
کسی که احترام بذاره، احترام میبینه
ببین، شنیدی که بهت گفت خفه شو
به منم گفت برم درم رو بذارم
یا مسیح، چه صورت حسابی
انگار هرچی زودتر این دادگاه ما برگذار بشه خرج ما هم کمتر میشه
بله کورادو، ما هم زودتر میخوایم این پرونده به یه نتیجۀ منطقی برسه
ما متخصصینی داریم که روی نوارهای استراق سمع کار میکنن
یه گروه از دایرۀ مرکزی
اگه موردی رو پیدا کنن میتونیم به قاضی گزارش بدیم
و در این صورت میتونیم همه چیز رو به نفع خودمون تغییر بدیم
من میدونم پلیسای فدرال بیشتر از ۲۰ ثانیه یه مکالمه رو کنترل نمیکنند
فقط میخوان یه چیز به درد بخور گیرشون بیاد، همین
منم که پشت خط فقط دربارۀ آبجو حرف میزنم
یه وقتایی هم که ۳۰ یا ۴۰ ثانیه گوش میکنن خودشون گوشی رو میذارن، صداش میاد
اما خوب میدونی کاری که گفتی خرج داره چقدر؟
برای هر یه ساعت نوار ۲۰۰ دلار
میخوام یه دعوی قضایی برای اونا درست کنم
حداکثر مخارجش باید ببینیم چقدر میشه
چهارصد هزار دلار
ببینم حالا دیگه اون به ما میگه کجا کوکائین بفروشیم؟
اون اصلاً هیچکسی براش مهم نیست
آخه من نمیدونم تو این کشور کلی آدم دارن کار میکنن
اون نمیذاره ما هم ببریم ببینم مشکل پولی داره پدر ما رو درمیاره؟
نه، ممکنه من بیست سالی بهم حبس بخوره من اون تو میمیرم
بابا حالا که معلوم نیست تو هیچی نمیدونی
زندگی ما الان به فروش همون کوکائینا بنده خب دو دستی بچسبش جونیور
مگه راه دیگهای هم داریم
برای کاری که تو توی فکرت داری باید یه همپیمان داشته باشیم
آلبرت بارسی هم از چیزایی که شنید خوشش نیومد
تازه لری بارسی هم بزرگترین خانواده رو داره
اصلاً جای تعجب نداره
لری تو این فکره چرا الان اون متهم شده و بقیه دارن کار خودشون رو میکنن
چیکار کنم برو سراغ الی بوی، مخش رو بزن
اما خیلی حرومزادهست بهش تعهدی چیزی ندی
باشه
با اینکه سنش کمه، خیلی شهامت داره
اون یه جنگجوی واقعیه
این چیه؟ بازش کن
نه، میتونم ببینم چیه، جی گولده، اما ما نمیتونیم از کسی کادویی قبول کنیم
باشه، میدم بچهها
ببین اینم از این
ببین یه قانونی وجود داره نباید ازش تخطی کرد
ببین بلایی که سر تمدن مصر اومد بلایی که سر دوقلوهای تجارت جهانی اومد
خیلیها الان به خاطر تخطی از قانون پشت میلهها هستن
حالا منظورت چیه؟
من به تو مدیونم، بقیۀ زندگیم رو به تو مدیونم
سر قضیۀ بویلا خوب عمل کردی
اون لعنتی رو هم نتونستیم به قتل عمد متهم کنیم
دیگه چی؟
تو از اسکاتزدیل چی میدونی؟ آریزونا؟
وقتی قراردادمون تموم شه میخوام برم اونجا زندگی کنم
قرارداد؟ گفتین قراره از من به عنوان شاهد حمایت بشه
ببین الان ۳۰۰ روزه که من دارم با این اراذل تو گلف و زمین بازی و استخر و همهچی زندگی میکنم
میدونی بعد از دو سال زندانی بودن تو لوئیزبرگ
این دفعه اگه برم زندان میتونم تو دورههای آموزشی شرکت کنم
روانشناسی و جرمشناسی
میتونم برای مأمورا سخنرانی هم بکنم
اینم فکریه
اینم یه بلیط از اسکاتینو که ورشکست شد
تونی، این بلیطها رو به صورت غیرمجاز گرفته تا بگه که کارمنداش ولخرجی کردن
اینم میذارم تو پرونده
اینو میشه به عنوان مدرک جرم ثبت کرد
یه جور کلاهبرداری و اخاذی هم محسوب میشه
باید اول این بلیطا رو به تونی وصل کنیم
اون اونقدر باهوشه که بلیطا رو به اسم خودش نگرفته باشه
حتماً فکر همهچیز رو کرده
این مهمونی نامزذی خواهرش هم که در پیشه
میدونم میشه یه چیزی گیرمون بیاد باید به تو میکروفن وصل کنیم
فکر میکنی من کیام، پادوی اون؟ نه، تو یه مأموری
آره، کسی که باید به دنبال معلم برای بچۀ اون بگرده
آخر و عاقبت ما رو باش ببین به چه روزی افتادیم
عالیه میدونم
ببینم، پس خودت این رو انتخاب نکردی؟
نه بابا، برنامۀ مراسم رو کسی دیگه پیچیده
من فقط بهش پول میدم، اونم کارا رو ردیف میکنه میخوای تلفنش رو بهت میدم
من که برای اینجور چیزا پول خرج نمیکنم
کارملا، چه کاغذدیواری خوشگلی زدی
منم باید خونهم رو بدم همین یارو
ببینم، شمارۀ این یارو رو داری؟
ببینم، وقتی اسکاتینو ورشکست شد، بلیطای هواپیمارو که یادته، چیزی ازش مونده؟
لعنتی کی ریچی؟
من نمیدونم اون چطور به اینجا رسید میدو، برو به مادرت کمک کن
این ریچی از بچگی هم شر بود
جانیس، یه گیلاس دیگه میخوام بزنم
خوش میگذره لعنتی؟ میخوای چی بگم؟
متأسفم، ولی خوشحالم برات
باید مامان رو میدیدی دلش میخواست بیاد اینجا
ببینم میشه بریم همون سر جملۀ خوشحالم برات؟
تونی، تو اصلاً بهش فرصت نمیدی
از وقتی اون پروزاک مصرف میکنه یه آدم دیگهای شده
از کی؟
جانیس
باورت نمیشه، به اون پیرزن بدبخت دارن پروزاک میدن بخوره، آرامبخش خرکی
میگه عوض شده، خدای من
اون اونقدر پیر و خرف شده دیگه یادش نیست از کی متنفر بوده
تو امروز چته؟ مگه برات مهمه؟
برو ریچی
همه
از برادرهمسر آیندهم به خاطر این مهمونی کمال تشکر رو دارم
از همۀ شما که تشریف آووردین هم ممنونم
و اینکه در این اجتماع تاریخی دور هم جمع شده و جشن گرفتیم
از خانوادۀ آپریل و سوپرانو متشکرم
میگن هیچوقت دیر نیست
No comments yet. Be the first to leave one.