د خپرونې معلومات

Word of Honor E20 DramaDL
د لخوا تبصره AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

تګونه

other
په خپور شو: 2021-03-23
ډاونلوډونه: 13
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 193 کرښې.

مترجم: Homa_WX

کلمه افتخـار

،عمو لونگ

!عمو لونگ، عمو لونگ

!عمو لونگ، لطفا آرامشت رو حفظ کن

!به نظر میرس که جواب کاملا واضحه

تمام والدین توی دنیا

آرزوشونه که بهترینها رو به فرزندانشون .هدیه کنن

،درغیر اینصورت

اونها چیز دیگه ای ندارن که به .فرزندانشون بدن

!خدا انسانها رو فریب میده

!خدا انسانها رو فریب میده

زیشو

،سمت راست ساختمان بامبو در نقشه

یک ساختمان تکی قرار گرفته، اونجا .کتابخونه ی منه

.دو تا نقشه اونجاست

،یکیش نقشه ی دره لونگ یوانه

اونیکی هم نمودار معماری اسلحه خانه .است

!دومی رو از طرف من به ارشد یه بفرستید

،به علاوه

،در مورد تکنیکهای هیئت لونگ یوان هم

.هیچوقت نتونستم ازشون دل بکنم

پس، دو فصل کتاب درموردشون نوشتم

.و اونها رو توی کتابخونه نگهداری کردم

.لونگ شیائو تمام شاگردام رو کشته

،به خاطر رابطه نزدیک من و استادت

.بهم کمک کن تا یک وارث پیدا کنم

،عمو لونگ، بهت نگفته بودم

چنگلینگ الان

ششمین نسل از شاگردان کاخ چهار .فصل ماست

قبلا در مورد رابطه عمیق پدر اون

.با استادم اطلاع نداشتم

!این خواست سرنوشته

عمو لونگ، اگر از بی عرضگی من بیزار ،نیستی

!لطفا چنگلینگ رو به عنوان وارثت قبول کن

!عالیه

،تو پسر یوسن هستی

.شاگردِ شاگرد هوای جانگ هم هستی

،اگر شاگرد منم بشی

.این بی نهایت عالی میشه

،اگر بتونیم هر سه شاهکار رو یکی کنیم

.دوستیمون از بین نمیره

!عمو

.احمق، داری اشتباه خطابش میکنی

.استاد لونگ

استاد لونگ

عمو لونگ

زیشو، شمشیر لباس سفید دست توعه؟

.این آشغال رو از من جدا کن

ارشد لونگ، تو نمیتونی زنجیر آهنی .رو اینجوری از خودت جدا کنی

از اونجایی که مدت زیادیه اینجا زندانی ،هستی

گذرگاه های انرژیت ضعیف و خسته .هستن

اگر زنجیرها رو ببری، قدرت چی اصلیت .جریان مخالف پیدا میکنه

.اون قطعا بهت آسیب میزنه

برام مهم نیست

،بچه، بهم بگو

فایده ی زندگی طولانی تر چیه؟

،دوستام همه مردن

،عشقم از دنیا رفته

.و شاگردام همه مردن

!من چیزی توی این دنیا ندارم

.به یک استراحت ابدی احتیاج دارم

.استاد لونگ

!خواهش میکنم، لطفا ترکم نکن

.مردن که چیز مهمی نیست

.برای من به نوعی آزادی به حساب میاد

میدونی چیه؟

.بقا برای من یک معمای بزرگه

زیشو- استاد لونگ-

.زیشو، وقت زیادی برای من نمونده

خواهش میکنم

.لطفا اینو از من جدا کن

،اگر من با این آشغال بمیرم

،وقتی برادر رونگ رو بعد از مرگم ببینم

.از ملاقات باهاش شرمنده میشم

استاد لونگ

.خواهش میکنم زیشو

،زیشو

،زیشو

.تو براش اینکارو بکن

!استاد لونگ، خواهش میکنم نمیر

.من پسر خوبی میشم

تمام تلاشم رو برای یادگیری هنرهای .رزمی میکنم

کاخ چهار فصل و هیئت لونگ یوان رو

.بازسازی میکنم

استاد لونگ

جن یان، تو واقعا قصد نداری به عمو لونگ

درمورد هویت واقعی خودت بگی؟

برادر

آ شو، این چه مزخرفاتیه که میگی؟

تو چه مرگت شده؟

زده به سرت؟

،عمو لونگ

.خواهش میکنم خیالت راحت باشه

،خانواده جن هویت خودشون رو تغییر دادن

،از امور دنیوی فاصله گرفتن

.و باقی عمرشون رو در آسایش گذروندن

.پسرشون بزرگ شده

،اون پسر شیطونیه

.ولی آدم بدی نیست

.اون در هنرهای رزمی خیلی ماهره

واقعا؟

کار برادر چین بوده؟

بله

،استادم بهشون کمک کرد تا تغییرقیافه بدن

.و رد پاهاشون رو مخفی کنن

،پسرشون شاگرد استادم شد

.و اون برادر دوم منه

.این عالیه

.این واقعا عالیه

،عمو لونگ

عمو لونگ

.استاد لونگ

استاد

...عمو ون

.بهتره مزاحمش نشیم

.ازت ممنونم

،اگر درست حساب کرده باشم

،ارباب دیگه باید الان به شو رسیده باشه

،ولی چرا هیچ پیغامی نفرستاده

و منو با این احمق تنها گذاشته؟

!تو، احمق

چرا از تخت اومدی پایین؟

.بیا اینجا ببینم

!تو حق نداری از روی تخت بلند بشی

دکتر گفتش که تو فقط باید بخوابی تا .درمان شی

.تمام مدت باید دراز بکشی و تکون نخوری

آ شیانگ

خبرهای گردهمایی قهرمانان در کوهستان .جون به گوشم رسیده

،باید هرچه زودتر خوب بشم

.و به فرقه شمشیر باد آرام برم

کدوم آدم دهن لقی از فرقه کوهستان هوا اینو بهت گفته؟

!زبونش رو از دهنش بیرون میکشم

!انقدر عصبانی نباش

این تقصیر منه که با سوالام خسته شون .کردم

چیه؟ از تندخویی من بدت میاد؟

نه

،درسته که آدم تندخویی هستی

...ولی من میدونم که ته قلبت

!تو هیچی از من نمیدونی

.من از درون هم تندخو و کینه توز هستم

اگر دوباره از روی تخت بلند شی، پاهات .رو میشکونم

آ شیانگ، من باید به فرقه شمشیر باد .آرام برگردم

تو هم باهام میای؟

چرا باید باهات بیام؟

.اگه میخوای بری، خودت برو

.حتی اگر بمیری هم به من ربطی نداره

.من، من باید اربابم رو پیدا کنم

،پس، آ شیانگ

.من اول به فرقه شمشیر باد آرام برمیگردم

،وقتی فرقه ی من توی دردسر افتاده .نمیتونم آروم بشینم

.وقتی همه چیز تموم شد، برمیگردم

،آ شیانگ

.خیالت راحت باشه

مهم نیست که تو کجا باشی، تا وقتیکه من زندم

.باز پیشت برمیگردم

برای چی؟

.من حافظه خوبی ندارم

،وقتی پیشم برگردی

.احتمالا دیگه صورتت یادم نمیاد

.فرقه شمشیر باد آرام توی دردسر افتاده

چه اتفاقی براش افتاده؟

،قبلا احساس عجیبی داشتم

استادم و رئیس گائو دوستان صمیمی .همدیگه هستن

ولی اون چرا به محض اینکه به اینجا رسید

قبل از گردهمایی قهرمانان به فرقه برگشت؟

...منظورت اینه که

یعنی ممکنه که

استادت با زره لعابدار از اینجا رفته؟

.این چیزیه که من ازش میترسم

بهش فکر کن، اگر من به همچین نتیجه ای ،رسیدم

.بقیه هم میتونن همچین فکری بکنن

...میترسم که

پس تو باید به فرقه شمشیر باد آرام .برگردی

.آره، قطعا باید برم و وضعیت رو چک کنم

.اگه اشتباه کرده باشم که خیلی خوبه

من دیگه چیکار میتونم بکنم؟

.باید همراهیت کنم و باهات به اونجا بیام

.تو یک بی مغز مجروح هستی

،بدون حمایت من

،توی این دنیای فاسد

تو حتی نمیتونی یک حرکت کوچیک .انجام بدی

.بخورش

من دنبال این احمق میرم

تا بتونم درباره زره لعابدار برای ارباب .تحقیق کنم

.ارباب من رو برای اینکار مامور کرده

.وگرنه من که نمیخوام دنبال این پسر برم

،تو ناامیدم نکن

.و منم بهت پشت نمیکنم

،صاحب لیست پیمان شکنان

.موهای خاکستری، لباس قرمز

چیان چیائو، چرا متوجه نمیشی؟

جائو جینگ خیلی وقت نمیشه که رئیس ،اتحاد پنج دریاچه شده

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left