لومړۍ 200 کرښې.
قویتر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد
ترجمه شده توسط Shayan
.هیچوقت به طور کلی به قضیه نگاه نکرده بودم .نه تا امروز
عشق مشخصاً میتونه بهت .سرگیجه بده
خدای من، از کجا میشه شروعش کرد؟
جهان هستی 15 میلیارد سال ...پیش در نتیجهی
،انفجاری گسترده از انرژی خالص .پدیدار شد
مادهی گسترشیافته از این انفجار بزرگ .کهکشانهارو تشکیل داد
خورشید و سیارهها، بیشتر از 5 میلیارد ،سال پیش
از ابرهای چرخانی از مواد درون ستارهها .شکل گرفتن
میلیاردها سال دیگه طول کشید تا نخستین ... حیات
توی ترکیبیات کهن اتمسفر زمین .ایجاد بشه
.زندگی به مرور تکامل یافت
ارگانیسمهای تک-سلولی قابلیت تکثیر رو .یاد گرفتن و به موجوداتی پیچیدهتر تبدیل شدند
.اولش کف اقیانوسها ثابت بودند
و بعد از اون توانایی .حرکت و بینایی رو به دست آوردن
،صدها میلیون سال پیش
نیاکان نخستین ما به سمت .ساحل خزیدند
،دوزیستها راه تکامل خزندگان
.که مدتها روی زمین حکمرانی میکردن رو باز کردند
.و بعد از اون نوبت به پستانداران خونگرم رسید
بشریت در چند میلیون سال اخیر .گسترش پیدا کرد
،هزاران سال طول کشید
تا تمدنهایی که الان میشناسیم .به دوره جدید برسن
و 30 سال برای هری واشلو طول کشید تا .زوج مناسبشو پیدا کنه
،به نفعتونه دندوناتونو مسواک بزنید .وگرنه ممکنه ده هزار سال دیگه شما جای اون باشید
میخواید یه دلار بذارید این تو؟
.باشه. بیاید .هر کدوممون یکی
... بگیرید و بذاریدش توی دهن کوچولوی
ماموت پشمالوی منجمد شده توی یخ ...
،یک تیکهش رو میبریدن
،بعدش میذاشتن آب بشه .گرمش میکردن و بعدش میخوردن
آره، دقیقاً. برای خودشون .از ماموتهای پشمالوی یخزده آش درست میکردن
.مسئولیت این گردش علمی با منه، جناب
پنجتا میشه، درسته؟
.پلاستیک نمیخوام .ممنون
،زنی که لنگهش تو دنیا برام پیدا نمیشد .گذاشتم از چنگم در بره
.غرق کنمTar Pits انقدر حالم بد بود که میتونستم خودمو توی
.فکر میکردم دیگه هیچوقت نمیبینمش
.آمم، سلام - .سلام -
.سرنوشت چیز بامزهایه
سرنوشت ما دوتا باید به هم .گره خورده باشه، من و جولی
.اینا خیلی دست و پا بستهان .نمیتونم اینارو بخورم
،فکر کنم باید همهی اینارو بگیریم .ولی برای بردن
ازتون میخوام که برشون گردونید به .مین» و آزادشون کنید»
هزینهش چقدر میشه؟ - .هزار و دویست دلار -
هزار و دویست دلار؟
فکر کنم همیشه جزو اون دسته افراد .رومانتیک بودم
فقط کسی رو نداشتم که باهاش .جنبهی رومانتیک خودمو نشون بدم
.همه چیز دقیقاً همون طوری بود که باید باشه
منظورم اینه که، برای من پیدا کردن زنی ... هم سن و سال خودم
... که واقعاً میدونه «دیکی ولز» و «ورنون براون» کی هستن
باید یه جور برنامهی ماورایی پشت پرده .باشه
.بگو که خوشت اومده
،اون خیلی دختر محبوبیه .فقط یکم از مد افتاده
آوردن پدربزرگش، ایوان ... برای دیدن نوازندگی من
،گشت زدیم Miracle Mile اون ونی که باهاش توی
.زمانبندی خیلی مناسبی نداشت
.به نظرم الان زمان تغییره
... شاید دیگه باید از این که استاد تقلید
.از «گلن میلر» باشم دست بردارم
،توی یک مدرسهای مشغول آموزش بشم
ببینم خونهی خالی توی .ساختمونی که جولی زندگی میکنه پیدا میشه
این روزا خیلی از جوونایی که کار و بار درست و .حسابی دارن اینجا خونه میگیرن
.من 35 سال این جا زندگی کردم
شما توی کدوم ساختمون زندگی میکنید؟
... من اونجا زندگی میکنم، جولی هم
.من توی یه ساختمون دیگهام
میخواید براتون هات داگ بخرم؟
.من که نه - .چرا که نه، حتماً -
با یه مقدار خردل و کلم؟
.حتماً - .عالیه -
.خیلی بده که باید از این جا بری
خیلی بده که تو امشب .باید بری سر کار
.فقط تا نیمهشب
.خب، من که پایهام رقصو دوست داری؟
،نه .عاشق رقصم
!اوه، جولی
.خجالت نکش، عزیزم .برام معرفی کن
... امم - .هری واشلو هستم -
.من هم لوسی پیترز هستم، مادربزرگ جولی
تو ترامبون میزنی؟ - .بله خانم -
به هری کلی دربارهی .آشپزیتون گفتم
چرا نمیرید بالا غذا رو گرم کنید؟ .ما هم میایم بالا پیشتون
جولی، پس هات داگ چی میشه؟
.متاسفم، مامان بزرگ
هی، ... قضیه چیه؟
.اونا 15 ساله که با هم صحبت نکردن
.هنوزم مثل قدیم خیلی همدیگه رو دوست دارن
دعواشون باید خیلی شدید بوده باشه، نه؟
.حتی یادشون نمیاد سر چی دعوا کردن
!غرور مسخره
.قلب آدمو میشکنه
.بهتره بریم یه سری بهش بزنیم
.خب، وقت غذا سرو کردنه
،نظرت چیه منم بیام تو بشینم یکم قهوه بخورم؟
.و کار کردن منو ببینی؟ عمراً
.بیخیال - .نه -
.نه، برگرد به هتلت
،شیپورتو تر و تمیز کن .و یه چرتی بزن
.چون امشب به تمام انرژیت نیاز داری
.به نظرم بهتره برمو چرت بزنم
اوکی. 12 و ربع خوبه؟ - .آره -
.اوکی - .اوکی -
،قرار سوم، هری .چشماتو از حدقه در میآرم
.بــله. درست مثل دخترای قدیم
.جولی واشلو
.جولی، جولی، جولی
... امکان برقراری ارتباط تماس شما فراهم نمیباشد
هیچی؟
3:45...?
،بعد این همه مدت دختر مناسب رو پیدا کردی .و گند زدی توش
.عالیه، هری. گه توش
.فقط سه ساعت و نیم دیر رسیدم .مشکلی پیش نمیآد
!هی! شیاطین رباتی
.میتونید برید توی دبهی شاش اژدها غلت بزنید
!بیشتر از اینش برام مهم نیست خانم
.با من نمیتونید در بیفتید. با اسفنجی نه
اینجا قبلاً .بود Romeo's Time Square
.اهل باربیکیو هستی؟ من یه جای کوچیک توی «کرنشاو» دارم
.بهترین استیکهای محلو داریم - جولی این جاست؟ -
.Mel's Rib Hutch مغازهی
Hogly Pogly's Tyler Texas عزیزم، باربیکیوی .توی «پانوراما سیتی» از همهشون بهتره
پانوراما سیتی؟ اونجا کدوم گوریه؟ - .صبح بخیر هری، از دستش دادی -
.ساعتم زنگ نخورد .برق هتل قطع شده بود
!جدی
ناراحت شده بود؟ - تو بودی نمیشدی؟ -
.آره گوش کن، شماره تلفنشو داری؟
.توی دفترچه هست - .بیخیال -
.به اسم لوسی پیترز
.ولی اگه جای تو بودم الان بیدارش نمیکردم
چیزی میخوری؟
.آره. همون ساندویچ گوشت با نیمرو و یکم قهوه
.امشب یه خواب فوقالعاده دربارهی زنه دیدم
عه؟ چیکار میکرد؟ - .تقریباً همه کار -
.منظورم شغلش بود، هارلن - .یه جور هرزهی دلال -
.ساکت، اومد تو
.صبح بخیر- .صبح بخیر، فرد -
.اینم قهوهت
.اون فِرد پیر بیچاره رو گرفته تو مشتش
میشه خفهشی، هارلن؟ .خدای من
.شما با خانهی پیترز تماس گرفتهاید
.لطفاً با صدای بوق، پیام بگذارید
جولی، هریام. اونجایی؟
.گوش کن، واقعاً در این باره متاسفم .ولی اون طور که ممکنه فکر بکنی نیست
.ساعتم زنگ نخورد .راستشو میگم
برق هتل قطع شد .منم خواب موندم
خب، امم ... الان ساعت 4 صبحه و .ام Johnie's منم توی مغازهی
... اگر دوست داری میتونی بیای این جا
.بریم صبحونه شامپاینی چیزی بخوریم .خیلی عالی میشه
.وگرنه که، فردا بهت زنگ میزنم
.و، گوش کن .خیلی خیلی به خاطر این موضوع متاسفم
.شب خوش
.بابا، منم، چیپ چرا تلفن الان مشغول بود؟
.خدای من. ببین .باید بیدارت میکردم
!داره اتفاق میافته .باورم نمیشه
،ولی ما همین الان روی هدف متمرکزیم .پنجاه دقیقه شمارش معکوس
!خدایا، نمیفهمم چی به چیه .دیگه تحمل این مزخرفو ندارم
.ببخشید بابا، نباید فحش بدم
.ببخشید ولی این خودشه !خود خودشه! این همون اصل کاریه
Thor Arthur 66 ZZD
.بهت گفتم اگر به سرانجام برسه چی میشه !خب، این همونه
.چراش رو نمیدونیم اصلاً چرا باید بدونیم، نه؟
!واقعیه بابا! شوخی بردار نیست .موشکهامون رو تا 50 دقیقهی دیگه پرتاب میکنیم
.تا 5-10 دقیقهی دیگه میان میبرنمون
تا یک ساعت و 10 دقیقهی دیگه شما هم .پاسخش رو میگیرید. شاید هم 75 دقیقهی دیگه
دقیقاً داری دربارهی چی حرف میزنی؟
.دارم دربارهی جنگ هستهای لعنتی حرف میزنم
کی پشت خطه؟
بابام کجاست؟ .برو بابامو بیار
بابات؟ .ببین، این جا هیچ کس نیست
بابات قرار بوده کجا باشه؟ - .من از کجا بدونم -
.هستید Orange شما توی منطقهی .من توی داکوتای شمالیام
سرکاریه؟
.سرکاری؟ سرکاری؟! خدای من شمارهای که گرفتم 9411 254ـه؟
،آره، ولی گوش کن .این یه تلفن همگانیه
.یه دکهی تلفن توی یه کافیشاپ
این 714ـه؟ !من 213 رو گرفتم؟ لعنتی
.فکر کنم حرفامو شنیدن. لعنتی
.ای وای، دارن منو روی مانیتور نگاه میکنن .گه توش
excom من خودمو به خط .وصل کردم تا زنگ بزنم
.کونمو پاره میکنن ... به بابام بگو
بهش بگو که به خاطر اون تابستون .واقعاً متاسفم
... باشه؟ خودش منظورمو میفهمه - .خب، خب دیگه بسه -
این شوخیه درسته؟ - ... بله، آقا. نه آقا -
.من فقط داشتم مدارها رو چک میکردم، آقا !صبر کن، صبر کن
.از بخش امنیت هستم نیازی هست تماس رو ردیابی کنم؟
گوش کن، مسخرهبازی در آوردن این جوری .پای تلفن احتمالاً جرم حساب میشه
تو کی هستی؟ - من کیام؟ -
م، م، من ... ببین من .فقط کسیام که تلفنو برداشته
نمیدونم این الان شمارهی اشتباهیه یا سرکاریه .یا چی
چه بلایی سر چیپ اومد؟ اون داشت مسخرهبازی در میآورد دیگه، نه؟
هر چیزی که شنیدی رو فراموش کن .و برگرد بخواب
!هی
!هی
!اه، لعنت
.غذا داره سرد میشه .بذارش زیر نور
هی، لاندا، اگه بهت ،میگفتم بدن زیبایی داری
ازم شاکی میشدی؟
کی میخوای بزرگ شی، هارلن؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.